دو سطر زير ذره بين
در چند روز گذشته دومين مورد دور جديد دست اندازي به بافت تاريخي هم دوباره به نام شهرداري اردكان در حافظه تاريخي ما ثبت و ضبط شد. در اين باره زياد نوشته و صحبت شده است و من تنها در مورد دو سطري كه در يكي از وبلاگ هاي اردكان درباره علت و توجيه اين كار از سوي شهرداري مطرح شده است بحث دارم
اين دو سطر را به صورت كامل براتون ميارم و اگه خدا توفيق بده چند كلمه اي درباره اش توضيح مي دهم:
((گفته می شود شهرداری اردکان برای اینکه این محور گردشگری را به محور گردشگری آسیاب آبی دژگ متصل نماید اقدام به تخریب این خانه تاریخی کرده است.))
اول: اين جمله از سوي يك فرد و يا نهاد سوم شخص بدون ذكر نام شخص يا اشخاص حقيقي خاصي دكر شده است. در نتيجه تمام نتيجه گيري ها و گمانه زني هاي ما بر مبناي اين نقل قول سوم شخص است و اگر واقعا قضيه اينجور نبوده به بنيان بحث ما بر نمي خوره و بنده بي تقصيرم.
دوم: اين دو سطر از منظر حقوقي قابل پيگيري است و اگه يه وكيل زبده استخدام كني و ازش بخواهي كه در اين خصوص پيگير بشه ، به طور قطع و مسلم شهرداري محكوم خواهد شد.چرا كه به صورت كاملا مشهودي در اين دو سطر موضوع دخالت در اختيارات و حوزه فعاليت اداره ميراث فرهنگي اردكان به چشم مي خورد. متاسفانه ما كه از اين پول ها نداريم كه خرج كنيم تا يك وكيل حتي درجه 3 را براي اين كار استخدام كنيم.
سوم: در اينجا يك خلط مبحث اساسي وجود دارد و آن اين است كه اساتيد و كارشناسان زبده شهرداري اردكان همان نگاهي را به اين بافت تاريخي ارزشمند چند صد ساله دارند كه به بافت هاي نوساز و مدرن چند سال گذشته دارند. اونا فقط تخصصشون ازاد سازي و باز كردن راه هاي دسترسي بهتر و بيشتره . فكر كنم در آينده براي عبور مرور تريلي و كمر شكن و انواع ادوات سنگين هم در بافت تاريخي تدابير جالبي انديشيده بشود.
چهارم: در اين دو سطر توهين آشكاري به بدنه كارشناسي و تخصصي ميراث فرهنگي شده است.چرا كه اين بندگان خدا حتي طرف يك مشاوره ساده و ابتدايي قرار نگرفته اند تا نظراتشون در باره اين آزاد سازي مورد توجه قرار بگيره. به زبان خودمان كارشناسان ميراث يك مشت آدم علاف و بي سواد هستند كه حتي لياقت يك استعلام و مشورت ساده را هم نداره و البته مهمتر اينكه اينقدر مباحث حوزه ميراث الكي و پيازي است كه حتي يك سيگار فروش و لبو فروش هم مي تونه در اين حوزه وارد بشه و نظرات كارشناسي خودش را بگه.
پنجم: بر مبناي اين دو سطر نتيجه مي گيريم كه نسل گذشته ما كه بافت تاريخي را اينگونه طراحي كرده اند ، يك مشب آدم علاف و بيكار بودند كه اين فضاهاي تو در تو و متراكم را در كنار هم ساخته اند و يكي نيست به ارواح اين درگذشتگان بگه ، باباجون نونت كم بود آبت كم بود كمي اين ساختمان ها را گله گشاد تر و باحال تر مي ساختي.. جا قحط بود كه اينجوري ساختي. در نتيجه شهرداري اردكان براي اينكه بياد و اشتباهات مكان يابي و ساختاري اين نسل گذشته بي كار و علاف و بعضا بي سوادش را اصلاح بكنه تا مبادا توريست ها و گردشگرها به او و اجداد گذشته اش ليچار و متلك بار نكنند در يك اقدام خداپسندانه و دلسوزانه و براي يك نيت خير اومده و اين دخالت ها را در بافت كرده است.
ششم: شهرداري با اين كارش اصلا همه چيز را به بازي گرفته است. بابا تخصص كيلويي چند. معلوم نيست اين كارشناساي بي خاصيت حوزه ميراث فرهنگي اين همه درس خودند كه چي بشه و ما كارشناس هاي زبده شهرداري كه ايشالله در آينده در همه شئون جامعه نظرات كارشناسي خود را پرتاب خواهيم كرد ، تنها در عرض چند ساعت به اجتهاد لازم رسيديم كه اين كار را بايد بكنيم و انجامش هم داديم. نتيجه اخلاقي اينكه اين همه دانشگاه و دانشكده كه براي موضوعات معماري و مرمت و باستان شناسي و مطالعات شهري و طراحي شهري و طراحي محيط زيست و قس علي هذه در طول اين چند سال بنيان گرفته فقط ريختن پول بيت المال در چاه فاضلاب بوده وگرنه اين موضوعات ساده و پيش پا افتاده كه اينقدر ارزش نداره اين تعداد آدم برن و عمرشون را تلف كنن.
هفتم: يك اصل كلي است كه تا آب گل آلوده تو سعي كن ماهي خودت را بگيري و استفاده خودت را ببري . و چه زماني باحال تر از اين موسم كه هنوز مديريت جديد ثبات پيدا نكرده و توبره ميراث هم از هر زمان خالي تره. اشكال هم نداره اين چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده هم كه شهرداري الان خراب كرده ، يه روزي خودش درست كرده و اساس اين وسط ميراث هيچ كاره است و اصلا نمي تونه ادعايي داشته باشه.






















































































علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی