جسد سگي در زير برف
تصوير خود گويا است. سگي كه مرده و بارش برف اينگونه قابي از نعشش ساخته است.نمي دانم كه آيا قبل از بارش ها مرده و يا اينكه نيمه جان بوده و از شدت سرما يخ زده حيوونكي.
اين صحنه تاثير بدي رويم گذاشت. يك حالت انزجار. اصلا زيبايي شناسي برايم نداشت. با اينكه سپيدي برف چشمان از حدقه درآمده اش را مخفي كرده بود ولي خب مي شد حدس زد كه چه وضع فجيعي داشته است.
حكايت اين نعش سگ حكايت بعضي آدم هاي زمانه ما است ، هرچه هم كه ذات پليد و افكار مغشوش خود را در ظاهري اراسته و حق به جانب پنهان كنند ، باز هم روزي دستشان رو مي شود چرا كه روزي اين پوشش هاي موقتي و بزك كرده آب مي شوند و چهره واقعي و منزجرشان را رخ مي نمايانند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:14 توسط محسن میرجانی ارجنان
|
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی