بازگشت همه به سوی اوست

بازگشت همه به سوی اوست


نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید

چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید

 

نشان داغ دل ماست لاله‌ای که شکفت

زسوگواری زلف تو این بنفشه دمید



امروز یکی از بدترین روزهایی بود که من تا به امروز تجربه کردم که هنوز باورم نشده است.

دیروز صبح با خبر شدیم دو تن از همکار گرانقدر مان آقای محمد بهشتی باستان شناس و عضو هیات علمی پژوهشکده باستان شناسی کشور  و آقای دینیار شهزادی پیشکسوت باستان شناسی استان یزد دعوت حق را لبیک گفتند و به دیار باقی شتافتند.

این ضایعه را به همه همکاران و جامعه باستان شناسی تسلیت عرض می نمایم.


مراسم یادبود دکتر محمد بهشتی و مهندس دینیار شهزادی 92/7/29 ساعت 15/30 در حسینیه ارگ واقع از طرف اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد در خیابان فرمانداری برگزار می گردد.




تصویر عجیب نخستین CD تاریخ

دانشمندان نخستین سیستم ذخیره سازی داده در جهان را کشف کرده اند.
به گزارش جمهوریت،  به نقل از باشگاه خبرنگاران ،گوی های سفالی پنج هزار و 500 ساله که از دل خاک های ایران بیرون کشیده شده، نخستین ابزار آلات ثبت اطلاعات در بین النهرین بوده است.این گوی های سفالی که اغلب "پاکت نامه" خوانده می شدند و 200 سال پیش از اختراع خط ساخته شدند، در دهه 1960 از زیر زمین حفاری و بیرون کشیده شده اند.
این گوی های مهر و موم شده و حاوی نشانه هایی در انواع شکل های هندسی است که از اندازه توپ گلف تا اندازه توپ بیس بال متفاوتند.محققان برای مشاهده درون بیش از 20 نمونه از این گوی های رسی که اواخر 1960 از منطقه چغامیش در غرب ایران از دل خاک بیرون آورده شده، از سی تی اسکن و مدل سازی سه بعدی استفاده کردند.
این گوی های سفالی حدود پنج هزار و پانصد سال پیش یعنی زمانی که شهرهای اولیه در بین النهرین در حال شکوفایی بودند ساخته شده اند." کریستوفر وودز" استاد موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو در سخنرانی در موزه رویال آنتاریو در تورنتو گفت: این گوی های سفالی نخستین سیستم ذخیره سازی داده جهان قلمداد می شوند.محققان مدتها بر این باور بودند این گوی های سفالی برای ثبت تراکنش های اقتصادی استفاده می شدند.
این تفسیر بر اساس آنالیز یک گوی سفالی سه هزار و 300 ساله صورت گرفته است که در منطقه بین النهرین موسوم به "نوزی"(در نزدیکی شهر کرکوک در عراق امروزی) یافت شد. در آن گوی سفالی 49 سنگ ریزه و یک متن قرارداد به خط میخی وجود داشت که به یک چوپان دستور می دهد تا از 49 گوسفند و بز نگهداری کند.
اما این که چگونه این وسایل در زمان های پیش از تاریخ یعنی در زمان پیش از ابداع خط، کاربرد داشته اند هنوز یک راز است و اینکه چگونه مردم اعداد و نوع کالای مورد تبادل را بدون کمک خط ثبت می کردند نیز هنوز ناشناخته مانده است.
محققان دریافته اند که نشانه های درون این گوی ها در 14 شکل مختلف بودند از جمله کره، هرم و بیضی، عدسی و مخروطی.این اشکال به جای نشان دادن کل کلمات، می تواند نشانه اعداد متصل شده به سیستم های اندازه گیری مورد استفاده در محاسبه انواع مختلف کالا باشد.

گزارشی از کارگاه اموزشی دکتر غروی در حوض عباس اردکان

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

بعد الظهر شنبه به همت جمعیت هلال احمر اردکان و همکاری انجمن حامیان میراث کهن اردکان یک کارگاه اموزشی به مناسبت آغاز هفته کاهش اثار بلایای طبیعی در محل مجموعه مذهبی و تاریخی حوض عباس برگزار شد.مدرس این دوره اموزشی آقای دکتر غروی از کارشناسان خبره و قدیمی امداد و نجات کشور بودند. ایشان از جمله کارشناسان و متخصصان حوزه امداد و نجات کشور هستند که در سطح جهان از معروفیت و اعتبار خوبی برخوردارند و شاید اگر به یکی از افتخارات ایشان که کسب مدال افتخار فلورانس نایتینگل از صلیب سرخ جهانی است اشاره کنیم ٬ برای نشان دادن درجه استادی و تبحر و اعتبار بین المللی ایشان کافی باشد..جلسه قرار بود که راس ساعت ۴ بعد الظهر برگزار شود که مثل همیشه با تاخیر و در حدود ساعت ۴:۳۰ دقیقه بعد الظهر برگزار شد.

در ابتدای جلسه اقای کمال ابادی مسئول جمعیت هلال احمر اردکان ضمن خوش امد گویی به حضار ٬ بخشی از رزومه و کارنامه حرفه ای استاد غروی را برای حاضرین در جلسه عنوان نمودند.و بعد از این معارفه مختصر و مفید ٬ اقای دکتر غروی پشت تریبون قرار گرفتند.ابتدا برای ایجاد همذات پنداری بهتر با مخاطبین خود از قالب رسمی کت و شلواری خارج شده و گرمکن امداد و نجات هلال احمر را پوشیدند.

دکتر غروی در ابتدا با تسلیت شهادت امام محمد باقر ٬ برگزاری این جلسه را در مکان حوض عباس را به فال نیک گرفتند و با اشاره به معنویت حاکم بر شهر اردکان و حضور در این جمع اظهار خرسندی کردند.مدخل بحث ایشان ارائه تعریفی مختصر و مفید از بلایای طبیعی در ایران بود که از حاضرین در جلسه برای این مهم کمک خواستند.هر یک از حاضرین به فراخور اطلاعات ذهنی خود کمی به بحث وارد شدند و البته قرار شد که هرکش از حضار یا شهروندان که بتواند مجموعه کامل ۲۲ بلایای طبیعی در ایران را نام ببرد ٬ جایزه ای به رسم یادبود از ایشان و جمعیت هلال احمر اردکان دریافت کند.

بعد از این بحث مقدماتی ٬ دکتر غروی با ارائه مثال های قابل فهم ٬ شرایط ویژه زمین ریخت شناسی و تکتونیکی ایران را برای حضار توضیح دادند. ایشان با اشره به واقع شدن ایران در کمربند زلزله خیز جهانی که از الپ شروع می شود و به کوه های هیمالیا ختم می شود ٬ ایران را نقطه کانونی و گرانیگاه این کمربند زلزله خیز توصیف کردند.به اعتقاد دکتر غروی علی رغم این موقعیت خطیر زمین شناسی که از یک سوی تحت فشار صفحه اوراسیا و شبه قاره هند است و از سویی دیگر صفحه عربستان آن را تحت فشار قرار داده است ٬ از نبود آگاهی و روند های اموزشی در این زمینه در کشور به شدت انتقاد کردند.به نظر ایشان مقوله اموزش در کلیه زمینه ها در ایران امری پیش پا افتاده و کم اهمیت تلقی می شود و با کمی جدی گرفتن و اموزش صحیح در موضوع کمک های اولیه و مقاوم سازی بافت های تاریخی و شهری می توان از بسیاری از فجایع و تلفات انسانی جلوگیری کرد.ایشان با اشاره به زلزله های مهیبی که از دهه چهل خورشیدی در ایران به وقوع پیوسته و تلفات سنگینی بر جای گذاشته است ٬ معتقد است که این بلایای طبیعی هیچ گاه باعث یک حرکت عظیم و فراگیر ملی برای بالا بردن سطح اگاهی مردم ایران نشده است.ایشان با ذکر مثالی در مورد یکی از روستاهای حاشیه شهر سرعین اردبیل موسوم به کلخوران بیند ٬ به نقش اموزش صحیح در میان اقشار این روستا برای مقابله با بلایای طبیعی اشاره کردند.

در ادامه دکتر غروی به تعدادی راهکار برای مقاوم سازی بافت های تاریخی و برخی اقدامات اولیه برای امادگی در برابر حوادث غیرمترقبه اشاره کردند.امکان ایجاد یک فضایی برای نگهداری جیره خشک ٬ در دسترس بودن برخی وسائل مانند سوت و سایر وسائل اطلاع رسانی و ایجاد تهویه در هنگام فرو ریزی اوار از جمله راهکارهای ایشان بود.در بخش پایانی این کارگاه با اصرار دوستان حاضر در جلسه دکتر غروی شیوه کمک های اولیه سی پی ار و تنفس مصنوعی را به صورت عملی برای حاضران در جلسه اجرا کردند که بسیار مفید بود و اموزنده.

حواشی جلسه:

۱: فقدان دستگاه ویدئو پروژکتور خیلی احساس می شد. و اگه تدابیر لازم برای نصب و راه اندازی این سیستم وجود داشت و دکتر غروی می توانست این اطلاعات شفاهی خود را در قالب موارد تصویری بیان کند ٬ تاثیر آن دو چندان می شد.

۲: بیان بسیار رسا و به جای ایشان خیلی عالی بود. به طوری که همه را میخکوب کرده بود. استفاده از لحن های متفاوت و قالب طنز در ارائه مطالب لطف کلام ایشان را صد چندان کرده بود.گویی که یکی از میان جمع و بدون هیچ گونه مرتبه و تفاوتی برای بقیه دوستانش صحبت می کند.

۳: احاطه ایشان به قران و ایات و روایات هم برایم جالب توجه بود. فردی در سطح ایشان با ذکر ایاتی از قران و احادیث ائمه به غنی تر کردن بحث های خود کمک می کردند.

۴: سخن تلخ و همراه با کنایه دکتر از استقبال کم برای این کارگاه اموزشی هم در جای خود جالب توجه بود. به قول دکتر موضوعی با این درجه اهمیت بایستی مورد حمایت همه اهالی شهر قرار می گرفت و نه تنها در حد ۴۰ تا ۵۰ نفر. البته شاید هم تبلیغات میدانی و مجازی کافی ای برای این امر صورت نگرفته بود . ولی واقعیت این است که جامعه شهری اردکان از این قبیل مراسم ها استقبال چندانی نمی کنند و نمونه اش هم بزرگداشت دکتر صفی نژاد در محل کتابخانه حائری اردکان بود.

۵: دکتر غروی کلیه نشان ها و مدال های جهانی خود را به موزه استان قدس رضوی اهدا کرده است ولی در این میان جایزه معتبر و مدال زرین فلورانس نایتینگل که از صلیب سرخ جهانی دریافت کرده اند از دیگر جوایز و مدال های معتبر ایشان از اهمیت ویژه تری برخوردار است.

۶: در هنگام اجرای روش سی پی ار دکتر غروی انچنان ساده و عامه فهم صحبت می کردند که هر کس با هر درجه علمی و تحصیلی که داشت می توانست به طور کامل کلیه مطالب را بگیرد.

۷: دکتر غروی با بیان اینکه همین دیشب هم که در اتاق ۱۰۱ هتل باغ سرا اسکان داشته اند ٬ یک جفت دمپایی را زیر بالش خود گذاشته و خوابیده اند ٬ تاکید کردند که هر زمانی ما باید منتظر وقوع حوادثی چون زلزله باشیم و بایستی این امادگی را همیشه حفظ نماییم.

۸: پوشش خبری و تصویری در حد شان این جلسه پیش بینی نشده بود و کلا این جلسه خیلی زیبا تر و شکیل تر می شد برگزار بشود. ولی در همین حد و بضاعت هم بایستی از زحمات اقای کمال ابادی و همت بچه های انجمن حامیان میراث کهن اردکان تشکر و قدردانی کرد.همچنین جا دارد از جلال احسان زاده( حوت) هم تشکر کنم که تا ساعتی قبل از جلسه تلاش فراوان کرد تا لااقل ساکنان بافت تاریخی را در این مکان گرد بیاورد که البته ظواهر امر نشان داد که او در تلاش خود ناکام مانده بود.

 در ادامه به گزارش تصویری این مراسم توجه فرمایید

عکس ها از محمد میرجانی ارجنان

 تهیه و تدوین گزارش: محسن میرجانی ارجنان عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان

نامه اعتراض محمد علی نجفی به یونسکو

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نامه‌ای به مدیرکل یونسکو، با اشاره به از بین بردن کاشی های چند صد ساله پارسی زبان مقبره نظامی نسبت به سیاست پارسی زدایی کشور آذربایجان اعتراض کرد.

به گزارش جمهوریت، به نقل از فارس، محمدعلی نجفی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نامه ای به بوکوا مدیرکل یونسکو، اعلام کرد:  سیاست پارسی زدایی کشور آذربایجان چند سالی است که گریبان تاریخ ادبیات و مشاهیر به نام ایرانی را گرفته است و جدیدترین نمونه آن هم حذف اشعار فارسی نظامی گنجوی از مقبره او در آذربایجان است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در ادامه از بین بردن کاشی های چندصد ساله به زبان پارسی مقبره نظامی را که به منزله دلیل و برهانی قاطع بر هویت اصیل بنای تاریخی مقبره این شاعر بزرگ پارسی گو است، اقدامی غیرقابل درک توصیف کرده و تصریح کرده است: این اقدام به مثابه رویکردی غیر فرهنگی و بدون توجه به تقارب فرهنگی است.

نجفی با تاکید بر اینکه از بین بردن کاشی های چندصد ساله  به زبان پارسی مقبره نظامی به هیچ وجه نمی تواند روح حاکم بر هویت و جایگاه اصیل این شخصیت را مخدوش کند، مراتب اعتراض خود را به این اقدام کشور آذربایجان ابراز داشته و تاکید کرده است: درخواست ما از یونسکو به عنوان متولی اصلی امور فرهنگی در عرصه بین المللی، اقدام فوری نسبت به توقف این عمل غیرفرهنگی و برگرداندن آن به شکل اولیه است.

شیر دال و دیپلماسی فرهنگی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

اولین سفر اقای رکتر روحانی رئیس جمهور ایران به نیویورک همراه با حاشیه های فراوانی بود.از تطق تاریخی ایشان گرفته تا شکستن تابوی چندین ۳۵ ساله گفتگوی مسئولان نظام در سطح وزای خارجه و ریاست جمهوری که البته بازخورد های متفاوتی در رسانه های داخلی ما داشتند.اما شاید موضوعی که کمتر بدان پرداخته شد و در این هیاهوهای سیاسی مغفول ماند ٬ بحث استرداد یک شیء تاریخی موشوم به شیردال بود.

این شیء تاریخی که در سال ۲۰۰۳ میلادی به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده و به امریکا انتقال داده شده بود.در ابتدای امر برخی از جریانات سیاسی که در طول هشت سال گذشته چنبره اقتدارشان کمر میراث را شکسته بود شروع به موضع گیری های غیرمنصفانه و توام با کم اهمیت شمردن این اقدام کردند و سریع به گزینه جعلی بودن این اثر پرداختند.افرادی چون حمید بقایی که خود در زمان سکانداری مدیریت میراث فرهنگی ضربات جبران ناپذیری بر پیکره میراث زده بودند ٬ به یکباره دایه مهربان تر از مادر شدند و ضمن تاکید بر جعلی بودن این اثر ٬ مدعی شدند که اقای دکتر نجفی می بایست پیگیر بازگشت الواح هخامنشی امانت گذارده شده در انستیتوی شیکاگو می بود و نه اینکه کل حرکت دیپلماسی فرهنگی خود را معطوف به بازگرداندن یک شیء ای کند که در اصالت آن تردید جدی وجود دارد.البته این قبیل موضع گیریهای همراه با حب و بغض از سوی مسئولان کنونی میراث فرهنگی کشور بی جواب نماند و هم اقای دکتر نجفی و هم اقای دکتر حجت در موضع گیری های رسمی و غیر رسمی بدان پرداختند.دکتر نجفی با استناد به مشاوره های علمی صورت گرفته مدعی شد که این اثر اصیل است و منبع و مرجع خود را اظهارات ماسکارلا باستان شناس معروف امریکایی قرار داد و اقای دکتر حجت پا را از این هم فراتر نهاد و با اعلام اینکه بر فرض جعلی بودن این اثر ٬ این پروسه شکل گرفته به نوعی یک نمادی از یک شروع همکاری بین مسئولان فرهنگی دو کشور است تا بتوانند در اینده نزدیک به موضوعات مهمتری در خصوص استرداد اموال فرهنگی ایران در امریکا بپردازند.در واکنشی دیگر به موضوع استرداد شیردال اقای احمد مسجد جامعی در مصاحبه ای با هفته نامه اسمان با اشاره به اهمیت دیپلماسی فرهنگی در جهان که گاه موجبات حرکت های عمیق و وسیعی در مباحث سیاسی نیز می شود ٬ خاطر نشان کردند که با وجود مزیت نسبی ایران در حوزه فرهنگی در جهان ٬ می توان از این ابزار برای هرچه بهتر شناساندن فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی پرداخت و البته ایشان پا را هم از این موضوع فراتر نهاده و با اشاره به دیپلماسی فرهنگی شهری ٬ شهرهای بسیاری از ایران را واجد شرایط مساعد برای شروع روندی برای بهتر شناساندن فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی دانستند.

به هر روی اگر همه احتمالات ممکن را در خصوص اصالت یا عدم اصالت شیردال مسترد شده در ایران را به کناری نهیم ٬ آنچه که مسلم است ٬ این حرکت مبارک را باید به فال نیک بگیریم و در جهت عمق بخشیدن و توسعه اینگونه رفتارها که منجر به بازگردانیده شدن میراث های عظیم ایرانی در خارج از کشور است استفاده نماییم.البته این موضوع از زاویه ای دیگر نیز قابل بحث است و آن اینکه چون در آمریکا نهاد ها و موسسات موزه ای به نوعی دارای استقلال داخلی هستند ٬ انجام مذاکرات و ارتباطات پیوسته با این نهاد های نیمه مستقل به نوعی کمک به یک دیپلماسی عمومی و ایجاد یک تماس دائمی با مجموعه ای از جامعه امریکا و غرب است که نگاه آنها خیلی سیاسی و منفعت طلبانه نیست و با توجه به علایق فرهنگی مشترک بین این نهاد ها و حوزه میراث فرهنگی ایران می توان امیدوار بود که چالش های فی مابین با سهولت بیشتری رفع و رجوع شود.با نگاهی به رفتار دولتمردان کشورهای مختلف می توان به اهمیت دیپلماسی فرهنگی پی برد به عنوان نمونه حرکت نمادین سید محمد خاتمی در اهدای یک قطعه خشت شش هزار ساله از محوطه باستانی ازبکی ایران و همچنین تاکیدات مکرر شخصی چون بنیامین نتانیاهو که کشور جعلی و خودساخته و قوم خود را میراث دار تمدنی چهار هزار ساله می داند ٬ از جمله مهمترین بازخوردهای اینگونه دیپلماسی در جهان هستند.پر بیراه نیست که کشورهای مختلف جهان با تلاش های پیدا و پنهان خود در جهت هویت سازی جعلی دست به چه اقداماتی که نمی زنند.ترکیه به راحتی و مثل اب خوردن حضرت مولانا را که حتی یک مجموعه شاخص شعر ترکی ندارد را به نام خود ثبت می کند و یا جمهوری اذربایجان با تخریت کتیبه های پارسی مقبره حکیم نظامی  و جایگزین کردن کتیبه های ترکی اذری به جای آن٬ او را شاعری اذربایجانی جا می زند و قرار هم است که با صرف مبالغ هنگفتی چندین مجسمه از این شاعر پارسی گوی ایرانی را در شهر های معظم دنیا برپا کند و او را یکی از مفاخر ادبی و علمی کشور خود جابزند و حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و با استناد به اشعار پارسی نظامی سعی دارد مالکیت معنوی ورزش چوگان را هم به نام خود بزند.

انتشار نخستین تصاویر از نصب کتیبه های جعلی در بنای ارامگاه نظامی گنجه ای

کشور امارت متحده عربی که هنوز تصاویر بسیار موثقی از آن در ۴۰ تا ۵۰ سال گذشته بر جای است که یک ساختمان و بنای درست و درمانی در این شیخ نشین های مستعمره انگلستان نداشته اند َ حال با پروریی تمام بادگیر میراث باستانی و تاریخی ایران را که ثمره اوج خلاقیت استادکاران ایرانی برای ایجاد شرایط مناسب زندگی در بسیاری از مناطق گرم و خشک ایران می باشد ٬ را جزیی از میراث معماری خود می داند و با تبلیغات وسیع و ایجاد ابنیه های متعدد که این ساختار معماری ایرانی در آنها نمود پیدا کرده اقدامات متعددی برای ثبت جهانی این اثر به نام کشور امارت را در حال انجام دادن است.

سرقت میراث معماری ایران در روز روشن

و این هم کشوری که ۵۰ سال قبل به زور می توانستی یک بنای درست و درمان در آن پیدا کنی

انجمن حامیان میراث کهن اردکان با مشارکت هلال احمر برگزار می کند

کارگاه اموزشی چگونگی مواجهه با حوادث در بافت قدیم

مکان : مجموعه تاریخی و مذهبی حوض عباس

زمان شنبه مورخ ۲۰ مهر ماه راس ساعت ۴ بعد الظهر

 

از آلیس مونرو تا کنزابورو اوئه • برندگان نوبل ادبی در دو دهه گذشته.

آلیس مونرو (برنده نوبل ادبی ۲۰۱۳)

آکادمی علوم سوئد جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۳ را به آلیس مونورو، نویسنده کانادایی، اهدا کرد. اعضای آکادمی در اطلاعیه خود خانم مونرو را "استاد داستان کوتاه معاصر" لقب دادند.

مو یان (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۱۲)

مو یان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان چین به شمار می‌‌آید. او بخاطر نگارش رمان‌های تاریخی و بکارگیری عناصر افسانه‌های چینی در داستان‌هایش شهرتی منحصر به فرد دارد. برخی منتقدان وی را خالق "رئالیسم توهمی" می‌دانند. مو یان با انتشار رمان «ذرت سرخ» در سال ۱۹۸۷ آوازه‌ای جهانی یافت. تا کنون چند داستان کوتاه از او به فارسی ترجمه شده است.

توماس ترانس‌ترومر (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۱۱)

جایزه نوبل ادبی سال ۲۰۱۱ به توماس ترانس‌ترومر، شاعر و نویسنده هشتاد ساله سوئدی، تعلق گرفت. کمیته ادبی نوبل در توضیح این گزینش گفته است: «ترانس‌ترومر ما را از میان تصاویر فشرده و پررنگ و لایه به راه‌های منتهی به واقعیات هدایت می‌کند.» گزیده‌ای از آثار ترجمه‌شده‌ی او به فارسی: «مجمع‌الجزایر رویا (مجموعه اشعار)».

ماریو بارگاس یوسا (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۱۰)

ماریو بارگاس یوسا در سال ۱۹۳۶ در پرو به دنیا آمده و یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی محسوب می‌شود. آکادمی نوبل از یوسا به عنوان خالق آثاری نام برده که در آن وی به "ترسیم پیکره‌های قدرت" پرداخته و نگاه نافذی به "مقاومت، طغیان و شکست فردی" دارد. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «سردسته‌‌ها»، «سال‌های سگی»، «جنگ آخرالزمان»، «مرگ در آند»، «موج‌آفرینی».

هرتا مولر (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۹)

هرتا مولر در سال ۱۹۵۳ در یک روستای آلمانی‌زبان در غرب رومانی به دنیا آمده و همه‌ی آثار او به زبان آلمانی هستند. طبق اعلام آکادمی نوبل، هرتا مولر نویسنده‌ای است که "با تمرکز بر شعر و نثر ساده، دورنمای زندگی کسانی را که زندگی‌شان مصادره شده به تصویرمی‌کشد". اثر ترجمه شده‌ی او به فارسی: «سرزمین گوجه‌های سبز».

ژان‌ماری گوستاو لوکلزیو (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۸)

لوکلزیو در سال ۱۹۴۹ به دنیا آمده و از نویسندگان معاصر فرانسه محسوب می‌شود. آکادمی سوئد او را نویسنده‌ا‌ی با ریشه‌ی اروپایی ولی شهروند جهانی نامیده است. لوکلزیو تا کنون بیش از ۳۰ کتاب به صورت جستارها، داستان‌های کوتاه و رمان منتشر ساخته و افزون بر آن، در کار ترجمه‌ی اسطوره‌‌شناسی هندی نیز دست دارد. اثر ترجمه شده‌ی او به فارسی: «بیابان».

دوریس لسینگ (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۷)

دوریس لسینگ در سال ۱۹۱۹ در کرمانشاه ‌به دنیا آمد و پس از مدتی با خانواده خود به منطقه‌ای در جنوب آفریقا مهاجرت کرد که اکنون زیمبابوه نام دارد. پدیده‌ نژادپرستی و مبارزه با آن و نیز رابطه زن و مرد از جمله موضوعاتی است که این نویسنده ‌بریتانیایی در آثار خود به آن‌ها پرداخته. گزیده‌ای از اثار ترجمه‌شده‌ی او به فارسی: «رهنمودهایی برای نزول در دوزخ»، «فرزند پنجم»، «چال مورچه»، «علف‌ها آواز می‌خوانند».

اورهان پاموک (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۶)

اروهان پاموک در سال ۱۹۵۲ در استانبول به دنیا آمد. از دید منتقدان ادبی کمتر نویسنده‌ی معاصری تا به این حد در جستجوی ریشه‌های تاریخی شرق در غرب و رد پای غرب در شرق بوده است. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌‌ی او به فارسی: «قلعه سفید»، «زندگی نو»، «نام من سرخ»، «چهره پنهان».

هارولد پینتر (برنده‌‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۵)

هارولد پینتر نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان بریتانیایی در سال ۱۹۳۰ در لندن به دنیا آمد. او ترس را که نیروهای مرموز و ناشناخته در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها پدید می‌آورند موضوع اصلی کار خود قرار داد و افزون بر آن به ارتباط و پیوندهای انسانی پرداخت. پینتر در دسامبر سال ۲۰۰۸ از جهان رفت. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «بازگشت به خانه»، «خیانت»، «پیشخدمت»، «وقت ضیافت» و «جشن تولد».

الفریده یلینک (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۴)

الفریده یلینک در سال ۱۹۴۶ در اتریش متولد شد و نخستین رمان خود را در سال ۱۹۷۰ منتشر کرد. او که در آثار خود به موضوع‌های سیاسی‌ اجتماعی می‌پردازد، دهمین زنی بود که توانست جایزه نوبل ادبی را از آن خود کند. از دید کمیته نوبل الفریده یلینک در آثارش از زبانی خاص برای بیان کلیشه‌های جذاب جامعه استفاده می‌کند.

جان ماکسول کوئتزی (کوتسی) (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۳)

کوئتزی که تباری هلندی دارد و در سال ۱۹۴۴ در آفریقای جنوبی به دنیا آمده، با انتشار نخستین اثرش «سرزمین‌های گرگ و میش» در سال ۱۹۷۴ سر زبان‌ها افتاد. به گفته‌ی او، راه سومی میان حرف زدن و سکوت وجود دارد و آن ادبیات است. گزیده‌ای از آثار او به فارسی: «آقای فو»، «سرزمین‌های گرگ و میش»، «در انتظار بربرها»، «کودکی»، «عصر آهن».

ایمره کرتس (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۲)

ایمره کرتس درسال ۱۹۲۹ در بوداپست، پایتخت مجارستان، به دنیا آمد. به ویژه پس از فروپاشی بلوک شرق، شهرت کرتس در پی ترجمه‌ی آثارش به زبان‌های مختلف فزونی گرفت. کمیته نوبل از کرتس به عنوان نویسنده‌ای یاد کرده که در نوشته‌های خود بر تجربه‌ی شکننده‌ی فرد در برابر خودکامگی وحشیانه‌ی تاریخ صحه می‌گذارد. اثر ترجمه شده‌ی او به فارسی: «رمان پلیسی».

وی‌. اس. نایپل (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۱)

نیاپل در سال ۱۹۳۲ در ترینیداد به دنیا آمده و تباری هندی دارد. این نویسنده‌ی بریتانیایی به نقاط گوناگون جهان از جمله ایران سفر کرده و افزون بر رمان‌های متعدد، سفرنامه‌هایی نیز منتشر کرده است. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «خانه‌ای برای آقای بیسواس» و «خم رودخانه».

گائو شینگجیان (برنده‌ی نوبل ادبی ۲۰۰۰)

گائو شینگجیان که در سال ۱۹۴۰ در چین به دنیا آمد، در اواسط دهه‌ی هشتاد میلادی پس از مدتی اقامت در آلمان راهی فرانسه شد و پس از فاجعه‌ی میدان صلح آسمانی در پکن در سال ۱۹۸۹ به فرانسه پناهنده شد. او اکنون نیز تابعیت این کشور را دارد. اعطای نوبل ادبی به شینگجیان خشم دولت چین را برانگیخت. اثر ترجمه‌ی شده‌ی او به فارسی: «کوهسار حجان».

گونتر گراس (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۹)

گونتر گراس که علاوه بر نویسندگی در عرصه گرافیک و پیکرتراشی نیز شهرت دارد، در سال ۱۹۲۷ در شهر گدانسک (آلمانی: دانتسیگ) به دنیا آمد. از دید آکادمی نوبل، گراس چهره‌ی از یاد رفته‌ی تاریخ را با داستان‌هایش ترسیم کرده است. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «طبل حلبی»، «قرن من»، «موش و گربه»، «آوای وزغ»، «در حال پوست کندن پیاز».

ژوزه ساراماگو (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۸)

ژوزه ساراماگو در سال ۱۹۲۲ در نزدیک لیسبون، پایتخت پرتغال، به دنیا آمد. شهرت ساراماگو در ایران با انتشار کتاب «کوری» آغاز شد که تا کنون در سه ترجمه مختلف روانه بازار شده است. ساراماگو در سال ۲۰۱۰ از دنیا رفت. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ای او به فارسی: «کوری»،«سال مرگ ریکاردو ریس»، «بلم سنگی»، «انجیل به روایت عیسی مسیح»، «همه نام‌ها»، «بینایی».

داریو فو (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۷)

داریو فو که در سال ۱۹۲۶ به دنیا آمده، یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان ایتالیا محسوب می‌شود و افزون بر نویسندگی به کارگردانی، طراحی صحنه و لباس و بازیگری نیز پرداخته است. او به خاطر موضع‌گیری‌های انتقادی‌اش نیز سر زبان‌ها بوده است. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «اسرار کمدی»، «مرگ یک آنارشیست»، «نگهبان تقاطع جاده و راه‌آهن».

ویسلاوا شیمبورسکا (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۶)

ویسلاوا شیمبورسکا در سال ۱۹۲۳ در لهستان به دنیا آمده و از شاعران به‌نام کشورش محسوب می‌شود. از دید آکادمی نوبل در شعر شیمبورسکا تاریخ و بیولوژی به‌شکل ذره‌هایی از واقعیت‌های بشری به نمایش درآمده‌اند. اثر ترجمه‌شده‌ی او به فارسی: «آدم‌ها روی پل».

شیموس هینی (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۵)

شیموس هینی، شاعر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس مشهور ایرلند شمالی، افزون بر دریافت جایزه نوبل ادبی، جوایز معتبر دیگری چون جایزه تی. اس. الیوت را نیز کسب کرد. هینی بیش از همه به خاطر اشعار موسوم به پست‌مدرن خود در دنیا شهرت دارد. هینی در روز ۳۰ اوت ۲۰۱۳ در سن ۷۴ سالگی درگذشت. گزیده‌ای از آثار ترجمه شده‌ی او به فارسی: «مرگ یک ناتورالیست».

کنزابورو اوئه (برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۴)

کنزابورو اوئه که از نویسندگان صاحبنام ژاپنی محسوب می‌شود، در سال ۱۹۳۵ به دنیا آمد. او در بین دوستداران کتاب در ايران نیز نامی آشناست و آثار گوناگونی از او تا کنون به فارسی برگردانده شده است، از جمله «روزی که او خود اشک‌های مرا پاک خواهد کرد»، «فریاد خاموش» و «شکار».

 

 آلیس مونرو استاد داستان کوتاه معاصر، برنده نوبل ادبیات 2013

آلیس مونرو نویسنده کانادایی به عنوان برنده نوبل ادبیات 2013 انتخاب شد./

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت نوبل، آلیس مونرو نویسنده کانادایی به عنوان «استاد داستان کوتاه معاصر» جایزه نوبل را از آن خود کرد.

دقایقی پیش، سخنگوی آکادمی نوبل با اعلام این خبر، این بانوی ادبیات کانادا را که  82 ساله است و ده ها مجموعه داستان کوتاه در کارنامه اش دارد، به عنوان سیزدهمین زن نویسنده، شایسته دریافت این جایزه معرفی کرد.

عکس/ تخت جمشید در ۹۰ سال قبل

این تصویر دیده نشده از تخت جمشید در حدود ۹۰ سال قبل است.گفتنی است این عکس که بسیار کمیاب است توسط یکی از عکاسان صاحب نام زمان قاجار تهیه شده است.

نامه امیر جعفری به نتانیاهو!

امیر جعفری از اون دسته بازیگرهاست که با دیالوگ ها و شیوه بیان منحصر به فردش تو دل ما ایرانی ها جای خودش رو داره. امیر جعفری در یک یادداشت گونه بسیار زیبا به ادعای نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که ادعا کرده ایرانی ها حتی جرات پوشیدن شلوار جین را هم ندارن با متنی بسیار زیبا جواب کوبنده ای داده حتما بخونیدش ارزشش رو داره
به گزارش جمهوریت، امیر جعفری، بازیگر سینما و تلویزیون با ضمیمه کردن عکسی از خود با شلوار جین در حال گوش کردن به موسیقی در نامه ای خطاب به نتانیاهو نوشت:


پندی از کوچترین عضو یک تمدن 7000 ساله به طفلی شرور از جغرافیای خود ساخته و کوچک 65 ساله:

-اگردر مورد چیزی اطلاع کافی نداری اظهارنظر نکن تا عمق فاجعه بار حماقتت نمایان نشه!تو و جغرافیای خود ساختت(که اصلا به رسمیت نمی شناسیمت)کوچکتر از اونی که بخوای راجع به مهد تمدن و مردم نجیبش صحبت کنی.بهترین و پاکترین انسانها برای استقلال وعزت و اقتداراین کشورشهیدوجانباز شدن تا یک وجب از خاک این مملکت دست تو و امثال تو نیفته که اگر می افتاد,امروز شلوار به تنمون نبود چه برسه به جینش.مردم ما مردم نجیب و اصیلی هستن که برای پیشرفت و آبادی کشورشون با جان و دل زحمت میکشن وهمه مشکلات و سختی هارو باصبر و حوصله خودشون حل میکنن,نیازی نیست شما نگرانشون باشی.مردم ایران بر خلاف شما و همفکرات,نه تنها برای خودشون و دولت و کشورشون که برای همه دنیا و بشریت صلح و آرامش می خواد.اون مردی که شما باهاش کل کل میکردی و رعب و وحشت راه مینداختی تو دنیا تا مدیریت جهانی کنی,رفت و به تاریخ پیوست (بپا تورم لولو نبره!).همهء دنیادیدن که چطور 73٪ مردم ایران امیدوارانه با شلوار جین اومدن و رای به تغییرواصلاح واعتدال همین نظام وکشور دادن,ظاهرا شما خواب بودی و ندیدی...راستی چیزی داری از جغرافیات که 70 سالش باشه؟!قدمت خودت و جغرافیای خود ساختت از زمان اولین زایمان مادربزرگ منم کمتر!چه برسه به این که اصلا بفهمی 7000 سال تمدن یعنی چی؟!...

حرف زیاده واسه گفتن,ولی همین کافیه واست.سایز این حرفها نیستی که واسه ما کری بخونی.برو بشین نقاشیتو بکش بفرست سازمان ملل,زیرشم بنویس نتانیاهو 5 ساله از تل آویو ...

منبع: پارسینه

دیدار از ندوشن

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

ندوشن سرزمینی کهن با اثار تاریخی فراوان است . منطقه ای که وجب به وجب آن از گذشته ای پرافتخار یاد می کند. خانه های اربابی و مجلل با تزیینات فراوان گچ بری و منبت کاری ٬ بادگیرهای مجلل و سر به فلک کشیده نشان از وجود طبقه ای متنفذ و ثروتمند در دوره ای است که بسیاری از شهر های آباد امروزی حسرت داشتن آن را می خورند.بافتی به غایت زیبا و اصیل.با اینکه بخش های وسیعی از این بافت بواسطه عدم رسیدگی مسئولین میراث یزد در خطر نابودی است ولی هنگامی که به این منطقه وارد می شوی گویی هنوز حرف های زیادی برای گفتن با تو دارد. هنوز صدای پای آب قنات شکوهمند این ابادی با قدمتی ۸۰۰ ساله نوید یک زندگی روحبخش و امید آفرین را می دهد. امروز به همراه برادر قاسمی مسئول میراث فرهنگی ندوشن گشتی در بافت زدیم و گاه متحیر شدیم و گاه از حسرت زبان به دندان گزیدیم. از کثرت آثار و بافتی منسجم تا بی مهری هایی که به این مجموعه شده است. اقای قاسمی دل پر دردی داشت ولی نجیبانه و با تواضع کامل از این موضوعات عبور می کرد. بی شک ارزش کار این نیروهای مخلص میراث را سال ها یا دهه های بعد خواهیم دید سال هایی که نوید بهتری برای ما خواهد داشت ان شاالله.حال که مجموعه ندوشن به شهرستان میبد ملحق شده است جا دارد مسئولان با یک نگاه ویژه در حوزه میراث فرهنگی کمبود ها و معضلات گذشته در این منطقه را برطرف کنند.نکته امید وار کننده در باره ندوشن مهاجرت معکوس به این منطقه است که به نشاط و پویایی در این منطقه دامن زده است.نکته ای که بایستی در جهت حفظ میراث فرهنگی بدان توجه کرد. در پایان حیف است که از ندوشن نامی نیاوریم و از ناصر بابایی ندوشن یادی نکنیم.فردی که بواقع یکی از ارکان حفظ اثار این منطقه بوده و تلاش های زیادی برای ارتقاء کمی و کیفی در حوزه میراث فرهنگی ندوشن انجام داده است و حتی در حال حاضر زحمت هر روز رفت و امد را به خود گذارده و مقیم و ساکن ندوشن شده است. با توجه به سمت ریاست شورای شهر ندوشن که اقای بابایی قبول زحمت ان را نموده اند امید می رود تا در اینده گام های اساسی تری در حوزه میراث ندوشن برداشته شود.تز دوست ارجمند اقای سید حبیب الله دهقانی کارشناس میراث فرهنگی میبد نیرز بابت فراهم نمودن شرایط برای بازدید از ندوشن قدردان هستم.

در ادامه به گزارش تصویری از این بازدید توجه نمایید.

عکس ها از محسن میرجانی ارجنان

درهای قدیمی همراه با سردرهایی که با تزیینات مختصر و مفیدشان بسیار جالب توجه هستند.هنوز از اینگونه مناظر در ندوشن به چشم می خورند ولی ایا هیچ تضمینی وجود دارد که در سالیان اینده این اثار با این شیوه نگهداری و مراقبت باقی بمانند.

ایوان جنوبی خانه کلانتر مقر میراث فرهنگی ندوشن. به شخصه تا کنون از این پنجره های مشبک گچ کاری شدده صفوی با این کیفیت و سلامت در هیچ نقطه یزد ندیده ام.

نمایی از نزدیک از یکی از این پنجره های با نقش شمسه

جبهه جنوبی خانه کلانتر مقر میراث فرهنگی ندوشن

انار ندوشن که دیگر جای هیچ تعریفی ندارد. بسیار خوشمزه و ابدار

نمایی از ارایش و وضعیت بادگیرهای باقی مانده ندوشن

یک خانه مجلل با تزیینات پرکار گچ بری و منبت کاری و شبکه بندی چوب . چه خوب است میراث فرهنگی این خانه را تملک کرده و با مرمت اصولی از خطر نابودی برهاند

سید حبیب الله دهقانی در کنار بقایای برج ندوشن

سردر اجر کاری زیبا و ساده و ناهمخوانی ان با دری اهنی که قطعا جایگزین در چوبی اصلی شده و خدا می داند در اصلی کجاست

معبری اصلی در ندوشن که حکایت ایجاد آن دقیقا بر مبنای الگوی تخریب بازار اردکان و نارین قلعه میبد است. اقای قاسمی گفت که معبر اصلی این بخش تنها یک متر پهنا داشته و به بهانه تداخل مردم در ماه محرم اقدام به پهن کردن کوچه نمودند و نکته جالب توجه اینکه اقای قاسمی گفت در هنگام محرم اینقدر ماشین در این معبر پارک می شود که همان یک متر پهنای سابق هم برای تردد افراد گیر نمی اید.

قدیم ترین مدرسه ندوشن که بواسطه تعریض کوچه یک متری به این حال و روز دچار شده است.

حسینیه زیبا و باشکوه صفوی ندوشن که البته میزان دخل و تصرف در ان خیلی زیاد است

محراب ساده و زیبای مسجد جامع ندوشن با تزیینات کتیبه های قرانی که با گچ اجرا شده است

نمای عمومی مسجد جامع قدیم ندوشن که به دوره صفویه بر می گردد. البته وضع موجود آن و اگر کاوش و تحقیقات باستان شناسی انجام گیرد شاید لایه های قدیمی تری نیز شناسایی شوند.

و یک عکس یادگاری همراه با سید حبیب و قاسمی عزیز.جای ناصر بابایی ندوشن در جمعمان خالی بود. یادش سبز

حسن ختام برنامه هاي هفته گردشگري در نارين قلعه ميبد

به نام خدا

امروز پنج شنبه مورخ ۱۱ مهر ماه ۱۳۹۲ خورشيدي ٬  آخرين روز از هفته گردشگري است. حسن ختام برنامه هاي اين هفته به همت شركت بين المللي گردشگري نارين قلعه ميبد در داخل اين محوطه تاريخي برگزار شد.در اين مراسم كه مسئولان ارشد ميراث فرهنگي استان يزد شركت داشتند ابتدا اقاي رضايي مدير كل ميراث فرهنگي استان در سخناني ضمن واكاوي و تفسير موضوع گردشگري ٬ اين مسئله را از اموزه هاي ديني ما مسلمانان دانست و معتقد بود كه اين نگاه و مقوله به گردشگري به اصالت اين بخش از فعاليت سازمان ميراث فرهنگي مي افزايد.در ادامه برنامه مرشد مازندراني جناب آقاي فرهاد به هنرنمايي پرداختند و نكته جالب توجه اينكه ايشان در حدود ۳۰ سال پيش نيز در اين مجموعه به اجراي برنامه پرداخته بودند.در پايان مراسم حاضران در جلسه از تابلوي شركت گردشگري بين المللي نارين قلعه رونمايي كردند.

حواشي برنامه:

۱: يكي از ميهمانان ويژه اين مراسم انجمن سالمندان يزد بودند كه با شور نشاط خاصي در اين مراسم شركت كرده بودند.اين قبيل ابتكارها باعث افزايش جذب گردشگر و توجه و اعتناي عمومي به مقوله ميراث فرهنگي خواهد شد.

۲: نمايشگاه عكس زيباي در حاشيه اين مراسم برگزار شد كه شامل استعداد هاي طبيعي و ميراثي ميبد بود و توجه بسياري از ميهمانان را به خود جلب كرده بود. و من هم چند تا عكس هنري از اين نمايشگاه جنبي گرفتم كه در ادامه به نمايش در خواهد آمد.

۳: يك دار زيلو هم به صورت نمادين و به همت ميراث فرهنگي شهرستان ميبد در محل اجرا شد و هنرمند معروف آقاي حاجي محمود زارع شاهي به صورت زنده به بافت زيلو پرداختند.

۴: يكي سفالگر ميبد نيز در حين برگزاري برنامه بزرگداشت هفته گردشگري به توليد و ساخت سفال ٬ اين هنر ديرينه ميبدي ها پرداخت كه هنرنمايي او از لنز دوربين گردشگران چيني نيز پنهان نماند.

۵: مراسم شولي خوري هم كه تبديل به پاي ثابت مراسم هاي فرهگي استان يزد شده  ٬ حضوري پررنگ در اين برنامه داشت.جاي شما خالي شولي پرملاط و خوشمزه اي از كار در آمده بود.

۶: حضور رئيس و معاون شوراي شهر ميبد جناب آقاي مهدس داورپور و مهندس بهارستاني و همچنين آقاي غفوري شهردار بفروئيه از ديگر نكات جالب توجه اين مراسم بودند. به نظر مي رسد كه رويكرد شوراي جديد شهر ميبد در تعامل با ميراث فرهنگي باشد.

۷: در پايان خانم اقبال مدير روابط عمومي موسسه بين المللي نارين قلعه ميبد به رسم يادبود هدايايي را به خبرنگاران و عكاسان اعطا نمودند. البته اين لطف شامل حال ما هم شد و از اين خان نعمت بهره اي برديم.

۸: حضور نسبتا پرتراکم توریست های چینی که همزمان با برگزاری این نشست بود نیز در نوع خود جالب توجه بود. عکاسی های مداوم این گردشگران چشم بادامی از نمایشگاه عکس و همچنین خوردن شولی محلی میبدی فضا و جو زیبایی را بر این نشست حکم فرما کرده بود.

۹: محمد حسین صالحی عزیز که چند روزی نیست به عنوان مسئول روابط عمومی سازمان منصوب شده است نیز سهمی به سزا در برگزاری این برنامه داشت. هماهنگی و جمع و جور کردن برنامه های نسبتا پرترافیک هفته گردشگری در استان یزد بواقع کار کمی نیست و اقای صالحی با توجه به توانایی ذاتی و مدیریت مناسب خود ٬ خیلی خوب از عهده انجام آن بر امد. جا دارد این مسئولیت جدید را به ایشان تبریک بگویم .

در پايان جا دارد از زحمات شبانه روزي بچه هاي شركت نارين قلعه بويژه مهندس اقايي مدير اين مجموعه تشكر كنم. همچنين جا دارد از جناب جماليان مدير ميراث ميبد و سيد حبيب اقاي دهقاني كه در برگزاري اين مراسم تلاش بي شائبه اي داشتند قدرداني نمايم. قلم و ذهن من قاصر است از اينكه از همه عزيزان مشارك كننده در اين مراسم تشكر كنم و در مجموع به همه افراد حاضر در صحنه و پشت صحنه كه از قلم افتاده اند عرض خسته نباشيد و توفيق دارم. با سپاس

در ادامه ببيننده عكس هايي از اين مراسم باشيد.

عكاس: محمد تقي قاسمي احمد آبادي كارشناس معماري و مرمت پايگاه پژوهشي شهر تاريخي ميبد و فعال فرهنگي

 

 منبع گزارش خبري

وبلاگ اقاي قاسمي احمداباديhttp://chapagir.blogfa.com/

بخشی از خاطرات ممتاز الملک وزیر فرهنگ و هنر ایارن در دوران قاجاریه

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

مطلب پیش رو بخشی از خاطرات ممتاز الملک وزیر فرهنگ ایران در دوره قاجاریه است که به چگونگی نفوذ اجنبی ها بر اثار عتیقه ایران و قاچاق گسترده آنها به کشور های متبوعشان با پشتیبانی های دیپلماتیک بود. طرفه آنکه شخص ممتاز الملک از جمله بنیانگزاران موزه ملی در سال ۱۲۹۱ خورشیدی بوده است. 

((...ولی اشکال در مسئله ای بود که من از ساعت اول از فکر آن غافل نبودم و آن این بود که در آن زمان اغلب دلال ها و اشخاصی که معاملات کتب و اشیاء عتیقه می کردند خودشان را به یک سفارتخانه وابسته نموده و تحت حمایت یکی از اعضاء بانفوذ آن خویش را از دست مامورین ایرانی نجات می دادند.....خوب به خاطر دارم که عده ای کلیمی بدون اجازه در یک قسمتی از دهات ورامین شروع به حفاری نموده و ظروف قدیمی قبل از اسلامی را پیدا کرده بودند ٬ پس از اینکه مقداری از این اشیاء را از زیر خاک بیرون آورده و توسط سفارتخانه ها به خارج فرستاده بودند ٬ ژاندارمری محل ملتفت شده ٬ جلوی عملیات آنها را گرفته و قسمتی از اشیاء موجود را به اداره نظمیه آوردند. من هم یکی از عتیقه شناس های بازار را احضار کرده ٬ آن اشیاء را به او ارائه دادم.او نیز مقداری از این اشیاء را که ممکن بود با هم جور نموده و یک دوری بزرگ که تمام اطراف و حاشیه آن با قلم طلا نقاشی شده بود و تصاویر اسب و سوار و حیوانات مختلف داشت و همچنین یک کاسه بزرگ را که به همین تصاویر آراسته شده بود از آن شکسته ها درست کرده و عقیده او این بود که این اشیاء متعلق به دوره های قبل از اسلام بوده ..... کلیمی ها که بدون اجازه مرتکب حفریات شده بودند خود را در تحت حمایت مستر چرچیل .....قرار داده بودند....بنابراین آن کاسه و بشقاب با راپورت مفصل بوزارت فرهنگ منتقل شد.مستر چرچیل از مطالبه آنها صرف نظر ننمود و مستقیما با وزیر فرهنگ که در آن وقت مرحوم ممتاز الملک بود وارد مذاکره شده و مدعی بود که این اشیاء متعلق به او بوده .....همان ساعتی که من در اتاق نشسته بودم و صحبت می کردم ٬ پیشخدمت در اتاق را باز کرد و اظهار داشت که مستر چرچیل آمده اند موزه وزارت فرهنگ را تماشا نمایند.در آن زمان اقای ممتاز الملک یک اتاقی را به اسم موزه تعیین کرد و در آن اشیاء مختصری از قبیل جلد های چرمی معروف به سوخته و دو یا سه عدد قلمدان و دو یا سه پارچه اشیاء عتیقه زیر خاکی در آنجا نهاده بودند.ایجاد این موزه را جناب وزیر از مفاخر و آثار یادگاری خود می شمارند و به آن فخر و مباهات می کردند ....مستر چرچیل یک نظر سطجی به آن اشیاء افکنده و یکسر متوجه جعبه آیینه شد و به ممتاز الملک گفت که که ایندو قطعه شکسته ها ٬ مقصود او کاسه و بشقاب ار سالی بود ٬ مال من است که نظمیه توقیف کرده و اشتباها به اینجا فرستاده است. ممتاز الملک گفت اهمیت ندارد بتز متعلق به شماست و ما آنها را رد می نماییم....

بالاخره پس از تشکر از الطاف وزیر خواهش نمود که امر فرمایند این اشیاء را در همان ساعت در آن محل به او بدهند ٬ وزیر فرهنگ هم فورا و بلادرنگ بطوریکه در دوایر دولتی نظیر آن دیده نشده ٬ بدون دریافت رسید و بدون یک سطر دستور کتبی امر نمود که کاسه و بشقاب را در یک جعبه چوبی متعلق به دولت که آن هم به نوبه خود بی قیمت نبود ریخته و تسلیم نمایند ....وزیر قدغن کرد کسی به اتاق وارد نشود . بعد رو به من آورد و گفت می فهمم....امروز وضعیت مملکت به جایی رسیده که یک کلمه از طرف چنین شخصی بنیان حکومت ما را متزلزل خواهد کرد ....پس بهتر است در مقابل چنین حادثه من یک کاسه و بشقاب عتیقه را صدقه و قربانی نمایم.   

منبع: مجله میراث فرهنگی.سال دوم . شماره سوم وچهارم .پاییز ۱۳۷۰. مقاله اقای میرعابدین کابلی :بررسی اثار پیش از اسلام در مجموعه بازیافته

رندان را سیم دادند تا حسنک را سنگ زنند

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

همه تلاش ها و موفقيت هاي ديپلماسي ايران در سازمان ملل باز هم تحت تاثير حركت گروهي قرار گرفت كه هيچ گاه منافع ملي و امنيت عمومي جامعه را بر منافع شخصي و گروهي خود ترجيح نداده اند.شايد اگر اين افتخار به نام و كام همفكران و هم پيالگي هاي آنها تمام شده بود الان وضع به گونه اي ديگر بود چرا كه به خوبي يادمان است و در صفحات تاريخ اين چند ساله گذشته ثبت شده اند كه چگونه ديدار و گفتگوها و حركات خارج از عرف ديپلماتيك و پوپوليستي در جريان بازديد آقاي احمدي نژاد از كشورهايي كه در كره جغرافيايي به زحمت مي تواني پيدايشان كني ٬ با چه بوق و كرنا و تبليغاتي همراه مي شد.

واقعيت اين است كه هنوز و بعد از گذشت بيش از سه دهه از حيات جمهوري اسلامي دسته جات و گرو هاي سياسي مشق دمكراسي و مردم سالاري را فرا نگرفته اند و هنوز كه هنوز است عشيره بازي ها و باند بازي هاي خود را بر منافع ملي مردم ايران ترجيح مي دهند.

مثل اینکه بعد از ۸ سال استراحت ٬ گروه های فشار دوباره خود را اماده می کنند تا برای چهار سال اینده یا هشت سال اینده ٬ فعالیت های گسترده ستادی و غیرستادی خود را اغاز کنند.به خوبی با این گروه ها اشنا هستم. تقریبا ۸ سال تحصیل در دانشگاه تهران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی یک مواجهه ای هر روزه را با این قماش آدم ها داشته ام.یک جمعی نسبتا کم جمعیت ولی به شدت پر دل و جرات و مطمئن به پشتیبانی های پشت صحنه مراکز قدرت ٬ که انها را چنان جری می کند که حتی از رکیک ترین حرف ها به مسئولانی که باب میل اربابان پشت پرده اشان نیست ٬ نیز ابایی نداشته باشند. تقریبا کار هر هفته امان بود در ایام ریاست جمهوری خاتمی که بعد از اتمام نماز جمعه تهران به تماشای هیاهو و جنب و جوش این افراد بنشینیم.بیشتر دغدغه آنها در خطر قرار گرفتن اسلام و بی حجابی و قلم به دستان مزدوری بود که بر علیه منافع کشور فعال بودند.البته خوب یادم هست که بعد از سفر سید محمد خاتمی به ایتالیا ٬ این افراد انقدر وقیح بودند که تصاویر فوتوشاپی که جلوی خاتمی مشروب سرو شده بود را نیز در دستان خود داشتند.البته گاهی هم به مسائل اقتصادی و بازار رجوع می کردند و آن را دستاویز مخالفتشان قرار می دادند. مثلا در سال ۸۲ یعنی سال دوم از دوره دوم خاتمی چند مینی بوس از ورامین آورده بودند و کفن پوشان از میدان راه آهن تا انقلاب پیاده روی و تظاهرات راه انداخته بودند که چرا قیمت پیاز ۵۰ تومان گران تر شده است.

به یکباره از سال ۸۴ این جمعیت و طرفدارن آنها به خواب زمستانی سنگینی رفتند و کلا محو شدند. چرا که دولت انقلابی و فساد ستیز و عدالت محور محمود احمدی نژاد که هاله های متعددی از تقدس جزمی و ظاهری پیرامونش قرار داشت ٬ بر سر کار آمده بود.دیگر اسلام و قران و ولایت فقیه بیمه شده بودند و قلم به دستان مزدور ٬ قلمشان شکسته شده بود ٬ وضع بد حجابی در جامعه اصلاح شده بود.و کلا مملکت گل و بلبل بود.

 و حالا بعد از هشت سال ٬ دوباره این خط شکنان و دلسوزان اسلام و قران از خواب بیدار شده و فعالیت ستادی و عملیاتی خود را آغاز کرده اند و باید بود و منتظر ماند که فرجام کار آنها تا به کجا خواهد بود.البته انها اولين ضرب شصت خود را نشان دولت روحاني دادند و با پرتاب كردن لنگه كفش كه يكي از زشت ترين توهين ها به مقامات سياسي در خاورميانه است ٬ اماده باشي به مراتب شديد تر از دوران خاتمي را به حسن روحاني نشان دادند.

به عنوان یک فرد عادی این جامعه معتقدم این افراد و گروه ها همیشه در تاریخ حضور داشتند گاهی در قامت بوسهل زوزنی های تاریخ بیهقی رخ نموده اند و گاهی هم در قالب همین گرو های فشار در جامعه ما قد علم کرده اند. به نظر بارها و بارها بايستي تاريخ بيهقي اثر ارجمند ابوالفضل بيهقي را خواند و خواند و خواند بويژه داستان معروف حسنك وزير تا بتواني به هويت اين قماش افراد پي ببري و انگاه به درد دل سيد محمد خاتمي مي رسي كه گفت دولتش هر نه روز يكبار با بحران مواجه بوده است.

یک کاریکاتور گونه از شیردال اهدایی امریکا به ایران

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

از نگاه دیگران

یکی از دانشجویان خوش ذوقم یعنی اقای سعید شعلی بر یک برداشت کاریکاتور گونه ای از ماجرای استرداد شیردال ایرانی قاچاق شده به امریکا را برایم فرستاد.که بدون هیچ گونه اظهار نظر و یا رد و اثبات نظر ایشان ان را منتشر می کنم. بدیهی است که این نگاه متعلق به صاحب اثر است و به هیچ روی نشان دهنده رد یا تائید مدیر این وبلاگ نیست.

شایان اشاره است که اقای شعلی بر ماجرای ورود اسب چوبی به داخل قلعه تروایی ها( تراجان ها ) را با این موضوع به مقایسه نشسته است.

سعید شعلی بر دانشجوی کارشناسی باستان شناسی موسسه دار العلم یزد

پیشنهاد ابتکار به نجفی

 به گزارش جمهوریت، معصومه ابتکار در همایش «گردشگری و اکوتوریسم آبی» با بیان این‌که خوشحالم این این‌که این همایش در شرایطی بعد از انتخاب 24 خرداد و اعلام مواضع اصولی کشور در عرصه‌ی بین‌المللی و مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزار شده است و اظهار کرد: این دیپلماسی فضای بهتری را در عرصه‌ی روابط بین‌المللی فراهم کرده است و امیدواریم دریچه‌های نوینی را روی گردشگری کشور باز کند.

او سپس به جام «شیردال» که توسط رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ایران آورده شده است‌، اشاره کرد و به مزاح گفت: من به آقای نجفی گفتم، این یک اثر میراث طبیعی است و باید آن را به سازمان محیط زیست بدهد؛ ولی ایشان گفتند این پرنده هنوز خیلی کوچک است.

ابتکار ادامه داد: «شیردال» نماد بسیار مهمی از میراث طبیعی باقی‌مانده از گذشتگان ما است که نشان می‌دهد مردم ایران در قدیم، شناختی جدی از طبیعت داشتند و نمادهای فرهنگی خود را متأثر از طبیعت می‌ساختند، این جام، نشان بسیار مهمی است.

رییس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه‌ی سخنانش، با اشاره به نقش میراث طبیعی کشور در گردشگری، گفت: اگر راهبردهای درست و منطقی برای بهره‌برداری از میراث طبیعی داشته باشیم، می‌توانیم آن را برای تعالی انسان به کار بریم. جنگل‌ها همیشه زیبا و الهام‌بخش بوده‌اند، البته اگر اکنون چیزی از آن‌ها باقی مانده باشد. سواحل شمالی و جنوبی کشور هم می‌تواند برای گردشگران داخلی و خارجی جذاب باشد، به شرط آن‌که زباله‌ها اجازه دهند. واقعیت این است که وضعیت فعلی دریای خزر اصلا زیبنده‌ی گردشگری ایران نیست و در آنجا، شرایط مناسبی برای گردشگری نداریم.

وی ادامه داد: شب‌های کویری و مناطق کویری ایران هم نقش زیادی در گردشگری دارند، به شرط آن‌که تخریب‌های بی‌رویه و بی‌مطالعه‌ی زیست‌محیطی که دخل و تصرف‌هایی را ایجاد کرده‌اند، این اجازه را بدهند.

معاون رییس‌جمهور گفت: ما با واقعیت‌هایی در محیط زیست خود روبه‌رو هستیم که لازمه‌ی آن، داشتن سیاستی در گردشگری طبیعی یا حتی تاریخی است تا نگاه‌ها به سمت حفاظت و توجه به محیط زیست هدایت شود. استانداردهای محیط زیست در جهان، یک الزام اولیه است و ما باید چنین رویکردی را اجرا کنیم. اگر می‌خواهیم به درجه‌ای از کسب درآمد از گردشگری برسیم، باید استانداردهای محیط زیست را داشته باشیم.

او با اشاره به آسیب‌پذیری زیاد طبیعت، اظهار کرد: ارومیه یکی از زیباترین مناطق آبی دنیا بود؛ پارک ملی دریاچه‌ی ارومیه پذیرای صدها هزار پرنده‌ی مهاجر از جمله فلامینگو بود. شاید فقط مشابه این دریاچه را در کنیا دیده باشم، ولی حالا چه وضعیتی دارد؟! با از بین رفتن این منطقه، ظرفیتی از گردشگری کشور از دست رفته است. ارزیابی‌های اولیه نشان می‌دهد فعالیت‌های کشاورزی که جوامع محلی آن‌ها را توسعه داده‌اند، منابع آبی را که حق آبه‌ی دریاچه‌ی ارومیه بود، جذب کرده‌اند.

ابتکار گفت: احیای دریاچه‌ی ارومیه فقط با هدف احیای پارک ملی آن، نه‌تنها کاملا اقتصادی خواهد بود، بلکه می‌توان در یک برنامه‌ی زمان‌بندی‌شده، فعالیت‌های کشاورزی را نیز اجرا کرد.

او ادامه داد: در این همایش اشاره شد که منابع آبی شرایط پرخطری دارند، بنابراین مدیریت این منابع برای گردشگری طبیعی باید بسیار مهم باشد. اگر این، سرلوحه باشد، ضمن حفظ منابع طبیعی می‌توان حتی به احیای مناطق از دست رفته هم کمک کرد.

رییس سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: ما به یک برنامه‌ی استراتژیک برای مدیریت و حفاظت از منابع آب نیاز داریم. بخشی از حفظ منابع آبی در سیاست دولت می‌گنجد و بخشی از آن به فرهنگ گردشگری و مردم برمی‌گردد. اگر نگاه جامعی را ترسیم کنیم، یقینا می‌توانیم دشواری‌ها و غفلت‌هایی که در برخی دوره‌ها صورت گرفت، پشت سر بگذاریم.

ابتکار همچنین اضافه کرد: برای تقویت آیین‌نامه‌ی گردشگری طبیعی که در آخر سال‌های دولت خاتمی با تشکیل کارگروهی مشترک تنظیم شد‌، اعلام آمادگی می‌کنم و آن را جزو سیاست‌های سازمان حفاظت محیط زیست می‌دانم، یقین دارم که آقای نجفی هم این نگاه را دارد و از توانمندی این سازمان برای حفاظت و توسعه‌ی گردشگری بهره می‌گیرد.

منبع: ایسنا

http://www.jomhouriat.ir/fa/content/3771

تصویر دیده نشده از جلال آل احمد /عکس

 امريكا يك اثر باستاني متعلق به قرن هفتم ميلادي را به ايران بازگرداند

به گزارش خبرگزاری فارس، آمریکا یک اثر باستانی متعلق به قرن هفتم میلادی که آن را از یک قاچاقچی کالا کشف و ضبط کرده بود را به ایران بازگرداند.

 

عکس روز

ارزوي سلامتي براي نادر پيري عزيز

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

عكس از وبلاگ چارسوق كوير اردكان

اول صبح بود كه پيامكي برايم امد. آن را باز كردم. نادر پيري بود و گفت كه تا دقايقي ديگر به اتاق عمل در بيمارستان كرمان مي رود.ازم خواست كه برايش دعا كنم.از متن نوشته اش معلوم بود كه در يك حالت احساسي و دل شكستگي و غربت اين درخواست را از من كرده است.البته ما كي باشيم و همه تدبيرها دست اوست و هموست كه هر بليه اي را رفع مي كند. ارزوي سلامتي و تندرستي براي دبير پركار انجمن حاميان ميراث كهن اردكان دارم و از شما خوانندگان عزيز هم مي خواهم كه براي سلامتي ايشان دعا كنيد.

با سپاس محسن ميرجاني ارجنان عضو انجمن حاميان ميراث كهن

 

ایران در مسیر بلوغ سیاسی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

دکتر محمود سریع القلم معتقد است که سیاست خارجی در مفهوم مدرن آن رویکردی است که باید در استخدام نظام داخلی کشور خود باشد و مفاهیمی که در داخل یک کشور در عرصه سیاست وجود دارد به بیرون از مرزهاو نحوه تعامل بین المللی تبدیل شوند.در حقیقت سیاست خارجی یک کشور شناسنامه و هویت آن کشور برای شناسایی در جهان محسوب می شود.شاید به این دلیل باشد که حتی عامه مردم هم که تنها به اخبار تلویزیون گوش می دهند و به رسانه های دیگری مراجعه نمی کنند ٬ یکی از شناخته شده ترین اشخاصی که حتی اسم کوچک او را هم می دانند وزیر امور خارجه کشورشان است. وزیری که مدام در این سو و آن سوی دنیا در حال مذاکره و تسهیل کردن روابط خارجی کشورشان با سایر نقاط دنیا است.در نظام بین الملل حتی دستگاه سیاست خارجی یک کشور را نهادی فراتر از حوزه سیاست که به موضوعاتی چون اقتصاد ٬ میراث فرهنگی نیز مرتبط می دانند. در طول تاریخی سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی ایران بواسطه برخی علل تاریخی و دست اندازی های ملل متخاصم همسایه برای دست یافتن به خلیج فارس و همچنین مقتضیات و گرفتاری های ناشی از هشت سال جنگ تحمیلی عراق بر ایران ٬ دستگاه سیاست خارجی ایران تنها به نهادی محدود شده بود که وظیفه اش تلاش در جهت اثبات حقانیت سرزمینی کشورمان بود.قطع نامه های الجزایر ٬ قطع نامه ۵۹۸ شاید از مهمترین دستاوردهای سیاست خارجی ایران در چهار دهه گذشته باشد. این نگاه و رویکرد البته تا حدودی اجتناب ناپذیر بود و لی متاسفانه بعد از دوران گذار از این وقایع و ورود به دوره ای پسا جنگ نیز وزارت خارجه دگرگیسی و رویکردی جدید با توجه به مقتضیات و تغیر ارایش های جهانی اتخاذ نکرد. سیاست خارجی ما با توجه به عدم انعطاف کافی و پوست نیانداختن به موقع از فرصت بی نظیری چون فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی برای نفوذ در سرزمین هایی که از دیرباز نفوذ معنوی و زبانی در گستره ایران فرهنگی بر آنها حاکم بود ٬ عاجز ماند.از تغییر نگاه دموکرات های امریکا نسبت به ایران که از سال ۱۹۹۶ میلادی و در دوره بیل کلینتون سرکار آمدند و حتی وزیر امور خارجه وقت آن خانم مادلین البرایت اعتراف به دست داشتن آریکا در کودتای سیاه سال ۱۳۳۲ و سقوط دولت قانونی مرحوم محمد مصدق کرد ٬ نتوانستند بهره کافی و لازم را ببرند.نتیجه سال ها کمک مادی و معنوی آنها به سازمان آزادی بخش فلسطین این شد که بعد از وقوع بهار عربی و تغییر رویکرد ترکیه به سمت شرق ٬ سریع ایران را رها نموده و حتی گاهی مواضعی نسبتا خصمانه با کشور و مردم ما اتخاذ کردند.از این دست نمونه ها فراوان و بی شمارند و شاید در حوصله این یادداشت کوتاه نگنجند.مخلص کلام اینکه سیاست خارجی ایران انطور كه بايد و شايد در اين سي و چند سال ٬ در راستاي منافع ملت و جامعه ايران گام برنداشته و بيشتر در حوزه هاي حاكميتي و ايدئولوژيكي خود گام برداشته است.شما به حجم بالاي سفرهاي وزراي خارجه وقت ايران از سال ۱۳۸۴ به اين طرف نگاه كنيد. ما با كشورهاي همسايه خود در خليج فارس مشكل داشتيم و مدام به امريكاي جنوبي و كشورهاي توسعه نيافته افريقايي كه خود به شدت محتاج بودند مسافرت مي كرديم.ايا اين روابط ديپلماتيك بازخوردي براي تسهيل امور زندگي مردم جامعه ما داشت؟ پاسخ قطعا منفي است.

با انتخاب جناب آقاي دكتر ظريف به سمت وزير امور خارجه كشورمان و مطالعه رزومه و خاستگاه هاي فكري و عقيدتي ايشان اين انتظار وجود داشت كه ما شاهد يك نوع تغيير نگرش اساسي به مقوله سياست خارجي باشيم.مقوله اي به نام ديپلماسي عمومي . بدين معنا كه سكان سياست خارجي كشورمان در جهت تامين منافع ملي و مردم كشورمان باشد و نه در جهت تخاصم و برخورد ايدئولوژيك با جهان.شايد از اولين اقدامات دكتر ظريف در جهت نهادينه كردن اين نوع ديپلماسي ٬ ورود ايشان به فضاي مجازي بود. پست هاي جالبي كه ايشان در جريان برگزاري اجلاس شانگهاي در بيشكك قرقيزستان در فضاي مجازي منتشر مي كردند ٬ چنان جذاب و گيرا بود كه ادمي حس مي كرد همراه با دكتر ظريف در اين اجلاس حضور دارد.البته تحصيل و حضور بلند مدت ايشان در امريكا و غرب و مشاهده بسياري از رويكردهاي جديد در حوزه سياست خارجي در اين ممالك نقش بسيار مهمي در اتخاذ اين شيوه هاي نوين و ابتكاري داشت.شايد نقطه اوج اين جركت ابتكاري دكتر ظريف در مذاكره اي سياسي بود كه با احمد داوود اوغلو وزير خارجه كاركشته تركيه در حين قدم زدن در كنار رود هادسن نيويورك بود.دو وزير امور خارجه ايارن و تركيه قدم زنان و با حالتي فارغ از ژست هاي ديپلماتيك با همديگر در حال گفتگو بودند.به نظرم دستگاه سياست خارجي البته اگر بگذارند در مسير خوب و مناسبي قرار گرفته است كه البته در همين مدت كوتاه هم جواب خود را رگفته است و امروز كه نطق اوباما را گوش مي كردم ٬ رگه هاي قوي و پالس هاي نسبتا مثبتي نيز اوباما به اين رويكرد نشان داد.دستگاه سياست خارجي كشورمان با مديريت دكتر ظريف كه فرد معتقد و مسلماني است كه بسيار نزديدك با افكار حاكم بر سياست خارجي آشنا است ٬ مي تواند بسياري از موانع سخت و دشواري چون موضوع پرونده هسته اي ايران و تحريم هاي ظالمانه بر عليه ملت مظلوم ما را از سر راه بردارد. البته حاكميت و بويژه مقام رهبري هم با موضع گيري هاي اخير خود كه بسيار در جامعه جهاني مورد توجه قرار گرفت تا ححد بسيار زيادي مي تواند كارشكني هاي احتمالي از سوي تماميت خواهان را نقش بر آب كند.به امير و ارزوي موفقيت براي دكتر محمد جواد ظريف عزيز و ارزوي موفقيت براي دكتر حسن روحاني رئيس جمهور دولت تدبير و اميد.

دكتر ظريف به همراه همتاي ترك خود در حال قدم زدن در كنار رودخانه هادسن نيويورك

يك پيشنهاد از سوی انجمن حامیان میراث کهن اردکان براي ثبت ميراث فرهنگي زرتشتيان اردكان

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

انجمن حامیان میراث کهن اردکان پیشنهاد می دهد

مطرح کردن پرونده ثبت مجموعه زیارتگاه های زرتشتیان اردکان یزد در فهرست اثار جهانی یونسکو

تذكر مهم: بنا به پيشنهاد برادر ارجمندم محمد ميرجاني ارجنان و آقاي سرافراز( دايي انجمن چارسوق) بنا دارم در بحث هاي اينچنيني كه به درازاي مطلب مي انجامد ابتدا يك خلاصه گونه اي آماده كنم تا خوانندگان احتمالي اگر وقت و حوصله كافي ندارند با خواندن اين خلاصه مطلب به كليت مطلب اصلي واقف شوند.

 با سپاس محسن ميرجاني ارجنان عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان

خلاصه بحث:

نام اردكان در دهه چهارم نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نامي درخشان و آشنا براي بسياري از هم وطنان و بسياري از مردمان ديگر كشورها است. شهري كه نماد و خاستگاه بسياري از ادبيات نوين اصلاحي و مترقي است كه امروز سرلوحه بسياري از امور كشور قرار گرفته است.اين ديار مقدس و دوست داشتني در پيشينه خود داراي عناوين و اعتبارت ويژه اي است كه بسياري از كلان شهرهاي امروز كشورمان در حسرت ذره اي از آن حتي ابايي از تاريخ سازي و جعل تاريخ ندارند و چه حرمت و اعتباري بالاتر از اين كه اين شهر خود به همه اين عناوين و اعتبارت شهره در تاريخ است.شهري كه حتي زماني هم كه يك قصبه كوچكي بوده مردمان و باشندگان آن در طلب علم و دانش ذره اي فروگذار نكردند و عالمان و ملايان برجسته اي را در دل خود پروريده است.متاسفانه علي رغم اين غناي عظيم ميراث هاي فرهنگي و معنوي و شفاهي ، آنطور كه بايد و شايد از تاثير فرهنگي اردكان در طول پيدايش و توسعه آن كمتر سخن به ميان آمده است.يكي از مظاهر اين تاثير فرهنگي كثرت و گستره حضور زرتشتيان در اين منطقه از گذشته هاي دور تا به امروز بوده است.پرواضح است كه استانه تحمل بالاي مردمان اين كهن شهر در تساهل و تسامح و احترام به هم نوعان زرتشتي خود يكي از مهمترين علل گرايش و حضور پررنگ زرتشتيان در اين منطقه بوده و اين اقليت مذهبي در نهايت احترام و صلح و صفا تا به امروز در كنار يكديگر زيسته و به نشو و نما پرداخته اند.اين موضوع مسئله اي ساده و پيش پاافتاده اي نيست و اگر بخواهيم به صورت ريزبينانه به موضوع بنگريم نشان از يك روحيه حريت و آزادگي و احترام به شان انسانيت است كه در كمتر نقطه اي از جهان پيدا مي شود. در همين هزاره سوم كه گستره اطلاعات و فن اوري هاي پيشرفته بسياري از علوم و معارف را پراكنده است ٬ هنوز با موضوع اجحاف و ستم در حق اقليت هاي قومي و مذهبي روبرو هستيم.جهان هيچ گاه كشتار اقليت مسلمان كشور ميانمار(برمه) و همچنين كشتار مسلمانان ايلات سين كيانگ و شهر اورمچي را فراموش نكرده است.در مطلب پيش رو  اگر خدا بخواهد سعي بر آن دارم تا به اين موضوع بپردازم:((ضرورت تشكيل پرونده ثبت ميراث فرهنگي زرتشتيان اردكان در فهرست ميراث جهاني يونسكو٬ قابليت ها و محدوديت ها))

زیارتگاه پیر سبز چک چک اردکان

مدخل بحث:

بعد از ورود تازيان به ايران و شكست امپراطوري ساساني ٬ سرزمين كهن ايران در معرض تمدن متعالي و شكوفاي اسلامي قرار گرفت.با اينحال بخش هاي وسيعي از ايران حتي تا سده سوم و چهارم هجري قمري همچنان بر كيش سابق خود يعني زرتشي گري باقي ماندند و زبان پهلوي و به خصوص گشته دبيره همچنان يكي از خط و زبان هاي مهم ديواني در اين ادوار در ايران مطرح بود. ولي كم كم و با انسجامي كه بواسطه حضور سلاجقه در ايران شكل گرفت و نگاه تعصب آميز آنها به مقوله دين و به دست آوردن القابي چون غازي از خلفاي عباسي به يكباره عرصه چنان بر زرتشتيان تنگ شد كه بخش وسيعي از انها به مناطق دوردست تر شرق و شمال شرق ايران بويژه هند و ماورالنهر مهاجرت كردند و مابقي انها به صورت جزيره ها و كلني هاي كوچكي در بخش هايي از ايران به حيات و سكونت خود ادامه دادند.البته پرواضح است كه زرتشتيان در انتخاب اين محل هاي سكونت به مواردي چون نحوه تعامل و برخورد غالب ساكنان مسلمان آن مناطق نظر داشته و تا اطمينان حداقلي كسب نمي كردند راضي به سكونت در اين مناطق نمي شدند و البته شايد دليل ديگر گزينش در محل هاي سكونت ٬ دوري و كم اهميت بودن اين مناطق به لحاظ داشتن فاكتور هاي ژئواستراتژيكي و دور بودن از محدوده مركزي حكومت هاي وقت بوده است. بر اين مبنا حوزه استان يزد كه بواسطه خشونت طبيعي و محدود بودن منابع زيستي هيچ گاه در طول تاريخ سياسي ايران چندان در قاعده بازي بزرگان و حكومت گران نبود يكي از اين محل هاي تجمع و سكونت زرتشتيان شد.بعلاوه  طبيعت و خوي نجيب ساكنان اين منطقه كه در برابر سختي هاي محيطي و طبيعي جوهره وجودي اشان از تحمل و تسامح بالايي برخوردار بود هم مزيد بر علت شد و امروزه استان يزد به عنوان يكي از مهمترين سكونتگاه هاي زرتشتيان جهان مطرح است. و حتي بنا و احداث بسياري از آبادي ها و روستاهاي امروز اين استان را هم به همين زرتشتيان نسبت مي دهند. اين نحوه مشاركت و همزيستي مسالمت امیز ادیان مختلف در کنار هم بی شک پدیده ای نادر و قابل توجه در جهان می تواند باشد.زیارتگاه هایی که همچنان اباد و سرپا هستند و حتی مورد احترام غیر زرتشتیان می باشند.

زیارتگاه پیر هریشت اردکان

ارائه پیشنهاد:

بنده به عنوان عضوی از انجمن حامیان میراث کهن اردکان اعتقاد دارم در راستای معرفی این شق از مهرورزی و انسان دوستی ساکنان ایران زمین که از هزاره ها قبل در این سرزمین مقدس جاری و ساری بوده است ٬ با همت سازمانه های مردم نهاد میراث فرهنگی شهرمان و همچنین کمک و حمایت مسئولان سیاسی و شهری بیاییم و مقدمات معرفی زیارتگاه های زرتشتیان اردکان که عبارتند از پیر سبز چک چک ٬ پیر هریشت و پارس بانو زرجوع را برای جهانیان فراهم آوریم. بی شک تجمع این تعداد زیارتگاه در شهری چون اردکان برای همه جهانیان جذاب و مورد پسند خواهد بود و اگر این موضوع از طریق نمایندگی سازمان علمی و فرهنگی سازمان ممل (یونسکو) در ایران به صورت جدی مورد پیگیری قرار گیرد چه بسا ٬ این پرونده با رایی قاطع مورد تصویب و مطالعه قرار گیرد.البته در مقیاس استانی نیز ٬ استان یزد با دارا بودن تعداد کثیری از زیارتگاه های زرتشتیان می تواند به عنوان مرکز جهانی زیارتگاه های زرتشتیان جهان مورد توجه قرار گیرد.

معضلات و اسیب شناسی طرح:

ساخت و سازهای غیر مجاز و دخل و تصرف های وسیع بویژه در محدوده پیر سبز چک چک اردکان یکی از مهمترین موانع در راستای ثبت جهانی این زیارتگاه زیبا و مقدس زرتشتیان است. در سال های گذشته با همت جامعه زرتشتیان ساخت و سازها و مداخلات چندی در این مجموعه بدون هماهنگی با میراث فرهنگی استان یزد و شهرستان اردکان به وقوع پیوسته که در صورت تداوم این امر ٬ شاخصه های معماری اصیل این ابنیه را مورد خدشه قرار می دهد.پس بیاییم تا دیر نشده با ایجاد یک ارتباط علمی و فنی منطقی با جامعه زرتشتیان این توسعه و گسترش را نظام مند کنیم تا اگر روزی اراده ای برای انجام این کار وجود داشت ٬ این موضوعات خللی در تصمی گیری های کلان وارد نیاورد. البته موضوع دیگر در مبحث اسیب شناسی مربوط می شود به جنبه روانی بحث. چرا که قطعا از سوی طیف فکری خاصی در شهرمان اردکان اینگونه مطرح کردن این اثار از سوی ایشان به عنوان یک حرکت تبلیغی برای دین زرتشتی قلمداد می شود و قطعا در این خصوص شاهد مقاومت هایی خواهیم بود ولی می توان با یک تعامل مناسب و بیان اهداف و رویکردهای کلانی که در نهایت به عزت مندی نظام جمهوری اسلامی در جهان منتهی می شود ٬ این دوستان را نیز قانع نمود که البته این یک پروسه ای زمان بر و منوط به بیان صحیح مسئله و رفع شبهات احتمالی در این فقره است.

 نتیجه گیری و فرجام بحث:

با مروری بر اثار و میراث های فرهنگی کشورهای مختلف و شاخص گذاری اثار ثبت شده در فهرست جهانی یونسکو ٬ موضوع پیشنهادی از قابلیت جدی و فراوانی برای ثبت در فهرست جهانی یونسکو برخوردار است.این ابنیه از آثار شکوهمند معماری یک دینی است که جز ایران در سایر نقاط جهان نیز پیرو و گرونده دارد. این اثار دارای تاریخ نسبتا محکم و متقنی از منظر شاخت و ساز هستند. نشانگر رویدادی مهم در زمینه همزیستی مسالمت امیز ادیان و نحله های فکری هستند. آیا به نظر شما این همه ایتم کلیدی که در ذیل شرایط قرار گیری اثری در فهرست جهانی یونسکو گنجانده شده ٬ مشمول این اثار مذهبی گرانبهای مذهب زرتشتی در ایران و استان یزد و شهرستان اردکان نمی شود. و در نهایت اینکه با توجه به هجمه گسترده ای که در خصوص نقض حقوق بشر به دروغ در مجامع بین المللی به راه افتاده است ٬ اهتمام و توجه در تهیه و فراهم نمودن مقدمات ثبت این اثار در فهرست یونسکو می تواند واکنش بسیار مثبتی از سوی جامعه جهانی و سهمی مهم در نقش بر اب کردن توطئه های بدخواهان جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.