به مناسبت سالروز طرح گفتگوی تمدن ها توسط سید محمد خاتمی
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۰۱ میلادی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران موضوع گفتگوی تمدن ها را به عنوان یک شعار و راهبرد جهانی برای همبستگی و اتحاد بیشتر تمام جوامع بشری جهان مطرح کرد.شاید یکی از مهمترین انگیزه های این اقدام اقاي سيد محمدخاتمی پاسخی بود به نظریه برخورد تمدن ها یا Clash of civilizationمتعلق به ساموئل هانتينگتون امريكايي بود.اين نظريه مترقي و همه جانبه نگر متاسفانه چندان كه بايد و شايد جدي نگرفته شد. شايد يكي از مهمترين علل جدي گرفته نشدن آن اين بود كه توسط خاتمي مطرح شده بود و اگر توسط شخص ديگري بود حتما حاكميت تبليغ و مانور بيشتري روي آن انجام مي داد.از مهمترين مظاهر اين عدم حمايت همان بود كه چند صباحي از ارائه اين نظريه نگذشته بود كه جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق كليد خورد و حتي دولت وقت ايران كه بيش از هر زماني در عرصه ديپلماسي و ارتباط با جهان فعال بود و سعي در كسب اعتماد جامعه جهاني داشت به يكباره به محور شرارت تبديل شد.خيلي بنا ندارم كه به صورت تخصصي در باب اين موضوع بنويسم و فقط تنها اشاره من در اين يادداشت برجستگي موضوع ديالوگ و گفتگو در حل و فصل كردن مشكلات و پيچيدگي هاي زندگي اجتماعي گرفته تا كلان ترين موضوعات سياسي و اقتصادي است.ما در ادب پر مغز و پرمحتواي فارسي اصطلاحي داريم تحت عنوان گره اي كه با دست باز مي شود را نبايد با دهان باز نمود كه ناظر به اين دارد كه انسان منطقي و معقول بايستي از ساده ترين و منطقي ترين راه ها براي حل مشكلات خود با جهان پيرامون استفاده كند و از پيچيده و بغرنج شدن شرايط جلوگيري كند.اصولا موضوع ديالوگ و گفتگو مناظر و همراه با كلماتي چون عقل ٬ تدبر ٬ كياست و سياست است و مجموع اين اصطلاحات راهبردي را ايجاد مي كند كه هر انسان خردمندي را وادار مي كند به اين اصل كلي كه دفع خطر احتمالي واجب شرعي است ٬ اكتفا كند.متاسفانه جامعه ايران جامعه اي است كه به نظر بنده برداشت هاي خيلي مناسبي از برخي از اصطلاحات فني و تخصصي ندارد.يكي از همين موردها همين گفتگوي تمدن ها بود كه به خاطر عدم حمايت جدي حاكميت و مردم در داخل جامعه كشور خودمان نيز از استقبال چنداني برخوردار نشد.جريان هاي مخالف سياسي خاتمي در آن ايام با توجه به اينكه هرگونه محبوبيت و مطرح شدن خاتمي را بر نمي تابيدند با ايجاد تبليغات مسموم گسترده سعي در بي اثر كردن اين دستاورد برزگ جهاني خاتمي داشتند كه البته كاملا موفق شدند و سرانجام هم در سال ۱۳۸۹ خورشيدي روز ۳۰ شهريور ماه كه به نام اين روز نامگذاري شده بود از صفحه تقويم رسمي كشور برداشته شد.شايد يكي از مهمترين علل عدم توفيق اين ايده در جامعه ما عمل گرايي صرف و باور نداشتن به پروسه هايي چون گفتمان و ديالوگ براي حل و فصل امور است.خيلي از افراد همين الان هم اعتقاد دارند كه با مذاكره و دم از صلح دوستي زدن كاري پيش نمي رود و تنها بايستي با منطقي با پشتوانه قدرت فيزيكي به اهداف و ارمان هاي خود برسند. طرفه اينكه ايده گفتگوي تمدن ها كه مي توانست بيش از اينها در جهان مطرح شود و چهره و سيمايي زيبا و منور از ايران در جهان به نمايش بگذارد امروزه حتي در داخل كشورمان نيز خريدار چنداني ندارد و به نظرم اي كاش اين ايده توسط احمدي نژاد مطرح شده بود و زنده مي ماند چرا كه نظام مي خواست يك سره افتخارت خود را در قامت رئيس جمهوري ببيند كه رفتار و حركات او را همسو تر به خود مي ديد.به هر روي هميشه صلح ٬ محبت و دوستي نويد يك زندگي بهتر و زيباتري را براي همه جهانيان داده است و برخورد و تلاقي و كشمكش جز جنگ و خونريزي و فقر و فنا هيچ چيزي به عمل نمي ايد.

حاشيه: در سالگرد گفتگوي تمدن ها مجله اسمان در گفتگويي كه با محمد بقايي(ماكان) ترتيب داده است ٬ ايشان به نكته جالبي اشاره كرده اند و آن اين است كه ايده اوليه اين طرح مربوط به مرحوم احسان نراقي است و نه سيد محمد خاتمي و ايشان اين انتقاد را به خاتمي روا داشته اند كه چرا در روند نظريه پردازي و اعلام اين موضوع به هيچ روي به اين موضوع اشاره اي نشده است.

محمد بقايي (ماكان) معتقد است كه ايده گفتگوي تمدن ها توسط مرحوم احسان نراقي براي اولين بار طرح شده و متعلق به خاتمي نيست

مرجوم احسان نراقي جامعه شناس بزرگ ايراني و مسئول بخش فرهنگي سازمان يونسكو















































علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی