به مناسبت سالروز طرح گفتگوی تمدن ها توسط سید محمد خاتمی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۰۱ میلادی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران موضوع گفتگوی تمدن ها را به عنوان یک شعار و راهبرد جهانی برای همبستگی و اتحاد بیشتر تمام جوامع بشری جهان مطرح کرد.شاید یکی از مهمترین انگیزه های این اقدام اقاي سيد محمدخاتمی پاسخی بود به نظریه برخورد تمدن ها یا Clash of civilizationمتعلق به ساموئل هانتينگتون امريكايي بود.اين نظريه مترقي و همه جانبه نگر متاسفانه چندان كه بايد و شايد جدي نگرفته شد. شايد يكي از مهمترين علل جدي گرفته نشدن آن اين بود كه توسط خاتمي مطرح شده بود و اگر توسط شخص ديگري بود حتما حاكميت تبليغ و مانور بيشتري روي آن انجام مي داد.از مهمترين مظاهر اين عدم حمايت همان بود كه چند صباحي از ارائه اين نظريه نگذشته بود كه جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق كليد خورد و حتي دولت وقت ايران كه بيش از هر زماني در عرصه ديپلماسي و ارتباط با جهان فعال بود و سعي در كسب اعتماد جامعه جهاني داشت به يكباره به محور شرارت تبديل شد.خيلي بنا ندارم كه به صورت تخصصي در باب اين موضوع بنويسم و فقط تنها اشاره من در اين يادداشت برجستگي موضوع ديالوگ و گفتگو در حل و فصل كردن مشكلات و پيچيدگي هاي زندگي اجتماعي گرفته تا كلان ترين موضوعات سياسي و اقتصادي است.ما در ادب پر مغز و پرمحتواي فارسي اصطلاحي داريم تحت عنوان گره اي كه با دست باز مي شود را نبايد با دهان باز نمود كه ناظر به اين دارد كه انسان منطقي و معقول بايستي از ساده ترين و منطقي ترين راه ها براي حل مشكلات خود با جهان پيرامون استفاده كند و از پيچيده و بغرنج شدن شرايط جلوگيري كند.اصولا موضوع ديالوگ و گفتگو مناظر و همراه با كلماتي چون عقل ٬ تدبر ٬ كياست و سياست است و مجموع اين اصطلاحات راهبردي را ايجاد مي كند كه هر انسان خردمندي را وادار مي كند به اين اصل كلي كه دفع خطر احتمالي واجب شرعي است ٬ اكتفا كند.متاسفانه جامعه ايران جامعه اي است كه به نظر بنده برداشت هاي خيلي مناسبي از برخي از اصطلاحات فني و تخصصي ندارد.يكي از همين موردها همين گفتگوي تمدن ها بود كه به خاطر عدم حمايت جدي حاكميت و مردم در داخل جامعه كشور خودمان نيز از استقبال چنداني برخوردار نشد.جريان هاي مخالف سياسي خاتمي در آن ايام با توجه به اينكه هرگونه محبوبيت و مطرح شدن خاتمي را بر نمي تابيدند با ايجاد تبليغات مسموم گسترده سعي در بي اثر كردن اين دستاورد برزگ جهاني خاتمي داشتند كه البته كاملا موفق شدند و سرانجام هم در سال ۱۳۸۹ خورشيدي روز ۳۰ شهريور ماه كه به نام اين روز نامگذاري شده بود از صفحه تقويم رسمي كشور برداشته شد.شايد يكي از مهمترين علل عدم توفيق اين ايده در جامعه ما عمل گرايي صرف و باور نداشتن به پروسه هايي چون گفتمان و ديالوگ براي حل و فصل امور است.خيلي از افراد همين الان هم اعتقاد دارند كه با مذاكره و دم از صلح دوستي زدن كاري پيش نمي رود و تنها بايستي با منطقي با پشتوانه قدرت فيزيكي به اهداف و ارمان هاي خود برسند. طرفه اينكه ايده گفتگوي تمدن ها كه مي توانست بيش از اينها در جهان مطرح شود و چهره و سيمايي زيبا و منور از ايران در جهان به نمايش بگذارد امروزه حتي در داخل كشورمان نيز خريدار چنداني ندارد و به نظرم اي كاش اين ايده توسط احمدي نژاد مطرح شده بود و زنده مي ماند چرا كه نظام مي خواست يك سره افتخارت خود را در قامت رئيس جمهوري ببيند كه رفتار و حركات او را همسو تر به خود مي ديد.به هر روي هميشه صلح ٬ محبت و دوستي نويد يك زندگي بهتر و زيباتري را براي همه جهانيان داده است و برخورد و تلاقي و كشمكش جز جنگ و خونريزي و فقر و فنا هيچ چيزي به عمل نمي ايد.

حاشيه: در سالگرد گفتگوي تمدن ها مجله اسمان در گفتگويي كه با محمد بقايي(ماكان) ترتيب داده است ٬ ايشان به نكته جالبي اشاره كرده اند و آن اين است كه ايده اوليه اين طرح مربوط به مرحوم احسان نراقي است و نه سيد محمد خاتمي و ايشان اين انتقاد را به خاتمي روا داشته اند كه چرا در روند نظريه پردازي و اعلام اين موضوع به هيچ روي به اين موضوع اشاره اي نشده است.

محمد بقايي (ماكان) معتقد است كه ايده گفتگوي تمدن ها توسط مرحوم احسان نراقي براي اولين بار طرح شده و متعلق به خاتمي نيست

مرجوم احسان نراقي جامعه شناس بزرگ ايراني و مسئول بخش فرهنگي سازمان يونسكو

اقدام عملی برای مرمت نخل تاریخی ترک اباد اردکان

امروز یک روز تاریخی برای من و اهالی ترک اباد بود.بعد از مدت ها پیگیری و علاقه مندی مردم و مسئولان روستای ترک اباد اردکان ٬ نخل تاریخی و زیبای این روستا برای مرمت و بازسازی اصولی به کارگاه اوسا تقی منتقل شد.جای بسی خوشحالی و خرسندی است که خیل زیادی از جوانان و سایر مردم ترک اباد از صمیم دل پشت این قضیه ایستادند تا این هویت تاریخی و مذهبی آنها دوباره احیاء شود و یادگاری باشد برای میراث دوستی و افتخار به سنت های مذهبی گذشتگانشان.ان شالله به حول قوه الهی این حرکت زیبای فرهنگی تداوم داشته باشد و کم کم به حفظ میراث فرهنگی و ابنیه و بافت باقی مانده این روستا هم منجر شود. این حرکت نشان داد که با دست خالی و با استمداد از مردمی که قلب هایشان مالامال از عشق فرهنگ و تمدن کهن و غنی اشان است ٬ می توان کارهای بزرگ و درخشانی را انجام داد و البته فلسفه میراث فرهنگی نیز چنین است و بایستی با اعتماد به مردم که صاحبان اصلی فرهنگ هستند گام های موثر تری در حفظ و حراست از میراث گذشتگان برداشت.بی تردید باز کردن باب گفتمان صحیح و منطقی با قاطبه مردم یکی از راه های برون رفت از معضلات مالی و بودجه ای است و اگر همین مردم در حوزه میراث توجیه شوند خودشان پای در کار می گذارند و استین همت را بالا می زنند. بعد الظهری صحنه های زیبایی از مشارکت و ارادت و اخلاص به سید الشهدا را می توانستی در چهره یکایک افراد حاضر در این مراسم ببینی. اجر همگی با ابا عبدالله. البته لحظات انتقال نخل و گذاشتن آن روی جرثقیل لحظات استرس زای سختی بود و هرگونه بی دقتی باعث شکستن نخل قدیمی و فرسوده می شد که به حمدالله با اتخاذ تدابیر لازم نخل بدون هیچ گونه شکستگی بیشتر و خرابی به سلامت به کارگاه منتقل شد.با توجه به عکاسی و مستند نگاری دقیق بایستی طی یک پروسه نسبتا پیچیده و با باز کردن کلی نخل قدم به قدم مراحل مرمت و بازسازی نخل انجام شود. این باعث افتخار شهر و دیارمان است که فردی زبده چون اوسا تقی را در کار نجاری داریم و با توجه به سوابق درخشان ایشان امید می رود نخل به بهترین وجهی بازسازی شود.خدا وکیلی حیف است استاد کاری به این زبدگی و مهارت اینگونه غریب و مهجور بماند امید است با اتخاذ سیاست های جدید و موثر در حوزه میراث فرهنگی این استاد کار ساده و صمیمی بتواند تجربیات گرانبهای خود را به نسل های بعدی دیارمان منتقل کند.فقط می ماند اشیاء تاریخی وابسته به نخل که بایستی هرچه سزیع تر ساماندهی و منظم شود تا بتوان بر مبنای ان پرونده ثبت معنوی اثر را کامل نمود. از همین جا از کلیه اهالی روستای ترک اباد تقاضا دارم هرگونه اطلاعاتی در خصوص انجام مراسم مذهبی نخل برداری در ترک اباد در اختیار دارند جمع اوری نموده و به این حقیر ارسال دارند تا پرونده ابرومندی از آب در بیاید. بر خود لازم می دانم از پیگیری ها و دلسوزی های جمیع اهالی فرهنگی و متذین ترک اباد قدرد انی و تشکر کنم. البته در این میان نقش اقای میرجانی مجتبی اکبری و علی اکبری و در نهایت اقای شرف الدینی عزیز غیر قابل انکار است. خداوند به همه دوستان توفیق دهد. در پایان تشکر ویژه دارم از جناب رسول مشتاقیان مدیر میراث اردکان که بخشی از چوب چنار مورد نیاز برای مرمت نخل تاریخی ترک اباد را متقبل شدند. وهمچنینی از اقای دروازه بان راننده محترم جرثقیل که با سعه صدر و متانت مثال زدنی نخل تاریخی را به سلامت به کارگاه اوسا تقی انتقال دادند.با سپاس از همگی

و کلام اخر وضع اسفبار کارگاه اوسا تقی بود. کارگاهی که از کمترین امکانات برخوردار بود. در مملکتی این قدر پول مفت به هدر می رود ای کاش مسئولان ما کمی واقع بینانه به قضایا نگاه می کردند و اینقدر که وام برای موضوعات حاشیه ای اختصاص پیدا می کند یک وام با بهره پایین به این استاد کار می دادند تا با تجهیز کارگاهی در خور نام و شان اردکان زمینه را برای فعالیت های بهتر و مستمر تر ایشان فراهم می اوردند.

محسن میرجانی ارجنان عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان

در ادامه به گزارشی تصویری از این مراسم توجه نمایید.

عکاس : محسن میرجانی ارجنان

وضع موجود نخل تاریخی ترک اباد در گوشه میدان اصلی روستا

انجام تمهیدات اصولی برای انتقال نخل تاریخی

بلند کردن نخل و گذاشتن ان بر روی جرثقیل. خدا وکیلی برای چند لحظه نفسم در سینه حبس شد و هرچه ورد و دعا بلد بودم خواندم تا نخل به سلامت در جایگاه خود قرار گرفت.خدا را شکر

عکس یادگار اهالی و جوانان روستا در کنار نخل در هنگام عزیمت به کارگاه اوسا تقی

و نخل تاریخی در کارگاه اوسا تقی ارام گرفت

جولان خودروی هشت میلیاردو پانصد میلیون تومانی در خیابان های تهران

این تصویر شرح چندانی ندارد و شاید مصداق کاملی از حاکمیت ثروت و سرمایه بر تمام شئون زندگی ما ایرانیان باشد. کشوری که مردم بدبخت آن تورم بالای ۴۰ درصدی را تحمل می کنند و بچه های روستایی در آن بواسطه گذر از یک رودخانه انگشتان دستانشان قطع می شود در کشوری که در بسیاری از مناطق ان مردمانش اب شرب سالم ندارند در کشوری که بسیاری از کودکانش بواسطه ناداری والدینشان نمی توانند حتی سواد خواندن و نوشتن داشته باشند و هزاران هزار موضوع مرتبط دیگر ٬ ایا واقعا شایسته است که اینگونه سرمایه های کشورمان صرف شهوت رانی جمعی نوچه تازه به دوران رسیده شود.در کشوری که ریالی هزینه برای فرهنگ نمی شود و بسیاری از مظاهر تمدنی ما در حال ویرانی است خیلی خوب این سمبل های فرنگی و ماتریالیستی دارند جای خود را پیدا می کنند.خوش به حال ما و اینده ای که فراروی این تفکر مادی ما است. 

مقبره قدیمی حافظ شیرازی

درباره ششمین دوره اردکان شناسی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

تجربه ثابت کرده است که هر روند و فرایندی که مداومت در آن باشد در طول زمان از تاثیر گذاری و عمق بیشتری در تحولات اجتماعی َ سیاسی و فرهنگی یک جامعه برخوردار است.البته این مداومت پیش شرط های اساسی و بنیادینی هم دارد که یکی از مهمترین این پیش شرط ها داشتن یک روحیه وفاق جمعی بین افرادی است که دست به ایجاد چنین حرکت های مدرار وار و متوالی می زنند.

دوره های اردکان شناسی که در حال برگزاری ششمین دوره آن هستیم نیز یکی از جمله فعالیت هایی است که در جامعه خودمحور و متکی به فرد ما یک نمونه عالی و پیشرفته یک کار جمعی و گروهی برای هدفی مقدس است.بی تردید برگزاری این شش دوره کلاس های اردکان شناسی نقش بسیار مهمی در بالارفتن شعور و آگاهی جمعی مردم اردکان شده است و حوزه میراث فرهنگی را از یک نهاد صرف بروکراتیک تبدیل به نهادی نموده که مردم و جامعه هم نسبت بدان حساسیت پیدا کرده و در جهت حفظ و حراست از میراث نیاکان خود گام برداشته اند.بنده به عنوان یکی از همکاران این پروژه فرهگی سه یا چهار دوره است که در این محفل انس حضور دارم و به عنوان یک ناظر بیرونی معتقدم که این برنامه یک حرکت فرهنگی مهم و نادر حتی در سطح کشور است.در دوره و زمانه ای که همه چیز بر مدار پول و مادیات می گردد حرف از فرهنگ زدن و ضرورت حفظ آن از جمله مفاهیم ممنوعه و نسبتا کم خریدار است و به نظرم هیچ انگیزه ای جز یک کار فرهنگی بی مزد و منت فرا راه دوستان برگزار کننده این برنامه نیست.در سال های گذشته مطلبی تحت عنوان اسیب شناسی این کلاس ها نوشتم و در این مقطع قصدی برای انتقاد و نقد کلاس ها ندارم وفقط یک نکته توجه مرا به خود جلب کرد و آن هم استفاده از دوستان جدید برای فعالیت در این کلاس ها بود. من به شخصه خیلی خوشحال شدم که دوستان نو اندیش و نوپایی چون مصطفی هاتفی خانم سمانه مهدیزاده و خانم دهقانی و دیگرانی که اشنایی چندانی با انها ندارم امدند خیلی خوب از عهده مسئولیت برگزاری کلاس ها برامدند.به نظر من ارزش کار این بچه ها و اهمیتی که به حضور انها در این دوره داده شد خیلی باارزش تر از استفاده از اسامی معروف علمی کشور است. همین جوان ها هستند که باید بیایند و بسیاری از مجهولات فرراه ما در حوزه فرهنگ و اندیشه را پر کنند. الان دم دست یکی دو جین جوانان مستعد و صاحب نظر را می شناسم که قادرند در موضوعات مختلف فرهنگی و اجتماعی فعالیت کنند. این یک قدم بسیار خوب و مبارک و کار مهمی بود که در ششمین دوره از کلاس های اردکان شناسی برداشته شد و اعتقاد دارم باید در دوره های بعدی راسخ تر و پررنگ و لعاب تر شود. و در پایان این عریضه یک پیشنهاد دارم و ان این است که بیاییم و یک میزگرد علمی و تحقیقی در خصوص عوامل فقر فرهنگی در جامعه و راه کارهای مقابله با ان برگزار کنیم من فکر می کنم که با مشارکت انجمن های فرهنگی در شهر با افکار مختلف سیاسی و اجتماعی می تواند یک اسیب شناسی دقیق و درست از وضع موجود و نوع نگاه ما به اینده ایجاد کند.باشد که این حرکت ها باعث ایجاد یک رشد و بلوغ اجتماعی و فرهنگی در جامعه ما شود. با سپاس

محسن میرجانی ارجنان عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان

تصویری دیدنی از حرم امام رضا (ع) در سال 1350

وضعیت مهمترین اسناد و مدارک میراث‌فرهنگی در ابهام قرار دارد


به گزارش خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ جامعه باستان‌شناسی ایران درحالی اقدام به انتشار این بیانیه می‌کند که از مسئولان ارشد سازمان میراث‌فرهنگی می‌خواهند که هر چه سریعتر نسبت به شفاف سازی صحت و سقم گم شدن این اسناد رسیدگی کنند.
 
مشروح بیانیه:
 
سه سال پیش که در دولت دهم و در زمان ریاست حمید بقایی بر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تصمیم به انتقال آن به خارج از تهران گرفته شد. اساتید، کارشناسان، دوستداران و اهالی میراث فرهنگی علاوه بر غیرکارشناسی دانستن این تصمیم، نگرانی‌های چندی از جمله درباره چگونگی، وضعیت و آینده مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی و مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشکده باستان شناسی نیز مطرح کردند. متاسفانه مسئولان وقت نه درباره دلایل تصمیم و چگونگی انتقال این سازمان پاسخ قانع کننده‌ای ارائه کردند و نه تلاشی برای رفع نگرانی‌هایی که مطرح شده بود انجام دادند. از آن زمان تاکنون کارشناسان و اهالی میراث فرهنگی به‌ویژه باستان شناسان از وضعیت، سلامت و محل نگهداری اسناد و مدارک پرسیده اند و نگرانی عمیق خود را با مسئولان در میان گذاشته‌اند. 
 
سال گذشته با بازگرداندن بخش‌های اداری منتقل شده از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به تهران، مسئولان وقت بر نادرستی و غیرکارشناسی بودن آن تصمیم مهر تایید نهادند. اما پس از یک سال از بازگشت ادارات و بخش‌های مختلف سازمان به تهران، هنوز از وضعیت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی و مرکز اسناد و کتابخانه پژوهشکده باستان‌شناسی آگاهی درست و روشنی در دست نیست. همزمان با بازگرداندن بخش­های اداری سازمان به تهران شایعاتی درباره وضعیت و سرنوشت مرکز اسناد و کتابخانه‌ها، نگرانی‌ها را دوچندان کرد و موجب شد که مسئولان وقت درباره بی‌اساس بودن نگرانی‌ها و امن بودن اسناد و مدارک سخن بگویند. در این زمینه، مسؤولان وقت دست به انکار زدند و نیز وعده­های مختلفی در خصوص اقدامات در حال انجام برای بازگرداندن اسناد و مدارک به تهران دادند. متاسفانه هیچکدام از وعده و وعیدهای مسئولان پیشین برای روشن شدن وضعیت مراکز اسناد و کتابخانه ها تحقق پیدا نکردند و هم اکنون اخباری درباره واقعیت داشتن آن شایعات در رسانه ها منتشر شده است.
 
برای تهیه گزارش‌ها و اسناد و مدارک میراث فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی سال‌‌ها استادان، کارشناسان و متخصصان زحمت کشیده‌اند و میلیاردها ریال بودجه کشور صرف مطالعات و پژوهش‌هایی شده که نتایج آنها بصورت اسناد و مدارک میراث فرهنگی درآمده‌است. خاطر نشان می‌سازد که بسیاری از گزارش‌ها و اسناد و مدارکی که در مرکز اسناد میراث فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی نگهداری می‌شدند تنها نسخه‌های موجود هستند چرا که بسیاری از این اسناد و مدارک در زمانی تهیه شده‌اند که ابزارها و فناوری الکترونیکی فراگیر نشده بودند و امکان تهیه و تکثیر نسخه‌های متعدد از آنها وجود نداشت. از اینرو، می‌توان گفت در میان اسناد و مدارک هستند موارد بسیاری که خود همچون میراث فرهنگی با ارزش و یگانه‌اند.
 
باتوجه به اهمیت بالای این مسئله، «جامعۀ باستان شناسی ایران» امیدوار است و از ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی می‌‌خواهد که در اسرع وقت دستور فرمایند ضمن انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم درباره وضعیت و سلامت اسناد و مدارک میراث فرهنگی و باستان‌شناسی، اقدام عاجل برای نجات این گنجینه ملی صورت پذیرد. «جامعۀ باستان شناسی ایران» بر این باور است که تعلل جایز نیست و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می‌بایست این موضوع را بررسی کرده و پس از رفع شبهات و ابهامات، به صورت شفاف و عمومی اطلاع‌رسانی کند.


منبع : http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106544&Serv=3&SGr=2

چند تصویر قدیمی از قلعه زیبای بفروییه.

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

بفروئیه یا همان معین اباد دوره ال مظفر یکی از ابادترین مناطق میبد در دوره ال مظفر بوده است. مسجد جامع باشکوه این ابادی و بافت زیبایی که اکنون رو به زوال می رود یادگار توسعه شهری وسیع و پردامنه در دوره ال مظفر بوده است. این چند تا عکس را از پستی که اقای صادق برزگر بفرویی در صفحه فیس بوکشان گذاشته بودند برداشتم. البته با کسب اجازه از ایشان.بالاخره من هم بخشی از خون و ریشه ام بفرویی است و بدان می بالم و امیدوارم که در اینده نه چندان دور باقی مانده بافت تاریخی ارزشمند بفروئیه حفظ و برای انتقال به نسل اینده محفوظ بماند.با سپاس از اقای برزگر بفرویی

 

تاراج گسترده میراث فرهنگی کشور در دولت احمدی نژاد

 

به گزارش جمهوریت ۴۷ هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی و نقشه‌های اوزالیدی از بناهای باستانی به همراه هزاران قطعه عکس‌های تاریخی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به یغما رفت و نابود شد.

این خبر را یکی از کارکنان سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور پس از انتشار گزارشی از مفقود‌شدن هزاران نقشه بناهای تاریخی و محوطه‌های باستانی به روزنامه همشهری اعلام کرد.


براساس آنچه کارمند سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به روزنامه همشهری اعلام کرد، هنگام انتقال پژوهشگاه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز در دوران مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی 47 هزار جلد کتاب تخصصی در موضوعات میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به همراه هزاران قطعه از عکس‌های تاریخی موجود در این مرکز به یغما رفت و حتی براساس آنچه علی کرمی از کارکنان بخش پشتیبانی و تدارکات مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور به نقل از شاهین‌پور، مدیرکل علوم و فنون پژوهشگاه میراث فرهنگی می‌گوید، بخشی از عکس‌های دوره پهلوی که دارای مهر مرکز اسناد بوده است در خیابان منوچهری تهران به فروش می‌رسد.

به گفته کرمی، زمان انتقال کتابخانه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز، کتاب‌های هولستر نابود شد و بسیاری از کتاب‌ها براساس تماسی که شهر‌کتاب نیاوران با سازمان میراث فرهنگی گرفت توسط فردی به‌نام نقوی به آن کتابفروشی فروخته شد. وی افزود: شهر کتاب نیاوران آن زمان با ما تماس گرفت و خواستار اجازه خرید کتاب‌های خارج شده از مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی شد در حالی که اصلا معلوم نیست این آقای نقوی در سازمان میراث فرهنگی چه مسئولیتی داشته است و تنها کاری که ما کردیم این بود که از شهر‌کتاب نیاوران بخواهیم کپی کارت‌ملی فروشنده کتاب‌ها را برای ما ارسال کند.

آنطور که این کارمند سابق بخش اسناد سازمان میراث فرهنگی می‌گوید: اسناد خارج شده از سازمان میراث فرهنگی نیز چند‌دسته بوده که یکسری از آنها مربوط به عکس‌های تاریخی دوره پهلوی می‌شده و براساس آنچه شاهین‌پور، مدیرکل علوم و فنون پژوهشگاه میراث فرهنگی در دوره مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد این عکس‌ها در خیابان منوچهری تهران و با کدهای مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی فروخته می‌شد.

این موارد جدای از گزارش‌های باستان‌شناسی بسیار زیاد و ارزشمندی بوده است که باستان‌شناس‌ها از سال‌ها کاوش باستان‌شناسی در محوطه‌های باستانی به مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور تحویل داده بودند. کرمی گفت: هنگام جا به جایی مرکز اسناد از تهران به شیراز آقای خوشنویس، معاون میراث‌فرهنگی وقت کشور حتی اجازه حضور کارشناس‌ها برای بار کردن این اسناد به کامیون‌ها و انتقال آنها به شیراز را نداد و کارگرها ارزشمندترین اسناد میراث فرهنگی کشور را داخل کامیون‌ها ریختند. به گفته او همین حالا هم آنچه از شیراز به تهران بازگشته است آن چیزی نیست که از مرکز اسناد به شیراز رفت.

به گفته او هنگام انتقال مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، تنها یکی از کارکنان این مرکز به‌همراه اسناد به شیراز رفته که او نیز پس از بازگشت به تهران از وضعیت اسناد ابراز بی‌اطلاعی کرده است. جدای از این موارد حتی خبری از دستگاه دیجیتال بارکد‌خوان کتاب‌ها و اسناد نیست که مشخص شود کدام کتاب‌ها یا اسناد سازمان میراث فرهنگی باقی‌مانده است. مشخصات کتاب‌ها و اسناد موجود در مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی که دارای نزدیک به 47 هزار جلد کتاب تخصصی و حتی نسخه‌های خطی بود در دستگاه بارکدخوان ذخیره شده بود. چند کارتن حاوی گزارش‌های باستان‌شناسی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی بازگشتی به تهران نیز هنوز جایی برای قرار گرفتن در قفسه‌های مخصوص ندارند و هنوز کارتن‌های مقوایی در یکی از اتاق‌های ساختمان اصلی سازمان میراث فرهنگی در ارگ آزادی نگهداری می‌شوند.

به گفته کرمی حتی از دستگاه‌هایی که فیلم‌ها و نگاتیوهای موجود در مرکز اسناد را بازبینی می‌کردند و هیچ کدام نیز به شیراز منتقل نشدند خبری نیست. فریبا فرزام، رئیس سابق مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور که پرونده ثبت جهانی نسخه شاهنامه بایسنقری در یونسکو را نیز مدیریت کرده بود و به‌دلیل ماجراهای همین پرونده در سازمان میراث فرهنگی از مرکز اسناد این سازمان کناره گیری کرد درخصوص ارزش‌های اسناد و کتاب‌های نابود شده متعلق به مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی در جریان جا‌به‌جایی از تهران به شیراز به همشهری گفت: آنچه در مرکز اسناد نگهداری می‌شد دارایی فعالیت‌های سازمان در تمام سال‌هایی بود که سازمان میراث فرهنگی فعالیت کرده بود؛ یعنی گزارش‌های مختلف پژوهشی از مرمت‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی و پژوهش‌های مردم‌شناسی و نقشه‌های تاریخی و هر آنچه به‌عنوان اثر مستند در بخش‌های مختلف سازمان میراث فرهنگی تولید شده بود آنجا نگهداری می‌شد و مرکز اسناد، کتابخانه‌ای نیز داشت که منابع مطالعاتی در زمینه میراث فرهنگی را فراهم می‌کرد و قلب فعالیت‌های پژوهشی در سازمان میراث فرهنگی بود که با جا به جایی از بین رفت.

فریبا فرزام با اشاره به سابقه چندین ساله تشکیل مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی گفت: گزارش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی و کاوش‌ها، اطلاعاتی با جزئیات علمی کامل داشت که باستان‌شناس‌ها از سال‌ها فعالیت خود در محوطه‌های باستانی تهیه کرده بودند که اگر این گزارش‌ها در دست افراد غیرمتخصص بیفتد، به‌دلیل اطلاعاتی که از سایت‌های باستانی در آنها وجود دارد ممکن است مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. به گفته فرزام زمانی که او مرکز اسناد را پیش از جا‌به‌جایی‌ها تحویل داد حدود 40 هزار نسخه کتاب در آن مرکز بود و تعداد عکس‌ها نیز بسیار زیاد بود.

فرزام از تعداد زیاد نگاتیوهای شیشه‌ای موجود در مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی که متعلق به مرکز مردم‌شناسی این سازمان بود خبر داد و افزود: عکس‌های بسیار زیادی نیز از بناهای تاریخی در مرکز اسناد وجود داشت که اگر از بین رفته باشند یک جنایت و خیانت به میراث فرهنگی کشور است.

آنطور که فریبا فرزام به همشهری می‌گوید هر اتفاقی که برای بناهای تاریخی کشور بیفتد مرمتگران برای اقدامات پژوهشی در مورد بنا ناچار به مراجعه به سابقه بناها هستند و تصاویر نابودشده نیز منابع مطالعاتی کارشناسان و مرمتگران آثار تاریخی بود. رئیس سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی گفت: اگر منابعی از سازمان بر اثر جا‌به‌جایی‌ها خارج یا سرقت شده باشند و در بازارهای سیاه فروخته شوند اتفاق بسیار وحشتناکی برای میراث فرهنگی است.

مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی از سال74 پایه‌گذاری شد و هدف از آن گردآوری گزارش‌های باستان‌شناسی، اسناد تاریخی و تشکیل بانک جامع اطلاعاتی از وضعیت میراث فرهنگی کشور بود که به گفته کارشناسان در زمان جا‌به‌جایی از تهران به شیراز و انتقال مجدد به تهران در دوران مدیران دولت قبل در سازمان میراث فرهنگی نابود شد و اکنون مشخص نیست چه کسانی اسناد این مرکز را به غارت برده یا به عمد نابود کرده‌اند!

بیت المقدس؛ 78 سال پیش /عکس

تصویر هوایی ازکربلا در زمان قاجاریه

ناصرالدین شاه در سفر خود به عتبات در سال ۱۲۸۷ هجری قمری دستور داد تا تصویری هوائی از کربلای مقدس از فراز یک بالن تهیه شود، تصویری که به نظر می رسد می توان آن را نخستین تصویر هوائی از کربلا و عتبات عالیات در این شهر مقدس تلقی کرد.

هياهو گران چون كف روي آبند.

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

هياهو گران چون كف روي آبند و چون موج ها ارام گيرند ديگر چيزي از آنها باقي نخواهد ماند و تنها آبي بيكران درياست كه تا ابد باقي خواهد ماند.

امروز مطلبي در وب چارسوق كوير اردكان تحت عنوان : آیا قلعه خرگوشی هم به سرنوشت فرودگاه انگلیسی ها دچار می شود؟! توجهم را به خود جلب كرد و بر آن شدم كه چند سطري بنويسم.

اول: به نظر من اصلا تيتر پيشنهادي براي نگارش اين خبر صحيح نيست.چرا كه تقسيمات كشوري همه چيز را روشن كرده و اين گونه برداشت و تفسير مخل نظم اجتماعي است. بگذاريد واضح تر بگويم.اگر قرار باشد اينگونه فكر كنيم ميبدي ها مي گويند كه اردكان در دوره آل مظفر جزء ميبد بوده و اردكاني ها خواهند گفت كه ميبد در تقسيمات كشوري از سال ۱۳۱۶ خورشيدي تا اوائل دهه ۷۰ كه از اردكان منتزع شده جزو اقمار و بلوك هاي اردكان بوده است و همه اين گفته ها بر مبناي سند و مدرك بدون خدشه و معتبر است. حال بايد چه كنيم بايد همچنان به طبل اختلاف و دشمني دو شهرستان مجاور بكوبيم و هر روز فاصله هايمان را بيشتر كنيم.بنده به عنوان كسي كه حدود ۵ سال در ميبد مشغول به كار در حوزه ميراث هستم به هيچ روي در سياست گذاري هاي كلان شهرستان اين گونه افكار غيرقانوني و غير منطقي نديدم و اگر عده اي مغرض و و آتش بيار معركه در صدد القاء اينگونه افكار مسموم هستند بايستي از سوي پليس فتا و نهاد هاي مقابله با تشنج هاي شبكه مجازي تحت پيگرد قانوني قرار گيرند.

دوم: گاهي اشاعه و انتشار برخي مطالب و عنوان ها اصلا ضرورتي ندارد.يك صداي ناكوكي بلند مي شود و مانند غباري فرو مي نشيند و اگر ما بخواهيم به اين غبار ضعيف و نحيف بدميم لاجرم طوفان و گردبادي برپا مي شود كه در تنوره اين گردباد ديگر هيچ چشم حقيقت بيني را ياراي تميز صواب از ناصواب نيست.پس بر مبناي آيه شريفه قران تنها بايد به اين قماش تفكرات التقاطي و تماميت خواه يك سلام گفت و مابقي را به قضاوت منصفانه تاريخ و مردمان فرهيخته دو شهرستان واگذار كرد.

سوم: روابط عمومي ها نهاد هايي فوق العاده مهم و تاثير گذارند كه مي توانند با سرعت عمل و دقت در رصد اخبار و گزارش هاي ارائه شده با يك متن كوچك و موجز از برپايي يك فتنه و عميق تر شدن اختلافات جلوگيري كنند.با توجه به رصد اكثر وبلاگ ها توسط روابط عمومي هاي هر دوشهرستان چه مبارك و نيكو بود كه روابط عمومي شهرستان ميبد با يك متن چند كلمه اي اين خبر كذب و غير قانوني را كه مي تواند آغازي بر كوبيدن طبل هاي مجدد كينه توزي و دشمني ميان شهروندان دو شهرستان باشد را خاموش كند و با توبيخ كتبي گردانندگان اين وبلاگ و وبلاگ هايي از اين دست كه جز خاكستري كردن فضاي اجتماعي رسالتي ندارند ٬ عملا به رسالت سازماني و اجتماعي خود عمل كند. حقيقت اين است كه وبلاگ هايي كه در هر دو شهرستان به تبليغ اردكان هراسي و ميبد هراسي مبادرت مي ورزند بايستي مورد پيگرد قانوني قرار گيرند تا ما در دوره اعتدال و تدبير به سوي اهداف متعالي تري گام برداريم و از اين بحث هاي خاله زنكي فارغ شويم.

چهارم: ميراث فرهنگي نه به قوم و قبيله خاصي مربوط مي شود و نه تيول هيچ دسته و فرقه اي است. ميراث فرهنگي ثمره قرن ها و هزاره ها تلاش و كوشش انسان هايي است كه با صلح و صفا و صميمت در كنار يكديگر زيسته اند. همين كاروانسراي قلعه خرگوشي يكي از مجموعه رباط هايي است كه در دوره شاه عباس صفوي و جانشينانش براي تسهيل امر حمل و نقل و توسعه كشور ساخته شده و يك اثر وقفي و جزء اموال عمومي مردم كشور ايران محسوب مي شود ٬ همچنان كه نارين قلعه ٬ رباط كچلك ٬ بافت تاريخي اردكان و ميبد ٬ و مجموعه زردك اردكان نيز همين مختصات مشابه و متنوع را دارند. بنده به عنوان يك ميراث دوست اصلا تعصبي ندارم كه اين بنا آخر به چه شهر يا فرقه و گروهي خواهد رسيد مهم اين است كه اين ميراث ها پابرجا بمانند و افتخارش براي همه ما باشد.خداوكيلي اگر به همين گردانندگان سايتي كه اين مطالب موهن را گذاشته بگويي كه دو ريال براي مرمت اين اثر بيايند و مايه بگذارند ٬ همه پا پس مي كشند و به دنبال كار خود مي روند و اصل اين قضايا سياسي كاري و دعوا بر سر لحاف .... است.

فرجام بحث:

صدر بار بدي كردي و ديدي ثمرش را          خوبي چه بدي داشت كه يكبار نكردي آن را 

روي سخنم به همه فعالان حوزه ميراث فرهنگي است. به خدا به پير به پيغمبر اين هشت سال زمستان ميراث فرهنگي كه بر سر ما گذشت كافي نبود. اين همه آثار كه در همه نقاط ايران ديگر وجود ندارد و يا نيمه جان افتاده عبرت نشد.بياييد و از اين افكار كودكانه و ناقص خود دست برداريم. بياييد قدم در راهي بگذاريم كه ثمره اش براي همه ما باشد.ويران كردن اعتماد و دوستي با يك سخن ناسنجيده بسيار اسان تر از سال ها اعتماد سازي و رنج و حرمان تبعي آن است.اصلا همه ميراث اردكان مال ميبد و همه ميراث ميبد مال اردكان ٬ اگر مرد راهيد بياييد و با همفكري و مشاركت نحبگان هر دو شهرستان چاره اي براي زخم هاي به چرك نشسته ميراثمان كنيم. بياييم و كمي اعتماد مردم را جلب كنيم و فرهنگ سازي كنيم. قلم هاي مسموم خود را يك بار و براي هميشه با آب زمزم وجدانمان بشوييم و از تفرقه بپرهيزيم.اين دعواهاي زرگري در كشاكش تاريخ گم مي شوند چنانچه طوفان هاي سهمگين تري چون مغولان نيز در بستر تاريخ دفن شدند و رفتند ولي آنچه بر جاي مي ماند شكوه و عظمت چند هزار ساله نارين قلعه و زندگي و حيات بافت تاريخي زيباي اردكان است.

بياييم چشمان خود را بشوييم و جور ديگر ببينيم و اگر فكر مي كنيم حقي تضييع شده آن را در بستر منطقي و قانوني اش جاري كنيم و آتش بيار معركه نباشيم كه تنها از اين خرمن عظيم آتش ٬ دود و خاكسترش است كه به چشمانمان مي رود و آتش آن تنور دوستدارن اختلاف دو شهرستان را گرم مي كند تا با آن چه نان ها كه برايمان نپزند.

با سپاس. محسن ميرجاني ارجنان عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان

روايت تصويري از ابراهام لينكن . مردي كه سيد محمدخاتمي او را شهيد ناميد

ابراهام لينكن شانزدهيمن رييس جمهور امريكا و اولين رييس جمهور از حزب جمهوري خواه بود.شايد مهمترين علت شهرت و محبوبيت اين رييس جمهور در لغو قانون برده داري و افزودن متم ۱۳ قانون اساسي امريكا  و خاتمه دادن به جنگ هاي انفصال شمال و جنوب آمريكا بود و عاقبت هم جانش را بر اثر اين افكار مترقي از دست داد. ابراهام لینکلن توسط یک بازیگر تئاتر به نام جان ویلکس بوث مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در صبح روز ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ درگذشت. اهميت اين شخص و اقدامات انسان دوستانه اش ٬ او را در شمار شخصيت هاي برتر تاريخ معاصر جهان قرار داده و حتي اقاي سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق كشورمان به او با لفظ شهيد اشاره كرده اند كه البته اين اقدام خاتمي بعدها واكنش هاي گسترده اي در ميان اصولگرايان در بر داشت و اين نحوه يادبود از لينكن را يكي از مظاهر غرب دوستي و گرايش به غرب از سوي سيد محمد خاتمي دانستند.با نگاهي به اثار و افكار لينكن رگه هاي عميقي از معنويت و خداپرستي قابل مشاهده است و اگر شما به اثاري چون هاكلبريفين اثر مارك تواين و شمال و جنوب اثر جان جيكس مراجعه كنيد خواهيد ديد كه لغو قانون برده داري شايد كمترين دليل و قاطع ترين دليل از حس معنويت و خداجويي اين فرد باشد.در جهان رسانه اي امروز كه هر سيستم و مدلي سعي در القاي حقانيت و برتري خود بر ديگران است ٬ فضاي غبارآلودي بر حقايق حاكم مي شود. اين تصوير غبارالود هم به يك يا چند كشور منتهي نمي شود بلكه همه در يك جنگ زرگري با يكديگر قرار دارند. رسانه هاي غربي هميشه تلاش داشته اند تصويري خشن از اسلام و ميراث اسلامي ارائه دهند و در مقابل رسانه هاي رسمي  كشورمان نيز آنگونه كه بايد و شايد قضاوت منصفانه اي بر برخي قضاياي جهاني ندارند كه البته اين مسئله در يك جنگ رسانه اي تمام عيار شايد تا حدودي منطقي جلوه كند و اين موضوع كار را براي دنبال كندگان حقيقت دشوار مي سازد و بايستي با يك مطالعه و تحقيق بي غرض و منصفانه به سمت شناسايي حقايق و درستي ها برويم كه اين موضوع ميسر نمي شود مگر آنكه خود فرد استين همت را بالا زده و با عزمي جزم براي يافتن حقيقت تلاش كند. شايد زيبا ترين تصوير را بتوان در فيلم روز واقعه اثر شهرام اسدي يافت آنگاه كه جوان نومسلمان مسيحي در يافتن تعبير حقيقت حسين بن علي گفت من حقيقت را پاره پاره بر سر نيزه ها ديدم . من حقيقت را در غل و زنجير ديدم.

و این هم چند روایت کوتاه از منش و شخصیت ابراهام لینکن:

۱:یک روز طی جنگ داخلی در امریکا گروهی از مردان به کاخ سفید امدند و در خواست ملاقات با لینکن را داشتند.انها به رئیس جمهور گفتند که مصمم هستند تا یکی از افراد خود را به عنوان دیپلمات در جزایر ساندویچ( هاوایی)بگمارند.پس از طرح خواسته اشان ٬ یکی از ان مردان صادقانه افزود که نامزد مورد نظرشان دارای ضعف سلامتی است و هوای مطبوع جزیره برای او خوب است.لینکن نپذیرفت.ولی قبل از اینکه انها را راهی کند گفت: اقایان بسیار متاسفم بگویم که هشت متقاضی دیگر برای انجا هست که و انها بیمار تر از مریض شما هستند.(مجله اسمان . شماره شماره ۵۹. فرزندان الینوی.ترجمه کسرا اصفهانی)

اين گزارش تصويري را تقديم مي كنم به همه دوستدران حققت. حقيقتي محض و خالص كه رنگ و نژاد و زبان هيچ گونه خلل و فترتي در ان حاصل نمي كند.

 ابراهام لينكن در ۵۴ سالگي

ادامه نوشته

دوستان مغرض خواهشا جون مادرتون دیگر نظر ندهید و کامنت نگذارین

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

یک جامعه فرهیخته و اخلاق مدار شاخصه های متعددی دارد که بر مبنای آن مورد شناسایی دیگران قرار می گیرد.این شاخصه ها می تواند خاستگاه های مختلفی داشته باشد. خاستگاه های سیاسی ٬ اقتصادی ٬ اجتماعی ٬ فرهنگی و غیره.البته این شاخصه های کلی مورد اشاره هرکدام دارای یک سری زیر شاخه ها و موارد جزیی تر هستند. در این میان خاستگاه فرهنگی از مهمترین شاخصه های رشد یا زوال یک جامعه است.اگر در میان تعاریف متعدد و مختلف فرهنگ این مورد را مد نظر قرار دهیم که فرهنگ عبارت است از یک سری اموزه های اخلاقی و انسانی که مورد وفاق و وثوق کلیه افراد جامعه قرار دارد ٬ متوجه می شویم که شاخص فرهنگی هم از منظر فراگیری و هم از منظر نمونه های و مشاهدات قابل لمس برای درجه غنا و فرهیختگی جامعه و یا زوال و سقوط جامعه ٬ یک متر و معیار به حساب می اید.متاسفانه جامعه امروز کشور ما جامعه ای به شدت اخلاق گریز و بی اعتماد به باورهای اخلاقی و انسانی شده است.حال این مورد در فضای سایبری هم بیشتر نمود پیدا می کند و هم اینکه افراد بی اخلاق و لجام گسیخته نیز در قالب اسامی جعلی و بعضا خیلی جلف و زشت ٬ یک سری یادداشت هایی را برای برخی مطالب دوستان می گذارند که فقط در خور شان خودشان و خاستگاه تربیت خانوادگی خودشان است.اولا به نظر نگارنده انسان بایستی اینقدر جرات و جسارت در وجودش باشد که بتواند نظرات خودش را بدون لکنت و با قاطعیت اعلام کند و اگر هم نقدی و یا اعتراضی بود می تواند در قالب یک یادداشت خصوص برای نویسنده و نویسندگان اثر ارسال کند.متاسفانه در برخی از بیان نظرات دیگر چیزی از حیثیت و ابروی ادمی باقی نمی گذارنند. از فحش ناموس گرفته تا بهتان ها و نسبت های کذایی سیاسی و مذهبی. آخر این چه جامعه ای و این چه مسلمانی است که ما داریم.خوانندگان عزیز بهتر از من می دانند کسی که بتواند با اینترنت کار کند و به صورت اخص بتواند پیام بگذارد انسانی است که حداقل از متوسط رنج جامعه بالاتر است و بایستی یک سری تحصیلات و دغدغه های فکری داشته باشد. وقتی همین فرد می اید و با بدترین و مستهجن ترین ادبیات هرانچه لایق خود و خانواده اش است را نثار نویسنده بدبخت وبلاگ می کند ٬ دیگر از اقشار مردم و عوام مردم چه انتظاری داریم. چندی است فرد و یا افرادی با عناوین گوناگون یک سری حرف های زشت و رکیک و نسبت های ناروا به اینجانب می دهند که حقیقتا باعث تاسف است و من هیچ گاه این پست فطرتان دون همت را نخواهم بخشید. البته من بارها در صحبت با سید حسین پایدار و برخی از دوستانی که متفاوت تر از بقیه قلم می زنند هم همچین رویکردهای غلطی را نسبت به مطالب وبلاگ ها و سایت هایشان شنیده ام.باری اخلاق و انسانیت در جامعه ما به کجا رفته. من و یا هر نویسنده دیگری شاید تا صبح بنشینیم و نقد و انتقاد خود را نسبت به برخی موضوعات اجتماعی و فرهنگی بنویسیم و بعد یک مشت خرمن چین بی هنر و بی اصول بیایند و با اسامی جعلی و خیلی مضحک ٬ ما را اماج توهین های خودشان قرار دهند.الله عاقبت الامور 

میراث فرهنگی ثبت شده ایران در یونسکو

چغازنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان عیلامی‌ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهر دوراونتش است.تاریخ ثبت۱۹۷۹ میلادی. شماره ثبت ۱۱۳

تخت جمشید یا پارسه که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس واقع است، نام یکی از شهرهای باستانی ایران است . در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌است.این اثر در تاریخ ۱۹۷۹ میلادی و به شماره ثبت ۱۱۴ به ثبت رسیده است.

میدان نقش جهان میدان بزرگ مستطیل شکلی در شهر اصفهان ایران است که به‌وسیلهٔ بناهایی از دورهٔ صفوی محصور شده‌است.میدان نقش جهان به شکل امروزین در دوره سلطنت شاه عباس صفوی پایه‌گذاری شده‌است.بناهای تاریخی موجود در میدان نقش جهان شامل عالی‌قاپو، مسجد امام، مسجد شیخ لطف‌الله و سردر قیصریه است.این اثر در تاریخ ۱۹۷۹ میلادی و به شماره ۱۱۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

تخت سلیمان نام محوطهٔ تاریخی بزرگی، در نزدیکی تکاب و روستای تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی است. مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچه‌ای طبیعی ساخته شده‌است.آثار بناهای دوره‌های اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده‌است. مهم‌ترین آثار بجا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است.این اثر در سال ۲۰۰۳ و به شماره ۱۰۷۷ در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

ارگ بم در گوشه شمال شرقی و چسبیده به شهر بم در استان کرمان و در مجاورت جادهٔ ابریشم قرار دارد و بنا به روایات متعدد، مربوط به دوران اشکانی و یا هخامنشی است. تا اواخر دوره قاجار، ارگ بم همچنان مسکونی بوده‌است.این بنایی مشهور تاریخی در زمین‌لرزه بم، به شدت ۶٫۶ ریشتر که در ساعت ۵:۲۶ بامداد ۵ دی ۱۳۸۲ شهر بم را لرزاند. ویران شد .این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی و به شماره ۱۲۰۸ در فهرست اثار جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس واقع شده‌است.این مجموعه دربرگیرندهٔ سازه‌هایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، باغ سلطنتی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است. این اثر در سال ۲۰۰۴ و به شماره ۱۱۰۶ در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

گنبد سلطانیه مقبرهٔ الجایتو است که در ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ در شهر سلطانیه (پایتخت ایلخانیان) ساخته شد و از آثار مهم معماری ایرانیو اسلامی به شمار می‌رود.این بنا از حیث معماری و تزیین و بزرگی در دنیا مشهور است.رنگ گنبد آبی است. بر روی این اضلاع گنبد بلندی قرار گرفته که ارتفاع آن را ۱۲۰ گز نوشته‌ اند.این اثر در سال ۲۰۰۵ و به شماره ۱۱۸۸ در فهرست اثار جهانی به ثبت رسیده است.

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ جهان، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است.سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. این اثر در سال ۲۰۰۶ و به شماره ۱۲۲۲در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

کلیساهای آذربایجان عبارتند از: قره‌کلیسا ٬ کلیسای سن استپانوس، کلیسای مریم‌مقدس دره‌شام، کلیسای چوپان و کلیسای سور س. این اثار در سال ۲۰۰۸ و به شماره ۱۲۶۲ در فعرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

سازه‌های آبی شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره‌گیری از نیروی آب به‌عنوان محرک آسیاب‌های صنعتی ساخته شده‌است. در این مجموعه بزرگ، ساختمان آسیاب‌ها، آبشارها، کانال‌ها و تونل‌های عظیم هدایت آب و سیکا که محلی جهت استراحت و تفریح است قابل توجه و جالب هستند. در سفرنامه مادام ژان دیولافوآ باستان‌شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده‌است.این اثر در سال ۲۰۰۹ و به شماره ۱۳۱۵ در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

بازار تبریز یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا به‌شمار می‌رود. این بازار با مساحتی حدود یک کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین بازار سرپوشیدهٔ جهان است. این بازار از بازارچه‌ها، تیمچه‌ها، سراها و کاروانسراهای متعددی تشکیل یافته‌است.. این اثر در تاریخ ۲۰۱۰ و به شماره ۱۳۴۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

مجموعه نفیس بقعه شیخ صفی الدین به نام عارف نامدار شیخ صفی الدین اردبیل جد سلاطین صفویه، در سال ۷۳۵ ه. ق. به دست فرزند وی صدرالدین موسی بنا شد.در عصر صفوی، بقعه شیخ با حضور استادان بزرگ عهد صفوی چنان به زیور آراسته شد.یکی از موارد منحصر به فرد این مجموعه این است که این بقعه حاوی ده‌ها اثر بدیع در مضامین مختلف رشته‌های هنری است. این اثر در سال ۲۰۱۰ میلادی و با شماره ۱۳۴۵ در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.

باغ ایرانی به ساختار و طراحی منحصر به فرد آن اشاره دارد. باغ ایرانی پاسارگاد را ریشه معماری این باغ‌ها دانسته‌اند. کوروش بزرگ شخصا دستور داده بود که باغ پاسارگاد چگونه ایجاد شود و در واقع هندسی‌سازی باغ و شکل و شمایل آن از دیدگاه که کوروش به باغ ایرانی گرفته شده‌است. در دوره ساسانیان نیز باغ‌ها در جلوی کاخ‌ها و معابد شکل گرفتند.در سال ۲۰۱۱ باغ‌های ایرانی پاسارگاد، ارم، چهلستون، فین، عباس‌آباد، شازده، دولت‌آباد، پهلوان‌پور، اکبریه به عنوان میراث جهانی به شماره ۱۳۷۲ به ثبت رسیدند.

مسجد جامع عتیق اصفهان یا دایره المعارف معماری اسلامی در ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی و به شماره ۱۳۹۷ در فهرست میراث جهانی ی ونسکو به ثبت رسید.

برج گنبد قابوس در سال ۲۰۱۲ و به شماره ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

مجموعه کاخ موزه گلستان در سال ۲۰۱۳ و به شماره ۵۱۹۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

 

یک عکس تاریخی از جنگ جهانی دوم.

سربازان نیروهای متفقین که در جنگ جهانی دوم ایران را اشغال کردند، سوار بر شبدیز، نقش برجسته ی خسروپرویز در طاق بستان.........

آلبوم تصویری: میراث فرهنگی سوریه در خطر ویرانی

جامعه بدون فرهنگ وجود ندارد

جنگ داخلی در سوریه تنها به کشته شدن هزاران انسان منتهی نشده است. این جنگ به ویرانی آثار باستانی این کشور نیز انجامیده است. اقوام سامی، آرامی، آشوری، مصری، بابلی، ایرانی، یونانی و رومی طی بیش از چهارهزار سال آثار بسیار زیادی در این کشور برجای گذاشته‌اند. یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، نگران ویرانی این میراث فرهنگ جهانی در سوریه است

 

 

ادامه نوشته

مقابله با تخریب‌ها لازمه بقای مدیران میراث‌فرهنگی است


معاون میراث‌فرهنگی کشور با ابلاغ بخشنامه‌ای تاکید کرد:

مقابله با تخریب‌ها لازمه بقای مدیران میراث‌فرهنگی است

معاون میراث‌فرهنگی کشور صبح امروز از بخشنامه‌ای خبر داد که‌‌ به مدیران اداره‌‌کل میراث‌فرهنگی استان‌های کشور ابلاغ شده است. در این بخشنامه تاکید شده که مدیران استانی موظف به حفاظت جدی از آثار تاریخی هستند. در غیراینصورت جای خود را باید به افراد واجد صلاحیت بدهند.

به گزارش خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ معاون میراث‌فرهنگی کشور صبح امروز با ابلاغ بخشنامه‌ای به اداره‌ کل میراث‌فرهنگی استان‌های کشور اعلام کرد، مدیران استانی تا زمانی بر صندلی مدیریت تکیه می‌زنند که توانایی مقابله با تخریب‌های میراث‌فرهنگی را داشته باشند در غیراینصورت باید جای خود را به افراد واجد صلاحیت بدهند.
 
«مهدی حجت» معاون میراث‌فرهنگی در گفت و گوی اختصاصی که با خبرنگار میراث‌فرهنگی CHN داشت از صدور بخشنامه‌ به استان‌های کشور گفت. به‌اعتقاد وی، ارزیابی و ثبات مدیریتی زمانی محقق می‌شود که مدیران استانی توانایی مقابله با تخریب‌ها را داشته باشند.
 
وی تاکید کرد: تک تک مدیران اداره‌های کل میراث‌فرهنگی استان‌ها موظف به حفاظت از آثار تاریخی و حضور جدی در محل هستند. به‌طوری که ارزیابی مدیران استان‌ها درصورتی انجام می‌شود که توانایی مقابله با تخریب‌ها را داشته باشد.
 
حجت اعلام کرد: اگر مدیری نمی‌تواند از آثار تاریخی حفاظت کند باید جای خود را به افراد واجد صلاحیت بدهد. چراکه معتقدیم در رابطه با مسائل میراث‌فرهنگی جای هیچ‌گونه مماشاتی وجود ندارد و مدیران استان‌ها نباید در برابر تخریب‌هایی که علیه میراث‌فرهنگی صورت می‌گیرد کوتاه بیایند.


منبع : http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106219&Serv=3&SGr=22

نظر شما در مورد این عکس چیست؟

ایا در دولت یازدهم میراث فرهنگی از چنبره سیاست خارج می شود؟

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

در دولت های نهم و دهم حوزه میراث فرهنگی به شدت سیاست زده شد و به دیگر سخن این حوزه پله ترقی شد برای صعود در دولت و دست یافتن به مناصب کلیدی تر.میراث فرهنگی تبدیل شد با یک سازمانی اولیه برای کسب تجربه مدیریت اولیه برای بر عهده گرفتن سمت های حساس و کلیدی در دولت.هیچ کدام از روسای سازمان و معاونت های اصلی آن نه تنها در حوزه میراث فرهنگی صاحب نظر نبودند بلکه حتی از بسیاری از نظرات کارشناسی خبرگان حوزه میراث روی گردان شده و عملا این هشت سال به گونه ای خزان و زمستانی سخت برای میراث فرهنگی بود.تخریب های وسیع ابنیه و بافت های تاریخی و معطل شدن کاوش های باستان شناسی در همه نقاط کشور بویژه در چهار سال دوم دولت اقای احمدی نژاد تنها نمونه ای کوچک از این مدیریت سیاست زده بود.البته مدیریت های سیاسی تنها مختص به دولت نهم و دهم نبود بلکه در دولت دوم اقای خاتمی هم با انتصاب آقای حسین مرعشی به سمت ریاست میراث فرهنگی عملا این حوزه پای در وادی سیاست زدگی گداشت.

با انتصاب اقای دکتر محمد علی نجفی به ریاست سازمان که فردی با مدیریت و فهم علمی و دانشگاهی امید است که کمی اوضاع میراث فرهنگی هم به سامان تر شود.موضع گیری اولیه ایشان در مراسمی که برای بزرگداشت مرحوم شیرازی بیان نمودند می تواند مقدمه زیبا برای شروع حرکتی نو در حوزه میراث باشد. ایشان در این مراسم بزرگداشت اشاره به این موضوع داشتند که میراث فرهنگی در این چند سال به شدت لگد کوب شد و باید این پیکر نحیف را از نو بسازیم.استقبال پیشکسوتان حوزه میراث چون اقای سید محمد بهشتی و دکتر مهدی حجت و قول همکاری های علمی و کارشناسی در حوزه میراث شاید نشان از رویکردی جدید در اهداف و سیاست گذاری های سازمان میراث فرهنگی باشد.یکی دیگر از موضوعاتی که می تواند در اعتلای میراث فرهنگی در دولت یازدهم مورد توجه قرار گیرد. نحوه ورود و برخورد این سازمان با مقوله گردشگری است. این مقوله در دولت های نهم و دهم از بیشترین اولویت به نسبت میراث فرهنگی و صنایع دستی برخوردار بود و البته باعث مغفول ماندن از حوزه های استراتژیک تر سازمان شد.امید است با ایجاد یک تعادل مناسب در این معاونت های سه گانه سازمان بتوانیم گام های مثبت و جدی تری برای حفاظت از میراث های یادمانی و تاریخی خود برداریم.

شماره 30 مهرنامه

سی ام شماره مجله تخصصی علوم انسانی مهرنامه هم آمد.پیشاپیش از دوستان می خواهم که مقاله دکتر سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی و مشاور سابق آقای خاتمی و کنونی اقای روحانی را بخوانند.

نمی دانم تا چه حد با این استاد برجسته علوم انسانی آشنا هستین ولی باز هم توصیه می کنم اثار قلمی این نویسنده برجسته حوزه سیاست ایران را بخوانید.با سپاس