مرثیه ای برای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اردکان
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
امروز با هادی محمودی، پورشاه و یوسف بهجتی در محل پایگاه میراث فرهنگی اردکان در خصوص امکان سنجی و پیدا کردن راه حلی برای کمک به این عزیزان برای باز شدن گره کور ایحاد یک زیرساخت گردشگری و پذیرائی و اسکان سنتی آبرومند در اردکان جلسه ای خودمانی داشتم. این دوستان قریب یک سال و اندی است که در حال دویدن و وعده شنیدن و در حال حاضر به مرحله سرخرودگی و ناامیدی از هرگونه کمک و التفاتی رسیده اند. چهره های خسته و گرفته آنها بعد از این همه دوندگی به نتیجه نرسیدن حکایت از ناکامی و عقیم ماندن فکری نو و بدیع است که با گوشه چشمی همکاری و همیاری می توانست تحولی عظیم در نگرش به بافت تاریخی و معرفی آن به همگان داشته باشد. سال 1393 با همت شخص هادی محمودی و حمایت نیم بند میراث فرهنگی خانه تاریخی کهفی به عنوان یک بوم سرای کوچک و به صورت آزمایشی توسط این عزیز برای اهداف گردشگری شروع به کار کرد. نتایج این کار به گفته خود هادی خان محمودی شگفت انگیز و غیر قابل باور بود. کامنت ها و یادداشت هائی که توریست های اسکان یافته در این خانه کوچک و نقلی برای هادی فرستاده بودند، ارتباطاتی که از طریق شبکه های اجتماعی برای معرفی این مجموعه بین گردشگران اتفاق افتاده و رونق نسبی این محل و این نوع فعالیت به گونه ای بر روی آقای محمودی تاثیر گذاشت که ایشان به صورت جدی در تلاش برای توسعه این فعالیت و ایجاد یک مجموعه مجهز تر و بزرگ تر برآمدند و تا به امروز هم همهی تیرهای ترکش خود را از چله رها کرده اند. متاسفانه با این روند فعلی و افق پیش رو هیچ امیدی به موفقیت و ایجاد حداقل یک هتل رستوران یا مکان اسکان سنتی آبرومند در اردکان وجود ندارد و قطع یقین با توجه به تعلل ما و سرعت رقبا در یزد و میبد و مناطق همجوار اگر سربزنگاه و در موقع مناسب فکری و استراتژی مناسبی برای این حوزه دیده نشود دیگر کاملا دیر شده و سرمایه گذاری های احتمالی آینده نیز نمی تواند جوابگوی هزینه های جاری این فعالیت را بدهد. متاسفانه مسئولان ارشد شهر ما از این سونامی گردشگری در جهان، منطقه و کشورمان هیچ گونه آگاهی مناسبی ندارند و با یک درجه بدبینی اصلا هیچ گونه ذهنیتی و کلان نگری ای برای این مقوله در برنامه های کاری آنها وجود ندارد. انسان متاسف می شود از این همه بی توجهی و بی خیالی که گریبان مسئولان شهر ما را در این حوزه گرفته است. گوئی اصلا ما نه عقبه ای داریم و نه تاریخی و نه میلی داریم که شهرمان و داشته ها و پتانسیل هایمان را تعریف کنیم. سال 1395 از سوی اداره کل میراث فرهنگی استان یزد به نام سال خوش آمدگوئی به استان مطرح شده است و ما چه کرده ایم. صرف تشکیل چند جلسه و به به و چه چه های چندش آور و کذائی، بازخورد دیگری حاصل شده است؟ این از موضوع پردیسان که خود تبدیل به تراژدی شده و کم کم باید به فکر تشیع جنازه اش باشیم و این هم از دید و نگره مسئولان شهرمان به حوزه گردشگری. آدم به واقع در تحیر می ماند از این همه انفعال و از این همه بی تحرکی مسئولان شهر. شهرستانی با وسعت قریب به 24 هزار کیلومتر مربع و بخش ها و مناطق مختلفی که هریک گنجینه ای از میراث های طبیعی، تاریخی، مذهبی و آیینی هستند. کدام پتانسیل برای معرفی و شناسنامه دار کردن شهرمان در سطح منطقه و جهان در دسترس تر و مطلوب تر از حوزه میراث فرهنگی است. گوئی مسئولان شهر ما کل مشکلات و معضلات میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را بر گرده نحیف و ضعیف اداره ای انداخته اند که از پرداخت قبض آب و برق ناتوان و حداقل امکانات تخصصی و انسانی محروم است. آیا این سزاوار است که اتوبوس توریست های خارجی و پول خرج کن اروپائی، آسیائی تا ده کیلومتری ما یعنی در میبد مستقر بشوند و از این شهر تاریخی کهن بازدید کنند و ما اینقدر بی عمل و بی تفاوت باشیم که حتی یک جلسه ای نصفه و نیمه با تورگردانان چه در مرکز و چه در تهران برقرار نکنیم تا برای دقایقی هم که شده این گردشگران به شهر ما و به بافت ما بیایند و از بازار ما، از بادگیرهای ما و از همه زیبائی های بافت ما دیدن کنند؟ آیا برای مجموعه عریض و طویل فرمانداری شهرستان و شهرداری خیلی سخت است که با توجه به ارتباطات مناسب نماینده محترم و علاقه مسئولان کشوری به این شهر کانالی بزنیم و جائی را برای اردکان و بافت های تاریخی و آثار زیبای آن در نقشه های گردشگری تورهای عمده کشورطراحی کنیم؟ ما واقعا در قبال میراث فرهنگی موضعی ریاکارانه و مزورانه در پیش گرفته ایم. این بی عملی و این حالت خنثی چنان فضائی را ایجاد کرده که دیگر آدمی حسی ندارد که از اصالت بگوید و از پیشینه تاریخی بگوید. متحیرم از این همه افکار متناقض و پارادوکسیکال. هر مقام و مسئولی که به شهر می آید یکی از برنامه هایش بازدید بافت تاریخی است و با عنایت به تحسین و تعریف این دوستان می بینی که چنان خوشبختی و سرخوشی ای در این آقایان مسئول ایجاد می شود که ناگاه در مخیله خود فکر می کنی که الان با حضور میدانی این مسئول و اهمیت و ارزشی که به تائید این مقامات رسیده از فردا یک تحرکی آغاز می شود و قرار است شق القمری ایجاد شود. دوستان، عزیزان و مسئولان محترم هیچ گاه نگاه های متعجب و تحسین برانگیز سفیر کره جنوبی در حین تنها بازدید چند دقیقه ای او از بافت تاریخی اردکان را فراموش نمی کنم که چه ناباورانه و تحسین برانگیز به بافت تاریخی شهرمان نگریست. کشوری که خود بهتر از من می دانید و واقفید که دیگر مرتبه و کرسی ای در تکنولوژی و فن آوری نیست که بدان دست نیافته باشد و ما اینگونه از کنار این همه زیبائی و اصالت و از همه مهمتر پتانسیل های فرهنگی و در درجه ای دیگر از منابع اقتصادی این صنعت غافل هستیم و بی اعتنا. روزگاری واقعا اینگونه بود که تنها کارکرد میراث فرهنگی در سطح کشور، همان حالت تریبونی و پروپاگاندائی بود و کورش و داریوش و تمدن چند هزار ساله و معماری ایرانی – اسلامی فقط برای برنامه ها و سیاست های مناسبتی کاربرد داشت ولی حالا کمی به دور و بر خود نگاه کنیم و اگر کمی وقت داشته باشیم به همین 60 کیلومتر جلوتر از خودمان به یزد سری بزنیم و در مقیاسی کوچکتر به میبد نگاه کنیم. همه از حالت شعاری و تبلیغاتی خارج شده اند، همه دانسته اند که این ثروت پاک و رایگان که حاصل و دستاورد صدها و هزاران ساله اجداد و نیاکان ماست چه ارزش هائی دارد و چه قابلیت های مهمی در حوزه های مختلف می تواند داشته باشد. همین عباس برزگر بوانات فارس، باورتان می شود با همین دم پختک و سایر غذاهای سنتی عشایری و سیاه چادرهای عشایری دارد چه کولاکی می کند. برنامهی توسعه ای او در چشم انداز آینده اش 1800 سیاه چادر عشایری است که صرف اسکان گردشگران خارجی شود. شاید اکثر مردم اردکان اصلا نداند بوانات مال کدام استان است وبه کدام نقطه کشور تعلق داشته باشد و حتی اگر به صورت ساده از مصر یاد کنی فکر کنند که همان مصر شمال آفریقا و اهرام ثلاله آن منظور است و این در حالی است که مصر یک کلاته ای کوچک در مسیر جاده چوپانان خود ماست که قابلیت های رمل ها و ریگزارهای آن به سرانگشت حاجی اباد زرین خودمان نمی رسد.
به عنوان کسی که 17- 18 ماه مسئولیت اداری میراث فرهنگی شهرستان اردکان را بر عهده داشتم، معتقدم که در درجه اول اصلا هیچ گونه سیاست گذاری و استراتژی مشخصی برای این حوزه تخصصی در شهرستان وجود ندارد. حرف تا بخواهی زیاد زده می شود و تا بخواهی وعده و وعید داده می شود و آنچه که سرانجامی ندارد عملگرائی و تحرک مسئولان است. شاید باورتان نشود و مایه مزاح باشد ولی چند روز پیش بواسطه یکی از دوستان از هتل جاده ابریشم یزد به من زنگ زدند که دو نفر پرتقالی قصد دارند از قنات های اردکان بازدید کنند و در ضمن می خواهند ناهار را کباب شتر اردکان میل کنند. بله درست است قنات که بیخ گوش ماست و کباب شتر هم که جای خود دارد و شاید در برابر انبوهی از برندهای تاریخی و فرهنگی شهرمان اصلا به حساب نیاید ولی می بینی که از آن سر دنیا کنده و آمده اردکان تا کباب شتر بخورد و بماند که این بندگان خدا حسرت به دل از شهر ما رفتند و کباب شتر هم گیرشان نیامد. یا مثلا دو ایرانی مقیم ایالت نبرسکای امریکا که قریب به 40 سال است مقیم این کشور هستند خرانق و منار جنبان آن را از طریق شبکه اسکای نیوز(Sky news) پیدا کرده بودند و با چه ذوق و شوقی هم به دیدار محبوبشان رفتند.
درجه دوم مهجور ماندن حوزه میراث فرهنگی و انفعال در ایجاد زیرساخت های گردشگری جو حاکم بر جامعه اردکان است. جامعه ای که قریب به اتفاق آن نه شناختی از داشته های تاریخی و فرهنگی دارند و ایضا نه علاقه ای. جامعه ای که متاسفانه اعتماد به نفس خود را از دست داده است. جامعه ای که بواسطه توسعه صنعتی این سال ها و ورود مهاجران بداخل مدام در حال پسروی است. از شکل پوشش امروزین اهالی شهر گرفته تا حتی در طرز صحبت کردن و تعامل با این هموطنان. قریب به اتفاق دیالوگ های صورت گرفته یک اردکانی با یک هموطن ایرانی مقیم اردکان به صورت کلاسیک و فارسی لهجه دار دست، گوئی زبان محلی اردکانی یک علامت عقب ماندگی و سکون شده است. هجوم فست فودها و رستوران های مدرن در جای جای شهر، همه را به سوی یک تجمل گرائی بی پایه و بی اصل و نسب دعوت کرده است. به شخصه همه این روندها نه قابل رد است و نه می توان آن را انکار کرد ولی سوال اینجاست که مگر همین رستوران های مدرن و با کاربری پذیرائی را نمی شد در یک فضای سنتی و تاریخی تعریف کرد؟ مگر این فضاها در بافت های تاریخی کاشان و یزد و مناطق دیگر جواب نداده است. متاسفانه وقتی خانه از پای بست ویران باشد و وقتی حاکمان هیچ گونه استراتژی ای برای حمایت از حوزه میراث نداشته باشند جامعه نیز به تبع آن در این گرداب بی هویتی گرفتار می شود. هرساله ملیون ها تومان از بودجه و امکانات شهر در روستای توت هزینه می شود و البته به کسی هم ربطی ندارد چرا که هرکسی صاحب و مالک دارائی خود است ولی آیا مقامات شهرستان که برای مراسم امسال روستای توت تشریف بردند نما و منظر این روستای به اصطلاح تاریخی با ثبت معنوی ملی مراسم تعزیه آن را دیده اند. آیا به واقع دیگر این روستا منظر فرهنگی دارد. تا چند سال دیگر رباط تاریخی روستا، برج زیبای آن و تنها آب انبار باقی مانده و تعدادی از اتاق های با قدمت بیش از صد سال آن که الگوی معماری این روستا بوده اند در هجوم بدنه سازی سرامیک های جگرکی و درجه بوق محو خواهند شد. آیا خیلی مشکل است که مسئولان شهری ضوابطی ارائه کنند، یا یک طرح بدنه سازی منطبق با منظر محیطی و فرهنگی این روستا را شرط مجوز ساخت اتاق یا خانه در این روستای قبلا تاریخی و امروزه هردم بیل قرار دهند.
جمع بندی و نتیجه گیری:
حوزه میراث فرهنگی یک حوزه مشارکتی میان بخشی است و متولی خاصی ندارد و همه دستگاه ها باید در جهت ارتقا، معرفی و استفاده بهینه از پتانسیل های آن مشارکت و فعالیت داشته باشند. اهمیت این حوزه در تحولات امروزین جهان به حدی است که می تواند ضامن بقا و ماندگاری یک قوم و یک ملت در تلاطم های جنگ سایبری با هدف تهاجم فرهنگی باشد. متاسفانه حوزه میراث فرهنگی از همان ابتدای فعالیت آن تنها در تریبون های مقامات کشوری، استانی و محلی تنبلور داشته و استفاده ابزاری و مقطعی از آن تبدیل به یک رویه عمومی و عادی شده است. با عنایت به رویکرد جدید سیاست خارجی و داخلی کشور درتحولات پسابرجام و تغئیر الگوهای اقتصادی در کسب درآمد خوشبختانه مسئولان ارشد نظام نیز به اهمیت این حوزه پی برده اند و سعی در ورود جدی به حوزه گردشگری و توریسم به عنوان یک ثروت پاک و پایدار هستند. اجلاس اخیر پاریس و موضوع تغییرات سریع روندهای اقلیمی جهان و لزوم مقابله کشورها با پدیده خطرناک گازهای گلخانه ای(greenhouse gas) لزوم رویکرد جدیدی را در اتخاذ منابع مطمئن تر و سازگارتر با محیط زیست را به شدت برجسته تر کرده است و مضاف بر آن پیشرفت های تکنولوژی در کسب منابع جدید انرژی دیگر هیچ گاه به نفت و مشتقات آن اجازه نمی دهد که به تنهائی جورکش بودجه و درآمد کشورهای صاحب این صنعت من جمله ایران باشد. در مقیاس کوچکتر در شهرستان اردکان نیز که ناگزیر جزئی از این کره خاکی است نیز باید تحولات درخوری در شیوه نگرش مان به منابع پیرامونی باشد. از نظر پتانسیل حوزه میراث فرهنگی اردکان یکی از بهترین زنجیره های انواع علایق(favorite) های باب طبع گردشگران را دارا می باشد. از میراث های تاریخی ثبت شده و ناشناخته شهرستان در کلیت آن یعنی عقدا و اردکان خرانق بگیرتا میراث های طبیعی ای همچون ریگزارهای حاجی اباد زرین و منظرهای طبیعی شاخص دیگر و در نهایت میراث های مذهبی و آئینی شاخصی چون مشهدگ خرانق، مساجد تاریخی، چک چک بزرگترین زیارتگاه زرتشتیان جهان و مراسم تعزیه ملی روستای توت همه و همه متعلق به این شهرستان و ثروت های پنهانی است که شاید از دید بسیاری از سیاست گذاران و برنامه ریزان شهر ما مغفول مانده است. نکته اساسی و بنیادین در استفاده بهینه از این امکانات نوع نگرش مسئولان است. بی تردید این حوزه یعنی میراث که باید بواقع امروزه آن را یکی از سه منبع مطرح اقتصادی در جهان برشمرد بر خلاف بسیاری از روندهای اقتصادی دیگر نیاز به مطالعه و زیرساخت های لازم خود را دارد یعنی باید در ابتدا دان بپاشی و هزینه کنی و بعد چند برابر آن را کسب کنی. شاید در حوزه های فراگیر تری چون صنایع و معادن بواسطه بیشینگی حضور آن در اقتصاد انسان که شاید به هزاران سال قبل برگردد این پیش زمینه ها اینگونه لازم نباشد، به فرض مثال ایجاد یک مجتمع صنعتی فولاد یا یک کارخانه کاشی و امثالهم یک مدل تعریف شده دارد که در همه جا باید از آن تبعیت کرد ولی حوزه میراث فرهنگی بسته به نوع پتانسیل های وجودی و موقعیت جغرافیائی و اقلیمی و حتی مناسبات مردم شناسانه آن از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت و دارای مختصات خاص خودش است و شاید این کندی پروسه ایجاد این زیرساخت های و پس زمینه ها(background) که نیاز به صبر و استقامت و تامل و سرمایه گذاری نسبتا کلان اولیه دارد باب طبع مدیریت مقطعی و دوره ای در شهری سیاست زده که باید سریع گزارش عملکرد حاضر کنی و مثلا بگوئی فلان کار را کرده ام و بهمان کار اینقدر درآمد برای شهر به ارمغان آورده است، جواب خود را ندهد. ولی اینجاست که عنصر درایت و قضاوت تاریخی باید هر مسئولی را برآن داشته باشد که با سعه صدر و تیزبینی برخی تهمت ها، افتراها و قضاوت های نابهنجار جامعه را بر دوش بکشد و تنها نگاهش به سوی رضای خدا باشد. نمونه شاخص این موضوع را در موضوع پردیسان شاهد بودیم. به نظر من اصلی ترین دلیل عدم موافقت شورا با اعتبار 6 میلیاردی پیش بینی شده برای اتمام و راه اندازی این زیرساخت عظیم، وزین، شکیل، باشکوه و آبرومند اردکان عدم اعتقاد و اعتمادی بود که به موفقیت این طرح و بازگشت سرمایه هزینه شده آن بود که این موضوع دقیقا به نوع نگاه و عدم اشراف کافی اعضا محترم شورای شهر به قدرت درامدزائی صنعت توریسم و گردشگری ارجاع داده می شود.
در ادامه به تعدای سرخط و تک جمله ای از گوشه کنار و حواشی میراث فرهنگی توجه کنید:
1: در لوگوی جدید سایت فرمانداری اردکان در گوشه بالای سمت چپ، تصویر بادگیر 19 چشمه ای خانه دکتر امامی اردکانی اضافه شده است. شایان ذکر است این بادگیر که در حال تلاشی و نابودی کامل بود و بارها و بارها با خون جگر و التماس از مسئولان خواستیم که کمکمان کنند که نکردند در نهایت با لطایف الحیلی مرمت و نجات پیدا کرد و الان شده یکی از المان های شاخص و سرتیتر(Headline) سایت فرمانداری شهرستان. حال سوال اینجاست که اگر این اثر که در نوع خود در جهان "بله دوستان" در جهان بی نظیر است و شما بدان تفاخر می کنید نمی تواند با مرمت کامل این خانه به یکی از شناسه ها و شاخصه های تاریخی(Landmark) شهرستان بدل شود و با تبلیغات مناسب و تنها به صرف دیدن همین تک اثر هرساله پای هزاران گردشگر خارجی و داخلی را به شهر باز کند و باعث ایجاد درآمد برای شهر شود.
2: شورای میراث فرهنگی اردکان که قریب به 5 ماه پیش برگزار شده است هنوز از سوی فرمانداری شهرستان در خصوص اعضا و حاضران در آن توافقی حاصل نشده و این درحالی است که در سایر شهرستان ها دست کم دو ماه قبل لیست آن کامل شده و چه بسا جلسات و هماهنگی های دورن شهرستانی آن نیز به انجام رسیده است.
3: رباط قلعه خرگوشی اردکان، پسته خوشمزه اردکان، انار عقدا، منار جنبان خرانق، زیارتگاه چک چک، نما و منظر منحصر به فرد بادگیرهای اردکان با تراکم بالای 100 عدد، رناس اردکان، تعزیه حسینیه توت، زنجیر سازی اردکان و از همه مهم تر اصطلاح یونان کوچک همه برندهای اردکان هستند که به جرات می توان گفت اگر در سایر مناطق ایران همچین مجموعه عظیمی از تنوع های میراثی در یک حوزه جغرافیائی مشخص جمع شده بود، دیگر نمی توانستی جلوی ورود گردشگر را بگیری و چه منافعی برای آن منطقه داشت. و متاسفانه ما علی رغم این همه توسعه و ورود ثروت به شهرمان از چند میلیون اعتبار و اعتماد به چند جوان اردکانی دریغ می کنیم که پروژه ای تحت عنوان کتاب عکس اردکان تعریف کنیم و یا به فعالیت های مفید در شبکه های مجازی با محوریت فرمانداری و شهرداری و شورای شهرستان در شبکه های مجازی رو بیاوریم. به پیر به پیغمبر، به دین به آیین اصلا سر تورها(Tour guide) شاخص ایران از این همه تنوع اطلاعی ندارند و بی خبرند و کار شاقی نیست که با یک دعوت نامه تعدادی از انها را در اردکان جمع کرد و این آثار بدیع را بدیشان معرفی کرد.
4: یکی از اقدامات مفید و برجسته در سال های اخیر کمک به لیگ برتری شدن تیم والیبال شهرستان بود که این را باید به حساب درایت و توجه ویژه مسئولان شهر دانست و یکی از روندهای مناسب استفاده از توانمندی های صنعت در شهرمان برای کمک به رشد فرهنگی و ورزشی شهر محسوب می شود. من از رقم دقیق این بودجه و اعتبار آگاهی ندارم ولی آیا امکان نداشت این چند میلیاردی که از سوی صنایع جذب شد یک مبلغ 300 تا 400 میلوینی هم اضافه بر ان دیده می شد تا دست کم دو خانه شکیل تاریخی بواسطه آن خریداری شود و با نظارت فرمانداری به صورت اجاره های بلند مدت و میان مدت به جوانانی چون هادی محمودی، یوسف بهجتی و امثالهم واگذار شود تا آنها دیگردست کم دغدغه هزینه کمرشکن اولیه تامین اعتبار برای خرید فضای سنتی را نداشته باشند و خود به تجهیز و راه اندازی آن بپردازند. ایا این این موضوع اصلا امکان اجرائی نداشت؟ چرا داشت ولی آن اعتقادی که در اول یادداشت بدان اشاره کردم در منظر و نگاه مسئولان نسبت به حوزه میراث فرهنگی و بویژه زیرساخت گردشگری شهر وجود ندارد.
5: خانه کهفی واقع در خیابان سینا(شهید قانعی) امروزه قلب تپنده کوچک و رو به زوال اسکان و استقرار گردشگر داخلی و خارجی در اردکان است. هادی محمودی عاشق که الان تعدادی از موهای محاسن زیبای خرمائیش هم در حال سپید شدن است با چه ذوق و شوقی دل به کار داده و با دیدن جملات نوستالوژیک گردشگران متعدد داخلی و خارجی که ساعتی یا روزی را در این خانه باصفا سپری کرده اند چه حس غرور و شعفی در انسان بوجود می اید. پیشنهادمی کنم مسئولان شهرستان در روزی از روزها به سرای او سری بزنید و واقعیت های موجود را ببینید و قطعا نگرشتان چیزی متفاوت با امروز در خصوص حوزه میراث و گردشگری خواهد شد.
6: سال 1391 اقای بهرام رضائی چراتی مدیر کل وقت میراث فرهنگی استان یزد در مصاحبه ای با سایت رسمی میراث فرهنگی کشور وجود هرگونه خانه دوره آل مظفر در اردکان را منکر شد و در حال حاضر هم احتمالا بتوان در خبرهای آرشیوی آن بدان دست پیدا کرد. این در حالی است که دست کم از سوی پایگاه میراث فرهنگی شهرستان اردکان 15 خانه متعلق به این دوره فقط در بافت تاریخی اردکان "عقدا و هفتادور" بماند، موجود است. بارها زجه زدیم و ناله کردیم که این خانه های زیبا با معماری شکیل که هویت و اصالت 750 تا 800 ساله این بافت زیبای و اصیل را به رخ می کشند در حال نابودی و انهدام کامل است و بیائید و دست کم کمک کنید که دو سه تا از این خانه های شاخص تملک و مرمت باشد تا دهان یاوه گویان و بی خبران بسته شود ولی متاسفانه همیشه تنها چیزی که از که نصیب ما شده اظهار تعجب همراه با تحیر مسئولان بوده که بعد از روده درازی ها و حلق و گلو پاره کردن های ما بهره امان بوده است. این خانه بواسطه وسعت کم و فضای مناسب دست کم به درد ساماندهی یک خبرگزاری و مرکز خبری شیک و اصیل برای شهرستان را دارد و می تواند برندشهر را بالا ببرد.
7: آقای پورشاه مالک موزه فرش اردکان که 170 بافنده را تغذیه می کند دیگر جانش به لب رسیده است. امروز نزدیک بود بغضش بترکد. بدون هیچ گونه چشم داشتی 170 خانوار را نان می دهد و هیچ توقعی ندارد ولی دیگر نمی کشد. یعنی اگر تنها یا یک رایزنی کوچک با تور لیدرهای یزدی صورت گیرد که توریست های خارجی خود را که تا 10 کیلومتری ما می آیند به بافت اردکان هم تشریف بیاورند با توجه به تنوع و زیبائی محصولات این مجموعه و زیبائی بافت تاریخی، بازار این بنده خدا هم گرم می شود. مزیت کار او این است که نه آلودگی دارد، نه احتیاج به انتقال اب دارد، در عوض در حال احیاء و زنده کردن قالی اردکانی به عنوان یک برند اردکانی است. یاریش کنیم و به کمکش بشتابیم که اگر او در مجموعه اش را تخته کند 170 نفر از اشتغال محروم می شوند و البته دردسرهای بعدی اش هم گریبان این اقایان را می گیرد. کارمندان او فکر می کنید چه کسانی هستند زنان زحمت کشی که گاه بچه به بغل دارند و گاه آنقدر آبرو دار که سرخورده از آسیب های اجتماعی که دامنگیر مرد خانه اشان شده کل بار خانوار را بر دوش نحیف و ظریفشان حمل می کنند.
8: صنعت زنجیر سازی اردکان با قدمتی بیش از 300 سال دوباره احیاء شده و استادکار جوان و برومندی به نام آقا مهدی راست جو کمر همت به زنده ساختن این میراث و صنایع دستی ارزشمند شهرستان بسته است. ایا کسی او را می شناسد؟ در جشنواره اخیری که به تهران رفته آنقدر کارش گرفته که چند سفارش از بازدید کنندگان گرفته است. به نظرم یکی از نخبه های شهر است. اصلا یک بار از او تقدیر کردیم و در جهت تسهیل کار و کمک به اقتصادی سازی کارش اقدام کرده ایم. آنقدر کارش زبیا و جاندار است که الان دو سه نفری دارند این حرفه را از او یاد می گیرند.
9: پایگاه میراث فرهنگی بافت تاریخی اردکان به عنوان یکی از 35 پایگاه در فهرست رزرو ثبت جهانی یونسکو این روزها اصلا حال و روز خوبی ندارد. تنها نیروی کارشناسی آن تعلیق شده و پادر هواست. به ضرص قاطع اعلام می کنم که اگر پیگیری آقای دکتر تابش نماینده شهرمان نبود اصلا مجوز آن از سوی معاونت میراث فرهنگی کشور صادر نمی شد و این کار کمی نبود ولی متاسفانه علی رغم پیگری ها و پیگردی های متعدد به نتیجه ای نرسیدیم و اگر این وضع ادامه یابد مجبور به تخته کردن در آن هستیم و ما هم شال و بقچه امان را به هم خواهیم پیچید و به کنج عزلت خود خواهیم خزید. این درحالیست که علی رغم محدودیت های فراوان اولین پروژه علمی ما که مستند نگاری سفالینه های تاریخی دوره آل مظفر مسجد تاریخی کچیب است در مراحل پایانی کار خود است که به جرات می توانم بگویم در خزان ناآگاهی ما از داشته های تاریخی شهرمان این مجموعه اولین فعالیت روشمند و مستندنگارانه علمی در این حوزه در اردکان است.
به یاد داشته باشیم که استفاده مطلوب از فرصت های موجود جز با همدلی، تلاش، درک واقعیت های میدانی محلی، ملی ، منطقه و فرامنطقه ای حاصل نمی شود. ای کاش همراه با تحولاتی که در کنار گوش و صدها فرسنگ آنطرف تر از ما در حال اتفاق افتادن است همراه شویم و در دفتر قطور تاریخی که روز به روز و سطر به سطر در حافظه شفاهی و مکتوب آن ثبت می شود جائی برای دفاع از عملکرد ها و اقدامات خود داشته باشیم. و به یاد داشته باشیم که میراث های فرهنگی و بشری منابعی تکرار ناپذیر و غیرقابل بازگشت هستند و اگر امروز آنها را در نیابیم و یک به یک به جور زمانه و تسری و استیلای فرهنگ های مهاجم پیرامونی نابود شوند و دیگر نه تو مانی و نه من.
و من الله التوفیق . محسن میرجانی ارجنان. سرپرست پایگاه میراث فرهنگی بافت تاریخی شهر اردکان
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی