يك فرصت استثنايي براي مطالعات باستان شناسي در اردكان

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

باستان شناسي در ميان علوم انساني يكي از كاربردي ترين علوم به حساب مي آيد چرا كه نتايج تحقيقات آن مبتني بر داده هاي ملموسي است كه از كاوش هاي باستان شناسي به دست مي آيد.بسياري از افراد جامعه علم باستان شناسي را بواسطه كاوش و كند و كاو در لايه هاي مدفون شده و تمدن هاي گمشده مي دانند و البته اين برداشت تا حدودي درست و منطقي است.

در مطالبي متعددي كه نگارنده و انجمن حاميان ميراث كهن اردكان در فضاي مجازي انتشار داديم يكي از دغدغه هاي مهم ما فقدان مطالعات باستان شناسي روشمند و علمي ناشي از كاوش و گمانه زني در بافت تاريخي و ساير نقاط شهر بوده و است.

اين كاوش ها بواسطه هزينه بر بودن و كند بودن روند فعاليت هاي ميداني و كارگاهي چندان به مذاق مسئولان براي مجاب كردن آنها به اين فعاليت ها خوش نيامده است. خوشبختانه روند ايجاد فاضلاب شهري كه چندي است در اردكان در حال انجام است فرصت مغتنمي است تا بواسطه حفر كانال هايي تا عمق ۳ متر و ۴۰ سانتيمتر بتوان شواهدي شگفت و جالب از پيشينه تاريخي شهر اردكان به دست آورد. البته منطقي آن بود كه از ابتداي انجام اين پروژه كارشناس باستان شناسي با تيم پروژه فاضلاب همكاري داشت و كارگران را توجيه مي كرد كه در صورت برخورد با آثار تاريخي مراتب را فورا به اطلاع برسانند تا بتوان هرچه سريع تر اين داده هاي فرهنگي را در لايه مكشوفه مورد مطالعه قرار داد. البته باز هم از خوش شانسي شروع اين پروژه از نواحي پيرامون اردكان و نه قلب بافت تاريخي اغاز شده و اين يعني فراهم نمودن زمينه مناسب تعامل اداره ميراث فرهنگي اردكان با مجريان پروژه فاضلاب شهري. البته با گفتگوهايي كه با كارگران عمدتا افغاني اين پروژه داشتيم ٬ آنها نيز اذعان داشتند كه در برخي از روندهاي ايجاد كانال با قطعات سفال و چيني برخورد كرده اند كه با توجه به اطلاعات شفاهي اين عزيزان چنين به نظر مي رسد كه داده هاي فرهنگي موصوف از نوع چيني هاي آبي سفيد قجري معروف به بدل چيني هستند كه از منظر مطالعات باستان شناسي به نسبت آثار دوره هاي قبل تر داراي فراواني بيشتري بوده و در دسترس تر هستند. الا ايحال انجمن حاميان ميراث كهن اردكان پيشنهاد مي كند با توجه به انجام سراسري اين پروژه در اردكان و احتمال دست يابي به اثار فرهنگي و معماري دوره سلجوقي؟ ٬ ال مظفر و تيموري در مجموعه بافت تاريخي اردكان و نواحي پيراموني آن ٬ تمهيدي انجام شود تا اين پروژه من بعد تحت نظارت كامل يگان حفاظت ميراث اردكان و همچنين كارشناسان فني اين مجموعه باشد. البته جناب مشتاقيان مدير محترم اداره ميراث اردكان نيز با خوش رويي و قول همكاري لازم ما اعضاي انجمن حاميان ميراث كهن اردكان را نسبت به انجام اين نظارت و بررسي خوشبين كردند.

شايان اشاره است كه اين نظارت علمي هيچ گونه خللي در روند كار پروژه نداشته و صرفا براي جمع آوري داده هاي سفالي و ساير مواد فرهنگي است البته متذكر مي شويم كه اگر در جريان ايجاد كانال در بافت تاريخي اردكان به بقاياي منسجمي از ساختار هاي معماري و يا كوره هاي سفالگري برخورد شد ٬ اداره ميراث فرهنگي اردكان و انجمن حاميان ميراث كهن اردكان اين حق را براي خود محفوظ مي دارند تا نسبت به تغيير مسير و حفظ حداكثري اثار اقدام شود.

شايان اشاره است با توجه به نبود بودجه و امكانات ٬ اين وضعيت پيش آمده فرصت مغتنمي است كه بواسطه آن بتوان به يك لايه نگاري فرهنگي از استقرارهاي تاريخي اردكان در قرون ميانه اسلامي به بعد دست يافت.البته اين تجربه در سال ۱۳۸۴ و به مدت سه فصل كاري در بافت تاريخي يزد به انجام رسيده و نتايج حيرت آوري نيز از آن ناشي شده است.

با تشكر دبير انجمن حاميان ميراث كهن اردكان : جناب استاد نادر پيري اردكاني

تصاويري منتخب از روند اجراي پروژه و ظرفيت هاي مناسب براي انجام لايه نگاري باستان شناسي

 

ایا از این نمد شورا قبایی هم برای میراث دوخته می شود؟

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

انتخابات چهارمین دوره شورای شهر روستا در کشور را در پیش داریم. اردکان نیز به تبع سایر شهرهای کشور درگیر این موضوع است و در این دوره نیز افراد و گروه های مختلف با سلایق گوناگون شرکت کرده اند. خوب به یاد داریم که شوراهای شهر و روستا به عنوان یک اصل معطل مانده قانون اساسی در دوره اصلاحات به سرانجام رسید و از آن دوره تا به امروز که چهارمین دوره آن است به حیات خود ادامه داده است. قطعا شوراهای شهر و روستا در طول حیات ۱۴ ساله خود نکات ضعف و قوت فراوانی داشته است که جای پرداختن بدان ها در این حوصله کم وجود ندارد.چنین به نظر می رسد که با توجه به نهادینه شدن این انتخابات و تثبیت نقش شوراها در مدیریت شهری و مضاف بر آن بالا رفتن شعور و آگاهی های شهروندان ٬ هرچه از عمر این نهاد قانونی بگذرد ٬ حرکت و روال آن نیز منطقی می شود و در چهارچوب وظایف و اختیارات تعریف شده خود قرار می گیرد.

بی شک یکی از مهمترین موضوعات در روند عمران شهری ٬ توسعه متوازن و منطقی شهر است. شهر به عنوان نهادی مدنی ٬ قدمتی ۵ هزار ساله دارد( اولین شواهد منسجم شهر نشینی به دوره اوروک - جمدت نصر در بین النهرین یا عراق امروزی است و مربوط به حدود ۳۴۰۰ ق. م است.) و بسیاری از متفکران و فیلسوفان تا کنون از آرمان شهر خود و مدینه فاضله خود سخن ها به میان آورده اند. شهر و شهرنشینی(Urbanism) از مهمترين دوران هاي حيات بشري است كه طي آن جوامع بشري به صورت متمركز و يكجانشين در مناطق وسيعي از آسياي غربي و خاورميانه امروزي انتشار يافتند و اولين حكومت ها و سلسله ها نيز بر مبناي همين شيوه جديد زندگي جوامع بوجود آمد.اين چند را آوردم تا به ارزش و اهميت مفهوم شهر با زباني ساده اشاره اي داشته باشم.به باور بسياري از محققين شهر را بايستي آميزه اي از روند هاي مادي و معنوي دانست كه هرگونه اخلال در هريك از اين ابعاد آن ٬ باعث مختل شدن فلسفه شهر مي شود. به ديگر سخن توسعه شهري بايستي توسعه اي متوازن و در راستاي تقويت بخشي به همه زير مجموعه هاي آن باشد و هرگونه افراط و تفريط در حوزه هاي متنوع سياسي . اجتماعي . اقتصادي و فرهنگي شهر ٬ اين مفهوم عميق و با سابقه اي بي از ۵۰۰۰ هزار سال را تنها به يك مجموعه اي كالبدي و بي روح و مكانيكي تبديل مي كند كه يك عده انسان در بخش هايي از آن به روزمرگي و زيست نباتي و حيواني خود مشغولند.در منطق و فلسفه اصلي وجود دارد موسوم به كليت كه مفهوم ساده و مختصر آن اين است كه : هر شيء و ماده اي بر مبناي به هم پيوستگي بسياري از عناصر پديد مي آيد كه گاه حتي اين عناصر حالت و خواصي متضاد گونه دارند و هرگاه در ميزان يا كيفيت يكي از اين عناصر تشكيل دهنده اخلال و يا وقفه اي پيش آيد ٬ ديگر آن نتيجه و آن كل واقعي بوجود نمي آيد. به طور مثال يك ميوه را حساب كنيد اگر در مجموع اين ميوه از نور ٬ اب ٬ كود و هرس و ساير اقدامات حفاظتي و تشكيلاتي محروم بماند هيچ گاه محصول نهايي و يا كليت غايي ما در اينجا منجر به يك ميوه مشخص و معين مثل انار يا گيلاس نمي شود گو اينكه هريك از عناصر ياد شده نيز با درصدهاي متفاوت و نه استاندارد در اين امر دخيل باشند. موضوع شهر نيز در حقيقت محصول يك كليتي است متشكل از اجراي بيشمار و گاه متضاد كه در كنار هم و با يك تركيب منطقي مفهومي ايده آلي و گاه واقع گرا را از شهر ارايه مي دهند.

طرحي بازسازي شده از شهر اور در دروان اوج تمدن اوروك - جمدت نصر

بافت هاي تاريخي در يك مفهوم كلي و اساسي و بنيادين يكي از عناصر تشكيل دهنده مفهوم شهر هستند.اين بافت ها كه در روزگاري نه چندان دور نبض شهر و مركز كليه فعاليت هاي سياسي ٬ اجتماعي و فرهنگي بوده اند ٬ به نوعي شناسنامه و هويت حركت يك شهر در روند توسعه و پيشرفت هستند و مي توان به راحتي از كنار آن ها عبور كرد. اگر عناصر تشكيل دهنده شهر را در دو بعد مادي و معنوي تعريف كنيم ٬ بافت هاي تاريخي شايد از معدود عناصري باشند كه هر دو بعد مادي و معنوي را در خود جاي داده اند. معنوي از آن روي كه اين مجموعه هاي تاريخي و كهن خود نوعي فرهنگ شفاهي از مناسبات و آداب و رسومي هستند كه هويت اخلاقي و اجتماعي جامعه و شهر بر مبناي آنها شكل گرفته است و از آن روي مادي هستند چون حجم دارند و بخشي از فضاي كالبدي شهر را اشغال كرده اند.متاسفانه اين جزء مه و بنيادين از كليت شهر كه به نوعي قوام بخش و تثبيت كننده مناسبات فرهنگي و نهادينه كردن بسياري از هنجارها و اصول اخلاقي گذشتگان است در طول سال هاي گذشته و بويژه در ۴۰ سال اخير دست خوش تغييرات نگران كننده اي شده است.البته اين تاريخ را مي توان حتي تا اواسط دوره قاجاريه نيز عقب برد و شروع اين رويكرد ناميمون را بايستي در برخوردهاي اروپاي صنعتي با ايران قجري دانست.البته مراودات و تاثير و تاثرات فرهنگي نه تنها بد نيست كه يكي از مهمترين شيوه هاي شكوفايي فرهنگي و اجتماعي است ولي تا انجا كه در كنار آن به برخي از اركان ها و اصول صدمه وارد نكند و بتواد در كنار هويت تاريخي و فرهنگي منطقه ميزبان با مسالمت و همراهي زيست كند.

نمايي از ورزشگاه و تئاتر كلوسئوم رم. بنايي كه امروز در مركز شهر رم و يكي از مهمترين اركان گردشگري ايتاليا است

متاسفانه اين هجوم مغول كننده فرهنگ غربي كه مبتني بر يك فرهنگ صنعتي و مصرفي بود تا به امروز چنان بلايي به سر اين ركن ركين شهر آورده كه امروزه حتي ياد كردن و سخن گفتن از آن زياد محلي از اعراب ندارد و در مقياسي وسيع تر حتي متهم مي شوي به كهنگي و عقبگرد.حقيقت اين است كه بافت هاي تاريخي جزيي مهم و حياتي از مفهوم شهر هستند و وجودشان و رونقشان نشاني از يك شهر ريشه دار و منسجم است.

شوراهاي شهر و روستا كه بايستي انها را يك مجلس شهري دانست يكي از مهمترين اقدامات و وظايف قانوني اشان ٬ انجام تصميم گيري هاي اصولي و منطقي در جهت توسعه متوازن و منطقي شهر است . اين توسعه متوازن يعني اينكه در برنامه ريزي ها و مصوبات تهيه شده ٬ توجه اي ويژه به كليت مفهوم شهر را داشته باشند. شهر فقط و فقط خيابان كشي و معبر سازي و ساخت مراكز خريد زيبا و پرتجمل نيست. شهر نياز به يك عقبه و پيشينه و هويت دارد. پيشينه و هويتي كه نشان از يك حركت منطقي در طول تاريخ تا به امروز بوده است.البته اين موضوع را بايد در نظر بگيريم كه انجام هزينه صرف در بافت هاي تاريخي نيز چندان مطلوب نيست و بايد روند امور طوري قرار بگيرد كه بافت هاي تاريخي در عين حال كه سند هويتي شهر باشند ٬ به عنوان مكان هايي پويا و زنده كه روح زندگي نيز در آنها جاري باشد در نظر گرفته شوند. تجربه سال هاي گذشته نشان داده كه تنها تعمير و مرمت و زيبا سازي بافت هاي تاريخي نمي تواند عامل نجات بخشي و ماندگاري اين پيشينه هاي ارزشمند باشد بلكه نوعي نگاه كاربردي و پراگماتيسم به مفهوم بافت هاي تاريخي نه تنها انها را حفظ مي كند بلكه خود به مركزي اقتصادي و اجتماعي تبديل مي شود.البته در اين راه معضلات و مشكلات چندي نيز وجود دارد. البته بنده چندان با تركيب و تخصص كانديداهاي حاضر آشنايي ندارم و نمي دانم تا چه حد اين عزيزان تخصص هاي لازم را براي عضويت در شورا دارا هستند يا نيستند ولي بر مبناي رسالت فرهنگي خود به عنوان عضوي از انجمن حاميان ميراث كهن اردكان بر خود فرض مي دانم تا نكاتي در خصوص چگونگي مواجهه با بافت تاريخي ارزشمند اردكان در تصميم گيري ها و تصميم سازي هاي اين عزيزان ارائه دهم باشد تا با روي كارآمدن شورايي قوي و منسجم شهرمان بتواند به معناي واقعي ٬ فلسفي و اجتماعي خود لقب شهر را يدك بكشد و اين نباشد كه شهر خود را به مجموعه اي ابنيه بتني و سيماني و چندين طرح توسعه صنعتي تعريف كنيم كه داراي هيچ گونه فلسفه و اعتقادي هم نباشد.

و اما موضوعات پيشنهادي:

۱: وفاداري اعضاء شورا به طرح تفضيلي شهرستان اردكان.شوراي جديد بايستي خود را متعهد بداند تا كليه مصوبات و منويات مطرح شده در طرح تفصيلي در خصوص بافت تاريخي را در تصميمات خود مدنظر قرار بدهد. طرح هاي تفضيلي معمولا بيشتر جنبه تزييني دارند ولي اميد است شوراي جديد بتواند نيم نگاهي بدان داشته باشد.

۲: موضوع مهم ديگر اين است كه شوراي جديد و مجموعه شهرداري منصوب به آن به بافت تاريخي نيز به عنوان يكي از عناصر هويت دار شهر بنگرند و اينطور نباشد كه كليه امور آن را به ميراث محول كرده و خود بي تفاوت باشند. بافت تاريخي در اين نگاه منطقي وجديد به عرصه اي بر قدرت نمايي ميراث در زمينه روندهاي مرمتي و باززنده سازي و همچنين قدرت نمايي شهرداي و شوراي شهر براي بازكردن گره هاي كور ارتباطي و نحوه اتصال آن با حركت امروزي و مدرن جامعه است.البته لزوم اين چنين نگاه دو وجهي برداشتن برخي از انحصارات و تضييقات است كه در هر دو بخش قابل مشاهده است.معضلاتي چون ارزشگذاري و داشتن قابليت لازم براي تعريف شدن در مجموعه بافت تاريخي و همچنين طراحي برنامه اي مدون و اصولي براي يك حركت توسعه اي متوازن در عرصه بافت تاريخي.

۳: هماهنگي مجموعه شورا و شهرداري با حوزه ميراث فرهنگي در دادن مجوزهاي ساخت ساز در بافت تاريخي.يكي از معضلات گذشته كه تنها مربوط به اردكان نيست و در بقيه شهرهاي با ساختار مشابه اردكان نيز ديده مي شود همين عدم هماهنگي در دادن مجوزهاي ساخت و ساز است. اين مجوزها بايد به گونه اي باشد كه هم امنيت خاطر و دلبستگي افراد مقيم در بافت و يا حتي مجاور بافت را تامين كند و هم اينكه كمترين ضربه و آسيب را به موازين ميراثي وارد كند.

۴: يكي از كارهاي مفيدي كه شورا و شهرداري منتخب آنها مي تواند در زمينه كمك به نجات بافت تاريخي انجام دهد پيشنهاد و تصويب مصوباتي است كه طي آن نهاد ها و واحد هاي صنعتي را مجاب كند در عين حالي كه از كنار منابع غني معدني شهرمان بهره مند و منتفع شده اند و همچنين هر روزه و هرماهه ميزبان متخصصان داخلي و خارجي متعددي هستند ٬ با نظارت كارشناسان ميراث تعدادي از خانه هاي تاريخي بدين منظور و با بودجه و اعتبار آن نهاد ها مورد مرمت قرار گيرد تا بدين وسيله اين توسعه صنعتي كمي هم موازن شود و خيرو بركتش به فرهنگ و جامعه هم برسد.

پيشنهاد هاي متعدد ديگري نيز در اين باب قابل طرح است ولي مقرون دانستم كه اجرايي ترين و كاربردي ترين انها را ارائه كنم مگر اينكه مورد توجه قرار گيرد.

و در پايان بايستي به اين نكته اساسي اشاره كنم كه حركت و جنبشي متوازن است كه درون زا باشد و حتي اگر برون زا باشد بتوان با داشته هاي فرهنگي درون زا برخي از عاصر مخل آن را تصفيه و بهبود بخشيد.

با سپاس محسن ميرجاني ارجنان عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان   

مانیفست داریوش کبیر و نسبت ان با مملکت داری ما

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

داريوش اول ملقب به كبير را بايستي يكي از بزرگترين و آخرين فرمانروايان مقتدر شرق باستان دانشت . امپراطوري كه بر سرزميني وسيع با وسعنتي تقريبا برابر با 30 ميليون كيلومتر مربع حكمراني كرد.حكومت او بيش از 4 دهه طول كشيد و در اين دوران نسبتا طولاني يكي از بزرگترين دوران هاي آرامش را بر سرزمين ايران حكمفرما نمود. داريوش در دوران زمامداريش اصلاحات و اقدامات برجسته اي انجام داد و چنان مملكت را با درايت و تفكر اداره نمود كه تا بيش از يك سده و نيم با وجود زمامداران بي لياقت بعدي هخامنشي هيچ گونه خللي در كار وارد نشد و نمونه بارز آن ثابت ماندن وزن سكه هاي طلا و نقره هخامنشي موسوم به دريك و شكل بود كه بدون تغيير تا زمان حمله اسكندر باقي ماند و حتي تا يك سده بعد و در زمان تسلط سلوكيان و سنت هلنيستيك يوناني از اهميت آن كاسته نشد. در اين مطلب بر آن نيستم كه به اقدامات و فعاليت هاي سياسي . اجتماعي و نظامي و اقتصادي اين پادشاه برجسته ايراني بپردازم و مجالي هم براي ان ندارم و تنها هدفم از نوشتن اين مطلب ياداوري چند سطر ابتدايي كتيبه بيستون است كه توسط والتر هينز زبان شناش برجسته الماني ترجمه شده است. كتيبه بيستون را داريوش بعد از سركوبي شورش هاي دوساله پس از مرگ كمبوجيه بر سينه كوهي به همين نام در مسير بابل به شرق حك نموده و به سه زبان ميخي بابلي . ميخي ايلامي و ميخي ايران باستان نگاشته شده است. داريوش در اين كتيبه ابتدا به معرفي اصل و نسب خود مي پردازد. رسمي معهود و متداول در شرق باستان كه چه قبل از او و چه بعد از او در امپراطوري هاي پارت و ساساني نيز تداوم داشته است. بعد از اين متن به وضعيت بغرنجي كه بعد از مرگ كمبوجيه و شورش گئومات مغ يا همان بردياي دروغين است مي پردازد و در نهايت به يك سري از خصوصيات و ميثاق هايي كه او در مملكت داري پيشه نموده است ، اشاره اي مي كند. بخشي از اين فراز اين چنين است:

 ((به خواست اهورامزدا ، من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم. دوست ندارم ناتواني از حق كشي در رنج باشد.همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد. انچه را كه درست است من دوست دارم. من دوست برده ي دروغ نيستم. من بد خشم نيستم. حتي وقتي خشم مرا مي انگيزاند ، ان را فرو مي نشانم.من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.))

اين بيانيه و مانيفست انساني است كه از سر قدرت و در اوج اقتدار در 2500 سال قبل بر روي صخره اي حكاكي شده است.امپراطوري كه قدرت مطلق زمان خويش است.او را در همه ممالك تابعه امپراطوري مي ستايند. در مصر مقام او را در حد آمن هوتب و اخناتون مي ستايند و به شيوه مصريان برايش تنديس و مجسمه ساخته اند.پس موضعي است از سر قدرت و در كمال اقتدار.و حال اين وضعيت را مقايسه كنيد با وضعيت حاضر جامعه ما. دروغ و تهمت و بهتان نقل و نبات هر بساطي است. خيلي راحت انگ و نسبت زده مي شود. سعه صدري وجود ندارد و منافع حزبي و گروهي به مسائل اصلي و كلان كشور ارجحيت داده مي شود. آيا به راستي اينگونه تاريخ معلم انسان ها است كه بارها امام خميني بر ضرورت مطالعه و عبرت گيري از آن تاكيد داشتند. كار ما به جايي رسيده است كه در هزاره سوم ميلادي شاه بيت كلام يكي از كانديداهاي رياست جمهوري كشورمان كه در چندين مصاحبه هم به صورت موكد بدان اشاره كرده اين است كه من قول مي دهم دروغ نگويم. آيا به راستي اين درست است كه ما تنها تفاخر به گذشته خود داشته باشيم ولي هيچ گونه تاثيري از رويكردهاي مثبت و منفي آنها نداشته باشيم. پس فايده مطالعه تاريخ و كلا علوم انساني كه اين روزها اينقدر مورد تاكيد علما است ، چيست؟ شايد تنها كاركرد تاريخ در اين برهه زماني پروپاگاند و استفاده از آن براي كسب محبوبيت و مشروعيت است و گرنه كيست كه نداند اينها به جز يك بازي سياسي بيش نيست. آيا واقعا جمله تاريخي امام خميني كه فرمودند تاريخ چراغ راه اينده است را ما در عصر حاضر از منظر مصداقي مشاهده مي كنيم.حقيقت اين است كه ما نه تنها استفاده نمي كنيم بلكه به نسبت 2500 سال گذشته از كليه شئون انساني خود عقب گرد كرده ايم. عقب گردي به تمام معناي كلمه. اي كاش به جاي اينكه مدام از باستان گرايي . ايران گرايي و صحبت كردن از مكتب ايراني و پز دادن به اينكه منشور كورش را براي چند مدت در ايران نمايش دادن ، كمي هم به عملكرد ها و دنياي ذهني و اعتقادي گذشتگانمان توجه مي كرديم تا امروزه اين وضع و حال كشورمان نباشد ، كه بعد از قريب به دوه هزاره و نيم حالا بايستي به يك اصول اوليه و ابتدايي مملكت داري رجوع كنيم و آن را سرلوحه شعارها و ميزان عمل خود قرار دهيم.

نسبت باستان شناسی با جامعه امروز ما

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

باستان شناسی را بایستی یکی از علوم نوین و مدرن به حساب آورد اگرچه قدمت عتیقه بازی و حفاری قاچاق به بیش از چند سده پیش بر می گردد ولی رویکرد علمی به باستان شناسی را بایستی به صورت جدی به اواخر قرن ۱۹ میلادی نسبت داد.

جالب است بدانید که یکی از مولفه های جدی شکل گیری این دانش به عنوان یک علم روشمند و آکادمیک در جهان غرب ریشه هایی ائدئولوژیک و مذهبی داشت.جامعه رهیده شده غربی از چنگال عصر خفقان کلیسا و تفتیش عقاید برای اثبات پوچ بودن روندهای موجود در کتب عهدین( تورات و انجیل) دست به حفاری های گسترده ای در منطقه خاورمیانه یعنی بستر بیشتر اتفاقات و روایات کتب تورات و انجیل زد و غایت نهایی آن نشان دهنده این امر بود که با کاوش های باستان شناسی می توان پرده از جعلیات و دروغ های این کتب مقدس هرچند تحریف شده به زعم علمای غربی برداشت.خوشبختانه مطالعات باستان شناسی در این حوزه حساس یعنی رد یا اثبات حقایق کتب عهدین ناکامی بزرگی برای محققان باستان شناس غربی در پی داشت به طوریکه مواردی چون طوفان نوح در حوزه بین النهرین ٬ خروج موسی از مصر در حوزه خلیج عدن ٬ موضوع حضرت یوسف و بسیاری از موارد مطروحه در تورات و انجیل به اثبات رسیدند و به قول معروف اگر خدا خواهد عدو سبب خیر شود.

کلنگ باستان شناسانه با کاوش لایه هایی که روزگاری نشانگر جوامعی بوده اند که هریک برای مقطعی از تاریخ به نقش آفرینی و حضور در تاریخ مفتخر بوده اند ٬ می پردازد.کاوش باستان شناسانه دیگر مانند روایات و نوشته های تاریخی نیستند که در طول زمان بر اثر مواردی چون نسیان و یا فشار قدرت های وقت روند تحریف به خود گیرند بلکه کلنگ باستان شناسی بسان نشتری است که چرک و کثافات و ابهام ها را به کناری می زند و به مشاهدات عینی و دست اول دست می یابد.

نکته اینجاست که ما و تمدن حاضر ما نیز روزگاری چند تبدیل به تمدنی خاموش و مدفون در دل خاک می شویم و چه بهتر اینکه در هنگامی که لایه های زیستی و اجتماعی زندگی دوران ما با وسواس خاص توسط باستان شناسان آینده برداشته شوند ٬ این اکتشافات آینده حقایقی را برملا نکنند که در زمان وقوع حادثه کتمان شده اند و لعن و نفرین ابدی و قضاوتی سخت را بر ما وارد آورند.پس چه بهتر که با عبرت گیری از روندهای گذشتگان و فانی بود خودمان چنان خود را در مسیری قرار دهیم که نه تنها مایه عبرت نشویم بلکه مستندات روایی و مکتوب ما در تطابق کامل با داده های باستان شناسی قرار گیرند.و این تنها زمانی میسر می شود که با نیم نگاهی به آینده ای که شاید مورد قضاوت قرار گیریم از تهمت و دروغ و افترا و باژگونه جلوه دادن برخی حقایق مهم برای رسیدن به مقاصد زودگذرمان دست بشوییم و آنچه که واقع و حقیقی است را در همان زمان حال به جامعه و مردمی که به ما اعتماد دارند انتقال دهیم

از این منظر شاید باستان شناسی یکی از معنوی ترین و مقدس ترین علومی است که می تواند غبار را از روی بسیاری از حقایق مدفون شده بزداید.

فاعتبرو یا اولی الابصار

عرض تسليت به يك دوست

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

روز جمعه مصادف با ۱۳ رجب زادروز باسعادت مولی متقیان امیر مومنان علی علیه السلام مادر عزیز حسین اقای پایدار دوست بسیار ارجمندم به رحمت الهی رفت.این مصیبت سنگین و دشوار را از طرف خودم و سایر دوستان به محضر این فرهنگی فرهیخته تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای ان مرحومه از درگاه ایزد منان خواستارم.

از طرف دوستان هیات باغ

اقایان حسن فتاحی اردکانی . علی رعیت زاده. مهدی دهستانی . سید محمد میرجعفری . محمد شریف نیا . محسن محیطی . محسن میرجانی . یوسفی . مهدی رضایی . سید جواد افخمی . یاسر محمود زاده

همه دوستان می دانند که حسین پایدار عزیز این چند مدت گذشته بواسطه بیماری مادر عزیزش تمام قد در خدمتش بود و همچون پروانه به گردش می چرخید و انصافا حق پسری را برای این مرحوم به جا اورد.

نقدی بر روند تایید صلاحیت کاندیداهای شورای شهر اردکان

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

و اعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو

پیش درامد:

امسال بر مبنای پیام نوروزی مقام رهبری سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامگذاری شده است. بماند که در طول سال های گذشته دولتمردان ما به هیچ گونه از توصیه های رهبری انطور که باید و شاید توجهی ننمودند و رهبری نیز بارها در بیانات مهمی اینگونه انحراف از شعارهای سالانه را بارها متذکر شده اند ولی حساسیت های امسال که کشور را در مرحله ای سخت از روند های سیاسی و اقتصادی قرار داده ٬ اهمیت توجه به این شعار و توصیه را صد چندان نموده است.

یکی از مظاهر مهم حماسه سیاسی ٬ انتخابات پیش رو در دو موضوع ریاست جمهوری و شورای شهر و روستا است.دو انتخاب مهم و سرنوشت سازی که اینده توسعه سیاسی اقتصادی کشور و همچنین مدیریت شهری بیش از ۴۰۰ شهر و کلانشهر کشور را تعیین می کند.بی شک حضور حماسی مردم در این دو انتخابات می تواند مشت محکمی به یاوه گویی های استکبار بزند و همچنین جایگاه بین المللی و منطقه ای ایران را در جهان و کشورهای همسایه تقویت کند.البته این موضوع زمانی ممکن و میسر است که با استفاده از تمام سلایق و جریان های سیاسی داخل نظام این مهم به سرانجام رسد و طوری القاء و عمل نشود که عملا برای بخشی از جامعه اینگونه تصور شود که فضای انتخابات به گونه ای طراحی و مهندسی شده که جریان یا الگوی خاصی سرکار بیاید.

انچه مرا بر آن داشت تا به نگارش این چند سطر بپردازم وضعیت خاصی است که در انتخابات شورای شهر اردکان و در جریان تایید صلاحیت ها به وقوع پیوست.واقعیت این است که مسئولان شورای نظارت بر تایید صلاحیت های شورای شهر نگاه جامع و کاملی به این پروسه نداشته و در جهت تحقق منویات مقام رهری بر نیامده اند.من به برخی اخبار که در خصوص فراخوانی چند نفر به فرمانداری برای انصراف از کاندیدا شدن در جامعه مجازی و واقعی مطرح است کاری ندارم و و در جایگاهی نیستم که بخواهم این موضوع را رد یا تایید کنم ولی به یک مورد از انحراف از منویات رهبری که فکر می کنم بدان اشراف دارم می پردازم.سید حسین پایدار اردکانی جوانی فرهیخته و پرورش یافته در خانواده ای فرهنگی را در اردکان کسی نیست که نشناسد و بویژه که ایشان با فعالیت های اجتماعی و فرهنگی چه در فضای مجازی و چه در شئون اجتماعی و سیاسی شهر چند سالی است که هم قلم فرسایی می نمایند و هم اینکه حضوری فعال دارند.مشی ایشان اصلاح طلبی است و این موضوع چیزی نیست که بتوان ان را کتمان نمود. موضع گیری های صریح ایشان بویژه در موضوعات فرهنگی و اجتماعی حاصل سال ها مطالعه و تحقیق میدانی بوده و بسیاری از مطالبی که از ایشان مطرح شده ٬ دارای مابه ازای میدانی و واقعی در جامعه است.با کمال تعجب و تاثر مشاهده می کنیم که این فعال اجتماعی و فرهنگی با مستنداتی که خیلی مبهم و کلی هستند رد صلاحیت می شوند و شورای اسلامی شهر اردکان از یک کاندیدای بالقوه و مثمر ثمر محروم می شود.علت رد صلاحیت ایشان انقدر مضحک و غیرقابل باور است که در مخیله هیچ انسانی که از نزدیک با ایشان اشنا است نمی گنجد.

و حال سوال من از مسئولان و متصدیان تایید صلاحیت کاندیداهای شورای اسلامی شهر اردکان و استان این است که آیا با رد صلاحیت این افراد منتقد و نجیب که دارای تباری اصیل و عقبه اجتماعی پاک و بی نقص هستند َ به دنبال چه می گردند ؟ منویان مقام رهبری یا تسویه حساب های جناحی؟ایا مگر در شرع اسلام اصل بر برائت نیست و ایا دین مبین اسلام دین تساهل و تسامح نیست؟ مسئولان امر هیچ گاه به عواقب چنین اقداماتی اندیشیده اند و ایا فکر می کنند که این گونه برخوردهای جناحی و فارغ از بیطرفی دردی از جامعه ما برطرف می سازد؟ایا این گونه برخوردهای سخت گیرانه نتیجه ای جز سکوت و بی تفاوتی جامعه فرهنگی و بویژه جوانان حاضر در این عرصه می شود؟ چرا به جای پیگیری مطالبات این اشخاص که البته در جامعه ما نظرات و افکار مشابه به آن درحد قابل توجهی است َ زمینه مشارکت حداکثری را ایجاد نمی کنیم و به ندای رهبر انقلاب لبیک نمی گوییم؟ بی شک جواب این سوال ها خیلی سخت نیست و با کمی تامل و سعه صدر می توان به تک تک آنها پاسخ گفت.گناه این افراد چیست که با التزام به قانون اساسی و تنها به صرف تفاوت دیدگاه ها و برداشت ها محکوم به عزلت نشینی و فرصت سوزی می شوند . آیا اگر ما انتقادی به برخی روندها در چارچوب قانون اساسی و شئون اجتماعی داریم بایستی دست و دلمان بلرزد تا بتوانیم آن را ابراز کنیم؟بنده به عنوان یکی از اعضاء انجمن حامیان میراث کهن اردکان چند سالی است که در خدمت اقای پایدار هستم.و می توانم شهادت دهم که این بنده خدا نه برانداز است و نه معاند بلکه انسانی است که بواسطه دلسوزی برای اینده شهری که قرار است خود و خانواده اش در آن رشد و نمو کنند انتقاداتی دارد و البته آنها را بیان می کند. ایا انتقاد به توسعه نامتوازن شهری و رشد بی ضابطه صنعت در شهر و یا انتقاد به وضعیت اسفناک تخریب های صورت گرفته در حوزه میراث و یا انتقاد به ورود مهاجرت های بی قاعده که عرصه شهری و فرهنگی شهر را مختل کرده و آن فضای بکر و صمیمی گذشته را لکه دار کرده ٬ تخریب است؟از اینها گذشته به اعتقاد بنده مهمترین عامل رد صلاحیت ایشان را می توان در تابلوی اصلاح طلبی ایشان دانست. مشی سیاسی و فرهنگی ای که در جامعه و کشور ما نهادینه شده و در دسته بندی های سیاسی درون نظام نیز مورد رسمیت شناخته شده است.مگر نه این است که تضارب ارا و افکار در نهایت به حرکت اجتماعی و ایجاد جنب و جوش در جامعه منتهی می شود و باعث شکوفا شدن فضای اجتماعی و فرهنگی شهر می شود و مگر نه این است که طبق گفته های مقام رهبری جمهوری اسلامی بایستی همه سلایق و نگره های سیاسی پای در کار بگذارند و امور را به پیش برند.

متاسفانه این روندهای سلیقه ای و جناحی دیرگاهی است که  در جامعه ما وجود دارد و البته چشم انداز روشنی نیز برای اینده شهر و کشور در قبال این دیدگاه های تنگ نظرانه وجود ندارد.به ضرس قاطع معتقدم که شورای شهر اردکان از یک کاندیدای بالقوه و تازه نفس که دارای ایده های ناب و بکری بود محروم شد و این برای شهری که نظریه گفتگوی تمدن ها از آن برخاسته چندان مناسب نیست.

فرجام بحث:

بی شک یکی از مهمترین ابزار و لوازم مشروعیت هر حکومت و نهاد سیاسی موضوع انتخابات است. انتخاباتی که در فضایی پرنشاط از ابتدا تا به انتها به انجام برسد و در آن کلیه دیدگاه ها و سلایق معتقد به قانون اساسی حضور داشته باشند و بتوانند ایده ها و افکار خود را به منصه ظهور برسانند.بنده معتقدم با توجه به رویکردی که در انتخابات شوراها وجود دارد و مسئولیت اعضاء ان نظارت بر روند بهتر مدیریت شهری است و گرایش ها و سلائق سیاسی چندان دخلی در آن ندارند ٬ بهتر بود با برخورد مناسب تری با این موضوع ورود کرد و این موضوع در نهایت باعث ایجاد انگیزه بیشتری برای افراد معتقد به نظام ایجاد می کرد.در نهایت اینکه ما همگی در پیشگاه خداوند مسئولیم( کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) و بر این مبنا بایستی هرگام و قدمی که بر می داریم رضای خداوند تبارک و تعالی در آن نمودار باشد و خدا نکند که در موضوعاتی به این مهمی که گاه ابرو و حیثیت افراد در آن احتمال خدشه دار شدن وجود دارد ٬ نگاه ملی و میهنی و مذهبی خود را به نگاهی تنگ نظرانه تقلیل دهیم.از خداوند تبارک و تعالی استدعا دارم که دلهای همه مومنین را به یکدیگر نزدیک کند که در این حالت هیچ دشمن و نیروی مخالف و معاندی که پیشرفت و تعالی جامعه ایرانی را چشم ندارد ٬ نتواند به اهداف پلید خود دست یابد.و ما همگی در زیر نام مقدس ایران که هزاران سال است بر تارک دنیا می درخشد باز به مقام سروری و عزت پیشین بازگردیم.

دریغ است ایران که ویران شود

 کنام پلنگان شیران شود. 

محسن میرجانی ارجنان عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان