يك عكس تاريخي
عكسي از بازديد رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوي از نقش برجسته بيشاپور متعلق به دوره ساساني. اين عكس در سال هاي ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ گرفته شده است و در كتاب خاطرات همسر رومن گريشمن باستان شناس شهير فرانسوي نيز امده است.

عكسي از بازديد رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوي از نقش برجسته بيشاپور متعلق به دوره ساساني. اين عكس در سال هاي ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ گرفته شده است و در كتاب خاطرات همسر رومن گريشمن باستان شناس شهير فرانسوي نيز امده است.


به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر
روز تاسوعاي امسال ٬ براي اهالي روستاي باصفاي ترك اباد رنگ و بويي ديگر داشت.چراكه نخل تاريخي و زيباي اين روستا بارديگر به مانند نمادي از ارادت مردم ولايت مدار اين منطقه به ساحت پاك خداندان عصمت و طهارت تبديل شد و در گوشه ميدان و حسينيه اصلي روستا براي هميشه ماندگار شد.
نخلي كه در سده هاي پيش و به همت كساني چون مرحوم عسكر به همراه حسينيه قديم اين آبادي براي عرض ارادت به سيد الشهدا ساخته شده بود.نخلي كوچك و نقلي كه آيينه اي تمام رخ بود از سيماي روستا.نخلي كه در بند بند آن مي تواني بي آلايشي و سادگي را لمس كني و ببيني.از قطعه اي داس گرفته كه براي روكوب فلزي مورد استفاده قرار گرفته شده بود تا وصله پينه هايي ناشيانه كه در طول سده ها و دهه ها نشاني از تلاش اين مردم براي حفظ و نگهداري حداقلي از اين اثر تاريخي بود.
اشك شوق و شادي را مي توانستي در چشمان تك تك زنان و مردان ترك آبادي ببيني. حقيقتا اين نخل كجا و نخلي كه جديدا درست كرده بودند كجا.
شايد خوشبين ترين ترك ابادي هم فكر نمي كرد كه اين كار شدني باشد ولي با همت و تلاش جمعي شوراي روستا و جوانان فرهنگ دوست و مذهبي آن ٬ اين كار محال شدني شد و براي هميشه در حافظه جمعي اهالي ماندگار شد.
در اينجا بر خود لازم مي دانم تا از تك تك كساني كه ما را در اين راه ياري نموده اند تشكر و قدرداني نمايم.در ابتدا از شوراي محترم روستا كه با نهايت گشاده رويي و استقبال از اين كار پشتگرم و حامي ما بودند. از جوانان مذهبي و فرهيخته اين آبادي بويژه اقا مجتبي اكبري . علي اقاي اكبري و استاد ميرجاني عزيز كه به حق از هيچ گونه كوششي دريغ نورزيدند.بي شك مهارت ورزيدگي اساتيد نجار اردكاني اقايان استاد تقي مجاور و استاد ولي الله نصيري سهم بزرگي از كار بود. اين دو عزيز با تلاش شبانه روزي و در حداقل زمان اين كار دشوار و سنگين را به سرانجام رساندند.
شايد اگر عنايت سيد الشهدا نبود در اين زمان اندك انجام اين كار شدني نبود.و در نهايت از انجمن حاميان ميراث كهن اردكان كه به عنوان مشاور و ناظر اجراي اين طرح بودند كمال تشكر را دارم. بي شك رهنمود هاي استاد نادر پيري و استاد جواد بهجتي اردكاني در كنار مشاوره هاي اقايان جوكار و احسان زاده و برادر عزيزم محمد ميرجاني در به ثمر نشستن اين پروژه نقشي كليدي و اساسي داشت.
در پايان بايستي تشكر ويژه داشته باشم از محضر جناب اقاي مهندس رسول مشتاقيان مدير سخت كوش اداره ميراث فرهنگي اردكان كه با گشاده دستي بخشي از چوب چنار مورد نياز براي مرمت نخل تاريخي ترك اباد را در اختيار ما گذاشتند.
به اميد خدا اين حركت زيباي فرهنگي سرمنشاء يك تحول خير براي پاسداشت سنت هاي نيكوي گذشته خواهد بود.در پايان از دوستان فرهنگي خود در ترك اباد عاجزانه مي خواهم تا كليه مدارك و مستندات مراسم تاسوعاي حسيني اين روستا اعم از پرسه زني و نوحه هاي زيباي مراسم نخل برداري را هرچه سريع تر مكتوب نموده و ما را در به ثبت رساندن اين اثر ياري نمايند.
حاشيه هاي اين مراسم:
۱:جناب اقاي مهندس كمالي فرماندار محترم اردكان يكي از مدعوين اين برنامه بودند.جا دارد از اين تريبون از جناب اقاي كمالي تشكر ويژه اي داشته باشم كه با فروتني و گشاده رويي دعوت اهالي روستا را پذيرفتند. البته قرار بود مهندس تابش هم به جمع اهالي اضافه شوند كه به خرانق رفته بودند.
۲: به همت دوستان ترك ابادي بروشوري مختصر از سير روند كار مرمت و باززنده سازي اين اثر تاريخي تهيه شده بود كه در نوع خود جالب توجه بود.
۳: شور و شوق عجيبي در ميان پيرمردان و افراد مسن بواسطه مرمت اين اثر ايجاد شده بود . با چند تن از انها كه گپي زدم اين اظهار خوشحالي را پنهان نمي كردند.
۴: هرچه به استاد تقي و استاد ولي الله اصرار كردم كه چند ثانيه پشت تريبون روند و صحبتي بكنند مقبول نيفتاد و بنده خيلي خلاصه و روزنامه وار دقايقي كوتاه مسدع شدم.
۵: مراسم تاسوعاي امسال به شدت تحت تاثير حركت زيباي فرهنگي بچه ها بود و البته انها خوش سليقگي به خرج داده و برنامه تزيين نخل را هم در حين مراسم اجرا كردند كه واقعا زيبا بود.
۶: حاج اقاي يوسفي امام جماعت محترم روستا در پايان مراسم يك جلسه به گفته خودشان صحرايي برگزار كردند و خواهان رسيدگي به اوضاع اشفته ميراث فرهنگي اين روستا شدند.
۷: نماز ظهر و عصر عاشورا را در مسجد جامع اين روستا در جنب حسينيه بزرگ اقامه كرديم. نكته جالب توجه اجراي هنرمندانه پوشش هاي شكم دريده اي بود كه استاد كار مبرز مرحوم شهبازي اجرا كرده بودند. خداوند ايشان را بيامرزاد.
۸: كليپ صوتي بسيار ماندگاري از مرحوم شيخ عرب پخش شد كه حاضران در جمع را به شدت تحت تاثير قرار داد. خداوند روح اين مرحوم را غريق رحمت گرداند.
۹: شيوه اجراي خالصانه و فارغ از غل و غش مراسم تاسوعاي حسيني در اين روستا آنقدر ساده و بي ريا بود كه دل سنگ را هم مي شكافت. باري عزاداري به نفر و علم و كتل و دسته هاي آنچناني نيست بلكه به خلوص و نيت پاك و صاف است.
۱۰: در حين اجراي مراسم روز تاسوعا دسته پرسه زني به صورت نمادين وارد ميدان شدند و به نوحه سرايي پرداختند.سردسته پرسه زن ها جناب اقاي شرف الديني بود كه با دم گرم خود جمعيت را تحت تاثير قرار داد.
در ادامه به گزارش تصويري مختصري از اين مراسم باشكوه توجه فرماييد.









عكس ها از نادر پيري عزيز
هنرمندی امریکایی پس از سی و پنج سال تلاش و با استفاده از یک میلیون خلال دندان موفق شد همه بناهای مشهور شهر سانفرانسیسکو را بسازد. اسکات ویور بناهای سانفرانسیسکو را در ساختاری ویژه قرار داده که از ان توپهای کوچکی عبور می کنند. نکته شگفت انگیز در این اثر این است که جزییات دقیق بناها در ان رعایت شده است.اسکات با استفاده از خلال دندان بناهای مشهوری چون آلکاترز، فیشرمنز وارف و پل گلدن گیت را ساخته است.اسکات ویور بناهای سانفرانسیسکو را در ساختاری ویژه قرار داده که از آن توپ های کوچکی عبور می کنند. نکته شگفتانگیز در این اثر این است که جزییات دقیق بناها رعایت شده است.


«محمود دولتآبادی» برگزیدهی سال 2013 جایزهی ادبی «یان میخالسکی» سوییس شد.
برگزارکنندگان جایزه ادبی «یان میخالسکی» در سوییس ساعاتی پیش ترجمهی رمان «کلنل» محمود دولتآبادی را بهعنوان برگزیدهی نهایی سال 2013 این جایزه اعلام کردند.
این کتاب که هنوز در ایران اجازهی انتشار نیافته است، مردادماه گذشته یکی از پنج نامزد نهایی جایزهی «میخالسکی» 2013 معرفی شده بود. «کلنل» قرار بود با تغییر بخشهایی و تغییر ناشر تعلیقی، در دولت قبل اجازهی انتشار یابد که با تغییر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بلاتکلیف ماند. دولتآبادی پیشتر نیز با ترجمهی این رمان نامزد جایزهی ادبی آمریکا برای بهترین کتاب ترجمه به زبان انگلیسی بود و نامش در فهرست نامزدهای اولیهی جایزهی بوکر آسیا نیز قرار گرفت.
جایزهی بینالمللی «میخالسکی» با 50 هزار فرانک جایزهی نقدی همراه است که سالانه به برترین اثر ادبی یک نویسنده تعلق میگیرد. علاوهبر این، از پنج نویسندهی برگزیده برای یک اقامت سه ماهه در کوههای آلپ دعوت میشود.
این جایزه آثار ادبیات داستانی و غیرداستانی از نویسندگان سراسر جهان را شامل میشود و زبان اصلی اثر مهم نیست.
رقیبان دولتآبادی برای کسب این جایزه عبارت بودند از: «سرجی گروژینسکی» (عقاب و اژدها)، «استیو سم سندربرگ» (امپراطور دروغها)، «رابرت مکفارلین» (راههای قدیمی) و «اودای پراکاش» (دیوارهای دهلی).
از ديگر آثار محمود دولت ابادي نويسنده خراساني تبار ايران مي توان به موارد زير اشاره كرد:
۱: مجموعه داستاني لايه هاي بياباني در سال ۱۳۴۷ خورشيدي
۲:رمان كليدر كه در واقع با اين اثر به ايرانيان شناسانده شد.
۳: روزگار مردم سالخورده
۴: رمان سلوك
منبع: سايت جمهوريت

امیر کبیر به علت شیوع آبله دستور داده بود که واکسن بزنند که مردم از ترس جن زده شدن از آبله کوبیدن فرار میکردند.
به گزارش نامه، در سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند.
شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند . روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز . چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند.
روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند .
امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
منبع : محمود حکیمی - داستانهایی از زندگی امیرکبیر.
بر اساس نتایج کاوشهای باستانشناسی هیات ایرانی-ایتالیایی در منطقه "کله چندار" شهرستان ایذه، ساختارهای معماری نیایشگاهی کشف شده که به دلیل کشف صفه و سکوهای بزرگ در محوطه، باستانشناسان آن را تختجمشیدی از دوره الیمایی مینامند.
دوره الیمایی
تمدن الیمایی در قسمتی از ایلام شمالی که همسایه کوههای بختیاری و شرق شوش است رواج داشت. این منطقه گذرگاهی است که خلیج فارس را به فلات ایران پیوند می دهد. ایلامیان در اواخر دوره سلوکیان مستقل شدند و تا دوره ساسانیان بر سرزمین خود حکومت کردند. آنها به الههها باور داشتند و معابد مختلفی در آن دوران ساختند.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، جعفر مهر کیان، سرپرست تیم ایرانی این هیات گفته یک کلیک معماری سنگی ویژه این سرزمین با استفاده از سنگهای بزرگ بدون ملات در این منطقه کشف شده است.
آقای مهرکیان گفته است که "این کشف باستان شناسان را به یاد برنشانده، سر مسجد، قلعه بردی در خوزستان می اندازد."
این هیات در سه هفته کاوش موفق به شناسایی شش نقطه این جایگاه باستانی شده است.
به گفته آقای مهر کیان در بخشی از این کاوش، گور دخمه باستانی یافت شده که بیش از صد سال مورد استفاده یک خانواده قرار میگرفته است.
سرپرست ایرانی این هیات باستان شناسی همچنین گفت که در بخشی از این محوطه "با جایگاه آیینی رو به رو هستیم که ما را با باورهای گذشته آشنا میکند، در اینجا ما با یک گونه از تدفین آشنا میشویم. اتاقکهای مستطیلی شکلی که ساختار آن با مصالح بوم آور، به صورت یک آرامگاه سنگی است."
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر
واقعه عاشورا براي ما شيعيان اميرالمومنين علي (ع) يكي از مهمترين نشانه هاي ظلم ستيزي و تلاش در جهت زنده كردن سنت هاي مقدس پيامبر اعظم(ص) بوده و هست.
اين حركت انقلابي و عظيم كه در حدود ۱۳۷۵سال از آن مي گذرد همچنان كانون گردهمايي و تجمع شيعيان جهان حول يك محور عظيم اسلام محمدي و علوي بوده است.متاسفانه با اوج گيري روندهاي تكفيري و سلفي گري طي دو دهه گذشته ٬ فعاليت هاي مغرضانه و پليدي در جهت وارونه جلوه دادن نهضت حسيني شده است. با گردشي در فضاي مجازي و مشاهده كانال هاي نسبتا پرشماري كه در ماهواره دست به اينگونه فعاليت ها مي زنند متوجه مي شويم كه هدف اين دسته هاي انحرافي كه با نام اهل سنت به تبليغ و فعاليت مشغولند چيزي جز به انحراف كشيده شدن اين حركت هاي اصيل اسلامي نمي باشد.
به طور مثال در برنامه هاي مفصلي كه شبكه نور از دوبي پخش مي كند و تحت عناوين مختلفي چون حقيقت هاي پنهان تاريخ و يا ريحانه المصطفي است به نمونه هاي متعددي از جعل و تحريف قيام سيد الشهدا مي پردازند.
متاسفانه برخورد بيشتر مردم كشورمان با قيام سيد الشهدا برخوردي عاطفي و از سر احساسي است كه بواسطه ظلم و جورهايي است كه بر سبط پيمبر و سرور جوانان اهل بهشت آمده است و تا كنون علي رغم فعاليت شخصيت هايي چون شهيد مطهري و مرحوم دكتر شريعتي كه به صورت محتوايي به موضع عاشورا پرداخته اند ٬ اين نگاه تحليلي و منطقي نتوانسته جايگاهي در ميان قاطبه مردم پيدا كند و چه بسا با گسترش حركت هاي مرموزانه و مزورانه اين گروه هاي سلفي و تكفيري در آينده نزديك يا دور يك سري شبهات و تحريفاتي در واقعه عاشورا صورت گيرد.
لهذا به عنوان يك شيعه آل علي مصرانه از همه دوستان بويژه از كساني كه پاي منابر و سخنراني هايي مي نشينند كه مدام يك حسين مظلوم و عطشان را توصيف مي كنند كه در بند ستم و جور است ٬ لااقل خود به مطالعه و تحقيق در زمينه علل شكل گيري نهضت عاشورا بپردازند. بي شك آنچه ادمي با رنج و تلاش خود به دست مي آورد بسي ارزشمند تر است از اينكه بخواهد هرسال مطالبي تكراري بشنود كه ياران سيد الشهدا چگونه شهيد شدند و يا اينكه آب به خيام سيد الشهدا نرسيد.
دوستان همين الان شبكه هاي گسترده سلفي و تكفيري در حال القا٬ اين موضوعات هستند كه تنها راه مقابله با آن بصيرت و آگاهي كافي از اوضاع و زمانه سيد الشهدا و اهداف متعالي ايشان است:
به يك نمونه از اين گستاخي ها و لاطائلات اين قوم غافل و مغرض توجه كنيد:
۱: امام حسين نعوذ بالله فردي ستيزه جو و جنگ طلب بود كه بر عليه خليفه مشروع خود طغيان كرد ولي برادرش امام حسن ( ع)كه فردي صلح طلب و خواهان همبستگي مسلمانان بود تن به صلح با معاويه ابن ابي سفيان داد.حتي اين رسانه هاي ضاله كار را به اينجا مي كشانند كه حسين (ع) موافق صلح حسن(ع) نبود و در برابرش موضع گرفت و با استفاده از منابعي جعلي و عمدتا با اسناد ضعيف و گرايش به آل اميه خود چنين القاء مي كنند كه امام حسن حتي امام حسين را تهديد به زنداني كردن نموده و به ايشان گفته كه هرچه من مي گويم با آن مخالفت مي كني و قس علي هذا.
حال تصور كنيد جوان امروزي ما كه تنها و تنها از روي عاطفه و احساس به امام حسين اعتقاد دارد و هيچ گونه بينش و بصيرت محكمي نسبت به قيام سيد الشهدا ندارد با شنيدن تنها اين عبارت ايا دچار شك و ترديد نمي شود كه مگر حسن و حسين امام نيستند مگر پيامبر در حق اين دو نگفت كه حسن و حسين امامند اگرچه نشسته يا ايستاده باشند.جوان امروز ما در ميان همهمه اين همه طبل و سنج و اين همه مطالب احساسي چگونه مي خواهد با اين پارادوكس ها و تحريف ها روبرو شود.
البته اين دغدغه شخصي من است و چند سالي است ترجيح مي دهم به جاي اينكه حسيني را دوست بدارم و به او عشق بورزم كه عطشان و تنها در ميانه ميدان در ميان اشقيا محاصره شده مي خواهم حسيني را دوست بدارم كه تا آخرين لحظه حيات مباركش تنها و تنها دغدغه سنت مقدس جدش را داشت و اينگونه است كه
تمام حجت من بر مسلماني حسين بن علي است.
و اوج اين حرمان و اين مظلوميت حسين و اين غفلت بي بصيرتي كه خدا نكند دامان ما را بگيرد ٬ تا بدانجاست كه:
مسيح را مسيحيان نكشتند پس چگونه است كه مسلمانان امام خود را مي كشند.
پي نوشت ها. از جمله مهترين منابع اهل سنت كه به موضوع مخالفت امام حسين با امام حسن پرداخته اند مي توان به تاريخ طبري ٬ ابن عساكر در تاريخ دمشق و ابن اثير در كتاب كامل في تاريخ اشاره كرد. شايان اشاره است كه دو اثر تاريخ طبير و تاريخ كامل ابن اثير خود مدعي هستند كه به روايت تاريخ پرداخته اند و صرفا به نقل قول كردن پرداخته اند و متاسفانه منابع مورد استفاده بيشتر اين تواريخ منابعي است كه متاثر از افكار منحرف اموي هستند.
كشور افغانستان كنوني يكي از مراكز فرهنگي و تمدني غني محسوب مي شود. موقعيت ويژه اين منطقه در برقراري ارتباط بين شرق و غرب و حضور نسبتا بلند مدت سلسله هاي مستقل يوناني ماب در اين منطقه از يكسو و تاثير عميق فرهنگ غني شبه قاره هند از دوران پيش از تاريخ تا كنون ٬ كشور افغانستان را به يكي از غني ترين مناطق باستان شناسي جهان تبديل كرده است. در ادامه به برخي از اثار باستاني افغانستان كه در موزه ملي اين كشور به نمايش درامده اند توجه نماييد. شايان اشاره است كه اين اثار از محوطه هاي باستاني آي خانوم ٬ بگرام و طلاتپه افغانستان به دست آمده اند.
ذكر اين نكته قابل توجه هست كه دو محوطه آي خانوم و بگرام يكي از مهمترين منابع مطالعات دولت هاي يوناني و باكتريايي در حوزه خاورميانه است و كاوش هاي اين دو محوطه توسط دانيل اشلومبرژه و گروه هاي ديگر باستان شناسان فرانسوي به انجام رسيده است.
















انگاه كه يك قوم چنان اسير ظلم و ستم قرار مي گيرد و با آن خو مي كند ديگر راه چاره و برون رفتي به غير از اينگونه رفتارهاي حقارت آميز برايش باقي نمي ماند.






عكس ها از حسين حائري اردكاني







ماموران گمرک آلمان موفق به کشف دستکم ۱۵۰۰ اثر هنری از نقاشانی همچون پیکاسو، شاگال، ماتیس و غیره شدند. این آثار هنری گمشده، در دوران رژیم نازی در آلمان به عنوان "هنر منحط" جمعآوری شده بودند. کارشناسان هنری در برآوردهای اولیه ارزش این مجموعه را بالغ بر یک میلیارد یورو تخمین زدهاند. (تصویر تزئینی است)
هفته گذشته فرانسه صدمین سالگرد تولد نویسندهای را جشن گرفت که در ۴۴ سالگی برنده جایزه نوبل ادبیات شد و در ۴۷ سالگی درگذشت. آلبر کامو امروز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم شناخته میشود.
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر
در طول هفته گذشته انتشار يك گزارش خبري تصويري از وضعيت سنگ نگاره ها در موزه فرهنگ اردكان توسط وبلاگ چارسوق باعث بروز يك سري جبهه بندي هايي در جامعه فرهنگي شهر شد.البته اين موضوع به خودي خود امري مبارك است و نشان از يك پويايي و تحرك فرهنگي است و نشان از وجود يك حساسيت ويژه در خصوص حفظ و نگهداري ميراث گذشتگان.ولي به چند دليل عمده نفس كار كردن اين گزارش در اين مقطع حساس فعلي چندان مقرون به انصاف و تدبير نبود و اگر دوستان كمي تامل داشته باشند دير يا زود بازخورد ها و عواقب پيش رو را خواهند ديد.
شايد براي بدبين ترين عضو انجمن چارسوق هنوز هم قابل باور نباشد كه محسن ميرجاني ارجنان آن به اصطلاح بيانيه تند و به زعم دوستان احساسي و روان پريشانه را نوشته باشد.و واقعيت هم همين است مشي سياسي و اجتماعي اين حقير هميشه بر همگرايي و نزديكي بوده و فكر مي كنم قاطبه دوستان چارسوقي به اين مورد معترف باشد. ولي چرا شخصي با روحيات بنده دست به چنين اقدامي زد؟ در نگاه اول شايد فرض هايي از اين قبيل در ذهن دوستان شكل گرفته باشد:
۱: محسن ميرجاني بواسطه القائات اقاي نادر پيري دست به اين اقدام زد و اين مطالب مطروحه در وبلاگ حاميان تراوش هاي ذهني پيري بوده كه توسط اين حقير نوشته شده است.
۲: محسن ميرجاني در مقطع فعلي سعي در پررنگ كردن حضور خود در جامعه فرهنگي اردكان است و مي خواهد در تغيير و تحولات پيش رو از اين نمد سهم خواهي در مديريت شهري يك كلاهي براي خود درست كند.هرچه باشد حالا او يك سيكلي دارد و مي تواند بدان ببالد و كم كم مدارج ترقي را از اين طريق طي كند.
۳: اين انجمن حاميان ميراث كه ميرجاني نيز در ان عضويت دارد سنگ نگاره ها را ملك طلق و قباله اجدادي اشان مي دانند و دوست ندارند كه كسي يا گروهي بدان نزديك شوند و در مجموع اين جمع حاميان مشتي انحصارطلب و پرمدعا هستند كه مي خواهند تمام افتخارات اين اثر تاريخي را به نام خود ثبت كنند.
و البته مي توان به موارد ديگري در اين باره اشاره كرد كه بواسطه به درازا كشيده شدن مطلب از اوردن ان اجتناب مي كنم و اما قصد و غرض اين حقير از نگاشتن اين مطلب تحت عنوان بيانيه موضوع ديگري بود.هدفم از صدور بيانيه كه هنوز هم بدان معتقدم و ذره اي هم بدان ترديد ندارم ٬ موضوعي فراتر از اين گمانه زني ها است.و وقايع پيش رو و رخ داده در هفته اي كه گذشت و دوستان نيز در حال شانه خالي كردن از مسئوليتش هستند به خوبي نشان داد كه اينگونه مواجهه با موضوعاتي چنين حساس و مهم نه تنها پادزهر و راه چاره نيست بلكه خود تبديل به زهري كشنده شده و كل وجهه فرهنگي شهر را تحت الشعاع قرار مي دهد.ساده لوحانه است اگر ما تيتر يك شدن اين خبر در سايت هاي ملي و حتي سايت معاند راديو فردا را به عملكرد خود نسبت ندهيم و به راحتي از كنار آن بگذريم.ايا فكر مي كنيد در گزارش بسيار مبتدي و بچه گانه اي كه روزنامه ايران از سنگ نگاره ها اورده شما ذره اي تقصير و قصور نداريد؟اگر قرار بر اين گونه افشاگري ها بود هيچ كس به مانند من كه هشت سال در مجموعه ميراث شاغل هستم و از فجايعي ملي و كشوري آگاه هستم نمي توانست در خصوص اين موضوعات ميدان داري كند.
واقعيت اين است كه انعكاس رسانه اي اين خبر در ايران و ساير نقاط جهان نه تنها در اين مقطع حساس به نفع كشورمان نيست بلكه به نفع نهاد تازه تاسيس اداره ميراث فرهنگي اردكان نيز نخواهد بود و قدرت چانه زني مديران اين مجموعه براي دريافت بودجه و اعتبارات را به شدت كاهش خواهد داد.در ثاني بواسطه واقع شدن سنگ نگاره ها در نهادي حقيقي و حقوقي چون موزه فرهنگ اردكان شايد به زعم دوستان چاسوقي نيتي در كار نبوده ولي دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي و بازرسي در كشور و استان يقه اين نهاد تازه تاسيس را خواهند گرفت و همه مسئوليت هاي اين گزارش را به گردن نحيف آن مي اندازند.و با توجه به اينكه در حال حاضر اين مجموعه فرايند ثبت ملي و كشوري خود را مي گذراند ٬ نهاد مرجع يعني اداره كل امور موزه هاي كشور بواسطه اين سخن پراكني ناشيانه دوستان همه كاسه كوزه ها را بر سر موزه فرهنگ خواهد شكست و اين مجموعه ارزشمند كه به گواه بازديد كنندگان آن از مجموعه هاي منحصر به فرد در موضوع و فعاليت خود در ايران است نمي تواند فرايند قانوني خود را طي كند و در نهايت پس از مدتي كليه گنجينه هاي آن نيز يا به يزد منتقل مي شود و يا اينكه در همين قواره و اندازه باقي خواهد ماند در حاليكه اگر پروسه رسميت يافتن اين موزه به طور كامل و قانوني طي شود ٬ مي توان با پشتوانه اين مجوز ملي يك مكاني ابرومند تر و البته با فضايي سنتي تر در دل بافت تاريخي براي ان در نظر گرفت و اين موضوع خود كمك بزرگي به رونق بافت تاريخي خواهد بود.البته بنده اصل را بر برائت مي دانم و معتقدم كه دوستان چارسوقي سهوا و در گزارش خود حساب موزه فرهنگ را از نهاد هاي مسئول و پاسخگو جدا نكرده اند. كافي است كه اين متن نوشته شده را به يك وكيل مبتدي و تازه كار ارائه داد و به طور قطع مطمئن باشيد كه با روئت گزارش و بازديد از محل آن وكيل تازه كار در توضيح مسئولاني كه به زعم شما قصور كرده اند يكي از مواردي را كه مي اورد مديريت موزه فرهنگ اردكان است.و بعد ديگر موضوع مطرح شدن اردكان در سازمان ميراث فرهنگي كشور به عنوان شهري است كه تخريب ميراث در آن امري عادي است چرا كه با توجه به سوابق دردناك تخريب بافت هاي تاريخي روستاهاي احمد اباد و ترك اباد و گزارش هايي كه بعضا در تارنماي رسمي سازمان ميراث فرهنگي در خصوص نابودي اثار تاريخي و فرهنگي موجود است ٬ به صورت اتوماتيك مجموعه ارزشمند بافت تاريخي اردكان كه بي شك بايستي در اولويت برنامه هاي سازمان ميراث فرهنگي قرار گيرد به موضوعي حاشيه اي و مجموعه اي كه به مرور نابود خواهد شد ٬ تبديل مي شود.
دوستان چارسوقي عزيز از همكار و دوست ميراثي سابق خود اين نكته را بپذيريد كه مطرح كردن اين موضوع در وضعيت فعلي خواه با هر نيت و قصد امري درست نبود.بنده اصلا فرض را بر اي مي گذارم كه علي رغم نظر اقاي پيري اين تصاوير كاملا واقعي بوده است ولي ايا نمي شد با يك تماس تلفن ساده ابتدا مسئولان موزه فرهنگ اردكان كه متولي نگهداري اين اثار بودند را مطلع مي نموديد و يا حتي مكاتبه اي مي نموديد كه اقا يا خانم محترم مسئول موزه اين قضيه اتفاق افتاده و براي اينكه بهانه به دست دوست و دشمن ندهيم لااقل اگر در مقطع فعلي امكاني براي مرمت اثار وجود ندارد ان را به مكاني امن در كانون منتقل كنيم.آيا شما چنين كرديد. شما سرمست از اين موضوع كه يك عكس خبري زيبا شكار نموده ايد و انصافا هم عكسي بود كه اگر به فستيوال هاي جهاني عكاسي هم مي رفت جايزه مي گرفت٬ شروع به رسانه اي كردن موضوع كرديد.دوستان همه انتقاد و گله گي من به شما اين است كه شما به اخرين راهكار ممكن در اين قضيه رجوع كرديد و گام به گام پيش نرفتيد.دوستان معتقدم با توجه به حساسيت شخص نادر پيري و مسئولان موزه فرهنگ به اين اثار كه در انتقال مشقت آميز آن جلوه اي از آن حساسيت نمود داشت ٬ اين مورد به زعم شما واقعي ٬ خيلي نادر و يا حتي همين يك مرتبه بوده و قول شرف مي دهم كه اگر اين اقدام يعني بي حرمتي به اثار يك رويه بود ٬ قبل از اينكه شما آن را رسانه اي كرده بوديد يك راه چاره اي براي آن انديشيده مي شد.شما شايد بدانيد و يا شايد هم ندانيد كه با چه مقاومتي انتقال اين سنگ نگاره ها به يزد منتفي شد و اين موضوع را مي توانيد از اقاي مشتاقيان هم سوال كنيد. فكر مي كنيد در يزد چه خبر است ؟ كافي است سري به مجموعه زندان سكندر يا همان مدرسه ضياييه بزنيد و ببينيد كه سنگ نگاره هاي ارنان تفت در چه وضعيتي نگه داري مي شوند. حالا خوب است نگاره هاي مفيدي در زيز سر و سايه هستند ٬ نگاره هاي نگون بخت ارنان كه در چهار فصل سال يا زير افتابنديا در معرض بارش باران. اين كه ديگر غيب گويي نيست مي توانيد برويد و ببينيد.
در پايان دو نكته سوال گونه را با دوستان چارسوقي در ميان مي گذارم
۱: وجدانا حالا كه چند روزي از انتشار گزارش تصويري مي گذرد ٬ اگر به عقب برگرديد اين گزارش را با همان فرمت قبلي انتشار مي دهيد؟
۲: ايا اگر بواسطه انتشار اين گزارش پرونده رسميت يافتن موزه فرهنگ اردكان كان لم يكن شد در خود عذاب وجداني حس نمي كنيد. چه كسي جوابگوي زحمات شبانه روزي پرسنل خدوم موزه فرهنگ است؟ كساني كه براي جمع و جور كردن برگ برگ اسناد موجود و دانه به دانه اشياء فرهنگي چه مشقت ها كه نكشيده اند.


به گزارش جمهوریت، آژانس خبری ترابری هوایی جهان موسوم به « اسکیفت SKIFT » ، لوگوی شرکت هواپیمایی ملی ایران را بعنوان زیباترین لوگوی شرکت های هواپیمایی جهان انتخاب کرد.در باورهای کهن ایرانیان آمده که خداوند جهان را در شش مرحله آفرید. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشنهایی می گرفتند. این جشنها هنوز بین زرتشتیان برگزار میشوند.

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان.

این جشنها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار میشوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار میشود.

ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن میگرفتند و این جشنها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" مینامیدند.

در جشن شکرگزاری، سفرهای میگسترانند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته میشود.

این جشن مانند دیگر جشنهای شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار میشود.

در جشن شکرگزاری همه میتوانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده میگیرند.

س ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن میکنند.

پذیرایی از شرکتکنندگان در مراسم.

هسته مرکزی این جشنها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دستهجمعی.

جشن شکرگزاری درروستاها سنتیتر برگزار میشود.

در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آنها را در سینی بزرگ یا در چادر شب میریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه میگذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده میشود.

سپس شرکتکنندگان در جشن به طور گروهی مشغول آماده کردن غذا و پختن نان میشوند.

نیایش در جشن شکرگزاری.

سفره شکرگزاری

پختن نان در جشن شکرگزاری.
گراهام گرین در رمان آمریکایی ارام یک پارگراف زیبا دارد که بدون هیچ گونه توضیحی برایتان می آورم:
فصل چهارم صفحه ۶۴ :
در حینی که ما از بالا نگاه می کردیم ٬ جوانی با اونیفورم ویتنامی و تفنگ ٬ خواست با فشار از میان جمعیت بگذرد ٬. کشیش راهش را سد کرد و تفنگش را گرفت.
همان کشیشی که در کنار من ایستاده بود در توضیح این حرکت گفت :
((ما اینجا بی طرفیم ٬ اینجا قلمرو خداست))
فکر کردم خدا در قلمروش چه جمعیت عجیب و بدبختی دارد ٬
: اسیر ترس و سرما و گرسنگی.انسان تصور می کند فرمانروایی به بزرگی و عظمت خدا بهتر از این از عهده برآید.ولی بعد دیدم هرکجا بروی وضع همین طور است: حکمرانی که قدرتش از همه بیشتر است ٬ لزوما ملتش از همه خوشبخت تر نیستند.
کشیش گفت: نمی دانم از کجتا این همه غذا برای سیر کردن شکم این مردم پیدا کنم.
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
درشب ساعت ۱۲ نیمه شب پائیز به طور رسمی حضور خود را در اردکان اعلام کرد ٬ حضوری چند دقیقه ای ولی کوبنده و پرشتاب.مقدمش را گرامی میداریم ولی برای ما میراث دوستان این نعمت خداوندی حکایتی دیگر هم دارد.
گلچین گیلانی شاعر معاصر یک شعری دارد تحت عنوان باران. مطلع آن که برای همه ما خاطره انگیز است :
باز باران با ترانه با گهرهای فراون
ولی حقیقتا برای ما میراثی ها با این وضع آشفته بافت تاریخی شهرمان ٬ باران چون تاریانه ای بر این پیکره نحیف است. نمی دانم دیشب باقی مانده تنوره آب انبار پشت مسجد صدر الفضلا ریخت یا نه.خدا کند سر در صدر الفضلا هنوز به جایی بند باشد و پشت بام هایی که مثل جگر زلیخا تکه پاره هستند ٬ ایا هنوز پابرجا هستند و یا برخی فرو ریخته اند. خدا می داند و بس.
آری این حکایت غریبی است که هر سال با شروع بارش ها و نزولات آسمانی می شود ملکه ذهن ما میراث دوستان.خوب یادم است در کارتون های دوران کودکی یک انیمیشنی بود که بارش باران را برای دو فردی که یکی سفالگر بود و دیگری کشاورز نشان می داد. بنده خدا کشاورز اینقدر از بارش باران خوشحال بود و چشم امید به محصول بهتری داشت و مرد بخت برگشته سفالگر بر سر زنان بارش باران را مساوی با خشک نشدن سفالینه هایش و ضرر و زیان مالی خود می دید. حالا حکایت باران هم برای میراث ما شده عین همین وضعیت.