به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

این روزها دیگر برنامه های عزاداری در دهه آخر صفر در حسینیه توت شهرستان اردکان یک مناسبت شناخته شده و شاخص در کشورمان محسوب می شود.اگر تا چند سال پیش تنها اهالی اردکان در این مراسم شرکت می کردند اما امروزه از اقصی نقاط کشورمان به این مکان نظرکرده مراجعه می کنند. امسال قسمت شد و به ميهماني اين مراسم در شب وفات نبي اكرم و سبط اكبر امام حسن مجتبي دعوت شدم. جاي دوستان خالي خيلي با حال بود و به قول جلال احسان زاده( حوت) تعزيه حضرت ابوالفضل كه اوج مراسم اين روزها است ، امشب با شكوه خاصي در حسينيه توت به اجرا درآمد.به همراهي جلال عزيز يك گزارش تصويري از كي ابزديد چند ساعته از حسينيه توت تهيه كردم كه از نظر دوستان مي گذرد. با سپاس از حسن توجه شما دوستان عزيز

و اما برخی نکات جالب توجه:

ایجاد دو ایستگاه صلواتی پذیرایی که زائران توت که توسط بچه های خشک آباد و مزرعه سیف ساماندهی شده بود. دوستان خیلی زحمت کشیده بودند و البته یکی از دوستان می گفت این حرکت به نوعی الگو برداری از ایستگاه های صلواتی است که در مسیر پیاده روی به سمت کربلا ایجاد شده اند.

اجرا کننده نقش شمر خیلی عالی بود. بدون نسخه و با آن متن سیلابی که او اجرا کرد واقعا شاهاکار بود به قول جلال به این نقش ها نقش اشقیا می گویند.

در یکی از اتاق های دوستان با فردی آشنا شدم موسوم به آقای پورمداح که دستی در اجرای تعزیه داره و مقداری نقش حرمله را بدون آمادگی قبلی برایمان اجرا کرد واقعا به دل نشست. ایشالله در سنوات بعدی با حمایت از اهالی بومی موضوع تعزیه خانی را به نوعی بومی و محلی کنیم واقعا استعداد های نابی در شهرمان در این خصوص داریم.

 متاسفانه در این ایام که ازدحام جمعیت هم زیاد است حجم عظیمی از اشغال و زباله در جای جای توت خودنمایی می کند که این موضوع اصلا زیبنده این مکان نیست و باید با فرهنگ سازی بهتر و ایجاد ایستگاه های جمع آوری اشغال این معضل جدی و ناهنجار را رفع و رجوع کرد.

جای خالی یک فیلم برداری حرفه ای از مراسم تعزیه الانه خالی است کاش می شد با هماهنگی مسئولان یا به صورت فردی و خود اتکاهی این امکان فراهم شود که هر ساله این تعزیه ها به صورت سی دی روانه بازار شود. واقعا خاطره انگیزند.

و نکته پایانی یادی از مرحوم سید جلال میرمحمدی است که اگرچه خودش در بین ما نیست ولی کماکان اسبش مشغول نوکری سید الشهدا است. خداوند روحش را غریق رحمت کند.

اولین ایستگاه صلواتی برای زایران توت.نوكر امام حسين تيپ و قيافه نمي شناسه. گاهي با شلوار كردي و گاهي هم با كت و شلوار و كروات

دومین ایستگاه صلواتی بین راه به همت بچه های مزرعه سیف

سومین ایستگاه متعلق به تکیه اعظم در نزدیکی توت

نمايي از آشپزخانه حسينيه توت . مثل اينكه امسال ركورد زده و امروز 25 هزار غذا براي زائران تدارك ديده شده است.

واقعا فعاليت در اين مكان پر از بخار و جمع و جور كردن و رتق و فتق امور كاري طاقت فرسا است. اجر دوستان با اباعبدالله

افراد شاغل در اشپزخانه حسينيه در هنگامي كه كمي فراغت بهشان دست مي دهد دور وبر هم جمع مي شوند و از هر دري سخن مي گويند.

روح الله تقديري پسر دايي عزيز معروف به بابا روحي يكي از استوانه هاي آشپزخانه. بابا روحي خدا قوت

رضا خالويي عزيز از همكاران شاغل در آشپزخانه حسينيه .

اشتباه نكيني اينجا زندان نيست بالابر آشپزخانه است. اقايان مهدي خيوه و افخمي

جمعي از برادران شاغل در آشپزخانه

اقايان حاج مهدي برخورداري سرآشپز و سيد علي ميرحسيني آشپز مجموعه

رجب آشپز از پير غلامان امام حسين

صحنه اي از كشتارگاه حسينيه. آنطور كه آقا جلال مي گفت ميزان نذورات مردمي در حد بسيار خوب و مناسبي است.

حاج مهدي بهجتي باباي حسينيه در كنار جلال عزيز.خداوند طول عمر و عزت و سلامتي براي اين نوكر امام حسين ارزاني دارد.

نمايي عمومي از روستاي توت. كاش مسئولين و دست اندركاران اين روستا كمي هم به فكر منظر عمومي اين منطقه بودند كه به صورت ساخت و سازهاي هردم بيلي هويت جمعي آن را به مخاطره انداخته است.

يك عكس يادگاري با بروبچه هايي كه در ارتفاعات مجاور توت با برپا كردن آتش به رونق پرداخته اند.

بچه هاي با صفايي بودند كه برخي از آنها در اين هواي سرد با موتور خود را به توت رسانده بودند

اشتباه نكنين اينجا توت است و اين آگهي فروش هم مربوط به يكي از اتاق هاي آن است.

نمونه هاي از بساط هايي كه در اين ايام در روستاي توت شكل مي گيرد. پاي ثابت اين بساط ها معسل و سيگار بهمن كوچيك است كه از نان شب براي بيشتر جوان ها در اين موقع از سال واجب تر است.

يك ابتكار خوب و جالب توجه. تصاويري از پيرغلامان و دست اندركاران درگذشته حسينيه توت.خداوند تبارك و تعالي همگي اين عزيزان را بيامرزاد.خداوند به حق ابروي سيد الشهدا روح همه اين خيرين را غريق رحمت كند.در گوشه راست اين عكس نمايي از يك مناره آجري است كه توسط مرحوم ياسيني احداث شده ايت. آنطور كه جلال عزيز گفت فلسفه وجودي احداث اين منار كه قدمتي هم ندارد به خاطر اين بوده كه در يك سفري برخي مهمانان مرحوم ياسيني در پيدا كردن مسير توت دچار اشكال شده اند و اين مرحوم اين ميل آجري را بدين منظور احداث كرده است. نمي دانم آيا اثري از آن به جاي مانده است يا نه؟

نمايي ازاتاق جلال در نزديكي حسينيه.خداوند اقبال او را بلند گرداناد.جلال از جمله مردان نيك روزگار است. انسان هايي خوش قلب و پاك دست مثال او در اين دوره و زمانه همانند دري ناياب هستند. فردي معتمد و دست و پاخوار و پاك دست. خداوند او را در ادامه مسير نوكري امام حسين و وظايف فرهنگي اش توفيق دهاد.

در اتاق جلال عزيز.اين اتاق هاي توت هم فلسفه خودش را دارد. اي كاش فكري به حال معماري و منظر آن هم مي شد. خداوكيلي خيلي بي اصول و بي قاعده داره ساخته مي شه.

نمايي از فضاي داخلي حسينيه توت در حين اجراي تعزيه حضرت عباس

منظري ديگر

دوستان زحمت كش كه وظيفه توزيع غذاي نذري را بر عهده دارند.

به جرات مي توان گفت كه مسائل بهداشتي به بهترين وجه در آشپزخانه توت مراعات مي شود.

نمايي ديگر از آشپزخانه و ظرف شويي آشپزخانه حسينيه توت

زحمت كشان توزيع غذا. يكي از نكات خوب در مورد توزيع غذا نظم و ترتيب مثال زدني بود كه افراد با آرامش و با ايستادن در صف به نوبت غذاي نذري خود را دريافت مي كردند.



يكي از زيبا ترين صحنه هاي مراسم اين شب عزيز. كودكاني كه به عشق پيامبر و ائمه و با خلوصي مثال زدني به تماشاي مراسم تعزيه مشغولند. شايد اگر اين مراسم به فرض محال هيچ ثوابي نداشته باشد همينكه اين تعداد كودك معصوم را فرهنگ پذير مي كند و با ارزش هاي ديني و ميهني اشنا مي سازد رسالت خود را انجام داده و نقش مهمي در فرهنگ سازي جامعه فرهنگي شهرمان برعهده دارد.

نمايي از مراسم تعزيه

نمايي ديگر

و منظرهاي ديگري از اين مراسم زيبا و معنوي


بعد الظهر پنج شنبه و پایان مراسم و برداشتن پوش حسینیه

پسرم دانیال در کنار یکی از خدام جمع اوری وسایل حسینیه

دانیال پسرم در اغوش پدربزرگش درکنار عباسیه