میراث فرهنگی استان یزد و شهرستان اردکان در سالی که گذشت

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

سال ۱۳۹۱ رو به پایان است و اخرین ساعات و دقایق آن را سپری می کنیم. سالی توام با کامیابی ها و ناکامی ها در حوزه میراث فرهنگی شهرمان. سالی که البته بیشتر توام با ناکامی و تلخی بود تا خبری خوش و امیدوار کننده.با اینهمه این امید و چشم داشتن به تحولات اینده است که ما را همچنان بر این باور نگاه داشته که در این حوزه قلم بزنیم و بدون توجه به کاستی ها و ناراستی ها رسالت مطبوعاتی و تخصصی خود را در قبال میراث گرانسنگ گذشتگان خود به جا آوریم.

در ادامه به صورت مختصر به برخی از رویداده های مهم در حوزه میراث اردکان می پردازیم:

شایان اشاره است که موضوعات مختلفی را می شد در این دسته بندی جای داد ولی از نظرگاه این حقیر این موضوعاتی که در زیر با شرح مختصری بدان ها پرداخته شده است از دیگر موضوعات از اهمیت بیشتری برخوردار بوده اند.

۱: شاید مهم ترین و البته تلخ ترین واقعه صورت گرفته در حوزه میراث اردکان موضوع تخریب سنگ نگاره های مزرعه مفیدی اردکان بود که برای چندین هفته و چندین ماه در صدر اخبار و تحلیل های وبلاگ ها و فضاهای مجازی شهرستان و استان بود و حتی عکس های تخریب این اثار به شبکه های بین المللی نیز راه یافت.این واقعه علاوه بر موضوع اصلی آن یعنی تخریب ٬ نبدل به یک سری بحث های حاشیه ای شد که شاید بتوان آن را نوش دارو بعد از مرگ سهراب نامید و طی آن افراد و گروه های مختلف بر منبای منافع و بازخورد های دلسوزانه و حتی تبلیغی ٬ سعی بر آن داشتند تا یکدیگر را در این خصوص مقصر جلوه دهند.از متلک هایی چون گرفتن عکس یادگار تا ضعف و فتور مسئولان اجرایی شهرستان ٬ اینها بخش هایی از پیامدهای این واقعه دردناک و تاثر انگیز بود که فکر نمی کنم هیچ گاه از حافظه جمعی شهروندان اردکانی و سایر میراث دوستان پاک شود.به هر روی با پیگیری انجمن حامیان میراث کهن اردکان و تلاش شبانه روزی دوستان در میراث فرهنگی شهرمان بیش از ۹۰ درصد نگاره ها با سلامت نسبی بالای ۷۰ درصد به موزه فرهنگ انتقال داده شد و امیدواریم در سال جدید برنامه هایی برای مرمت و استحکام بخش و همچنین نمایش استاندارد و دقیق این اثار وجود داشته باشد. در اینجا لازم می دانم از زحمات محقق ارجمند نادر پیری و کلیه پرسنل میراث اردکان بویژه سعید کمالی . مجید محنایی و معمار ارجمند کریمی و همچنین راننده بزرگوار اداره راه و ترابری اردکان جناب آقای جوان تشکر و قدردانی نمایم.

۲: مرمت محراب گل بری نفیس مسجد زردگ اردکان

مسجد زردگ بنایی بازمانده از دوران ال کاکویه و اتابکان؟ به احتمال متعلق به قرن ۵ هجری به بعد از جمله قدیمی ترین ابنیه تاریخی شهرستان به حساب می اید. محراب گل بری این مسجد در شمار یکی از ساده ترین و در عین حال زیباترین نمونه های محراب های گل بری در منطقه مطرح است که متاسفانه در سال ۱۳۹۰ با هدف اشنای به دست آوردن گنج به دست یکی از شهروندان اردکانی به شکل فجیعی تخریب شد و البته پیگیری های حقوقی نیز در این خصوص نتیجه نداد ولی خوشبختانه در سال ۱۳۹۱ سرکار خانم فایزه اصفهانی پور کارشناس ارشد مرمت تزیینات استان یزد که دانش اموخته دانشگاه هنر اصفهان هستند ٬ این محراب ویران شده را با استفاده از برخی مصالح باقی مانده به بهترین وجه مرمت و بازسازی کردند که این اقدام را می توان جزء خبرهای خوشدر حوزه میراث اردکان دانست.

۲: بی پولی و فقر بودجه مفرط حوزه میراث اردکان در این سال بسیار دردناک و فلج کننده بود. این اسیب البته دامن کلیه بخش ها و شهرستان های دیگر استان را هم گرفت و در چندین نوبت بسیاری از نیروهای قراردادی و کارگری از کار بیکار شدند و در اجرای پروژه ها وقفه های چندی بوجود آمد که اخرین نمونه آن اخراج کلیه کارگران و استاد کاران در نیه اول بهمن ماه بود. این بی پولی به حدی بود که برای اولین بار طی چند سال گذشته حجم وسیعی از پروژه های مرمتی و باززنده سازی را معطل کرد و البته در نهایت باعث جدایی معمار کریمی از مجموعه میراث اردکان شد.به امید اینکه این استاد کار خبره دوباره در مجموعه میراث اردکان شروع به كار كند و بتواند منشاء اثر باشد.

۴: انتخاب استاد مرادی به عنوان استاد کار نمونه کشوری از اردکان یکی دیگر از خبرهای خوش و مسرت بخش حوزه میراث شهرمان بود که انطور که باید و شاید مورد توجه مردم فرهنگ دوست دیارمان قرار نگرفت و باید از نادر پیری و سایر دوستانی که در معرفی و برپاداشتن مراسم بزرگداشت این هنرمند کاشی کار اردکانی نقش برجسته ای داشتند به نیکی باد کرد.

۵: در حوزه آموزش و فعالیت های اجتماعی در حوزه میراث اردکان ٬ خوشبختانه فعالیت های چشمگیری به عمل آمد که انصافا نقش انجمن چارسوق خیلی ویژه و راهبردی بود. برگزاری پنجمین دوره کلاس های اردکان شناسی ٬ شرکت در کارگاه های اموزشی سمن ها در زاهدان و همچنین حضور فعال در جشنواره اتفاق نمونه هایی کوچک از فعالیت های وسیع در حوزه های اموزش و فعالیت های اجتماعی در حوزه میراث اردکان بودند.

۶: پروژه نجات بخشی قنات قطب اباد اردکان که به خوبی رسانه ای شد و به سرعت هم انجام گرفت از جمله دیگر برگ های زرین فعالیت های حوزه میراث اردکان بود.این رشته قنات چند صد ساله که احتمالا به دوره ال مظفر بر می گردد و نقش به سزایی در ابادانی بستان ها و باغات میبد و اردکان داشته است َ بواسطه برخی بی ملاحظگی ها و بی توجهی های مسئولان دو شهرستان با خطر ریزش مواجه شد که با حضور به موقع مردم و مسئولان باردیگر این قنات زندگی دوباره یافت. از نادر پیری برای پیگیری رسانه ای و میدانی این قضیه باید سپاسگذار بود.

۷: ادامه تراژدی غم انگیز تخریب بافت تاریخی اینبار در طرح توسعه حسینیه کوشکنو. البته این موضوع از چند جهت قابل توجه است. ابتدا اظهار نظر غیرکارشناسی برخی دوستان فرهنگدوست در خصوص تعیین قدمت بخش های تخریب شده که ساختارهای قاجاری و اواخر صفوی پیرامون حسینیه را منتسب به دوره ال مظفر نمودند و دیگری برخورد منفعلانه مجموعه حقوقی میراث استان یزد با مداخلات صورت گرفته در بافت تاریخی و در نهایت جوابیه سراسر مضحکه امیز خبرگزاری رسمی میراث فرهنگی کشور از جمله حواشی و موضوعات پیرامونی این طرح توسعه بودند.

۸: تغیر تحول در مدیریت بهسازی و نوسازی شهرداری اردکان و جاگزین شدن اقای شاکر به جای غفورزاده که به نظر می رسد مباحث تخصصی و کاربردی در این انتصاب کمتر دخیل بودند.

۹: انتصاب حاج مصطفی سپهری به عنوان مسئول حراست اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان یزد

و در ادامه به صورت کلی به برخی از تحولات میراث فرهنگی در استان یزد می پردازیم:

۱: انجام دومین و آخرین فصل بررسی و شناسایی باستان شناسی و تکمیل اطلس باستان شناسی شهرستان میبد در این سال.در مجموع بیش از ۲۰۰ محوطه باستانی با دیرینگی بیش از ۱۵ هزار سال و متعلق به دوران میان سنگی و فراپارینه سنگی کشف و مستند نگاری شد و طی آن میبد را به عنوان قدیمی ترین زیستگاه بشر در استان یزد معرفی کرد. نتایج این تحقیقات می تواند در اینده نقش بسیار مهمی در رفع برخی معضلات و سوال های بی جواب در حوزه باستان شناسی استان یزد باشد.

۲:  شروع فاز اول بررسی و شناسایی باستان شناسی در حوزه خویدک و فهرج به سرپرستی ابراهیم کاظم نژند و با همکاری صفورا میرخلیلی . فضل الله میردهقان و حمید مصطفوی که حاوی برخی از دستاوردهای بدیع در حوزه باستان شناسی در منطقه فهرج بود و در حال حاضر بواسطه فقدان بودجه کافی نیمه تمام رها شده است.

۳: مرمت و باززنده سازی اصولی مساجد جامع میبد به نظارت نگارنده و مسجد جامع یزد به نظارت مجید علومی . شایان اشاره است که بودجه این مرمت ها و به سازی ها مربوط به سفر رهبری به استان یزد است.

۴: کشف تعدادی سنگ نگاره جدید در حوزه شهرستان بهاباد که توسط ابراهیم کاظم نژند معرفی و در حال پیگیری کارشناسی است.

۵: اغاز کلید خوردن پروژه ثبت نارین قلعه میبد در فهرست میراث بشری ( یونسکو) که در اواخر این سال رسما اغاز شد.

۶: افتتاح اولین هتل رستوران سنتی در شهرستان میبد با عنوان هتل حاجی ملک که می تواند نقش بسیار مهمی در تحولات توریسم و گردشگری دو شهرستان اردکان و میبد داشته باشد. اقای محمد قاسمی . سید حبیب الله دهقانی و سید شعیب اسعدی دست مریزاد

۷: ثبت فن اوری بادگیر در فهرست میراث های معنوی کشور در اجلاس اخیر که در شهرود سمنان برگزار شد. شایان اشاره است که انجمن خشت خام یزد مسئولیت تهیه این پرونده را بر عهدا داشتند.

۸: عزل و برکناری ناگهانی محمود ادبیان از سمت مسیول میراث فرهنگی شهرستان یمبد و جایگزین شدن مهدی جمالیان.شایان اشاره است محمود ادبیان در مدت کم حضور خود در میبد منشاء خدمات ارزنده ای شد و این شیوه برکناری در شان لااقل یک انسان نبود چه برسد به شخصی که چندین سال سابقه مدیریتی در حوره میراث فرهنگی داشته است.

۹: و در نهایت اگر خدا بخواهد استاد معظم جناب اقای دینیار  شهزادی در این سال به امید خدا بازنشست خواهند شد.در اینجا لازم است از خدمات ارزنده این پیر باستان شناسی استان یزد تقدیر و تشکر نمایم

عکس/ زنی که می‌خواهد حق ما را بگیرد!

این عکس را با کسب رخصت از وبلاگ اردکان به روز می گذارم که تو زمینه عکس های خبری فعالند. ممداقا یهو فکر نکنی ما پا تو کفشت کردیم همین یه دفعه بود ولی خدا خیلی جالب بود نتونستم از خیرش بگذرم
خانم کوتانت پیر وکیل پیگیری پرونده شکایت ایران علیه هالیوود به خاطر ساخت فیلم آرگو است. این زن فرانسوی قرار است از حقوق ایران در برابر هالیوود دفاع کند!


کاریکـاتورهـایی بسـیار زیبـا و مفهـومـی


ادامه نوشته

هتل سنتي حاج ملك ميبد افتتاح شد

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

درآمد: نمی دانم دو سال پیش بود یه خورده کمتر و بیشتر بود نمی دونم ؟ یه روز آخرای وقت تو پایگاه پژوهشی میبد مشغول انجام کارهایم بودم که دیدم حجت حقیقی عزیز همراه با فردی که برای بار اول می دیدمش اومدن تو حیاط پایگاه پژوهشی. بواسطه دوستی و ارادت نسبت به حجت از اتاقم خارج شدم و برای عرض ادب خدمت دوستان رفتم. حجت دوست وهمراهش را معرفی کرد و این شد آشنایی ما با محمدقاسمی عزیز. خوب یادمه تو اولین برخورد اینقدر از کمبودها و مشکلات موجود در میراث براش گفتم که بنده خدا کلافه شده بود و شاید اگر هرکسی غیر از محمد قاسمی عزیز بود همان ابتدای کار از خیر ایجاد و احداث هتل سنتی می گذشت ولی او ماند و با همکاری دوستانی شفیق کاری کرد کارستان و شایسته تحسین و تشویق.با اینکه دو روز از افتتاح هتل گذشته ولی بواسطه کم لطفی وبلاگ ها و فضاهای مجازی دوستان میبدی بر خود دیدم که از نظر گاه خودم این واقعه مهم در اینده میراث فرهنگی دو شهرستان را قلمی کنم ولی خدا وکیلی توقع این بود که دوستان میبدی ما برای مراسم افتتاح سنگ تمام بگذارند و با پوشش تصویری مناسب در وبلاگ ها و سایت ها به معرفی و تبلیغ این کار خارق العاده و واقعا استادانه بپردازند. خب مشکلی نیست ایشالله در ادامه راه با همراهی دوستان این قدم های سخت ابتدایی را محکم تر برداریم و بدانیم که این هتل می تواند در اینده رویکردی نوین را در حوزه میراث فرهنگی دو شهرستان همجوار بنیان گذارد.

و اما گزارشی کوتاه از این مراسم.................

راس ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه نیمروز با حضور مسئولان شهرستان و جناب دکتر اعرافی امام جمعه معظم شهرستان و همچنین مهمانان بلندپایه نهاد خیرین نیکوکار مدرسه ساز کشور روبان افتتاح نمادین هتل سنتی حاجی ملک قیچی شد. در ابتدای مراسم و پس از نواخته شدن سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت قران کریم ٬ جناب اقای حبیب خشایی شاعر با ذوق میبدی که تقریبا یه جورایی مجری و مسئول اجرای برنامه بود با اشاره به وضعیت نه چندان مناسب حاج اقا یحیی زاده از دوستان و مهمانان خواست تا برای شفای عاجل این عزیز دعا کنند و در ادامه به قرائت چند شعر و فولکولور در مورد میبد که از سروده های خودش هم بود پرداخت . البته او در این مراسم از کتاب مجموعه شهر هایش هم رونمایی کرد و بنده هم افتخار این را داشتم تا یک جلد از کتاب شعر این دوست باذوق را داشته باشم.

بعد از مراسم شعر خوانی که با استقبال مهمانان در مراسم همراه بود برای لحظاتی ایت الله اعرافی امام جمعه محترم و اقای مهندس رجایی فرماندار هم ضمن تمجید از اقدامات صورت گرفته ٬ از ذوق و سلیقه دوستان در راه اندازی این هتل سنتی تقدیر و تشکر کردند.در ادامه اقای اسعدی مسئول اداره اموزش و پرورش شهرستان هم  از زحمات دوستان در راه اندازی هتل رستوران سنتی حاج ملک میبد تقدیر و تشکر نمود.مراسم با برپایی ضیافت ناهار و پذیرایی از مدعوین محترم پایان یافت

 و اما حواشی مراسم افتتاح...............

تکاپو و جنب و جوش فوق العاده بانیان هتل در برگزاری آبرومند جلسه خیلی به چشم آمد و به خوبی می شد حالت اضطراب و دلهره توام با خوشحالی و برق امید را در چشمانشان دید.

حضور کم اثر دوستان وبلاگ نویس میبدی و رسانه های مجازی در این مراسم به شدت به چشم می آمد. خدا وکیلی اگر این برنامه افتتاح در هر نقطه دیگر انجام می گرفت خیلی استقبال رسانه ای از آن بیشتر بود و این موضوع را می توان در فضاهای مجازی میبدی ها به شدت دید. این در حالی است که انعکاس این خبر در معدود وبلاگ ها و سایت های خبری میبد هم از فقدان تصاویر و نماهای برگزاری این مراسم خالی بود مثلا وبلاگ نارین نیوز تنها به یک عکس که مراسم بریدن روبان افتتاحیه مراسم توسط حاج اقا اعرافی بود بسنده کرده بود و این به نظرم مضایقه چندان خوبی نبود و دوستان دست اندرکار هتل سنتي حاج ملك میبد بایستی بیش از اینها مورد حمایت و توجه این رسانه ها قرار گیرند.

یکی از نکات منفی این مراسم عدم ساماندهی مناسب در برگزاری افتتاحیه بود به نظرم دوستان باید هرچه زودتر با اتخاذ تدابیر هوشمندانه این معضل را در ادامه راه پرفراز و نشیب خود برطرف کنند . حیف است این مکان ایده آل و بسیار جذاب از این موضوعات رنج ببرد. البته اعتقاد دارم با توجه به اینکه این تجربه اول بود کمی بی نظمی هم وجود داشت و با کاردانی و کیاستی که در نزد دوستان سراغ دارم این مشکل نیز هرچه زودتر برطرف خواهد شد.

بانیان هتل سنتی حاج ملک انصافا با استفاده از بهترین مصالح و تجهیزات و همچنین مرمت اصولی در باززنده سازی این مجموعه استفاده کرده اند.

کیفیت غذای و پذیرایی در حد تیم ملی بود و اگر دوستان بتوانند همین کیفیت را به صورت مداوم ادامه دهند قطعا یکی از مجموعه های اقامتی نمونه استان خواهند بود.

عدم حضور مسئولان اداره کل میراث فرهنگی استان یزد هم در این مراسم علامت سوال بزرگی بود؟

حضور محمود ادیبان مدیر سابق میراث میبد هم از نکات جالب توجه این مراسم بود .

جناب مهندس حافظی و هیات همراه از موسسه خیرین مدرسه ساز کشور به عنوان میهامان افتخاری این مراسم در جمع ما حضور داشتند . در نگاه این هیات می شد برق تعجب و تحسین را از اقدامات صورت گرفته در این مجموعه دید.

شایان اشاره است این بنا متعلق به خانواده خیر صادقیان است و به دوره قاجاریه تعلق دارد و در روند بازسازی و بهسازی سعی شده تا کمترین تغییر را در اصل بنا بوجود بیاورند و حتی در بخش هایی از آن شاهد گذاری های صورت گرفته به خوبی نشان از یک روند مرمت حرفه ای را می دهد.

و نکته پایانی.......

افتتاح این هتل رستوران سنتی را باید به فال نیک بگیریم و با توجه به امکانات عالی و محیط بسیار دلپذیر این مجموعه بسیار خوشبینم که این مجموعه می تواند حرف های بسیاری برای گفتن داشته باشد. سالها بود که شهرهای اردکان و میبد از وجود یک فضای ابرومند سنتی برای اقامت گردشگران رنج می برد که با انجام این مهم می توان به بسیاری از اهداف در حوزه گردشگری دو شهرستان همجوار دست یافت.دوستان و همشهریان عزیز میبدی و اردکانی بیاییم دست به دست هم دهیم و با حمایت های همه جانبه خود این حرکت مبارک و میمون را در سطح دو شهرستان نهادینه کنیم. بی شک انقدر جاذبه گردشگری در هر دو شهرستان وجود دارد که وجود اماکن اقامتی ابرومند مانند هتل حاج ملک می تواند گردشگران را برای چند روز مقیم این منطقه کند و سایر کسبه و مشاغل دیگر این دوش هرستان هم از مواعد مادی حضور پرشمار گردشگران بهره مند شوند

و سخن اخر با مسئولان . همانطور که در جریان هستید دوستان بانی این مجموعه با دست خالی و فقط با عشق به زنده کردن میراث فرهنگی پای در این کارزار گذاشته اند و بر شماست تا با حمایت های مادی و معنوی همه جانبه خود این دوستان را در انجام رسالت فرهنگی و اقتصادی اشان یاری دهید . با توجه به دید بازی که در مسئولان میبدی در مباحث فرهنگی سراغ دارم بی شک می توان چشم اندازهای زیبایی از توسعه صنعت توریسم را به نظاره نشست.

اقایان جناب مهدی قاسمی . سید حبیب الله دهقانی . اقای اسعدی و بسیاری از دست اندرکارانی که من شرف حضور و اشنایی در محضرتان را نداشتم ٬ صمیمانه از خداوند متعال موفقیت و بهروزیتان را در ادامه کار خواستارم و وظیفه خود می دانم به عنوان یک شهروند تا آنجا که در توان دارم در رسالت فرهنگی خود همگام با فعالیت های شما گام بردارم.

و این هم تصاویری منتخب از این مراسم:

 

 

مومیایی‌شده‌های تاریخ

آمریکا - رهبران زیادی در طول تاریخ برای زنده نگاه داشتن جسم‌ و یادشان مومیایی شده‌اند.

چاوز قرار است همانند بسیاری از رهبران بزرگ تاریخ مومیایی شود. لنین، از چهره‌های انقلاب کمونیست شوروی از مهمترین آنهاست. جسد مومیایی شدۀ وی در آرامگاه میدان سرخ در مسکو قرار دارد.
ژان پل بیست و سوم در سال 1963 درگذشت. جسد وی نیمه مومیایی است و صورتش با لایه‌ای موم پوشانده شده است. بیش از یک قرن رسم بر این بوده که پاپ‌ها مومیایی شوند، اما پاپ پیوس دهم به این سنت پایان داد.
مائو تسونگ، رهبر چین در سال 1976 درگذشت. پیکر مومیایی شدۀ وی در میدان تیان آمن پکن قرار دارد.
رئیس‌جمهور سابق ویتنام هوچی مین در سال 1996 درگذشت.


این جسد مومیایی شده متعلق به یک زن از سلسلۀ مینگ است که در سال 2011 در چین کشف شد. پیکر وی در یک تابوت شیشه و در مایعی قهوه‌ای رنگ قرار داده شده است.
مصری‌های عهد باستان در شناخت مواد طبیعی بسیار تبحر داشتند. جسد مومیایی در عکس فوق متعلق به ملکه‌ای است که در حدود 1500 سال پیش از میلاد می‌زیسته است و در حال حاضر در موزۀ قاهره نگهداری می‌شود.
فردیناند مارکوس، دیکتاتور فیلیپین در سال 1989 در تبعید درگذشت. در عک فوق همسرش در حال بوسیدن تابوت شیشه‌ای اوست که در شمال فیلیپین قرار دارد.

در عکس فوق فرانک مالابد را می‌بینید که جسد فردیناند مارکوس را مومیایی کرده است. او می‌گوید: "من مرده‌ها را زیبا می‌کنم". ظاهراً او سفارش‌هایی از ونزوئلا برای مومیایی کردن جسد چاوز دریافت کرده است.
منبع : خبرانلاین

انشاي يك كودك نابغه*

موضوع انشا: می خواهید در آینده چه کاره شوید؟*ما دلمان می خواست در آینده دکتر شویم و متخصص بدن انسان بشویم و همه ی مریض هارا درمان کنیم. ما تا حالا شکم چند تا قورباغه را هم عمل کرده ایم و اصلا ازخون نمی ترسیم اما برادرمان یک روز به ما گفت: «چون تو خوش خط هستی، پس نمیتوانی دکتر خوبی شوی.» و بعد هم گفت: «اگر دکتر شوی، ممکن است هنگام تشخیص علت مرگ یک نفر که در بازداشتگاه فوت کرده، خودت هم ناگهان خودکشی شوی.» ما منظوربرادرمان را نفهمیدیم اما توی فیلم ها هم دیدیم که خیلی از دکترها ساختمان میساختند. بنابراین ما تصمیم گرفتیم که مهندس شویم تا ساختمان ها را محکم تربسازیم و بعد پول دار شویم، اما برادر بزرگ ترمان که خودش چند سال پیش مهندسشده، هنوز پولدار نشده است. او به ما گفت که این روزها هر پاره آجر را هم کهبلند کنی یک مهندس از زیرش می پرد بیرون و بعد درخت ازگیل توی حیاط را نشان مانداد و گفت: «همین درخت را اگر الان تکان دهی دست کم بیست سی تا مهندس ازش پایینمی ریزد.» برادر ما معتقد است هرکس که توی کوچه و خیابان به چشم می خورد مهندساست، مگر آن که خلافش ثابت شود. برای همین است که همه همدیگر را مهندس صدا میزنند. ما این ها را نمی دانیم، اما خلبان شدن را هم خیلی دوست داریم و هنگامیکه برادران رایت موفق شدند پرواز کنند، ما در پوست خود نمی گنجیدیم اما الان،هربار که اخبار را گوش می کنیم یک هواپیما سقوط می کند و همیشه هم مقصر اصلیخلبان است و ما نمی دانیم چرا تقریبن خیلی از خلبان ها اسم شان توپولوف است. ماهمچنین خیلی دوست داشتیم که دانشجو شویم اما برادرمان که قبلن دانشجو بود به ماگفت که دانشجوها نمی توانند حرف شان را به مسئولان بفهمانند و زمانی که موفق بهفهماندن آن می شوند، بلافاصله کتک می خورند و بعد به زندان می افتند. بنابراینما چون به فوتبال علاقه مند هستیم و دوست داریم یک روز به برنامه ی نود برویم ودر آن جا بین صفر تا یک میلیون، چندتا عدد را انتخاب کنیم، تصیمیم گرفتیم داورفوتبال شویم. زیرا داورها با سوت همه کار می کنند و خیلی کیف می کنند. اما چندوقت پیش در استادیوم دیدیم که تماشاچی ها با داور و شیر سماور جمله می ساختند وبلند بلند فریاد می زدند و داور قرمز می شد. بعد تماشاچی ها با داور و توپ وتانک و فشفشه جمله می ساختند و داور خیلی عصبانی می شد. بدین ترتیب ما دل مانتقریبن خیلی برای داور سوخت. ما هم چنین خیلی دوست داریم که نویسنده شویم و آدممعروفی بشویم اما برادرمان می گوید: «دراین مملکت اگر شکار لک لک شغل شد،نویسندگی هم شغل می شود.» ما منظور برادرمان را اصلن نفهمیدیم. او می گوید کهیک نویسنده برای این که معروف شود، یا باید بمیرد یا به زندان بیفتد. ما دیگرخیلی خسته شدیم و نمی دانستیم که چه کاره شویم، در نتیجه از برادرمان پرسیدیم:«پس من چه کاره بشوم؟» برادرمان گفت: «نمی دانم، اما سعی کن کاری را انتخاب کنیکه همیشه تک باشی و معروف شوی و هیچ وقت در هیچ موردی مقصر اصلی نباشی و کسی همجگر نکند بگويد كه بالاي چشمت ابروست و بلند بلند با اسمت جمله بسازد.»و ما تصمیم گرفتیم كه رییس جمهور شویم.این بود انشای من**

پاسخ سازمان میراث فرهنگی؛ در شهر تاریخی اردکان خانه ایلخانی وجود ندارد

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی کشور جوابیه ای در خصوص بافت تاریخی تخریب شده در اطراف حسینیه کوشکنو و قدمت های ارائه شده برای آن مطرح شده است.در این جوابیه اصلا قید نشده که کدام نهاد و مرجع کارشناسی و پژوهشی این نظریات را ارائه کرده است ولی آنچه که مسلم است چند اشکال جدی به این جوابیه وارد است که به شرح زیر دسته بندی نموده ام:
1: منابع تاریخی دوره ایلخانی یا به عبارت صحیح تر دوره آل مظفر در یزد و هچنین در کتب تاریخی مهم این دوره چون ربع رشیدی به موجودیت و نام اردکان اشاره کرده اند و با قبول این اصل که در دوره صفویه ساخت و سازهای فراوانی در اردکان به وقوع پیوسته و شاید بواسطه این ساخت و سازها و مداخلات معماری اثار مظفری اردکان نابود شده اند ولی ما در محدوده مسجد زردگ که بنا به گفته کارشناسان تا دوره سلجوقی به عقب بر می گردد شواهدی از معماری ایلخانی یا مظفری را داریم و شاهد دیگر در این باره مسجد جامع اردکان است که جدیدا در مرمت های صورت گرفته در آن در لایه های فوقانی آن یک سفال آبی و سفید شاخص تیموری کشف شده که نشان می دهد قدمت این مسجد خیلی قبل تز از تیموری و احتمالا به دوره ال مظفر بر می گردد
2: باعث شگفتی است که کارشناس محترم تنها به یک حانه ایلخانی در عقدا اشاره می کند در حالی که ما در عقدا یکی از معدود نمونه های دروازه های ایلخانی را داریم و البته تعداد خانه های ایلخانی عقدا به تقریب بیش از امار اشاره شده است که متاسفانه در سال های اخیر به شدت رو به نابودی هستند.
3: گزارش های غیرکارشناسی از این دست معلول کم کاری در مطالعه بافت تاریخی اردکان و ارائه نظرات بعضا بی پشتوانه محققان محلی و استانی است همین چند روز قبل جناب استاد امیری در مطلبی که نادر پیری عزیز در وبلاگ حامیان میراث کهن اورده بود از غنای اثار ال مظفر در اردکان یاد کرده بود چگونه می شود این تعارض را پذیرفت؟
آنچه مسلم است اینگونه براوردهای غیرکارشناسی که بعضا جنبه رسانه ای به خود می گیرد و معیار عمل مطالعات تاریخی قرار می گیرد یک دلیلش کم کاری پژوهشی در حوزه میراث اردکان است چه خوب است که حلقه مفقوده پژوهش در بافت تاریخی اردکان مورد توجه قرار گیرد تا اینگونه شاهد گزارش های این چنین سطحی و بی مایه در خبرگزاری رسمی میراث کشور نباشیم. قطعا این گزارش های مغرضانه و بی پایه می تواند در دراز مدت تردید جدی در خصوص اصالت باقت تاریخی اردکان ایجاد کند
در ادامه به مشروح گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی کشور که به صورت یک جوابیه رسمی تهیه شده توجه نمایید

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ‌گروه میراث‌فرهنگی ـ‌ سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری درخصوص انتشار خبر اردکانی‌ها نگران از تخریب دوباره خانه‌های ایلخانی پاسخ داد.

 
مشروح پاسخ روابط عمومی سازمان میراث‌فرهنگی؛
 
با توجه به انتشار خبر مورخ 14/11/91 با عنوان "اردکانی‌ها نگران از تخریب دوباره خانه‌‌های ایلخانی" در آن خبرگزاری، خواهشمند است به‌منظور اطلاع‌رسانی دقیق و ننویر افکار عمومی و بویژه روشنگری مخاطبان آن رسانه، در خصوص انتشار توضیحات اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان یزد به شرح ذیل دستور اقدام لازم را صادر بفرمایید.
 
"برخلاف خبر منتشر شده در برخی رسانه‌ها مبنی بر تخریب خانه‌های ایلخانی در اردکان، تاکید می‌شود که در شهر تاریخی اردکان هیچ خانه‌ای متعلق به دوره ایلخانی وجود ندارد. البته در شهر میبد که همسایه اردکان است تعدادی خانه متعلق به دوره‌ی آل مظفر وجود دارد، ولی شهر اردکان هیچ خانه‌ی ثتبی‌ای از دوره‌ی ایلخانی ندارد و عمده بناها و تک‌بناهای آن متعلق به دوره‌های صفوی، قاجار و حتی پهلوی اول هستند.
 
شهر «مقدا» تنها جایی است که در آن، یک خانه‌ی ایلخانی شناسایی شده اما تاکنون در شهر اردکان هیچ خانه‌ی ایلخانی شناسایی و ثبت نشده است. خانه‌ای که بخشی از آن اخیرا در پشت حسینیه‌ی «کوشک‌نو» تخریب شد نیز الحاقات و دخل و تصرف‌های زیادی داشت و فقط بخش‌هایی از آن اخیرا در پشت حسینیه‌ی«کوشک‌نو» تخریب شد نیز الحاقات و دخل و تصرف‌های زیادی داشت و فقط بخش‌هایی از آن دارای ارزشی معماری و شاید متعلق به‌ دوره‌ی صفوی بود و دیگر بخش‌های آن هیچ ارزشی نداشتند. با این حال موضوع پیگیری حقوقی شد.
بدون  شک اگر هیات امنای حسینیه «کوشک‌نو» از اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان یزد استعلام می‌کرد.برای توسعه متوازن حسینیه از نظر مالی و کارشناسی به آن‌ها کمک می‌شد. چراکه حسینه‌ها و مراکز مذهبی به‌دلیل اهمیت موضوع‌شان، همیشه در فضاهای معماری گسترده شده‌اند و زمانی‌که مراکز مذهبی رونق می‌گیرند، باعث سرزندگی بیشتر در محیط اطرافت‌تان می‌شوند؛ ولی اگر توسعه‌ای در کار نباشد، عملا به مرورر زمان مردم از آن محیط بیرون می‌روند و منطقه از رونق و حیات اجتماعی خالی می‌شود".

تبریک به میراث و شهرداری اردکان.ساماندهی اب انبارها و کمک به رفع معضل کم آبی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

اگرچه موضوع قطع آب اصفهان و مشکلات ناشی از آن در این چند روز خیلی به مردم استان یزد فشار آورد ولی بی شک دستاوردهای بیساری را در برداشت. یکی از مهمترین این دستاورد ها موضوع اب انبارها بود . میراثی سترگ که پیشینیان ما با دقت و ظرافت برای ذخیره آب در گذشته های دور طراحی کردند و الحق و الانصاف تو این چند روز قطعی آب خیلی مشکل گشا شد.موضوع اب انبارها در حوادث اخیر نشان داد که حفظ و حراست از میراث کهن هر منطقه نه تنها به دور ریختن پول و سرمایه نیست بلکه می تواند حتی در روندهای پیچیده زندگی شهری امروز به عنوان الگویی برای مقابله با شرایط نامساعد زیست محیطی عمل کند.خوشبختانه با توجه به رسیدگی بسیار خوب مجموعه میراث اردکان به اب انبارهای متعدد در شهر و در ادامه با همت اهالی هر محله که اقدام به شستشوی تنوره و آب گیری مجدد آن کردند , شهروندان اردکانی توانستند به آب نسبتا سالم و با املاح کمتری دست یابند.

از چند سال گذشته با تعامل بسیار خوب میان معاونت نوسازی و بهسازی شهرداری با میراث فرهنگی اردکان یک حرکت بسیار خوب برای بهسازی و نوسازی و تعریف کاربری های جدید برای اب انبارها به انجام رسید که الان داریم ثمرات این حرکت را می بینیم.جا دارد از زحمات و پیگیری های مسئولین هر دو نهاد نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشیم و نکته دیگر اینکه چه خوب بود مرکز بهداشت اردکان نیز با اعزام کارشناسان و متخصصان خود به آب انبارهایی که در حال حاضر مورد استفاده شهروندان هستند از صحت و سلامتی آب موجود در مخازن مردم را مطمئن سازند. البته تا آنجا که بنده مطلعم همه این اب انبارها قبل از آبگیری گندزدایی شده و با نصب توری و سایر حفاظ های دیگر از ورود هر نوع حشره و حیوان موذی دیگر به داخل مخزن آب جلوگیری به عمل آمده است


باز باران با ترانه

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

از دیشب تا حالا یک بند داره بارون میاد و خدا دوباره به ما کویری ها حال فطیری داد.اهنگ زیبای ناودان ها و تجمع آب در کوچه و خیابان به شهر چهره و سیمای دیگری داده است. امروز بعد از چند مدت که فکر می کردیم زمستانی در کار نیست ٬ زمستان در بهار شده و هوا بسیار لطیف است.

و باز باران با ترانه.................

 

كاريكاتوري در حوزه باستان شناسي

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

منبع عكس: كتاب تئوري و عمل در باستان شناسي اثر دكتر عباس عليزاده

دوستان عزیز این یه کاریکاتور در حوزه باستان شناسی است. خوشحال می شم نظرات ناب شما رو در خصوص این تصویر و کارتن بدونم.

تقدیر و تشکر از یک فرهنگی فرهیخته

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

امروز پایگاه پژوهشی شهر تاریخی میبد میزبان دانش اموزان نمونه شاهد بود.این دانش اموزان نخبه میبدی به همراه معلم ارجمندشان جناب آقای افخمی برای درس هنرشان ترجیح داده بودند که از بافت تاریخی شهر بازدید کنند. این اقدام فرهنگی و ارزشمند جناب آقای افخمی را ارج می نهیم و امیدواریم با نهادینه شدن این حرکت های اموزشی و فرهنگی از سوی سایر مدارس و دانشکده های سطح شهرستان ٬ گامی مهم در جهت شناساندن میراث تاریخی شهرستان میبد به همشهریان باشیم.

بنده با توجه به حضور چندین ساله در مجموعه میراث میبد معتقدم هرچه این دید و بازدیدها از بافت تاریخی افزایش پیدا کند به همان نسبت حساسیت برای حفظ و نگهداری این اثار در میان خانواده ها و شهروندان میبدی افزایش خواهد یافت.

در پایان بازهم تشکر ویژه ای دارم محضر دوست فرهیخته جناب اقای افخمی که سرخیل این حرکت شدند. شایان اشاره است که اقای افخمی دبیر انجمن خوشنویسان میبد نیز می باشند. برای ایشان و دانش اموزان نخبه و گل مدرسه شاهد ارزوی موفقیت دارم.

بازدید مسئول کمیته ثبت جهانی آثار ایران در یونسکو از میبد

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

امروز و با بازديد مقدماتي و اوليه مهندس طالبيان از نارين قلعه و بافت تاريخي ميبد اولين قدم براي ثبت جهاني نارين قلعه برداشته شد. مهندس طالبيان و هيات همراه با اشاره به اهميت اثار باستاني و تاريخي ميبد بر لزوم تهيه پرونده مقدماتي ثبت اين اثر تاريخي تاكيد كردند. شايان اشاره است ارگ  و قلعه نارين ميبد بعد از فاجعه بم در سال ۱۳۸۲ را بايستي بزرگترين ساختار خشت و  گلي ايران ناميد. اميد است با مشاركت و همراهي مسئولين امر و همچنين مقامات استاني و شهرستان ميبد ٬  روند تشكيل پرونده و رفع كليه مداخلات ىر عرصه اين محوطه تاريخي به درازا نكشد و اين محوطه برجسته كه از پيش از تاريخ تا كنون مسكوني بوده ٬  با مطالعه و پژوهش هاي معماري و باستان شناسي روشمند تري براي كليه محققان و پژوهشگران اين عرصه معرفي شود.

مهندس طالبيان و هيات همراه همچنين از خانه تاريخي سالار ٬ هتل صادقيان میبد ٬ مجموعه رباط شاه عباسي و خانه بروني بيده تيز بازديد به عمل أوردند. مقصد بعدي اين كارشناسان بازديد از اردكان و بافت تاريخي أن بود.

به بهانه داغ بودن بحث فیلم آرگو در ایران

«بازیگران واقعی آرگو»

فیلم «آرگو» که به تازگی بهترین فیلم اسکار ۲۰۱۳ شناخته شد بر اساس داستان واقعی فرار این ۶ کارمند آمریکایی در جریان اشغال سفارت آمریکا در ایران با برنامه‌ریزی CIA و با کمک یک دیپلمات کانادایی ساخته شده است.

فیلم آرگو بر اساس داستان واقعی این ۶ کارمند آمریکا ساخته شد

فیلم آرگو بر اساس داستان فرار واقعی این ۶ کارمند آمریکا ساخته شد. از چپ به راست: رابرت آندرس (Robert Anders)، جزف استفورد (Joseph Stafford)، کاتلین استفورد (Kathleen Stafford)، هنری لی شاتز (Henry L. Schatz)، کورا لیجک (Cora Amburn Lijek) و مارک لیجک (Mark Lijeck).



نمایی از تونی مندز سرپرست گروه نجات و جیمی کارتر رئیس‌جمهور سابق آمریکا

تونی مندز پس از قبول این "ماموریت کاملا سری" به دنبال پوششی برای سفر به ایران بود. او به فکر افتاد که برای دادن شکلی واقعی به این قضیه، همکاری همه‌جانبه‌ی هالیوود را جلب کند. هالیوود او را با مسائل تدارکاتی فیلمسازی آشنا کرد و برای او فیلمنامه‌ای به نام "آرگو" تدارک دید.

کمک سفارت کانادا برای فرار ۶ کارمند آمریکا

تونی مندز، طی اقامت دو هفته‌ای خود در ایران، به کمک سفارت کانادا در تهران برای ۶ کارمند فراری از سفارت آمریکا، گذرنامه و مدارک لازم را تهیه کرد، برای آن‌ها از "هواپیمایی سوییس" بلیت پرواز گرفت و چند روز بعد به همراه آن‌ها فرودگاه مهرآباد را ترک کرد.

بن افلک در فیلم "آرگو" نقش تونی مندز را بازی می‌کند

نقش تونی مندز را در فیلم "آرگو" خود کارگردان این فیلم یعنی بن افلک بازی کرده است.

نقد هنری و سینمایی فیلم آرگو توسط دانشجویان گروگان‌گیر

عباس عبدی که در اشغال سفارت آمریکا نقش داشت نیز در روزنامه "شرق" نوشت: «چرا به «آرگو» اسکار ندهند؟ درباره روایت سیاسی آن، کافی است به صحنه آخر بنگرید. انگار یک مشت آدم منگل بلد نیستند حتی شیشه را بشکنند، بیایند و جلوی هواپیما را بگیرند یا بگویند هواپیما متوقف شود. آن‌ها به ارزش سیاسی آن جایزه داده‌اند. عصبانی بوده‌اند و ما هم اگر به جای آن‌ها بودیم شاید همین کار را می‌کردیم.»

ساعت یک‌ربع به یازده صبح چهارم نوامبر سال ۷۹ بود که شماری دانشجو در تهران، به درون سفارت آمریکا ریخته و آنجا را به تصرف خود درآوردند.

نمایی از اشغال سفارت آمریکا.

نمایی از اشغال سفارت آمریکا.

مایی از «دانشجویان پیرو خط امام» که سفارت آمریکا را اشغال کردند

بسیاری از "دانشجویان پیرو خط امام" که در جریان اشغال سفارت آمریکا نقش داشتند، بعدا در جریانات سیاسی ایران خود را "اصلاح‌طلب" نامیدند. اصلاح‌طلبانی که حدود ۳۳ سال پیش با استدلال دفاع از ارزش‌های انقلابی و طرد نزدیکی یا سازش با غرب، پیشگام اشغال سفارت آمریکا بودند امروز با استدلال‌های مشابه مورد حمله‌ی اصولگرایان قرار گرفته‌اند.

نمایی از "دانشجویان پیرو خط امام" که سفارت آمریکا را اشغال کردند.

نمایی واقعی از گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا با چشمان و دستان بسته

اخیرا برخی از "دانشجویان خط امامی سابق" که در اشغال سفارت آمریکا نقش داشتند از فیلم آرگو انتقاد کرده‌اند. کمال تبریزی کارگردان سینما که خود در ماجرای حمله دانشجویان به سفارت آمریکا نقش داشته، گفته است: حوادثی که در فیلم آرگو رخ می‌دهد، صحت ندارد. مثلا صحنه‌ای که گروگان‌ها را دست بسته و چشم‌بسته می‌برند، کاملا غیرواقعی است و اصلا چنین اتفاقی وجود نداشته است.

نمایی از "دانشجویان پیرو خط امام" که سفارت آمریکا را اشغال کردند.

عکس مستند بالا رفتن گروگانگیران از دیوار سفارت آمریکا

چهارم نوامبر سال ۷۹ سفارت آمريكا در تهران به اشغال دانشجويان پيرو خط امام درآمد و كليه كاركنان و ديپلمات‌هاى حاضر در آن كه ۹۰ نفر بودند به اسارت درآمدند. از اين عده ۶۵نفرشان آمريكايى بودند. چندى بعد زنان، كودكان وسياهپوستان آزاد شدند، اما ۵۲ نفر باقيمانده ۴۴۴ روز در چنگ گروگانگیران اسیر بودند.


اشغال سفارت آمریکا توسط «دانشجو خط امام»

نمایی از ابراهیم اصغرزاده و محمد موسوی خوئینی‌ها پس از اشغال سفارت آمریکا در ایران.

نمایی از معصومه ابتکار سخنگوی گروگانگیران

معصومه ابتکار که در جریان اشغال سفارت آمریکا در ایران به عنوان سخنگوی گروگانگیران معرفی شد، آبان ۱۳۹۱ در نشست "نقد و بررسی فیلم آرگو" فیلم آرگو را به دلیل "تصویر خشنی که از وقایع روز تسخیر در فیلم ارائه شده"، ‌ "کاملا غلط و یک تحریف آشکار" عنوان کرد. معصومه ابتکار اضافه کرد: «هیچکدام از دانشجویان پیرو خط امام از حرکت خود (اشغال سفارت آمریکا) پشیمان نیستند.»

بازديد شهرداران استان همدان از اثار تاريخي شهرستان ميبد

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

امروز شهرستان ميبد ميزبان شهرداران شهرهاي مختلف استان همدان بود و اين عزيزان با بازديد از تعدادي از اثار تاريخي اين شهرستان به عمق غناي فرهنگي و ميراثي اين ديار كهن پي بردند.

در اين بازديد صميمي و نسبتا مفصل شهرداران استان همدان ضمن اشنايي با اقدامات انجام شده در حوزه ميراث فرهنگي ميبد خواستار تعامل و ارتباط دوسويه ارگان هاي عمران شهري و ميراثي دو استان براي انتقال تحربيات در اين حوزه شدند.

ميهمان محترم  از سايت نارين قلعه . مسجد جامع ميبد و خانه تاريخي سالار بازديد كردند و با توضيحاتي كه توسط كارشناسان ميراث فرهگي ميبد ارايه شد ديد نسبتا خوبي نسبت به ويژگي هاي معماري مناطق كويري ايران به دست اوردند.

تعامل ها و ارتباطاتي از اين دست مي تواند خود به نوعي تبليغي براي تقويت صنعت توريسم و گردشگري شهرستان ميبد باشد. جا دارد در اينجا از زحمات و پيگيري هاي اقاي حفيظي شهردار محترم ميبد قدرداني كنم

 

و اين عكس پاياني را فقط به خاطر استاد رضا امامي ميبدي گذاشتم. مردي كه اگر در ممالك فرنگ بود حتما تا حالا مجسمه اي از او در اصلي ترين ميدان شهر نصب كرده بودند ولي دريغ و درد كه با هفتاد و اندي سال و بيش از بيست و اندي سال فعاليت در حوزه ميراث فرهگي بنده خدا هنوز بيمه درست و درماني ندارد. خدا ايشالله ۱۲۰ سال نگهش داره

 

آب انبارهای احمد اباد. میراثی در خطر نابودی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

احمداباد اردکان یکی از مناطق تاریخی و ارزشی منطقه به حساب می اید که متاسفانه در طی سال های اخیر بسیاری از منظرهای تاریخی و هویتی آن با سرعتی وحشتناک تخریب شد و از بین رفت. بافت منسجم قاجاری ٬ المان های زرتشتی و بخش هایی از ساختارهای معماری آل مظفر در این منطقه از مهمترین گنجینه های میراثی این دیار بودند که متاسفانه بواسطه توسعه نامتوازن شهری و در سکوتی غریبانه یک به یک به تاریخ پیوستند و تنها بایستی نشان برخی از این آثار تخریب شده را در قاب عکس ها و متون تاریخی دید و خواند.

متاسفانه در جدیدترین اقدام تخریبی بر علیه میراث فرهنگی شهر احمدآباد ٬ مطلع شدیم آب انبار حاج ابوالحسن نیز بواسطه ایجاد یک جاده دسترسی درون محله ای در احمدآباد تخریب شده است.واقعا نمی دانم در قبال این فاجعه چه بنویسم و چگونه احساسات خود را بروز دهم. اخه یکی نیست به این مجموعه شهرداری احمداباد بگه ٬ بابا والله بالله ما تو هزاره سوم هستیم. الان در بسیاری از مناطق نه چندان صنعتی و ثروتمند جهان هم اگه یک سازه و یا ساختار باارزش معماری در مسیر یک طرح عمرانی مثل جاده سازی باشه یا یک مسیر دیگه ای براش تعریف می کنن و یا اینکه با استفاده از روش های علمی دست به جابجایی و انتقال اون می زنند.ما تا کی باید شاهد این گونه اقدامات مخرب باشیم. آب انباری که حتما موقوفاتی داشته و بانیانی داشته اصلا از منظر شرعی قضیه مشکل داره. نمی دونم چرا اهالی متدین احمدآباد در قبال این حرکات غیر کارشناسی سکوت می کنن.

بنده به عنوان عضوی از انجمن حامیان میراث کهن اردکان وظیفه خود می دانم که در مقابل این اقدام زشت و شنیع که به اسم توسعه شهری انجام شده موضع گیری نمایم.دوستان اگر از این گونه حرکات و اقدام خزنده و زیرپوستی به راحتی عبور کنین ٬ دیری نمی گذرد که دیگر هیچ هویتی برای احمدآباد باقی نخواهد ماند.یادمان باشد که شهر احمد اباد دارای متمرکز ترین مجموعه آب انبارها در کشور است و می توان با کمی تبلیغ و کمک در بهسازی و نوسازی این بافت های آب انبار که در مجموعه ای متشکل در کنار هم واقع شده اند ٬ شهر احمدآباد را در ایران از این حیث مطرح و شهره کرد.

و نکته پایانی اینکه ٬ مسئولان هرچه زودتر معضل زمین در شهر احمدآباد را رفع و رجوع کنند و مجموعه میراث اردکان هم جدیت بیشتری بر روی میراث کهن اجمدآباد داشته باشد.به خدا به پیر به پیغمبر ما مسئولیم در قبال نسل آینده ای که از ما خواهند خواست و بازخواست خواهند کرد.ایشالله که در آینده با تعامل بیشتر شهرداري اجمدأباد با ميراث دوستان و اهالي فرهنگ دوست احمدابادي شاهد اين تخريب ها نباشيم.

در ادامه به يك گژارش تصويري از تخريب اب انبار حاج ابوالحسن احمداباد توجه فرماييد

عكسي با نماي باز از أب انبار تخريب شده حاج ابوالحسن احمداباد. ببينده محترم حتما با من همعقيده است كه ميشد با كمي تغيير جزیی در مكان يابي اين جاده دسترسي محلي اين اب انبار را كه روزگاري نزديك حتي زورخانه هم بوده است را حفظ كرد.

 

چه كسي در اينده نزديك مي خواهد اين نونهال احمدأبادي را در خصوص تخريب اين اب انبار و ساير المان هاي تاريخي و ميراثي أن قانع كند.

اين فضاي نابهنجار و متروك شده ايا در شان مجموعه اب انبارهاي احمداباد است.به خدا خيلي از فعاليت ها نياز به پول و امكانات وسيعي ندارد. كمي سليقه مي خواهد و كمي دلسوزي

نظرات خارجیان درباره ما ایرانیان از قدیم ترین ازمنه تا به امروز

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

۱: هرودت:

تصویری از هرودت در کاخ موزه ماسیمو ال ترمه. ایتالیا. رم

هرودت مورخ یونانی در ۲۴ قرن پیش (دوره کورش) از خوبی ها و بدی های اخلاق ایرانیان نوشته ولی خوبی های آن بیشتر بوده است.او در این مورد می نویسد:

چیزی که برای پارسی ٬ کردنش ممنوع است ٬ گفتنش هم جایز نیست ٬ دروغگویی را ننگ ترین عیب می دانند و پس از آن شرم آورترین نقص ٬ داشتن قرض است.و جهت عمده آن از جمله این است که گویند مقروض مجبور است دروغ بگوید.

گزنفون:

مجسمه ای از گزنفون

شاگرد معروف سقراط ٬ که تقریبا یک قرن بعد از هرودت بوده است.مقایسه ای بین روحیه و اخلاق ایرانیان در دوره کورش (عهد هرودت) و روحیه و اخلاق آنها در زمان اردشیر دوم( عهد خودش) به عمل آورده و تغییر و انحطاط آنها را در دوره خودش مفصلا می نویسد که خلاصه اش از این قرار است:

این روزها خیلی ها فریب شهرت پارسی ها را از حیث وفای به عهد و حفظ سوگند ـ مانند آنچه که در سابق بوده است ـ می خورند ٬ و همین که آنها را نزد شاه می برند ٬ سرشان را از بدن قطع می کنند.این روزها بر عکس سابق ٬ کسانی که به نفع شاه خیانت کنند مورد عنایت شاه قرار می گیرند.این روزها افراد متمول را مانند جانیان حبس می کنند تا از آنها پول بگیرند.دیگر کسی نمی خواهد به قشون شاه ملحق شود.روح ورزشکاری و سلحشوری در بین آنها به کلی مرده و به تن پروری و پرخوری خو کرده اند.مملکتی نیست مانند پارس که در آن ٬ آن همه مردم از زهری که به دست دیگران به آنها خورانده شده بمیرند یا علیل شوند.تقوای پارسیان در آنها خاموش شده است. عده ای بیشمار جام ها و گلدان های زرین دارند و از داشتن آنها به خود می بالند.اما اینکه تمام این تجملات با وسائل شرم آور تحصیل می شود ٬ باعث شرمساری آنها نیست.بر خلاف گذشته ٬ بی عدالتی و حب منافع نامشروع و بی شرفی در نزد آنها ترقی کرده است.خلاصه پارسی و مردمانی که تابع آنها هستند ٬ این روزها تقدسشان نسبت به خدایان و احترامشان نسبت به والدین و انصافشان درباره خلق و شجاعتشان در هنگام جنگ بسیار کمتر از آن است که در سابق بود.

۳: آمی ین مارسلین

 مورخ معروف رومی که در قرن چهارم میلادی می زیسته در کتابش ایرانیان را به قرار زیر توصیف نموده است:

 

بسیار پرگو و خودستا هستند.چه در موقع کامکاری و چه در وقت مصیبت.همیشه لفظ تهدید و تخویف بر لب دارند.مکار و متکبر و بی رحمند.راه رفتشان بسیار سنگین ٬ موقر ٬ طبیعی و روان است.بهترین جنگجویان دنیا هستند.ولی در کار جنگ ٬ خدعه و مهارتشان بیشتر از شجاعتشان است.نسبت به غلامان و زیردستان و مردم خرده پا به استبداد رفتار می کنندو خود را مالک و صاحب اختیار جان و مال آنها می دانند.نوکران و گماشتگانشان حق ندارند در حضور آنها لب به سخن گفتن گشایند.

۴: گرنت واتسن:

مولف کتاب تاریخ ایران در دوره قاجاریه از قول سر هارفورد پوتینگر می نویسد:

در میان خودی ایرانیان با هم ردیف و هم شان خود مهربان و رئوفند.ولی در مقابل برتر از خود خاضع و و متواضع و نسلت به زیردستان خود زورگو و متکبرند.

۵: جیمز موریه:

مورخ و سیاستمدار انگلیسی و صاحب کتاب حاجی بابای اصفهانی در کتاب سفرنامه ایران ُ ارمنستان و آسیای صغیر در باب خلقیات ایرانیان در دوران فتحعلی شاه قاجار این چنین می نویسد:

در تمام دنیا مردمی به لاف زنی ایرانیان وجود ندارد . لاف و گزاف اساس وجودی ایرانیان است. هیچ ملتی هم مانند ایرانیان منافق نیست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف می کنند باید از شرشان در امان باشی.ایرانیان تا دلت بخواهد حاضرند به تو قول و وعده بدهند که اگر احیانا اسبی ٬ مزرعه ای و یا خانه ای و یا هرچیز دیگری را در حضورشان تعریف و تمجید نمایی ٬ فورا می گویند تعلق به خودتان دارد . عیب دیگری نیز که دارند دروغ گویی است که از حد تصور خارج است. ایرانیان لبریز از خودپسندی و شاید بتوان گفت در تمام دنیا مردمی پیدا نشوند که به این درجه به شخص خودشان اهمیت بدهند و برای خودشان اهمیت قائل باشند.

۶: شاردن

سیاح و تاجر معروف فرانسوی که در دوره صفویه بارها به ایران سفر کرد و حتی مدتی هم در اصفهان رحل اقامت افکند. او در براه خلقیات ایرانیان در سفرنامه اش می نویسد:

ایرانیان بیش از همه چیز دلشان می خواهد زندگی کنند و خوش باشند.آن سلحشوری سابق را از دست داده اند و تنها چیزی که از دنیا می فهمند عیش است و نوش است و هیچ باور ندارند که عیش و نوش و نشاط را در کارهای خطرناک و پرزحمت هم می توان به دست آورد.از این گذشته ایرانیان بسیار مخفی کار و متقلبند و در دنائت و تقلب در جهان بی همتا هستند

۷: الکسی سولتیکف

شاهزاده ای روسی است که در حدود ۱۵۰ سال قبل به ایران مسافرت کرده و سفرنامه ای نگاشته است.او در کتابش در باب ایرانیان چنین گفته است:

درستی صفتی است که در ایرانیان وجود ندارد و همین خود کافی است که این مملکت در نظر خارجیان نفرت انگیز بنماید.دروغ به حدی در عادات و روسوم این طبقه ( نوکر و کاسب و دکان دار)  ریشه دوانیده است که اگر احیانا یک نفر از آنها رفتاری به درستی بنماید و یا به قول و عهد خود وفا نماید ٬ چنان است که گویی مشکل ترین کار دنیا را انجام داده است.

۸: گوبینو

دیپلمات معروف فرانسوی در کتاب سه سال در میان ایرانیان که ذبیح الله منصوری ترجمه کرده در مورد خلقیات ایرانیان این چنین می نویسد:

زندگی مردم این مملکت سرتاپا عبارت است از یک رشته توطئه و یک سلسله پشت هم اندازی.فکر و ذکر هر ایرانی فقط متوجه این است که کاری را که وظیفه اوست انجام ندهد .ارباب ٬ مواجب گماشته خود را نمی دهد و نوکرها تا بتوانند ارباب خود را سرکیسه می کنند.از بالا گرفته تا پایین ٬ در تمام مدارج و طبقات این ملت جز حقه بازی و کلاه برداری بی حد و حصر و بدبختانه علاج ناپذیر چیز دیگری دیده نمی شود.و عجیب اینکه این اوضاع دلپسند آنان است

۹: سر جان مکدونال

او در مورد ایرانیان می نویسد:

ایرانیان مردمی مهمان نواز ٬ نسبت به بیگانگان مهربان و در رفتار و کردار بی نهایت مودب و ملایمندو حرکات و سکناتشان دلپذیر است.گفتارشان گیرنده و دلفریب و مصاحبتشان گوارا و دلپذیر است.ولکن در عوض فاقد بسیاری از صفات پسندیده هستند.چنانکه در تمام مراحل مکر و خدعه و نیرنگ استادند و نسبت به زیردستان شقی و غدار و در مقابل زبردستان افتاده و فروتن هستند.

۱۰: سرپرسی سایکس

او در کتاب هشت سال در ایران می نویسد:

تباهی اخلاقی و بی صفتی ایرانی متاسفانه ضرب المثل است.از تمام صفاتی که سیرت ایرانی را تشکیل می دهد و بعد از خودخواهی بی حد و حساب در میان آنها رواج بسیار پیدا کرده است ٬ حرض پایدار در کسب مال و جمع ثروت از راه نامشروع است.

۱۱: استیلن میشو:

از اساتید دانشگاه ژنو در کتاب خود موسوم به نامه های مشرق زمین درباره ایرانیان این چنین می نویسد:

ایرانیان نمی توانستند هیچ نوع کولتور و فرهنگی را که با فرهنگ خودشان بیگانه باشد ٬ بپذیرندایرانی همیشه شخصیت مخصوص به خودش را حفظ می نماید.و این شخصت عبارت است از یک نوع نرمی و انعطاف پذیری که به هر شکلی در می آیدو برای یک نفر مغرب زمینی که معتاد به صراحت و تشخیص صریح بین خوبی و بدی است باعث انزجار خاطر می گردد.آنچه ما را در مورد ایرانیان به وحشت می اندازد این است که ما هرگز وقتی با یک نفر ایرانی سرو کار پیدا می کنیم نمی توانیم بفهمیم که درستی عقیده او از چه قرار است و درباره امور چگونه فکر می کند. حتی اگر بیست سال هم با او معاشر و محشور باشیم ٬ ضمیر او بر ما مجهول خواهد بود.

۱۳: ونسان مونتی

مونتی در کتاب ایران که در سال ۱۹۵۷ در پاریس منتشر کرد در خصوص ضمیر و روحیات ما ایرانیان این چنین می نویسد:

در پشت پرده روح ملتی پنهان است که از دوران طفولیت در هم کوفته شده است.چون به ناامیدی خو گرفته است.درست است که از چندی به این طرف دیگر معلم مدرسه به شاگردانش اخ و تف نمی اندازد و به آنها چوب نمی زند ولی طفل خردسال و جوان از ظلم و بیدادی که راه و رسم حکومت گردیده است ٬ چه انتظاری می تواند داشته باشد؟

۱۴: ژان لارتگی

روزنامه نویس معروف فرانسوی کتابی به نام ویزا برای ایران در سال ۱۹۶۲ نوشته است.مولف درباره ایرانیانی که در سازمان های بین المللی مثل سازمان ملل کار می کند ٬ می نویسد:

ایرانیان کهنه کار و نکته سنج هستند و ذوق توطئه دارند.برای پذیرایی های رسمی ساخته شده اند و دارای سنگینی و وقار و مجلس آرای و ناشی گری در زمینه تکنیک و راغب به خواب و خیال هستند ٬ که خود لازمه اینگونه مجالس و محافل است.ایرانی مدام عاشق آشوب و اغتشاش و درهم برهمی بوده استو خوشی او در این است که داد و فریاد راه بیاندازد و یک نفر را ٬ هرکه می خواهد باشد ٬ توانا و نیرومند و رستم دستان بخواند اما در عین حال در دل دشنامش بدهد و لغز بارش کند و آهسته قاه قاه بخندد.و خلاصه آنکه همان صحنه کمدی خنده داری را بازی کند که مظهر زندگی ایرانی است.

۱۵: هانری گوبلو

او در مقاله ای به زبان فرانسه تحت عنوان خاطره هایی از ایرانیان در سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ در کتاب تاریخ و ادبیات ایران می نویسد:

ایرانیان چنان شوق به درس و سواد دارند که خودم اشخاص تهیدست و ساده ای را در کشور ایران دیدم که بلاشک بیشواد بودند و به خرج خود در محله جدید شهر که در آنجا ساکن بودند ٬ اقدام به ساختن مدرسه می نمودند.

 

 

زندگی لوکس در ایران

در ایران همه‌چیز پیدا می‌شود و هیچ کمبودی نیست. البته برای آنهایی که پول ‌خریدنش را دارند. اما آن‌هایی که "تصادفا" در این سال‌ها به پول‌بیشتری دست‌یافته‌اند چگونه زندگی می‌کنند؟

مشروب

در ایران همه‌چیز پیدا می‌شود و هیچ کمبودی نیست. البته برای آنهایی که پول‌اش را داشته باشند. با یک تلفن، هر نوع مشروبی تا درب منزل آورده می‌شود.

مشروب

ویسکی "آکبند" بطری ۱۵۰ هزار تومان. شیشه‌های خالی و زیبای مشروبات پس از مصرف بین ۲۰ تا ۳۰ هزارتومان خریداری می‌شوند.

اسکی

اسکی‌بازی از گذشته هم در ایران ورزش اشراف بود. اما حالا اشرافی‌تر شده است.

اسکی

جوراب اسکی ۱۵۰ هزار تومان، کاپشن و شلوار یکسره مخصوص اسکی، یک میلیون تومان، وسائل کامل اسکی با برند‌های خارجی تا ۴۵ میلیون تومان هزینه بر‌می‌دارد.

رستوران لوشاتو

یک شب شام در رستوران لوشاتو، روبروی کاخ سعد آباد، در قسمت "VIP" آن نفری حدود ۱۵۰ دلار خرج بر می‌دارد.

غذای رستوران لوشاتو

با نگاهی به منوی رستوران لوشاتو در بخش پیش غذاها خاویار بلوگا که کمیاب نیز هست به چشم می‌خورد. یاد‌آور می‌شود پرسنل این مجموعه بی نظیر از تحصیلات آکادمیک برخوردار هستند.

لباس با کیفیتی غیر از چینی و ترکیه‌ای

هر جفت کفش حداقل دومیلیون تومان، مانتو ۵۰۰‌هزارتومان، کیف و کفش سه ‌میلیون ‌تومان، کت و شلوار پنج ‌‌میلیون ‌تومان، در بوتیک‌های مخصوص.

لباس با کیفیتی غیر از چینی و ترکیه‌ای

کیف پول مردانه ۸۰۰‌ هزارتومان، روسری ۵۰۰‌هزارتومان، شلوارجین ۳۰۰‌هزارتومان، لباس زیر صد‌هزارتومان، شلوار پارچه‌ای ۲۰۰‌هزارتومان، شال مردانه صد‌هزارتومان و کمربند ۴۰۰‌هزارتومان، در بوتیک‌های مخصوص.

اتومبیل

گمرک ایران میانگین قیمت هر خودروی وارداتی در نیمه نخست سال ۱۳۹۱ را بیش از ۲۲ هزار دلار اعلام کرده، در حالی که همین خودروها در نمایندگی‌های مجاز در ایران از ۴۰ تا ۶۴۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند.

به گفته رئیس "کمیسیون شوراها"،۵۰۰ خودروی پورشه با ارز تخصیصی نامعلوم و مرجع وارد کننده مبهم وارد ایران شده است.

ویلا

بر تعداد ویلاهای لوکس افزوده شده است.

ویلا

پرسنل يكی از شركت‌های فروش لوازم صوتی و تصويری كه مسئوليت نصب دستگاه‌های فروخته شده را به عهده دارد به روزنامه جام جم می‌گوید:« يكی از ساكنان اين ساختمان‌ها از شركت ما ۲۰ ميليون تومان لوازم صوتی و تصويری خريد كرد، برای هر اتاق خواب يک ست كامل خريد و ديزاين پشت تلويزيون سالن اصلی‌‌اش پنج ميليون خرج برداشت.»

طلا و جواهرات

بازار طلا و جواهرات از نوع مخصوص‌اش برای افراد مخصوص گرم است.

طلا و جواهرات

کلاس و قیمت طلا و جواهرات بعضی از بانوان ایران کاملا متفاوت است.

تصاویر کشته شدن یک پلنگ در تربت جام بالای دکل برق

وبلاگ محمد درویش می نویسد :

تصاویری را که ملاحظه می‌فرمایید، خبرنگار روزنامه قدس برایم فرستاده است تا اگر باور نکردم، دوباره در عکس‌ها خیره شوم و از این که یک پلنگ زخمی برای فرار از دست حیوان دوپا و بسیار خطرناکی به نام انسان، خود را به ارتفاع ۲۴ متری دکل برق رسانده است، شگفت زده نشوم!

هرچند من هنوز شگفت زده‌ام … البته نه از واکنش آن پلنگ نگون بخت که عاقبت پس از تحمل خونریزی ناشی از اصابت ۴ گلوله از اسلحه کلاشینکف در همان بالای دکل جان داد، بلکه از وجدانی که این روزها ظاهراً در نزد ما آدم‌زمینی‌ها کیمیا شده است و از خردی که انگار از الماس کوه نور هم نایاب‌تر می‌نماید! و سبب می‌شود تا گروهی شکارکش نابخرد و آزمند به جان این گربه‌سانان تیزپا و زیبا و ارزشمند طبیعت ایران بیافتند.

یادمان باشد که پلنگ بزرگ‌ترین گربه سانی است که هنوز می‌توان آن را در ایران دید، گربه سانی که شمارش در بهترین حالت، هرگز به هزار قلاده هم نمی‌رسد و به همین دلیل در رده‌ی گونه‌های نادر از سوی IUCN طبقه‌بندی شده است. با این وجود، فقط در طول ۸ ماه گذشته سه قلاده پلنگ در تربت جام کشته شده است! چرا؟

یکبار دیگر هم گفتم:
 پلنگ‌ها و یوزپلنگ‌ها که می‌روند؛ یعنی کسب و کار بیابان‌زایی و بیابان‌سازی در این بوم و بر سخت پررونق شده است