ایا گره کور واگذاری پردیسان باز می شود

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

نمایی از خانه صغیره یکی از خانه های 5گانه طرح پردیس اردکان

چند سالی است که با رونق گرفتن مرمت و بهسازی بافت تاریخی اردکان و فعالیت های موثر سمن های میراث فرهنگی در این زمینه، این بافت زیبا و متراکم دیگر نامی آشنا برای بسیاری از ایرانیان است. در هیچ بازدیدی نیست که بازدیدکنندگان زبان به تحسین نگشایند و از ظرفیت های بالا و موثر این بافت در رونق گردشگری منطقه نگویند. هر سال و به خصوص در ایام نوروز عرصه بافت تاریخی شاهد حضور میهمانان و گردشگران ایرانی و خارجی است که با توجه به حال و هوای بهاری منطقه و تدارک نسبتا مناسب شهرداری، به گشت و گذار در پهنه این بافت می پردازند.

با نگاهی به صفحات مجازی و خاطرات مکتوب کسانی که از این بافت دیدن کرده اند، می توان میزان بالای رضایت مندی آنها را در این گشت و گذارها مشاهده کرد. حتی در برخی موارد خانواده ای که سال گذشته از این بافت دیدن کرده، سال بعد نیز با تعدادی دیگر از اعضا فامیل خود به اردکان مسافرت کرده اند.

واقعیت این است که اگر این بافت با این همه پتانسیل های گردشگری در هر نقطه دیگر بود قطعا نقش مهمی در اقتصاد و معیشت جامعه بازی می کرد و از یک حالت مینیاتوری و زرورق شده تبدیل به فرصتی اقتصادی برای توصعه و پیشرفت شهر می شد.

این منطقی نیست که با این هزینه های سرسام اور مرمت و بهسازی که هر ساله بر دوش شهرداری و میراث فرهنگی تحمیل می شود، ما نتوانیم بهره ای جز بازدیدهای خشک و خالی گردشگران از این مجموعه داشته باشیم. مطمینم با ادامه این روند و مشکلات احتمالی بودجه ای شهرداری در آینده، همین مرمت های دوره ای نیز تداوم داشته باشد و در حقیقت این جنبش بهسازی بافت مرهون درامدهای نسبتا مناسب شهرداری است که شاید با کمبود منابع و برداشته شدن برخی از امتیازات و تعرفه ها در سال های آینده قابل تکرار نباشد.

پس چاره کار کدام است و راه کار مناسب چیست؟ ایا زمان ان نرسیده است تا با استفاده از ظرفیت های اقتصادی و گردشگری بافت تاریخی دست کم بخشی از هزینه های بهسازی و مرمت آن را از خود این بافت به دست آوریم؟ و ایا اصولا بافت تاریخی اردکان قابلیت تبدیل به یک عرصه اقتصادی همراه با کارکردهای فرهنگی خود است؟

به گواه و تصدیق اکثر کارشناسان حوزه صنعت توریسم و گردشگری و با نگاهی به واقعیات های موجود در این صنعت در جهان، تنها غنی بودن و فراوانی آثار تاریخی عامل قطعی و موثر برای رونق صنعت توریسم نیست و در یک نگاه تخصصی این بعد تنها بخشی از قضیه است که با همپوشانی با سایر عوامل پیرامونی می تواند در رونق این صنعت نقش داشته باشد. البته در سال های اخیر با پررنگ شدن موضوعاتی چون طبیعت گردی، توریسم سلامت، توریسم صنعت و سایر جنبه های نوین گردشگری، شاید تا حدودی بتوان گفت که آثار تاریخی آن ارزش و اهمیتی که در گذشته در رونق صنعت توریست داشته اند را ندارند.

امروزه در مسیر گردشگری تورهای معتبر خارجی و داخلی که به صورت یک بسته مشخص تهیه شده اند، یکی از پارامترها بازدید از ابنیه تاریخی است و این بسته ها گزینه ها و الترناتیوهای متعددی برای ارایه کردن به مشتریان خود دارند که این مجموعه با هم و در امتداد هم برنامه ریزی و دیده می شوند.

بنا بر توضیحات ارایه شده و تغییر نگره ای که در صنعت پررونق توریسم در جهان ایجاد شده است، موضوع مهم زیرساخت های اقامتی و استقراری بیش از پیش از اهمیت برخوردار می شوند.

شاید اولین و مهم ترین نیاز یک گردشگر در بدو ورود به یک شهر یا یک مکان تاریخی، زدودن غبار سفر و استفاده از سرویس های ضروری بعد از تحمل یک مسافرت کوتاه مدت یا بلند مدت باشد. مکانی که گردشگر بتواند در آن با حداقل های استاندارد و بر مبنای ویژگی های معماری سنتی دمی بیاساید و بعد برنامه ای منسجم برای بازدید از استعدادها و پتانسیل های تاریخی، طبیعی، صنعتی و حتی پزشکی تنظیم کند. در این مرحله است که گردشگر با دقت بیشتر و تمرکز بهتری به موضوعات پیرامونی خود می نگرد و شهر و استعدادهای موجود آن نیز می توانند دستاوردها و داشته های خود را به او عرضه کنند و در نهایت می توان به یک روند اقتصادی که بخشی از آن بافت تاریخی است امیدوار شد.

امروزه شهر اردکان با دارا بودن پتانسیل های متعدد در حوزه تاریخی، صنعتی و حتی سلامت بایستی که به فکر یک زیرساخت مناسب برای استفاده و درامدزایی اقتصادی از این ظرفیت ها باشد. این همه پراکنده کاری و موازی کاری و ایجاد مهمانسراها در صنایعی چون فولاد ایا نمی تواند در قالب یک پروژه عظیم و ابرومندی چون پردیسان اردکان تجمیع شود.

پردیسان اردکان متشکل از 5 خانه تاریخی زیبا از دوره صفویه تا قاجار و دارا بودن دست کم 55 سوییت که اگر به بهره برداری کامل برسند می تواند تحولی عظیم در صنعت گردشگری منطقه ایجاد کند. با توجه به هزینه نسبتا سنگین بهره برداری از این مجموعه و استهلاک چندین ساله سرمایه گذاری های صورت گرفته در این مجموعه، ساده انگارانه است که بتوان با مشارکت بخش خصوصی این زیرساخت مهم را به سرانجام رساند و همتی جمعی می طلبد که با استفاده از پتانسیل شهر و مهم تر از آن باور و اعتقاد مسیولین به شدن این کار گامی مهم در شناساندن بهتر اردکان به عنوان یک شهر با ظرفیت های مهم سنتی و مدرن برداشت.

خوشبختانه پس از کش و قوس های فراوان و سنگ اندازی ها و شرایط نسبتا نامتعارف که از سوی صندوق حفظ و احیا وابسته به سازمان میراث فرهنگی و با همراهی مسیولین ارشد شهر بویژه نماینده محترم ، فرماندار و شهردار و شورای شهر ، خبرهای خوبی شنیده می شود و   شیده ها حاکی از آن است که مشیولان ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز به این صرافت افتاده اند که در حال حاضر دست از حساب و کتاب های مالی آنچنانی برداشته و بیشتر به کارکرد و تاثیر راه اندازی این مجموعه در تغییر مناسبات گردشگری در اردکان توجه بیشتری بکنند.

به امید روزی که با راه اندازی این مجموعه و مدیریت مناسب و ارتباط با بنگاه ها و آزانس های توریستی معتبر داخلی و خارجی ، شهر اردکان به همه پتانسیل های تاریخی- فرهنگی، صنعتی ، طبیعی و حتی پزشکی اش به یکی از مقاصد مهم گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود.

روایتی دیگر از نایب حسین کاشی و عمالش در کتاب حماسه طغیان

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

محسن میرجانی ارجنان عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان

در سال1388 کتابی با عنوان حماسه طغیان توسط امیر هوشنگ اریان پور توسط نشر آمه منتشر شد. این کتاب در واقع به سرگذشت و فراز و فرود دارو دسته نایبان کاشی می پردازد و سعی دارد در خلال اسناد و مدارکی که ارایه می دهد، یک چهره انقلابی و موجه به نایب حسین کاشی و اخلافش بدهد. این در حالیست که دست کم در منطقه یزد و به ویژه در دوره مشروطه در اردکان ما با نایب حسین کاشی دیگری طرف هستیم. نایب حسینی که راه زن است و قطع الطریق می کند. و گوشه هایی از جنایات و راهزنی هایش در قلاع و استحکامات روستایی منطقه و حتی در تاریخ های شفاهی که سینه به سینه از پدران ما نقل شده اند قابل ردیابی است.

هربار که بار که به خانه تاریخی صدرالفضلای اردکان پا می گذارم بخشی از تاریخ معاصر شهرم جلوی چشمم می آید که چگونه با درایت صدر الفضلای اردکانی عمال نایب حسین کاشی به جان و مال مردم تعرض نکردند.و با اسکان و تیمار کردن و تطمیع آنها از بروز خسارت و تاراج اموال و خان و مان مردم اردکان توسط این عالم و سیاستمدار برجسته وقت اردکان جلوگیری به عمل آمد. خوشبختانه اسناد و مدارک این موضوع تا آنجا که من می دانم در کتابخانه وزیری یزد نگهداری می شود و هیچ گونه شک و شبهه ای در این خصوص وجود ندارد.

اینگونه تقدس بخشی و هویت بخشی به موضوعات و جریاناتی که اسناد مکتوب و اماکن تاریخی مرتبط با آنها در حال حاضر موجود می باشد، چیزی جز قلب واقعیت نیست و یادمان نرود که نویسنده کتاب یعنی اریان پور کاشانی، خود اهل کاشان است و آنطور که هاشم بناپور یادداشت نویس هفته نامه شهروند توضیح می دهد از جمله نوادگان نایب جسین کاشی نیز به شمار می رود و البته حتی این فرد پا را از این فراتر نهاده و معتقد است که نویسنده اصلی کتاب همانا امیر حسین اریان پور معروف  است و با چاپ این کتاب و انتخاب گزینشی اسناد تاریخی سعی در موجه جلوه دادن این جریان در دوران مشروطه دارد.

نکته قابل توجه انتخاب عکس رویه جلد این کتاب است که به شکلی حماسی و کپیه برداری شده عکسی از این گروه یعنی نایبان کاشان را گذاشته که به نوعی تداعی گر عکس هایی از قبیل سران نهضت جنگل و حتی برخی عکس های مشروطه خواهان آذربایجان است. و نگارنده و مولف کتاب با این تکنیک خواسته که به نوعی این جریان ضد مشروطیت را موجه جلوه دهد.

در یکی از اسناد تاریخی که از مجموعه اقای ناصرالدین حسن زاده است، عمال نایب حسین در حال ترور فردی در حمام هستند که اینگونه اقدامات تروریستی و غافلگیرانه دست کم در مرام دار و دسته ای نمی تواند باشد که ادعای عیاری و جوانمردی دارند.

متاسفانه در حال حاضر اصل کتاب را پیدا نکرده ام تا ببینم اصلا مولف کتاب به دست اندازی های عمال نایب حسین در یزد پرداخته است ولی آنچه که از برخی نمایه های سرفصل کتاب بر می آید ، بیشتر موضوع این کتاب در حوالی اصفهان و حداکثر تا منطقه اردستان تحت پوشش قرار گرفته است و شاید هم مولف در این خصوص جستجویی نداشته و یا نخواسته جستجویی داشته باشد و این همت دوستان علاقه مند در حوزه جمع آوری اسناد در منطقه را می طلبد تا با بررسی اسناد دوره مشروطه یزد که تعدادشان هم کم نیست به راستی آزمایی در این خصوص اقدام نمایند.

متاسفانه نابسامانی ها و ملوک الطوایفی های اواخر دوره قاجار و گسترش فقر و غارت مردمان بی دفاع در بخش های وسیعی از ایران راه را بر این موجه سازی ها و قبیله سازی ها باز نموده و عاملی شده در جهت هویت سازی هایی که بعضا کارکرد محلی داشته است ولی در حالت کلان موضوع در جهت تضعیف تمامیت ارضی کشور و گسترش و رواج خان و خان بازی بوده است.

خوشبختانه در برخی از اسناد ارایه شده در این کتاب که دو سه نمونه از آنها در هفته نامه وزین شهروند به زیور طبع اراسته شده است نیز می توان رگه هایی از این جعلیات را به وضوح مشاهده نمود و که در بخشی از این یادداشت در خصوص ترور فردی در حمام بدان اشاره شده است.

 پی نوشت: هفته خبری - تحلیلی شهروند امروز. سال چهارم. شماره پیاپی 88. دوره جدید./شماره 11 شنبه 19 شهریور 1390. ذیل بخش بایگانی مجله یادداشتی از هاشم بناپور تحت عنوان: روشنفکر تحریف می کند.

کارت پستال ارایه شده در این یادداشت متعلق است به مجموعه دار محترم جناب آقای ناصرالدین حسن زاده که از مجموعه داران به نام و مطرح کشور می باشند.

به کجا می رویم

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

امروز شنبه با تماس یکی از شهروندان مبنی بر انفجار تنوره اب انبار کشتخوان علی اباد شغالی به محل اعزام شدیم. این اب انبار چند روزی است که به همت شهرداری اردکان در حال مرمت و محوطه سازی است. چند روز قبل هم یک فردی به اداره مراجعه و ادعا کرده بود که این اب انبار در ملک آنها واقع شده است. در همان دیدار به آن فرد متذکر شدم که این موضوعات در صلاحیت اداره میراث فرهنگی نیست و او باید برای تعیین تکلیف قضیه به اداره ثبت و دادگاه مراجعه کند.

با شنیدن این خبر یعنی انفجار تنوره آب انبار با هماهنگی یگان حفاظت میراث اردکان در محل حاضر شدیم. این آب انبار که قدمت آن به 20 سال قبل می رسد و اقای مصدق استادکار و سازنده آن نیز در قید حیات هستند دقیقا در کنار مجموعه کمبه ها و قلعه نیمه مخروبه علی آباد شغالی واقع شده است. شیوه ساخت آن شیوه معمول آب انبارهای منطقه است و تنها تفاوت شاخص ان در شیوه اجرای گنبد تنوره است که به صورت پلکانی اجرا شده است.

به هر روی با هماهنگی های صورت گرفته با پاسگاه انتظامی احمداباد و آگاهی اردکان و شکایتی که میراث فرهنگی تنظیم کرده دیر یا زود سرنخ هایی به دست خواهد آمد ولی موضوع و مسیله اساسی در این بین علل و عوامل انجام این حرکت غیر اخلاقی و غیر دینی است که اگر شایع بشود و فکری برای فرهنگ سازی در این خصوص نشود بعید نیست که بخش وسیعی از آثار تاریخی و فرهنگی منطقه این چنین در خطر نابودی کامل قرار گیرند.

اینکه فردی به خود اجازه دهد که با یک مجموعه عام المنفعه و وقفی این عمل شوم را انجام دهد دیگر در خصوص اثاری که مالکیت مشخص و معین دارند حساب کار روشن تر است.

به راستی این کشتی طوفان زده جامعه ما در چه مسیری در حال حرکت است؟ موضوع فقط صرف یک اثر تاریخی و فرهنگی نیست، بلکه عدم پایبندی به قوانین موضوعه کشور که خون بهای شهدا و رزمندگان و فداییان این نظام است می باشد. امروز این نقض قانون را در حوزه میراث مشاهده می کنیم و چون خیلی به ان بها نمی دهیم از کنار آن به سادگی می گذریم اگر فردا این قانون گریزی و قانون شکنی در موضوعات حساس تر و مهم تر مثل امنیت افردی و اجتماعی شکل گرفت چه خواهیم کرد؟