اطمینان کامل از روند یک پروسه گام اول در جهت اطلاع رسانی صحیح و بدون حب و بغض
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
این یادداشت بدون توحه به جهت گیری های سیاسی جامعه و تعلقات حزبی و جناحی و صرفا دیدگاه یک فعال در حوزه میراث فرهنگی است که بواسطه عدم توجه به بازخوردهای بسیار منفی موضوع مورد بحث عملا آرمان و آمالش که باز شدن گره کور موضوع پردیس اردکان بود، نقش بر اب شده است و هرگونه برداشت منفعت طلبانه و با اغراض و جهت گیری های خاص بی انصافی و نشان از بی اخلاقی است.
چند روز گذشته وبلاگ اردکان گویا یادداشتی تحت عنوان ((صبحانه کاری شش میلیاردی از جیب مردم شهر اردکان/ در صبح روز 20 بهمن در هتل باغسرا چه گذشت؟)) را در درگاه خود منتشر کرد.
تیتری جذاب و مشتری پسند. که من نیز مانند هر شهروند اردکانی که دقایقی را صرف وبگردی و مطالعه وبلاگ ها و سایت های شهرم می کند، به خود جذب کرد و از اول تا اخر آن را خواندم. البته انگیزه این خوانش از سوی من شاید کمی متفاوت تر از سایر شهروندان بود چرا که در طول دست کم 5 ماه گذشته در متن و بطن این موضوع حضور داشتم و این خوانش به نوعی مشخص شدن عیار و طراز وبلاگی برای من بود که ادعای حقیقت جویی و دفاع از حقوق شهروندی باشندگان اردکان را در دستور کار خود قرار داده است.
متاسفانه دوستان و عزیزان وبلاگ اردکان گویا خواسته و یا ناخواسته وارد یک بازی دو سر باخت شده اند که از یک سو نشانگر پایبند نبودن به اساسی ترین و بنیادی ترین اصل خبر و اطلاع رسانی است و از سوی دیگر به نوعی دهن کجی خود را به ارمان ها و اعتقاداتی که خود را منادی و دلبسته اش می دانند، نشان داده اند.
واقعیت این است که یکی از مهمترین اصول اطلاع رسانی، کسب معلومات و مجهولات آن واقعه از سوی افراد و ارگان های درگیر آن موضوع است. اینکه بیاییم و سر و ته یک پروسه و روند دست کم 5 ماهه را قیچی کنیم و اغاز و انجام پروژه ای عظیم و مناقشه برانگیز پردیس اردکان را در یک مکان خاص خلاصه کنیم عین بی انصافی و بی ایمانی و در خوشبینانه ترین حالت یک سهل انگاری بچه گانه است.
ما اگر در تفکر سیاسی و احتماعی با یکدیگر زاویه و افتراق داریم، نبایستی پای منافع حیاتی و اصولی شهرمان را به این دعواهای زرگری و صد من یک غاز باز کنیم. واقعیت این است که گزارش و یادداشت سرتاپا ابهام و بدون منبع مشخص و موثق سایت اردکان گویا اولین بازخوردش قفل شدن و انسداد این پروژه عظیم بود. و در بعد دینی و ایمانی انتساب یک جعل و دروغ و تهمتی بود که اصلا واقعیت خارجی ندارد. اگر ما مسلمانیم و معتقد باید این آموزه قرانی و دینی را که گناه تهمت و افترا از زنا و تجاوز به عنف نیز بالاتر و بدتر است را همیشه نسب العین خود در مناسبات اجتماعی و سیاسی قرار دهیم.
چرا برای بالابردن آمار بازدید کنندگان و مراجعان خود بدون رعایت اصول حرفه ای خبر رسانی و اطلاع رسانی اقدام به درج مطالبی می کنیم که دشمن شاد کن و باعث ایجاد شبهه در مدیریت شهری می شود.
دوستان اردکان گویا، دست کم اینقدر آگاهی و اشراف داشته و دارند که پروژه پردیس اردکان، یک امر میراثی و مرتبط با این حوزه است و لااقل در یک مورد این حقیر به عنوان سرپرست اداره میراث فرهنگی این شهر در همین سایت اردکان گویا خود را ملزم به پاسخگویی نموده و حتی این عزیزان برگه ای حاوی تقدیر و تشکر را برایم ارسال نمودند، و با توجه به این سابقه همکاری در تعجبم که هیچ کونه تماس و مکاتبه ای در این خصوص برقرار نشد تا اینگونه شود که هم متانت و وزانت درگاه فرهنگی خود را لکه دار کنند و هم اینکه با آبروی فرد و یا افرادی که در این پروسه تنها نقش خیرخواهی و برآورده شدن آرزوی چند ساله شهرمان برای برخورداری از یک زیرساخت شایسته و بایسته فرهنگی بود را نیز مورد هتک و هجمه قرار دادند.
دوستان اردکان گویا به عنوان فردی سرد و گرم چشیده از تحولات دست کم 20 ساله کشور، که مرا بر ان داشته است که در زیر علم کسی سینه نزنم و خود را وامدار هیچ جریان فکری نمی دانم برای خودم و شما دوستان متاسفم که اینگونه با قلم شتاب زده خود، خستگی دست کم 6 ماه تلاش و مجاهدت برای به بار نشستن این مایه آبروی شهر را در تنم باقی گذاردید.
اگر یک تماس ساده و مختصر با این حقیر برقرار می کردیدبه شما می گفتم که:
1: خود شخصا سه بار در صحن شورا و با حضور اکثریت اعضا محترم شورای شهر اردکان روی این موضوع بحث شد و البته اعتراف می کنم که هیچ گاه احماع لازم در این خصوص بوجود نیامد. ولی هیچ گاه این موضوع در پس پرده نبود و یه شبه یا یک روزه و در طی یک صبحانه کاری مطرح نشده بود.
2: علی رغم سنگ اندازی ها و مشکلاتی که صندوق احیا سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان متولی این پروژه در راه واگذاری آن پیش پای شهرداری اردکان انداخت، با رایزنی های گسترده نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی، مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد، ریاست وقت شورای شهر اردکان و شهردار اردکان، توافی نسبی بر روی کلیات موضوع از قبیل تعداد سال های بهره برداری رایگان، واگذاری رایگان تجهیزات و مصالح ساختمانی به جای مانده در این مجموعه و لغو صلاحیت صندوق احیا برای لغو یک طرفه قرار داد، صورت گرفته بود و تنها دو موضوع مناقشه برانگیز ضمانت مالی 250 تا 300 میلیونی شهرداری و حق نظارت دو و نیم درصدی همچنان لاینحل باقی مانده است.
3: نماینده مردم اردکان با توجه به تجربه کاری گرانسنگ که به مدد حضور بلند مدت در نهاد قانون گذاری کشور کسب کرده اند، کمترین میزان دخالت در روند این پروسه را داشتند. و به عنوان یک شاهد عینی که در جلسه ای که در دفتر دکتر شیرکوند معاون سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی کشور حاضر بودم و دکتر تابش نیز مدعو این جلسه بود، ایشان قبل از نشستن پشت میز مذاکره ای که شهردار ، ریاست شورای اردکان، مدیر کل میراث یزد و نمایندگان صندوق احیا نیز حضور داشتند، شروع مذاکره در خصوص پردیس اردکان را منوط به اجماع شورای شهر اردکان در این خصوص دانستند و تاکید کردند که اگر شهردار و ریاست وقت شورا به نمایندگی از سایر اعضا شورا در این جلسه حضور پیدا کرده اند، حاضر به بحث و کنکاش در مورد پردیس اردکان هستند وگرنه که هرکسی سر خود را بگیرد و به دنبال کار خود برود.
4: اعضا حاضر در صبحانه کاری باغ سرای اردکان ناشناس نبودند و به طور مشخص با دو هدف به شهرستان اردکان عزیمت کرده بودند. گروه اول اقای دکتر حسینی مکارم معاون توسعه و مدیرت سازمان میراث فرهنگی کشور و معاون ایشان آقای نوری بودند که به دعوت مدیر کل میراث استان برای افتتاح پروژه های میراث فرهنگی به مناسبت دهه فجر به اردکان آمده بودند و دسته دوم نمایندگان حقوقی صندوق احیا سازمان میراث فرهنگی کشور بودند که برای ادامه مذاکرات تهران که در دفتر دکتر شیرکوند برگزار شده بود، به اردکان آمده بودند. و در حقیقت میزبان این صبحانه کاری اداره کل میراث فرهنگی استان یزد بود و نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی با اصرار آقای شرافت و مهندس احمدی معاون توسعه و مدیریت میراث استان یزد و برای احترام به آنها در این محل حضور پیدا کردند. و اینکه عنوان شده صبحانه کاری از جیب شهروندان اردکانی بوده است، یک ادعای بی پایه و اساس و کذب محض است و بنده شخصا هماهنگی این صبحانه کاری را بنا به دستور اقای مهندس احمدی معاون میراث یزد با آقای حمید اخوتیان مسیول محترم مالی شهرداری انجام دادم.
5: بهتر است برای روشن شدن اذهان و افکار عمومی شهروندان گرامی سیری کوتاه و موجز از روند این پروسه را ذکر کنم که نشان می دهد بر خلاف نظر دوستان که اغاز و انجام این پروسه تنها معطوف به یک صبحانه کاری و با عجله و پنهان کاری بوده، یک پروسه ای مدت دار و فرساینده بود. دست کم سه جلسه شخصا به صحن شورا فراخوانده شدم و در روند مذاکرات مقدماتی آن حاضر بودم. فرماندار . شهردار اردکان یک سفر کاری مخصوص این پروژه به تهران داشتند. آقای دکتر شیرکوند معاونت سرمایه گذاری سازمان یک بار شخصا به اردکان آمد و در خصوص پیگیری موضوع قول همکاری داد که عین مصاحبه ایشان در خبرگزاری ایسنای یزد موجود است که خانم دشتی ژورنالیست همشهری مان زحمت مصاحبه و انعکاس خبر را بر عهده داشتند. دست کم یک جلسه در دفتر آقای شرافت مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد در خصوص این موضوع با مسیولان اردکان مذاکره صورت گرفت. پیگیری های مداوم اقای علیرضا تابش مدیرکل حوزه ریاست و ریاست وقت شورای معاونین سازمان میراث فرهنگی کشور که خودشان حی و حاضرند و می توانند شهادت دهند و در نهایت آخرین جلسه ای که در دفتر آقای دکتر سعید شیرکوند معاونت سازمان میراث فرهنگی کشور و با حصور شهردار و ریاست شورای شهر اردکان، مدیر کل میراث استان، اقای دکتر تابش و علیرضا تابش ، نمایندگان صندوق احیا و این حقیر برگزار شد، این پروسه بلند مدت و فرساینده را تا بدین مرحله رساند.
فرجام سخن:
مثلی است که می گوید اگر گوشت همدیگر را بخوریم، استخوان یکدیگر را دور نمی اندازیم. ما به جبر باشنده اردکان بودن فرای تفاوت دیدگا ها و ارا سیاسی و اجتماعی، مسافر یک کشتی هستیم. کشتی ای که سلامت آن در عبور از موج های سهمگین صامن بقای همه ماست و شکسته شدن آن همه ما را در کام مرگ فرو می کشد، به هوش باشیم که ارمان های بی ارزش و کوتاه مدت سیاسی و اجتماعی خود، ما را به مرجله ای نکشاند که از انسانیت؛ مروت، راستی و درستی فاصله بگیریم و با ابروی یک انسان که در نگاه خداوند تبارک و تعالی آبروی همه انسان های جهان از ابتدای خلقت تاکنون است اینگونه بازی کنیم. به عنوان فرد شاهد و ناظر این پروسه سنگین و انرژی بر معتقدم شورای شهر اصلا مخالف این موضوع است و اصلا به درک که این پروسه عملیاتی نشود و اگر خدا بخواهد مابقی خرابه های به جا مانده از ان را هم با کمک یکدیگر طی سال های آتی از صفحه روزگار محو می کنیم که دیگر اصلا پردیسی وجود نداشته باشد ولی ارزش و آبروی یک انسان از همه اینها بالاتر است. و سخن پایانی اینکه شاهکار شما دوستان در اردکان گویا با انتشار این یادداشت عجولانه خدا کند که به قفل شدن کامل این پروژه نینجامد که اگر اینگونه شود، همان وجدان های بیدار آینده ما را بواسطه این چوب کبریت های ساده ای که جنگلی از آرمان ها و رویاهای ما را مبدل به خاکستر کنند، هرگز نخواهند بخشید. و حسن ختام بحث اینکه به گفته سرور سالار آزادگان جهان اگر دین نداریم آزاده باشیم.





علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی