اطمینان کامل از روند یک پروسه گام اول در جهت اطلاع رسانی صحیح و بدون حب و بغض

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

این یادداشت بدون توحه به جهت گیری های سیاسی جامعه و تعلقات حزبی و جناحی و صرفا دیدگاه یک فعال در حوزه میراث فرهنگی است که بواسطه عدم توجه به بازخوردهای بسیار منفی موضوع مورد بحث عملا آرمان و آمالش که باز شدن گره کور موضوع پردیس اردکان بود، نقش بر اب شده است و هرگونه برداشت منفعت طلبانه و با اغراض و جهت گیری های خاص بی انصافی و نشان از بی اخلاقی است.

چند روز گذشته وبلاگ اردکان گویا یادداشتی تحت عنوان ((صبحانه کاری شش میلیاردی از جیب مردم شهر اردکان/ در صبح روز 20 بهمن در هتل باغسرا چه گذشت؟)) را در درگاه خود منتشر کرد.

تیتری جذاب و مشتری پسند. که من نیز مانند هر شهروند اردکانی که دقایقی را صرف وبگردی و مطالعه وبلاگ ها و سایت های شهرم می کند، به خود جذب کرد و از اول تا اخر آن را خواندم. البته انگیزه این خوانش از سوی من شاید کمی متفاوت تر از سایر شهروندان بود چرا که در طول دست کم 5 ماه گذشته در متن و بطن این موضوع حضور داشتم و این خوانش به نوعی مشخص شدن عیار و طراز وبلاگی برای من بود که ادعای حقیقت جویی و دفاع از حقوق شهروندی باشندگان اردکان را در دستور کار خود قرار داده است.

متاسفانه دوستان و عزیزان وبلاگ اردکان گویا خواسته و یا ناخواسته وارد یک بازی دو سر باخت شده اند که از یک سو نشانگر پایبند نبودن به اساسی ترین و بنیادی ترین اصل خبر و اطلاع رسانی است و از سوی دیگر به نوعی دهن کجی خود را به ارمان ها و اعتقاداتی که خود را منادی و دلبسته اش می دانند، نشان داده اند.

واقعیت این است که یکی از مهمترین اصول اطلاع رسانی، کسب معلومات و مجهولات آن واقعه از سوی افراد و ارگان های درگیر آن موضوع است. اینکه بیاییم و سر و ته یک پروسه و روند دست کم 5 ماهه را قیچی کنیم و اغاز و انجام پروژه ای عظیم و مناقشه برانگیز پردیس اردکان را در یک مکان خاص خلاصه کنیم عین بی انصافی و بی ایمانی و در خوشبینانه ترین حالت یک سهل انگاری بچه گانه است.

ما اگر در تفکر سیاسی و احتماعی با یکدیگر زاویه و افتراق داریم، نبایستی پای منافع حیاتی و اصولی شهرمان را به این دعواهای زرگری و صد من یک غاز باز کنیم. واقعیت این است که گزارش و یادداشت سرتاپا ابهام و بدون منبع مشخص و موثق سایت اردکان گویا اولین بازخوردش قفل شدن و انسداد این پروژه عظیم بود. و در بعد دینی و ایمانی انتساب یک جعل و دروغ و تهمتی بود که اصلا واقعیت خارجی ندارد. اگر ما مسلمانیم و معتقد باید این آموزه قرانی و دینی را که گناه تهمت و افترا از زنا و تجاوز به عنف نیز بالاتر و بدتر است را همیشه نسب العین خود در مناسبات اجتماعی و سیاسی قرار دهیم.

چرا برای بالابردن آمار بازدید کنندگان و مراجعان خود بدون رعایت اصول حرفه ای خبر رسانی و اطلاع رسانی اقدام به درج مطالبی می کنیم که دشمن شاد کن و باعث ایجاد شبهه در مدیریت شهری می شود.

دوستان اردکان گویا، دست کم اینقدر آگاهی و اشراف داشته و دارند که پروژه پردیس اردکان، یک امر میراثی و مرتبط با این حوزه است و لااقل در یک مورد این حقیر به عنوان سرپرست اداره میراث فرهنگی این شهر در همین سایت اردکان گویا خود را ملزم به پاسخگویی نموده و حتی این عزیزان برگه ای حاوی تقدیر و تشکر را برایم ارسال نمودند، و با توجه به این سابقه همکاری در تعجبم که هیچ کونه تماس و مکاتبه ای در این خصوص برقرار نشد تا اینگونه شود که هم متانت و وزانت درگاه فرهنگی خود را لکه دار کنند و هم اینکه با آبروی فرد و یا افرادی که در این پروسه تنها نقش خیرخواهی و برآورده شدن آرزوی چند ساله شهرمان برای برخورداری از یک زیرساخت شایسته و بایسته فرهنگی بود را نیز مورد هتک و هجمه قرار دادند.

دوستان اردکان گویا به عنوان فردی سرد و گرم چشیده از تحولات دست کم 20 ساله کشور، که مرا بر ان داشته است که در زیر علم کسی سینه نزنم و خود را وامدار هیچ جریان فکری نمی دانم برای خودم و شما دوستان متاسفم که اینگونه با قلم شتاب زده خود، خستگی دست کم 6 ماه تلاش و مجاهدت برای به بار نشستن این مایه آبروی شهر را در تنم باقی گذاردید.

اگر یک تماس ساده و مختصر با این حقیر برقرار می کردیدبه شما می گفتم که:

1: خود شخصا سه بار در صحن شورا و با حضور اکثریت اعضا محترم شورای شهر اردکان روی این موضوع بحث شد و البته اعتراف می کنم که هیچ گاه احماع لازم در این خصوص بوجود نیامد. ولی هیچ گاه این موضوع در پس پرده نبود و یه شبه یا یک روزه و در طی یک صبحانه کاری مطرح نشده بود.

2: علی رغم سنگ اندازی ها و مشکلاتی که صندوق احیا سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان متولی این پروژه در راه واگذاری آن پیش پای شهرداری اردکان انداخت، با رایزنی های گسترده نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی، مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد، ریاست وقت شورای شهر اردکان و شهردار اردکان، توافی نسبی بر روی کلیات موضوع از قبیل تعداد سال های بهره برداری رایگان، واگذاری رایگان تجهیزات و مصالح ساختمانی به جای مانده در این مجموعه و لغو صلاحیت صندوق احیا برای لغو یک طرفه قرار داد، صورت گرفته بود و تنها دو موضوع مناقشه برانگیز ضمانت مالی 250 تا 300 میلیونی شهرداری و حق نظارت دو و نیم درصدی همچنان لاینحل باقی مانده است.

3: نماینده مردم اردکان با توجه به تجربه کاری گرانسنگ که به مدد حضور بلند مدت در نهاد قانون گذاری کشور کسب کرده اند، کمترین میزان دخالت در روند این پروسه را داشتند. و به عنوان یک شاهد عینی که در جلسه ای که در دفتر دکتر شیرکوند معاون سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی کشور حاضر بودم و دکتر تابش نیز مدعو این جلسه بود، ایشان قبل از نشستن پشت میز مذاکره ای که شهردار ، ریاست شورای اردکان، مدیر کل میراث یزد و نمایندگان صندوق احیا نیز حضور داشتند، شروع مذاکره در خصوص پردیس اردکان را منوط به اجماع شورای شهر اردکان در این خصوص دانستند و تاکید کردند که اگر شهردار و ریاست وقت شورا به نمایندگی از سایر اعضا شورا در این جلسه حضور پیدا کرده اند، حاضر به بحث و کنکاش در مورد پردیس اردکان هستند وگرنه که هرکسی سر خود را بگیرد و به دنبال کار خود برود.

4: اعضا حاضر در صبحانه کاری باغ سرای اردکان ناشناس نبودند و به طور مشخص با دو هدف به شهرستان اردکان عزیمت کرده بودند. گروه اول اقای دکتر حسینی مکارم معاون توسعه و مدیرت سازمان میراث فرهنگی کشور و معاون ایشان آقای نوری بودند که به دعوت مدیر کل میراث استان برای افتتاح پروژه های میراث فرهنگی به مناسبت دهه فجر به اردکان آمده بودند و دسته دوم نمایندگان حقوقی صندوق احیا سازمان میراث فرهنگی کشور بودند که برای ادامه مذاکرات تهران که در دفتر دکتر شیرکوند برگزار شده بود، به اردکان آمده بودند. و در حقیقت میزبان این صبحانه کاری اداره کل میراث فرهنگی استان یزد بود و نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی با اصرار آقای شرافت و مهندس احمدی معاون توسعه و مدیریت میراث استان یزد و برای احترام به آنها در این محل حضور پیدا کردند. و اینکه عنوان شده صبحانه کاری از جیب شهروندان اردکانی بوده است، یک ادعای بی پایه و اساس و کذب محض است و بنده شخصا هماهنگی این صبحانه کاری را بنا به دستور اقای مهندس احمدی معاون میراث یزد با آقای حمید اخوتیان مسیول محترم مالی شهرداری انجام دادم.

5: بهتر است برای روشن شدن اذهان و افکار عمومی شهروندان گرامی سیری کوتاه و موجز از روند این پروسه را ذکر کنم که نشان می دهد بر خلاف نظر دوستان که اغاز و انجام این پروسه تنها معطوف به یک صبحانه کاری و با عجله و پنهان کاری بوده، یک پروسه ای مدت دار و فرساینده بود. دست کم سه جلسه شخصا به صحن شورا فراخوانده شدم و در روند مذاکرات مقدماتی آن حاضر بودم. فرماندار . شهردار اردکان یک سفر کاری مخصوص این پروژه به تهران داشتند. آقای دکتر شیرکوند معاونت سرمایه گذاری سازمان یک بار شخصا به اردکان آمد و در خصوص پیگیری موضوع قول همکاری داد که عین مصاحبه ایشان در خبرگزاری ایسنای یزد موجود است که خانم دشتی ژورنالیست همشهری مان زحمت مصاحبه و انعکاس خبر را بر عهده داشتند. دست کم یک جلسه در دفتر آقای شرافت مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد در خصوص این موضوع با مسیولان اردکان مذاکره صورت گرفت. پیگیری های مداوم اقای علیرضا تابش مدیرکل حوزه ریاست و ریاست وقت شورای معاونین سازمان میراث فرهنگی کشور که خودشان حی و حاضرند و می توانند شهادت دهند و در نهایت آخرین جلسه ای که در دفتر آقای دکتر سعید شیرکوند معاونت سازمان میراث فرهنگی کشور و با حصور شهردار و ریاست شورای شهر اردکان، مدیر کل میراث استان، اقای دکتر تابش و علیرضا تابش ، نمایندگان صندوق احیا و این حقیر برگزار شد، این پروسه بلند مدت و فرساینده را تا بدین مرحله رساند.

فرجام سخن:

مثلی است که می گوید اگر گوشت همدیگر را بخوریم، استخوان یکدیگر را دور نمی اندازیم. ما به جبر باشنده اردکان بودن فرای تفاوت دیدگا ها و ارا سیاسی و اجتماعی، مسافر یک کشتی هستیم. کشتی ای که سلامت آن در عبور از موج های سهمگین صامن بقای همه ماست و شکسته شدن آن همه ما را در کام مرگ فرو می کشد، به هوش باشیم که ارمان های بی ارزش و کوتاه مدت سیاسی و اجتماعی خود، ما را به مرجله ای نکشاند که از انسانیت؛ مروت، راستی و درستی فاصله بگیریم و با ابروی یک انسان که در نگاه خداوند تبارک و تعالی آبروی همه انسان های جهان از ابتدای خلقت تاکنون است اینگونه بازی کنیم. به عنوان فرد شاهد و ناظر این پروسه سنگین و انرژی بر معتقدم شورای شهر اصلا مخالف این موضوع است و اصلا به درک که این پروسه عملیاتی نشود و اگر خدا بخواهد مابقی خرابه های به جا مانده از ان را هم با کمک یکدیگر طی سال های آتی از صفحه روزگار محو می کنیم که دیگر اصلا پردیسی وجود نداشته باشد ولی ارزش و آبروی یک انسان از همه اینها بالاتر است. و سخن پایانی اینکه شاهکار شما دوستان در اردکان گویا با انتشار این یادداشت عجولانه خدا کند که به قفل شدن کامل این پروژه نینجامد که اگر اینگونه شود، همان وجدان های بیدار آینده ما را بواسطه این چوب کبریت های ساده ای که جنگلی از آرمان ها و رویاهای ما را مبدل به خاکستر کنند، هرگز نخواهند بخشید. و حسن ختام بحث اینکه به گفته سرور سالار آزادگان جهان اگر دین نداریم آزاده باشیم.

سفرنامه تهران به روایت من. بخش اول

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

روایت و بازگویه برخی رویدادها و وقایع و حتی بیشتر وقایع زندگی ما آدم ها در کنار یک حس زیبای خاطره سازی، می تونه در برخی موارد حتی به عنوان یک استناد مورد توجه قرار بگیرد. متاسفانه ما آدم ها کمتر می نویسیم و بیشتر حرف می زنیم و حرف هم که باد هواست و جز انعکاسی ضعیف در فضا دیگه چیزی ازش باقی نمی مونه وای کاش روزی برسه که ماها همه روزی چند دقیقه، فقط چند دقیقه به نوشتن احوال و اوضاع روزانه امان بپردازیم تا نسل بعدی ما و بچه های ما بتونن بفهمن چی به سر پدران و گذشتگانشون اومده و اونا میراث دار چه چیزی هستند. الا ایحال قصد تصدیع و  اضافه گویی ندارم. نوشته نسبتا مفصل زیر شرح مسافرت دو روزه این حقیر همراه با مسیولان شهرستان اردکان است برای فراهم نمودن مقدمات توافقنامه و قرارداد طرح پردیس اردکان. از لجظه ای که با فرماندار اردکان را ترک کردیم تا لحظه ای که با ماشین اقای ملت که در فرودگاه یزد گذاشته بود به اردکان برگشتیم. شاید برخی از فرازهای این مجموعه کاملا شخصی و مربوط به خودم باشه ولی خب چاره چیست ؟ تو 10 سال تقریبا از عمرت را در این ابرشهر بگذرونی و بعدش هم بخوای به راحتی از کنارش رد بشی و این خیلی نمی تونه منطقی باشه. ذکر این نکته هم ضروری است که این ماموریت اداری به همراه فرماندار اردکان اقای اسماعیلی انجام شد و ایشان هفته قبل هماهنگی های لازم را برای برگزاری این نشست انجام داده بودند و این دیدار در واقع ماحصل تلاش ایشان و رایزنی های گسترده اشان در این روند نسبتا مشکل و پیچیده بود.

و اما مختصری از طرح پردیس اردکان. و واگویه­ی مختصری از آنچه ار ابتدا تا به امروز بر سر این مجموعه آمده است. طرح پردیس اردکان متشکل از 5 خانه تاریخی در قلب محله چرخاب اردکان واقع شده است. این طرح از سال 1379 به صورت جدی و با سفر اقای خاتمی به استان یزد پیگیری شد. در بازدیدی که اقای سید محمد بهشتی رییس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور و معاون معرفی و آموزش ایشان دکتر محیط طباطبایی از اردکان داشتند مقرر شد که برای رونق و حفظ بافت تاریخی اردکان و همچنین تامین یک زیرساخت مناسب گردشگری چند خانه متراکم و هم پیوند در قلب بافت چرخاب خریداری و به مرور مرمت شوند. ابتدا 4 خانه ضیایی، مجدالعلما، انصاری و سنایی خریداری شد و در نهایت خانه صغیره نیز به این مجموعه اضافه شد و از سال 1379 تا به امروز این 5 خانه که قدمت ان از دوره صفویه تا قاجار است، به نام طرح پردیس اردکان و زیر نظر صندوق احیا قرار دارد. از سال 1383 خورشیدی به صورت جدی روند مرمتی آغاز شد و این پروسه با پیشرفت مناسب و سریع تا سال 1389 ادامه یافت که البته اواخر سال های88 و اوایل سال 89 دیگر آن شتاب اولیه را نداشت. متاسفانه بعد از گذشت 4 سال بواسطه رها شدن این پروژه عظیم که مبلغ هنگفتی هم از دارایی های بیت المال مسلمین در آن هزینه شده است، این پروژه بدون هیچ دستاوردی هر روز مستهلک تر و ویران تر می شود. تجهیزات خریداری شده برای سیستم های گرمایش و سرمایش آن دیگر به روز نیست، مصالح موجود در آن دیگر غیر قابل استفاده است و از همه بدتر مرمت های صورت گرفته بواسطه عدم پیگیری و تداوم در حال فرسوده شدن هستند. از میان این 5 خانه، خانه تاریخی انصاری پیشرفت نسبتا مناسبی داشته و می تواند در اولین زمان ممکن به بهره برداری برسد ولی موانع چندی در این میان وجود دارد که ذکر آن در مقال این وجیزه نمی گنجد.  در طول سال های گذشته اقدامات چندی برای خارج کردن این پروزه صورت گرفته بود که همگی آنها نافرجام بودند و حتی در یک مورد اقای دکتر تابش شخصا از دکتر محتاج الله مدیر هتل های زنجیره ای مهر یزد خواستند که به این قضیه ورود پیدا کند و حتی کار به دفتر رییس وقت سازمان حمید بقایی هم کشیده شد که متاسفانه توافقی حاصل نشد و کار همچنان روی زمین ماند.

شاید اولین برخورد جدی من با این پروژه به سال 1391 برگردد ، زمانی که بواسطه تهیه یک گزارش خبری برای موضوع بادگیرها که ان زمان ثبت معنوی آن در بوق و کرنا بود، به همراه اقای عمویی خبرنگار واحد مرکزی خبر به این مجموعه آمدیم و در همین پشت بام خانه انصاری گزارش و مصاحبه اماده و مهیا شد. قبلا وصف هایی از این مجموعه شنیده بودم ولی نه با این وسعت و عظمت و البته این مظلومیت. برای لحظاتی هرچند کوتاه با نگهبان مظلوم و نحیف مجموعه آقای قاضی به گفتگو نشستم و او مانند یک راوی غم زده از رنج ها و حرمان ها گفت و از امید ها و آرزوهایش برای به بار نشستن این پروژه . از جوانی سپری کرده در این پروژه و حق و حقوق های پرداخت نشده، از درگیری و مزاحمت های گاه و بیگاه معتادان و اراذل و اوباشی که حتی به سیم های برق این مجموعه نیز رحم نمی کردند. خلاصه از همان زمان این فکر در ذهنم ریشه دواند که لااقل من دینم را به این مجموعه ادا کنم و مابقی را چشم امید به الطاف باری تعالی ببندم.

 الا ایحال یکی از اهداف این حقیر در طول دوران مسیولیت میراث اردکان ، پیگیری و زنده سازی این پروزه بود جرا که با توجه به پتانسیل های بالای شهر ستان اردکان در خصوص دارا بودن اثار تاریخی و فرهنگی این خلا عدم وجود زیرساخت اقامت و اسکان گردشگران بدجوری آزار دهنده بود. چندین نامه نگاری و مکاتبه با تهران و یزد و نوشتن یک سری مطالب در مطبوعات و سایت های مجازی از اولین اقدامات این حقیر بودند.  البته بعد از راه اندازی مجموعه تاریخی خانه ارباب نمیر تفتی و واگذاری آن از سوی صندوق احیا به بخش خصوصی ، این موضوع برای من اهمیت دو چندان پیدا کرد.بعد از چندین مورد پیگیری و مطرح کردن این موضوع در مجامع شهری و اداری و از همه مهمتر بازدید دکتر سعید شیرکوند معاونت توسعه و سزمایه گذاری سازمان به شهرستان اردکان و بازدید از این مجموعه و ارایه گزارشی از فعالیت های صورت گرفته برای خارج کردن این پروژه از رکود موجود و همچنین مشکلاتی که قرارداد اولیه صندوق احیا برای شورای شهر و شهرداری اردکان در مسیر واگذاری ایجاد کرده بود، ایشان نیز به جد قول همکاری دادند و در مصاحبه ای اعلام کردند که هدف سازمان از این مجموعه تنها انتفاع صرف نیست و با این نگاه که باید این مجموعه از وضعیت فعلی رها شود و به بهره برداری برسد، قول جد دادند که در اولین فرصت با هماهنگی ریاست عالیه سازمان یک میانجی گری و مفاهمه ای با محوریت ایشان صورت گیرد تا این مشکل نیز حل شود.و در نهایت فرماندار محترم اردکان جناب اقای حسین اسماعیلی قضیه را به جد پیگیری کردند و آن را جزو چند پروژه کلان شهر در کنار طرح هایی چون گازرسانی به خرانق ، ایجاد مجموعه فرهنگی تفریحی چادرملوی اردکان و سایر پروژه های از این دست قرار دادند. گزارش گونه پیش رو شرحی است از تنایج پیگیری های آقای فرماندار که به مذاکره مستقیم مسیولان شهرستان اردکان در دفتر دکتر سعید شیرکوند به انجام رسید.

با هماهنگی های صورت گرفته با اداره کل میراث فرهنگی استان یزد و لطف اقای علیرضا تابش مبنی بر حضور این حقیر در جلسه بررسی واگذاری طرح پردیسان به شهرداری اردکان، قرار بود که یک شنبه شب به سمت تهران حرکت کنم و با توجه به اینکه شهردار و محسن ملت از قبل بلیط هواپیما گرفته بودند و من در آمار اولیه نبودم بایستی یا باقطار یا با اتوبوس خودم را به ایشان می رساندم. سبح روز یکشنبه مورخ 28 دی ماه 1393  طبق روال معمول سرکارم حاضر شدم که ساعت 8:30 دقیقه صبح  اقای حسین اسماعیلی فرماندار اردکان به من زنگ زد و گفت که سریع وسایلم را جمع و جور کنم و یک خلاصه و پرونده ای از روندهای طی شده در موضوع پردیسان از سال های گذشته را هم بردارم و ساعت 9 صبح آماده باشم تا با ماشین فرمانداری اردکان با هم بریم تهران بابت قضیه پروژه پردیس اردکان و نهایی شدن تفاهم نامه صندوق احیا و شهرداری اردکان. در همان حین آقای ترابی رییس سابق آموزش و پرورش اردکان با قرار قبلی و هماهنگی با حاج احمد کمالی فرماندار سابق بابت موضوع شرکت شن و ماسه مهاجران دشت در دفترم حضور داشت. بعد از مذاکره با ایشان ، سریع السیر سید حبیب الله دهقانی از همکاران  با پیکاپ اداره میراث اردکان مرا به خانه برد و وسایل اضافی ام را جا گذاشتم و تنها دوربین عکاسی را برداشتم تا یک گزارش مستند درباره روند مذاکرات در دفتر آقای دکتر شیرکوند در تهران فراهم آید و در حافظه تاریخ ماندگار شود. تا سوار ماشین شدم به عیال زنگ زدم که راهی تهرانم و بنده خدا که برای مسافرت امشب برنامه ریزی کرده بود کلی ناراحت شد که حالا چی بپوشم و چی با خودم ببرم که گفتم دیگه تو این کارها این حوادث به قول برره ای ها، یهویی پیش میاد و هیچ کاریش هم نمیشه کرد. 

ساعت 9:15 دقیقه صبح کنار خط سنتو سوار ماشین پژو پارس فرمانداری شدم. تنها فرماندار و راننده ایشان آقای مهدی مذکوری بودند. در بدو امر آقای اسماعیلی فرماندار محترم توضیح داد که او قرار بوده شب با هواپیما پرواز کند ولی به خاطر یک جلسه فوق العاده در باره مناطق ویژه در وزارت کشور که قراره ساعت 4 بعدالظهر امروز برگزار بشه مجبور شده امروز صبح به سمت تهران جرکت کند. بعد از عبور از میدان چادرملو کنار مغازه های کنار جاده توقف کوتاهی کردیم و مقداری تخمه و آب معدنی گرفتیم تا در بین راه زیاد حوصله امان سرنرود و از این مرحله سفر به طور جدی آغاز شد. از همان لحظه اول اقای اسماعیلی تقید خاصی به بستن کمربند ایمنی داشت که برایم تحسین برانگیز و قابل تامل بود. بعد از عبور از پلیس راه ترک آباد شواهدی از طرح ایجاد باند اضافه و 8 بانده شدن بزرگراه وروردی اردکان قابل مشاهده است. خوشبختانه نیروهای راه سازی محل به صورت موثری در حال فعالیت هستند و این موضوع یعنی یک گشایش در ایجاد یک ورودی مناسب و آبرومند برای شهر که اگر مجتمع فرهنگی صنایع اردکان نیز کلید بخورد یک تابلو و برند مناسب برای شهر خواهد بود. اقای اسماعیلی گفتند که نزدیک بوده بودجه و اعتبار این پروژه برگردد و با رایزنی های مناسب و متعدد این کار اجرایی و عملیاتی شده است. واقعیت هم این است که امروزه یکی از الگوهای یک شهر مدرن و رو به پیشرفت، دسترسی های مناسب و کمربند ترافیکی باظرفیت است و این اقدام از این رو که در آینده نزدیک قرار است پلیس راه ترک آباد به نزدیکی های حوزه سید نورالدین و گاپله منتقل شود، می تواند جوابگوی ورودی شهری مناسبی باشد.

از شیشه اتومبیل که جاده اردکان - نایین را می نگری، یک پهنه وسیع بیابانی را مشاهده می کنی که جز تعداد معدودی خاربن ، هیچ جنبده ای و روینده ای در ان وجود نداردو با این شدت خشکسالی و بهره کشی از آب های زیرزمینی معلوم نیست در سال های آینده این چند بوته خاربن هم دیگر در دل کویر برویند و باعث نشوند که اینقدر محیط ورودی شهر ما یکنواخت و بی روح باشد. تنها تفاوتی که این سال های اخیر در چشم انداز این محدوده بوجود آمده، صنعتی شدن قارچ گونه این محدوده است که با توجه به ضوابط زیست محیطی ، آیا این نزدیکی بیش از حد واحد های صنعتی عمدتا آلاینده ، آیا به صلاح شهر هستند و یا اینکه در آینده خود تبدیل به مشکلی بر روی مشکلات شهر خواهند شد. با اینکه تقریبا فصل انار در اردکان و عقدا رو به اتمام است، ولی هنوز جا به جا و در پارکینگ های بین راهی وانتی با چند جعبه انار و تعدادی راننده کامیون که بر سر خرید انار با هم در حال چانه زدن هستند، صحنه ای غالب است. آنطور که شنیدم این انار فروشی سیار هم بد کاسبی ای نیست و البته حتما صرف می کنه که عده ای از صبح تا بعدالظهر وقتشون رو به این کار اختصاص می دهند. از هفتادور تا عقدا هم که چند وقتیه جاده در دست تعمیره و فکر کنم این تعمیرها و بهسازی این محدوده تا ظهور حضرت ولی عصر تداوم داشته باشد.

بعد از عبور از عوارضی و پلیس راه شهرنایین هوا کمی سردتر شد ولی همچنان آسمان بالای سرما صاف و آبی آبی بود.گویی که در صبحی خنک در اوایل فصل بهار هستی، گاه بی گاه رمه هایی کم تعداد مابقی کم رمق ذخیره بیابان های نیستانک و چوزدان را در حال نشخوار کردن می دیدی.جای بسی تعجب بود که چشم انداز بیابان های نایین و اردستان که در گذشته خیلی متفاوت تر از اردکان بودند، گاه به گونه ای مشابه لخت و عریان شده بودند.وجدانا امسال عجب سالی شده است، و شاید اوج بحران کم آبی طی چند سال گذشته را شاهد باشیم و خدا به خیر گرداند تابستان امسال را که عجب تابستان سخت و هولناکی است. سفر با پژو پارس سرحال فرمانداری و راننده ای مطمین چون مهدی مذکوری عزیزکاری می کند که آب در دل آدم تکان نخورد و می توانی فارغ البال با فرماندار از هر دری سخن بگویی. وضع ایستگاه های سی ان جی و گاز در طول مسیر مناسب نیست و یک بار هم که در محدوده اردستان در یکی از این ایستگاه ها توفق کردیم بی نتیجه بود. با نزدیک شدن به شهر کاشان باز هم خاطره حضور 16 ماهه ام در این شهر و گذراندن خدمت نامقدس و ناعدالت سربازی در پادگان شهید کبریایی آران و بیدگل برایم زنده شد.دورانی که علی رغم سختی های زیاد و بی شمارش جزیی از عمر و زندگی ام بوده و است و نمی توان آن را نادیده گرفت. چه مکافاتی بود برای رسیدن به کاشان باید عوارضی پیاده میشدی و مقداری نسبتا طولانی پیاده میرفتی تا برسی به مجموعه تاریخی فین و بعد ماشین بگیری به سمت آران و بیدگل.در نزدیکی کاشان یک مجموعه عطیم حصارکشی و دکل های دیده بانی در گستره ای وسیع چشم نواز و تعجب برانگیز است.البته حساسیت به این منطقه زمانی بیشتر شد که یک سیستم رادار مرکزی و وسیع بر ارتفاعات مشرف بر این منطقه توجه ما را به خود جلب کرد. فکر کنم این همه ضد هوایی و رادار مرکزی بی ربط به فعالیت های هسته ای در منطقه نطنز نباشه. قرار بر این شد که ناهار و نماز را در مجتمع بین راهی مهتاب،  بین راه قم و تهران به جا آوریم و بخوریم. مجتمع اقامتی مهتاب و نونه های مشابه آن مانند غزال از اواخر دهه 70 کلید خوردند و البته ضرورتی غیر قابل انکار بودندو مجموعه هایی که با دارا بودن بخش های مختلف رفاهی و خدماتی و فقدان همچین مجموعه هایی، خیلی زود رونق گرفتند. متاسفانه طراحی این مجموعه ها اکثرا هیچ سنخیتی با معماری ایرانی اسلامی ندارد و بیشتر دنبال ایجاد فضا هستند تا معماری بکر و بومی ایرانی. شاید بهترین مثال از این بیگانگی در معماری در نماز خانه این مجموعه بود که اصلا روح حاکم بر آن یک فضای عبادتگاهی اسلامی را تداعی نمی کرد. به هر روی مجموعه مهتاب مجموعه ای شیک و مدرن است و حتی چندین سرویس دستشویی اش هم توالت فرنگی دارد که با توجه به استفاده توریست های خارجی از این مجتمع های بین راهی، اقدامی منطقی و هوشمندانه است. پذیرش و گارسن های این مجموعه لباس های تمیز و متحد الشکلی دارند و در ظاهر به نطر می رسد در این مراکز درصدی از روندهای بهداشتی مورد توجه قرار می گیرد. سه پرس چلو کباب برگ سفارش دادیم و بعد از صرف غذا و خواندن نماز به راه خود ادامه دادیم.  با توجه به ترافیک سنگین داخل تهران و عدم اشراف کافی به مسیرهای داخل شهری و دسترسی های محلی، آقای مذکوری ما را در ایستگاه متروی حرم امام خمینی پیاده کند و خودش به اردکان بازگردد. تصمیمی که بعدا و در هنگام مراجعت از تهران فهمیدیم که چقدر اشتباه بوده است. با چند بار پرس و جو و گرفتن آدرس از تاکسی های خطی محل خود را به ایستگاه متروی امام خمینی رساندیم. فرماندار مقداری پول به مذکوری راننده داد تا در طول مسیر بازگشت دست خالی نباشد و ما از یکدیگر جدا شدیم.  

ادامه دارد.............

افتتاح پروژه های میراث فرهنگی شهرستان اردکان در دهه فجر

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

به مناسبت ایام الله دهه فجر جندین پروژه در حوزه صنایع دستی و زیر ساخت های گردشگری افتتاح و به بهره برداری رسید.

روز دوشنبه مورخ 20 بهمن ماه 1393 خورشیدی با حضور دکتر محمد رضا تابش نماینده شهرستان اردکان در مجلس شورای اسلامی، اقای دکتر سید سمیع الله حسینی مکارم معاونت توسعه و مدیرت سازمان میراث فرهنگی کشور و جناب آقای مهندس محمد مهدی شرافت مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد 3 پروژه بازاچه سنتی صنایع دستی، افتتاح و کلنگ زنی هتل جام جم اردکان و بوم سرای خانه کهفی افتتاح و به بهره برداری رسید.

هیات همراه ابتدا با حضور در بازارچه صنایع دستی اردکان این مجموعه تجاری سنتی را رسما افتتاح کردند. این مجموعه مشتمل بر 5 واحد صنایع دستی سنتی است. واحدهای زنجیر سازی، سبد بافی، چینی بند زنی، منبت کاری و کیف دوزی از جمله واحدهای مستقر در این مجموعه هستند.

این واحد به عنوان اولین مجموعه متمرکز برای ساخت و عرضه صنایع دستی سنتی اردکان می تواند نقش مهمی را در زنده نگه داشتن این هنرها و اقتصادی کردن این صنایع بر عهده گیرد. با توجه به محدود بودن فضای محیطی این بازارچه و تقاضای زیاد از سوی صنعت گران حوزه صنایع دستی اردکان، امید است تا با همراهی و مشارکت مسیولین این بازاچه با توسعه کمی به یک قطب اقتصادی سنتی شهرستان و حتی استان تبدیل شود.

از ویژگی های این بازاچه رونق گرفتن دوباره هنر سنتی زنجیر سازی اردکانی است که بیم آن می رفت برای همیشه از صفحه روزگار محو شود ولی خوشبختانه با استفاده از یک استادکار خوش و ذوق و جوان این امید وجود دارد که این هنر صنعت حیاتی دوباره از سر گیرد. البته می توان با استفاده از یک سیستم بسته بندی مناسب در خصوص تجاری سازی و برند سازی این هنر صنعت دست به نوآوری های خوبی زد. امید است تا با حمایت مسیولین و رونق گرفتن این بازارچه که در قلب بافت تاریخی اردکان واقع شده ، زمینه ای مناسب برای شکوفایی و پیشرفت مادی و معنوی آن فراهم اید.

در ادامه برنامه هیات همراه با حضور در خانه طبایی که خانه صنایع دستی اردکان است به سخنرانی و ارایه دیدگاه های خود پرداختند. مراسم با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران رسما آغاز شد.در ابتدا نماینده میراث فرهنگی اردکان به میهمانان خوش آمد گفت و در ادامه فرماندار محترم اردکان آقای اسماعیلی ضمن گرامی داشت دهه مبارک فجر بر لزوم حمایت از میراث فرهنگی و بخصوص صنایع دستی تاکید کردند.

دکتر تابش نماینده محترم شهرستان اردکان در مجلس شورای اسلامی سخنران بعدی مراسم بود. ایشان در آغاز بیانات خود ضمن گرامیداشت ایام الله دهه فجر به بررسی اهداف و ارمان های امام راحل و ارزش های والای انقلاب اسلامی به عنوان مدلی جدید در اداره امور سیاسی یک کشور پرداختند. بعد از ارایه تحلیلی نسبتا جامع از روندها و اهداف انقلاب دکتر تابش در ادامه به موضوع میراث فرهنگی و نقش مهم آن در توسعه فرهنگی و اقتصادی جامعه اشاره کردند و تاکید کردند که حوزه گردشگری ، میراث فرهنگی و صنایع دستی به مثابه یک زنجیره ای است که بایستی به صورت متوازن و هم پیوند با یکدیگر به پیش رود تا بتواند به اهداف مصرح خود برسد. تابش در ادامه با هدف و سیاست کشور در خصوص تجمیع این سه حوزه در قالب یک سازمان مستقل، تحت عنوان سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی ان را زمینه ای برای تحقق این موضوع عنوان کردند و به نظر ایشان اگر این مهم تا کنون محقق نشده است بواسطه این بوده که هماهنگی ها و زیرساخت های اصلی این برنامه دچار نقص و اشکال است که باید در اولین فرصت آسیب شناسی و رصد شود.

در ادامه دکتر تابش با اشاره به تبدیل مجموعه میراث اردکان از نمایندگی به اداره خواهان کمک در جهت تکمیل چارت اداری این مجموعه شدند و در ادامه خواستار توجه جدی به این حوزه بخصوص صنایع دستی و تلاش در جهت پررنگ تر شدن جنبه اقتصادی آن شدند.

سخنران پایانی این مراسم اقای دکتر حسینی مکارم بودند. در ابتدای سخنرانی مختصر خود به ایام الله دهه فجر و یاداوری شهامت ها و شجاعت های مردم شهید پرور ایران اشاره کرده و خواهان تداوم این ارزش ها در جامعه شدند.ایشان با اشاره به غنای بافت تاریخی اردکان و استعدادهای محیطی و فرهنگی این منطقه تاکید کردند که ایران جزیکی از معدود کشورهای جهان است که در همه جنبه های میراث های طبیعی ، معنوی ، آیینی و فرهنگی حرف برای گفتن دارد که از این نظر در نوع خود بی نظیر است. 

 ایشان ضمن ابراز خرسندی افتتاح و راه اندازی این بازارچه اظهار امیدواری کرد تا با بازاریابی مناسب و استفاده از یک سیستم بسته بندی و پکیجینگ مناسب زمینه عرضه گسترده و اقتصادی این محصولات در سطح کشور را فراهم آورند.

بعد از پایان مراسم افتتاح بازاچه هیات همراه در محل افتتاح و کلنگ زنی هتل و مجموعه تجاری جام جم اردکان حضور به هم رسانیدند. این مجموعه به همت بخش خصوصی اردکان و در نقطه ای مناسب قرار است که بخشی از ظرفیت اقامت و اسکان توریست ها و گردشگران داخلی و خارجی را برعهده گیرد.

در ابتدا اقای علی مصدق سرمایه گذار این پروژه ضمن خیر مقدم و خوش آمد گویی به حضار شمه ای از ویژگی های این پروژه رابرای میهمانان و مدعوین توضیح دادند. این پروژه با توجه به وجود چندین واحد تجاری و اقامتی می تواند کارکرد دوگانه و یا چندگانه ای برای درآمد زایی داشته باشد.

دکتر تابش در این مراسم ضمن تمجید از این اقدام یزدی ها را پیشگام در امور خیریه و فعالیت های خصوصی دانستند. ایشان با اشاره به خاندان برخوردار و دیگر خانواده های خیر مشهور یزدی در کشور ، این خوشنامی در سرمایه گذاری و کمک به اقتصاد کشور را از ویژگی های یزدی ها برشمردند و در ادامه خواهان حمایت های مادی دولت و سازمان میراث فرهنگی برای اینگونه فعالیت های زیرساختی و اقامتی شدند.

دکتر حسینی مکارم در ادامه این مراسم هدف دولت و سیاست اصولی سازمان میراث فرهنگی را در عدم تصدی گری دولتی و واگذاری امور به بخش خصوصی دانست و بر اهمیت موضوع اصل 44 قاونون اساسی و تاکیدات متعدد رهبری در این زمینه اشاره کرد. طی مراسمی نمادین اقایان دکتر تابش و حسینی مکارم به کلنگ زنی این پروژه پرداختند.

بعد از این مراسم هیات همراه بازدیدی از مجموعه پردیسان اردکان داشتند تا در خصوص نهایی شدن تفاهم نامه واگذاری این مجموعه از سوی صندوق احیا به شهرداری اردکان تسریع و سهولت بیشتری صورت گیرد. شایان اشاره است همراه با سفر اقای دکتر حسینی مکارم و هیات همراه ، گروهی از کارشناسان فنی و حقوقی صندوق احیا نیز در اردکان حضور پیدا کردند تا در خصوص آخرین موارد و مشکلات پیش روی این پروژه تفاهم کامل ایجاد شود و این ارزوی دیرینه فرهنگ دوستان اردکانی جامع عمل به خود گیرد.

در پایان برنامه های امروز افتتاح و راه اندازی پروژه های میراثی اردکان اقای حسینی مکارم و هیات همراه از بوم سرای خانه کهفی بازدید و آن را افتتاح نمودند. این خانه نیز به همت بخش خصوصی و مشخصا اقای هادی محمودی اردکانی تجهیز و راه اندازی شده است. اقای حسینی مکارم با اشاره به اهمیت ایت زیست بوم ها و فضای سنتی حاکم بر آنها ، تنوع و تعدد زیر ساخت های اقامتی در بافت های تاریخی را عاملی مهم در جهت جذب گردشگر ارزیابی کرد.

هیات همراه پس از پایان مراسم افتتاح پروژه های میراث فرهنگی برای بازدید از شهرستان میبد راهی این شهرستان شدند.

در ادمه به گزارش تصویری از این مراسم ها توجه فرمایید