به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

۵دی ماه هر سال یاداور یک تراژدی عظیم انسانی و فرهنگی است.فاجعه ای که طی آن ۳۰ هزار تن از همطنان بمی امان دیگر صبح فردا را ندیدند و برای همیشه تاریخ بم را عزادار کردند. صرف نظر از بعد انسانی فاجعه زلزله بم بعد فرهنگی و میراثی این بزرگترین بنای خشتی جهان نیز کم از فاجعه انسانی نداشت.یکی از عظیم ترین و کهن ترین میراث های بشری جهان یعنی ارگ بعد دقایی بعد از این زلزله با خاک یکسان شد و از آن جز تل ها و ویرانه های وسیع چیزی بر جای نماند.علی رغم اینکه در همان فردای روز زلزله سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که ارگ بم بایستی دوباره احیاء و مرمت شود و با وجود تلاش های گسترده ۱۰ سال گذشته هیات های ایرانی  خارجی دیگر ارگ بم ارگ بم نشد و مجموعه حال حاضر ارگ عبرتی شد برای سهل انگاری های مداوم ما ایرانی ها که هیچ گاه علاج واقعه را قبل از وقوع نمی کنیم و مدام باید بلا به سرمان بیاید و منابع انسانی و فرهنگی امان تلف شود و باز هم در خواب غفلت هستیم.

ارگ بم نابود شد و از دست رفت ولی ایا هیچ گونه تغییر نگرش در نگاه ما نسبت به سایر آثار باقی مانده ایجاد کرد؟ پاسخ به این سوال چندان مشکل نیست کافی است به آرشیو سایت ها و رسانه های خبری مراجعه کنید تا ببینید که چگونه بویژه در ۸ سال گذشته آثار تاریخی و فرهنگی کشورمان یکی یکی نابود شدند و صدای هیچ کسی هم در نیامد.و فرداد و فرداهاي ديگر معلوم نيست كه دوباره شاهد چه فجايعي از اين دست باشيم.

راه دوري نمي روم همين نارين قلعه ميبد خودمان كه شايد بعد از ارگ بم بزرگترين سازه خشتي كشور به حساب بيايد . وجدانا در زمينه مقاوم سازي و اقدامات پيشگيرانه براي اين قلعه عظيم چند هزار ساله چه كار كرده ايم.اگر ارگ بم بواسطه ثبت شدن در فهرست آثار جهاني يونسكو داراي رولوه ها و نقشه هاي درست و درمان بود متاسفانه ما هيچ گونه مستند نگاري قوي و دقيق تا كنون براي نارين قلعه تهيه نكرده ايم.به عنوان كسي كه حداقل هفته اي يك بار از اين بنا بازديد مي كنم و مبهوت عظمت و جبروت آن مي شوم ، مي بينم و درك مي كنم كه اين بناي عظيم چند هزار ساله كم كم دارد از درون مي پوسد و هيچ كسي نيز فرياد رسش نيست.ديواره هاي جبهه غربي آن كه به موازات خيابان امام است به شدت آسيب پذير شده اند ، جبهه شرقي اين بنا كه در مجاورت باغ ها و مزارع است بواسطه عدم دقت و ايجاد شيب مناسب براي دفع آب هاي سطحي در حال خورده شدن و تلاشي است.فكر كنم نارين قلعه قبل از اينكه خداي ناكرده بوسيله زلزله اي از بين رود بواسطه كم توجهي و بي مهري ما متلاشي خواهد شد و به قول معروف نارين قلعه نخورده مست است.حجم فعاليت هاي مرمتي و باززنده سازي در اين مجموعه عظيم طي هشت سال گذشته به پايين ترين و يا بهتربگويم در حد صفر رسيده است.هيچ گونه رديف و بودجه اختصاصي براي آن وجود ندارد و پس از كارهاي نسبتا بنياديني كه در اواخر دهه هفتاد توسط خانم دكتر شيباني و هيات همراه صورت گرفته ديگر شاهد هيچ گونه اقدامي براي حفاظت و نجات آن نبوده ايم.

ديري نمي گذرد كه اين بنا و ميراث نياكان ما در برابر چشمان ما آب مي شود و ما همچنان در بي خبري و بي توجهي هستيم.

دوستان ميبدي ، نارين قلعه يك ميراث ملي و جهاني است كه به امانت در نزد شما گذارده شده است ، مجموعه اي است كه حداقل 7000 سال تاريخ و تمدن بخشي از فلات مركزي ايران در لايه لايه آن مدفون شده است.بيايد تا قبل از اينكه انگشت حسرت به لب بگيريم و فعالانه آوار و خرابه هاي آن را برداريم ، با يك برنامه ريزي دقيق و منسجم و كمك گرفتن از تجربيات تلخ گذشته و با استمداد از كارشناسان خبره داخلي و خارجي به داد اين بنا برسيم.

حيف است اين بناي پر رمز و راز كه حافظه تاريخي مردمي است كه چندين هزاره سرفرازانه در اين بخش از كشور ايران روزگار گذرانده اند ، همين طور بدون اينكه كوچكترين اطلاعاتي از آن استخراج شود ، پايمال حوادث و بي توجهي ها ما شود.بياييم و از تبليغات و ادعاي مالكيت و فخر فروشي از اين بنا دست برداريم و دلسوزانه طرحي نو براي نجات و استحكام بخشي آن برداريم.