به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

دشنه ای مرگبار بر پیکر بافت های تاریخی

بدون استثناء در هنگام ورود به شهر های مختلف ایران و در مکان هایی که تبلیغات دیواری کالاها و خدمات شرکت ها و موسسات تجاری و بازرگانی با رنگ های دلنواز و زیبا نقش بسته اند ٬ امکان ندارد شما به نبلیغاتی در مورد انواع و اقسام فلز یاب ها برخورد نکنید که به صورت کاملا قانونی و محترمانه حتی شماره تماس خود را هم در زیر تبلیغات حک کرده اند.شاید در نگاه اول به نظر برسد که این تبلیغات بیشتر درباره فعالیت های معدن کاوی و زمین شناسی است و البته به بیراه نرفته اید و این شرکت ها به صورت مشاوره ای و پیمانکاری در این زمینه فعالیت می کنند ولی این تبلیغات رویه و چهره دیگری نیز دارد ٬ چهره ای مخوف و مرگبار که هیچ گاه شاید ذهن آدمی بدان ها خطور نکند. ولی واقعیت دارد٬ این ابزارهای مهندسی و بعضا زیبا و شکیل که در مدل های جدید آن مجهز به مونیتور های پیشرفته نیز می باشند ٬ مانند ساطورهایی بیرحم در حال سلاخی بافت های تاریخی هستند.البته این اقدامات چیز تازه ای نیست و شاید سابقه آن به فعالیت های اولین مهاجران به قاره نو یعنی آمریکا باشد که بعدها بستر ساز ماجراجویی هایی از قبیل جویندگان طلا شدند که فیلم ها و مستند ها و رمان های متعددی از این فعالیت ها چاپ و منتشر شده اند.

دفینه جویی و گنج یابی در ایران نیز از سابقه ای نسبتا طولانی برخوردار است.و از دوره قاجاریه به بعد می توان نمونه هایی از آنها را در کتب و متون رجال این دوره بویژه در خاطرات و سفرنامه های آنها جست. به چند نمونه از این مطالب که از چند رجال قاجاری استخراج شده توجه فرمایید:

دفینه جویی در متون تاریخی ایران( دوره قاجاریه)

محمد حسن خان اعتماد السلطنه:

در خاطرات مجمد جسن خان اعتماد السلطنه از دوران قاجار به نکات جالب توجهی درباره شروع دفینه جویی و کشف عتیقه بر می خوریم که در قضا زیر نظر مستقیم شاهان قاجار و وبویژه ناصر الدین شاه به انجام می رسیده است.

((شاه ( ناصر الدین شاه) امروز به امین آباد تشریف بردند. آنچه معلوم شد مقصود از رفتن آنجا این بود که از وقتی این گنج در محمود آباد پیدا شده ٬ تمام خیالات مصروف پیدا کردن گنج است.))

((فرانسوی ها در شهر شوش قدیم ٬ که در خوزستان است ٬ زمین کنی کرده ٬ در عمارت مخروبه بهمن دراز دست کیانی خیلی اسباب نفیس ٬ از جمله مجسمات طلا و قوچ های طلا ٬ از خاک بیرون آوردند.))

حاج عبدالغفار نجم الملک

((کاشی های برجسته و معرق خوب در مسجدی در کاشان دیدم . خیلی تماشایی و معتبر است و فرنگی ها و اجنبي ها همان را اقلا دو هزار تومان می خرند و حیف که آخر به هر تدبیر باشن ٬ خواهند برد.))

خاطرات حاج سیاح:

من مملکتی را بدبخت تر و ملتی را ذلیل تر از مملکت و ملت ایران در هیچ جا نديدم.در ممالک دنیا جزیی آثاری از کسی غیر معروف را با کمال اهتمام حفظ می نمایند ٬ هیچ ٬ آثار قدیمه ممالک دنیا را با خرج های بسیار ٬ به ممالک خود حمل می کنند و تاریخ آن را و صاحبان آن را با دقتی محیر العقول کشف و ثبت می کنند و افتخار خود را به این امور می دانند.))

رور کار آمدن سلسله پهلوی مصادف شد با فعالیت های علمی باستان شناسی در ایران. ولی این عامل هم باعث نشد که از روند قاچاق و دفینه جویی کاسته شود و گروه های خارجی و داخلی سازمان یافته به شکلی آگاهانه و مخرب ٬ بسیاری از محوطه های باستانی و تاریخی ایران را درنوردیدند. مجموعه مفرغ های لرستان ٬ بخش های وسیعی از گنجینه زیویه کردستان که بعد ها سر از بازارهای عتیقه فروشی لندن و سایر شهرهای اروپا و آمریکا در آوردند نمونه هایی از این گونه اقدامات هستند.طرفه سخن این که این آثار و اشیاء همینک در شمار گنجینه های موزه های معظمی چون متروپولیتن نیویورک ٬ لوور فرانسه و بریتیش موزیوم لندن قرار دارند و به صورت گالری های اختصاصی و با امکانات حفاظتی چشمگیر نگهداری می شوند.

با آغاز انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران و قطع دست حفاران و کاوشگران اروپایی از ايران و رشد و پرورش تعدادی از باستان شناسان ایرانی ٬ این امید می رفت که از اینگونه اقدامات مخرب جلوگیری به عمل اید یا حداقل حجم و وسعت این فعالیت ها کاهش یابد ٬ ولی متاسفانه بواسطه نبود یک متولی منسجم برای آثار تاریخی و فرهنگی و مشکلاتی تازه از قبیل جنگ و گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن ٬ وضع بهتر نشد که هیچ بدتر هم شد.بیکاری و نبود درآمد مشخص عاملی شد که گروهی به فعالیت هایی از قبیل حفاری و فعالیت های کاوش غیر مجاز دست زنند و با توجه به نبود قوانین سفت و سخت که البته تا به امروز هم این وضعیت ادامه دارد ٬ باعث شد که حجم وسیعی از آثار تاریخی و فرهنگی ایران به تاراج رود و سر از موزه ها و مجموعه های خصوصی دنیا درآورد.

ورود و استفاده از تکنولوژی های پیشرفته در حفاری های قاچاق و نقش آن در تخریب محوطه ها و بافت های تاریخی:

بعد از دوران جنگ و شروع دوران سازندگی در ایران که سعی داشت به سرعت چهره جنگ زده و آشفته ایران را سروسامانی دهد ٬ طرح های عمرانی متعددی در جای جای ایران به انجام رسید که این امر فی نفسه خوب و مطلوب بود ولی از منظر فرهنگی و تبعات حاصل از آن ٬ بایستی به موضوع با زاویه دید متفاوتی برخورد کرد. در جریان بازسازی ها و نوسازی ها در شهر ها و روستاهای ایران که جملگی کهن و دارای شاخصه های فرهنگی بالایی هستند ٬ از گوشه و کنار خبر می رسید که مثلا در هنگام خاکبرداری از منطقه ای برای احداث جاده و راه و یا تخریب منطقه ای قدیمی برای احداث شهرک های اقماری سکونتی در پی یا دیواره این بناها تعدادی خمره و کوزه پیدا شده و در آنها مقداری اشرفی و اشیاء گران قیمت به دست آمده است. البته این اخبار صحت داشت و حتی در محدوده استان یزد و شهرستان اردکان و توابع در مناطقی چون عقدا و احمد اباد به همچین مواردی برخورد شده بود.رواج این خبرها و ورود تکنولوژی های جدید چون دستگاه های فلزیاب که بیشتر برای فعالیت های معدن کاوی مورد استفاده قرار می گرفتند ٬ گروهی از افراد سودجو را بر ان داشت تا با استفاده از این دستگاه ها و استقرار آن در محل های تاریخی و باستانی به خیال خام خود به طلا و اشایاء گرانقیمت دست یابند و یک شبه ره صد ساله ای را بپیمایند.با توجه به بضاعت اندک مجموعه میراث فرهنگی و کافی نبودن امکانات این سازمان در همپوشانی کلیه مظاهر و مرایای فرهنگی ٬ این افراد کار سختی را در پیش نداشته و ندارند و به راحتی و بدون هیچ گونه دغدغه ای با ورد به خانه های تاریخی و حتی تملک آن به فعالیت های غیر مجاز خود می پردازند.این افراد و گرو های سودجو پا را از این هم فراتر نهاده و در مکان های مقدس چون امامزاده های تاریخی و باستانی نیز دست به اقدامات خرابکارانه می زنند.

راهکارها و شیوه های برخورد با این گونه اقدامات خرابکارانه:

بارها گفته و نوشته ایم که مسئولیت حفظ اثار تاریخی و فرهنگی ٬ یک مسئولیت ملی و انسانی است و از مجموعه نحیف و کم بضاعت میراث فرهنگی توقع آن نمی رود که با امکانات محدود مادی و معنوی خود بتواند در خصوص همه این موارد ورود پیدا کند.نگارنده با جمع بندی جمیع جهات ، پیشنهاد ها و راهکارهایی برای مقابله با این هجوم وحشیانه و ناجوانمردانه ارائه مي دهد که به صورت مشخص بدان ها می پردازیم.

الف: همکاری و دلسوزی بیشتر مراجع قضایی و انتظامی با مجموعه میراث فرهنگی:

بنده به عنوان کارشناس میراث فرهنگی بارها و بارها مشاهده نموده ام که نهاد های حمایتی و حفاظتی که بایستی به عنوان بازو و یاریگر میراث در انجام وظایف سخت حفاظت و حراست از یادگارهای باستانی ٬ عمل کنند به صورت مشخص چندان دلسوزی ای ندارند و پرونده های تخلفاتی از این دست را به صورت باری به هر جهت پشت گوش می اندازند و احکام سفت و سختی برای این تخلفات در نظر گرفته نمی شود. البته این عامل می تواند دو شق و علت مهم داشته باشد٬ یکی ضعف قوانین در حوزه میراث که بایستی در نهاد قانونگذاری و خانه ملت یعنی مجلس شوراي اسلامي بدان ها پرداخته شود و دیگری عدم اشنایی ضابطان قضایی با ارزش و اهمیت این آثار تاریخی و باستانی است. این یک حقیقت مسلم است که بسیاری از فرهیختگان و مسئولان حوزه های مدیریت شهری و اجتماعی چندان اطلاع دقیقی از ارزش این گونه اثار چه از لحاظ ارزش تاریخی فرهنگی ٬ چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ تقویت حس همبستگی اجتماعی ندارند و صرفا این بنا های تاریخی را به صورت یک اثری شیک و زیبا که البته گرد قدمت و پیشینگی بر روی انها نشسته می نگرند.و شق دوم موضوع وجود موضوعاتی مهم تر وپیچیده تری ( البته به زعم این مقامات)از قبیل بزه کاری ها و مشکلات اجتماعی است که دیگر فرصتی برای برخورد قاطع و اصولی با موضوعات  حوزه میراث فرهنگی باقی نمی ماند.البته این در حد یک پیشنهاد است ولی میتوان با ایجاد یک شعبه تخصصی و علمی که مسئولان آن دوره های مشخص علمی و عملی را دیده باشند ٬ با این موضوعات برخورد کرد.

ب: لزوم فرهنگ سازی در خصوص ارزش و اعتبار اثار به جای مانده از گذشتگان:

بی شک مردم ایران مردمی فرهنگدوست و عاشق زیبایی و هنر هستند و اگر با آنها با زبانی ظریف و ادبیاتی زیبا گفتگو و دیالوگ شود ٬ به طور قطع درباره حفظ و حراست از میراث گذشتگان و پیشینیان خود پیشقدم می شوند و منتظر اقدامات دولتی و بوروکراسی اداری نمی مانند. در یکی از محفل ها و قرارهای انجمن عزيز حاميان ميراث كهن اردكان نادر پیری دبير زحمت كش انجمن بحثی مطرح کرد که شاید منظور مرا به شکل بهتری بیان کرد. او که یک فرهنگی است و سعی میکند بخشی از زمان کلاس هایش را در خصوص اهمیت فرهنگ و جایگاه آن در رشد و تعالی جامعه بیان کند ٬ نقل کرد که در یکی از کلاس هایش به بچه ها در خصوصارزش و اهمیت اسناد و نوشته های تاریخی گفتگو می کرده و از بچه ها می خواسته که اگر سند و نوشته تاریخی در خانه و یا در نزد آشنایانشان است به صورت داوطلبانه به موزه فرهنگ اردکان اهداء نمایند ٬ تا هم به صورت بهتری حفظ و حراست شود و هم اینکه یادگاری نیک از بازماندگان و گذشتگان به جای بماند. خود نادر اذعان داشت که بعد از چندی اینقدر این حس علاقه در دانش آموزان قوی شده بود که خود آنها به صورت داوطلبانه و بدون هیچ چشمداشتی به این کار اقدام کردند و برایشان این معنا نهادینه شده بود.حالا اگر بیاییم و این کار نیک را در کل جامعه تعمیم دهیم ٬ بسیاری از مشکلات حل می شود و به طور مثال اگر در بافت تاریخی گروهی به صورت غیرقانونی در حال خرابکاری و کاوش برای دفینه هستند با مخالفت اجتماعی روبرو شده و کاری از پیش نخواهند برد.کلاس های اردکان شناسی شاید یکی از بهترین و مهمترین راه کارها در این زمینه است که اگر با حمایت جدی مسئولین و با برنامه ریزی بهتر بتواند برای همه اقشار جامعه با سطح سواد و معلومات متفاوت حرفی برای گفتن داشته باشد ٬ می تواند یک سنگ بنای محکم و شالوده ای اساسی را بریزد.یکی از مهمترین بازخورد های این تغییر فضای فرهنگی می تواند به تغییر نگره افراد به اثار تاریخی و فرهنگی باشد. اگر این فرهنگ سازی ها عمقی و اساسی باشد ٬ دیگر در نظر مردم آن دفینه و سکه احتمالی موجود در بنا یا محوطه گنج نیست بلکه گنج واقعی رنجی است که سازندگان و باشندگان کهنسال ما در قرن ها و هزاره های گذشته در ساخت این مجموعه های زیبا و استثنایی متحمل شده اند و دیگر آن عتیقه باز و قاچاقچی اموال فراهنگی نمی تواند با فریب افکار عمومی برای خود باند ودارودسته ای ترتیب دهد و با متوسل شدن به خزعبلاتی چون طلسم و نقشه و از این جور مزخرفات راهی برای کار خود باز کند. متاسفانه ما از این وضعیت آرمانی خیلی به دور هستیم. مثلا به یکی از آخرین فجایع این قاتلان و هتاکان به میراث فرهنگی اشاره می کنم. مسجد زردک بالاخره نمادی است برای اردکان و در نظر مردم هم از نظر تاریخی و هم از نظر مذهبی مورد احترام و تقدس است.ولی همین بنا بواسطه فقر فرهنگی و مشخص نبودن ارزش فراوان آن برای شهروندان امروزی به چه راحتی مورد تجاوز قرار می گیرد. آنهم در کدام مکان مسجد. ، در محراب آن که شاید مهمترین و تکنیکی ترین بخش هر مجموعه مذهبی است. می گویند از قدیم رسم بوده که پس از اتمام ساخت مسجد و زیارتگاهی ٬ متولیان آن برای تامین هزینه های جاری و تعمیرات آینده مقداری طلا و جواهر و اشیاء گران قیمت را در محل محراب قرار می دادند تا بعدها بتوانند از آن استفاده کنند.حتما همگی اگاهید و می دانید که محراب مسجد از جمله تزیینی ترین بخش های یک مسجد است که در ساخت و اجرای آن چه بسیار مشقت ها بر سر استاد کار و بنای آن آمده است. آیا هیچ عقل سلیمی حکم می دهد که معمار بیچاره ، این گنج موهوم و خیالی را در نقطه ای که بیشترین رنج را متحمل شده جای دهد و همین فقر فرهنگی باعث می شود که محراب گلین این بنا که در شمار زیباترین محراب های گلی مساجد تاریخی ایران است در عرض چند دقیقه فرو ریزد و البته در پشت آن هم هیچ نیست جز آه و نفرین معمار رنج کشیده آن. مشاهده می کنید که اگر سطح فرهنگ جامعه بالا رود ٬ همین قاچاقچی اموال فرهنگی نیز به خوبی متوجه می شود که کار او یک کار بیهوده و ثمن بخس است.

ج: مورد آخر که شاید تکمیل کننده دو مورد دیگر باشد.در فقه و شرع اسلام علاوه بر ضدیت با گناه و بزه ٬ به بسترهای شکل گیری گناه نیز اشاره شده و دستورات اکیدی برای پاکسازی جامعه از نهاده ها و بسترهای گناه شده است. این حکم شرعی را می توان برای حفاظت میراث فرهنگی نیز مورد استفاده قرار داد.فرض مثال در کنار باز روز شهرداری اردکان مغازه ای است که با پررویی تمام بر روی شیشه آن تابلویی مقوایی نصب شده که بر روی ان نوشته ظروف قدیمی شما را خریداریم . کار به جرات و جسارت صاحب این مغازه ندارم ولی نهاد های دخیل در امنیت شهری باید به این گونه بسترهای مبادله و انتقال اموال فرهنگی به صورت غیر مجاز نیز حساس باشند و در بعضی از مغازه های پر رفت وآمد شهر می بینم که تقویم های با عناوین جالب مانند وصیت نامه کورش کبیر و منشور کورش چاپ شده که در انتهای آن شماره تلفن دستگاه های فلز یاب مدرن آمده است. می بینید چه پارادوکس جالبی است و یک گروه که هدف آن غارت اموال فرهنگی است چطور دایه مهربان تر از مادر شده اند.

فرجام سخن:

میراث فرهنگی کشورمان ایران و بویژه شهرمان اردکان در هنگامه ای دشوار قرار دارد.از یک سو برای بسیاری از اقشار جامعه لزوم حفظ و حراست از آن نهادینه و واجب شمرده می شود و از سویی دیگر گرو های غیرقانونی قاچاق عتیقه به نحوی وسیع و پیگیر در حال تاراج کردن و تخریب این اثار هستند.این گونه گروه ها و افراد بی حیایی را تا بدان حد رسانده اند که در ملاء عام و در روز روشن نیت خود را بیان کرده و حتی حاضرند خانه های تاريخی واقع در بافت را برای نیات پلید و بی شرمانه خود تملک کنند و حتی باز هم کار را از این بالاتر برده و از افراد مطلع در حوزه فرهنگ شهرمان نیز خواهان مشاوره هستند. در چنین ام المعارکی(مادر جنگ ها) بین دوستداران میراث فرهنگی و این خبائث چه کسی برنده خواهد شد هیچ چیز معلوم نیست ولی انچه مسلم است ما همیشه ملتی حسرت خور بوده ایم و هنگامی که گنجینه ها و نفائس فرهنگی خود را از دست دادیم ٬ زانوی غم بغل کرده و به چه کنم چه کنم می افتیم.هنگامه سختی است و به امید برتری و غلبه فرهیختگان بر غفلت زدگانی که همیشه خواسته اند یک شبه ره صد ساله بروند. 

در نهايت اينكه ، ما ، اعضاء انجمن حاميان ميراث كهن اردكان ،  درخواست عاجزانه از امام جمعه فرهيخته شهرمان جناب حجت الاسلام و المسلمين حسيني داريم. حضر تعالي كه خود فردي فرهنگي و منتسب به جامعه روحانيت هستيد بهتر از ما به ارزش و اعتبار ميراث هاي تاريخي و اسلامي شهرمان اعتقاد داريد. عاجزانهاز شما در خواست داريم در بخش هايي از خطبه هاي دشمن شكن جمعه به برخي مسائل ميراثي و ايات و رواياتي كه در خصوص باززنده سازي و حفظ و حراست اثار گذشتگان است بپردازيد.

با سپاس محسن ميرجاني ارجنان . عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان.