چگونه تداوم حیات در دشت یزد – اردکان محقق است؟
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
دشت یزد – اردکان حوزه جغرافیایی خاصی است که بواسطه شرایط خاص اقلیمی حاکم بر آن و واقع شدن در قلب فلات مرکزی و محصور در بیابان های وسیع، یکی از سخت ترین شرایط را برای شکل گیری جوامع انسانی از سر گذرانده است. تا پیش از فراگیر شدن تکنولوژی و فن آوری قنات در این دشت، اکثر استقرارها به صورت موقت و مبتنی بر جریانات فصلی ای بوده که از جانب شیرکوه تا چاله عقدا امتداد داشته اند. این آبراهه ها و مسیل های موقتی تنها قابلیت اسکان و اقامت جوامع کوچ رو و باشندگان موقتی را داشته اند. با رواج قنات و کاریز و ایجاد یک منبع آب نسبتا ثابت، به تدریج مناطق شهری و روستائی در گستره دشت یزد – اردکان پدید آمدند. پرواضح است که توسعه و بزرگی و کوچکی هر یک از این جوامع بستگی تام به مقدار خروجی آب قنات و مناسب بودن سایر شرایط زیستی از قبیل منابع خاک مناسب و شرایط اقلیمی است. با مراجعه به متون تاریخی بخش زیادی از آبادی هائی که امروز در استان یزد وجود دارند، محصول ایجاد یک یا چند رشته قنات بوده که توسط خیرین حکومتی و محلی ایجاد شده اند. با توجه به بارش های مناسبی که در گذشته وجود داشته دست کم تا نیم قرن گذشته مدار توسعه ای استان یزد یک مدار متوازن و مبتنی بر پتانسیل های اقلیمی و طبیعی آن بوده است. از سوی دیگر با توجه به موقعیت ویژه استان یزد در وضعیت راه داری و نقطه ثقل بودن برای ارتباطات برون منطقه ای، بخش وسیعی از درامد های ساکنان این منطقه از طریق بازرگانی و تجارت و خدمات و تولیدات صنایع دستی بود که به اقصی نقاط ایران صادر می شد و در منابع تاریخی به نفاست و ارزش آنها صحه گذاشته شده است. از سوی دیگر این دشت هیچ گاه مهاجر پذیر نبود و برعکس گروه های زیادی از نیروی کار آن برای درآمد بیشتر و استفاده از منابع محیطی غنی تر به اقصی نقاط ایران مهاجرت می کردند و در بسیاری از شهر های بزرگ مثل کرج، تهران و غیرو حتی یزدی ها بانی برخی از محلات و یک عامل توسعه ای برای آن منطقه محسوب می شدند. حتی اقلیت زیادی از افراد جویای کار به کشورهای حوزه خلیج فارس می رفتند. اصطلاح "کویتی" همچنان به عنوان یک صفت مشخصه برای این گروه بویژه در منطقه میبد به کار برده می شود.
متاسفانه این شیوه درست و منطقی در مواجهه با اقلیم و جغرافیای یزد که دست کم از دوران ساسانی در این منطقه مورد استفاده قرار گرفته بود، جای خود را به برخورد نادرست و وارد آوردن فشار سنگین به منابع محدود زیستی این منطقه داد. با حفر چاه های عمیق متعدد، بخش زیادی از قنات ها خشک شدند، سرمایه های انباشته شده در خارج از استان به یکباره در صنایعی هزینه شد که هیچ گونه قرابتی با اقلیم و ویژگی های تاریخی و فرهنگی منطقه نداشت، صنایعی پر آبخواه که مانند کسی که به مرض استسقاء دچار است بخش عظیمی از ذخایر آب های زیر زمینی را بلیعیدند. با تداوم این سیاست های غلط و توسعه نامتوازن صنعتی، این دشت که هیچ گاه مهاجر پذیر نبود، به یکباره مقصد سیل عظیمی از افراد جویای کار از سایر مناطق کشور شد. افراد و خانواده هائی با ارزش های متفاوت فرهنگی و اجتماعی، و این وضعیت تا بدانجا ادامه پیدا کرده است که این توسعه های صنعتی بی رویه شده بلای جان این دشت و در حال حاضر با راهبردهایی مثل طرح انتقال آب یک مُسکنی برای این سرطان خطرناک تدارک دیده شده ولی آخر تا کجا این چرخه نامعیوب اشتباه اندر اشتباه تداوم یابد؟
و الان در سال 1396 دشت یزد – اردکان و به طور کلی استان یزد در چه وضعی است؟ استراتژی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت آن به چه سمتی طراحی شده است؟ با تداوم خشکسالی ها و بهره برداری بی رویه از همین ذره اندک از سفره های زیر زمینی آینده حیات و زندگی در این دشت چه چشم اندازی دارد؟
پاسخ به همه این سوالات تنها یک چیز است؟ بازگشت به اصل و ذات و طبیعت حیات در این استان و استفاده از همان راهبردهای تاریخی و ثمر بخش برای کسب ثروت و درآمد و توازن بخشی تدریجی اقلیم و طبیعت برای تداوم حیات در این استان. حال که دیگر نه آبی برای ما مانده و نه هوائی که نفس بکشیم و این یعنی از اصول و اهم های اولیه حیات کم کم داریم محروم می شویم بهتر است که کمی به خود آییم، کمی مسئولیت پذیر باشیم، کمی شتر باشیم و دور را ببینیم.
کمی به دور برخود نگاه بیاندازیم: بافت های تاریخی متنوع و متعدد که یکی از آنها اکنون جهانی شده است و همه دنیا می شناسندش. حقیقتا برای ثبت و معرفی بافت تاریخی شهر یزد زحمات طاقت فرسا کشیده شد و این یک پروسه سختی بود و حالا این ثروت دائمی، پاک و زنده و پویا در اختیار ماست. صنعتی که نه احتیاج به حفر چاه عمیق و هزینه گزاف انتقال آب را دارد و نه آسیب رسان به محیط زیست است و در مقابل مقوم باورهای تاریخی و فرهنگی و سنت های اصیل ماست، فرهنگ، شهر و کشور ما را آنگونه که هست به جهانیان معرفی می کند.
خدا کند که هرچه زودتر شرایط حاد و خطرناک حاکم بر استان یزد را درک کنیم و طوری رفتار کنیم که این سرزمین خورشید بماند و این میسر نمی شود مگر اینکه به الگوهای زیستی اصیل و متناسب با شرایط خاص این دشت برگردیم.
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی