مختصری در خصوص تاریخچه روند های باستان شناسی در استان یزد(قسمت دوم)
در بخش اول این مطلب نگاهی گذرا و کوتاه بر سیر فعالیت های باستان شناسی در ایران انداخته شد و ماحصل بحث این شد که شکل گیری فعالیت های باستان شناسی در ایران مولود فعالیت های استعمارگرایانه اروپاییان بوده و در تداوم این فعالیت های معدن کاوی و بویژه موضوع نفت ٬ کم کم میراث غنی ایران نیز برای اروپاییان و بعد ها امرکایی ها جالب توجه شد و بویژه بعد از جنگ دوم جهانی فعالیت های باستان شناسی در ایران به یک قالب علمی و روشمند تدریجی تبدیل شد.
در ادامه این بحث به صورت اختصاصی به استان یزد خواهیم پرداخت. استانی که با واقع شدن در قلب ایران و محصور بودن در بیابان ها و کویر های متعدد کمتر به چشم محققان باستان شناس آمده است و شایدی یکی از بکر ترین و در عین حال ناشناخته ترین مواضع و مکان های باستانی در کشور ایران به حساب می آید.
این مطلب را می توان از جهات مختلف به بوته آزمایش گذاشت هم از جهت اطلاعات باستان شناختی که تا کنون در کتب مرجع راجع به یزد منتشر شده است و هم از جهت حجم فعالیت ها و کاوش های باستان شناختی در استان یزد. به عنوان نمونه می توان از کتاب باستان شناسی ایران و بین النهرین لویی واندنبرگ بلژیکی آغاز نمود. این شخص در جریان یک بررسی بلند مدت در ایران و بین النهرین به محوطه های باستانی موجود در این مناطق و کم و کیف مواد فرهنگی موجود در آنها اشاره کرده است. نکته جالب در این کتاب بررسی گونه و تاریخچه وار عدم اشاره مستقیم به استان یزد و معرفی حتی یک سایت باستان شناختی در این استان است.
از سوی دیگر تا پیروزی انقلاب اسلامی هیچ گونه کاوش و حفاری مهم و چشم گیری در این استان به انجام نرسیده است در حالیکه در بسیاری از نقاط ایران هیات های خارجی و ایرانی چندین دهه بوده که در امر کاوش در این مناطق فعال بودند و حجم بسیار زیادی از دانسته های ما از باستان شناسی ایران مرهون این فعالیت ها می باشد.از این دست مثال ها در خصوص غربت فعالیت های باستان شناسی در استان یزد به فراوانی وجود دارد و ما می توانیم به موارد متعددی نام ببریم. در این بین شاید تنها مرجع مطمئن و تا حدودی دقیق که به معرفی داشته های تاریخی و فرهنگی استان یزد اشاره شده ٬ همانا کتاب ارزشمند یادگارهای یزد اثر مشترک مرحوم ایرج افشار یزدی و منوچهر ستوده است که این محققین با مطالعه و شناسایی دقیق به معرفی بسیاری از آثار تاریخی این استان پرداخته اند که در حال حاضر بخش اعظمی از این آثار وجود خارجی ندارند و یا تخریب شده و یا اصلا جانمایی دقیقی ندارند.
در ادامه به صورت مختصر و فهرست وار به فعالیت هایی که در این استان در خصوص معماری و باستان شناسی آن صورت گرفته پرداخته می شود:
۱۳۴۸ خورشیدی:شاید نخستین گام در تکوین و شکل گیری فعالیت های باستان شناختی در یزد مربوط به سفر تحقیقاتی مرحوم پیر نیا به منطقه بافق باشد. نامبرده که در استخدام وزارت فرهنگ و هنر ایران بوده در ذکر خاطرات خود از این بازدید علمی از منطقه اشاره می کند که در هنگام بازگشت از بافق و در مسیر بازگشت به یزد مناره مسجد جامع فهرج توجه او را جلب کرده و به ناگاه او را به سمت خود کشانده است. شاید از اتفاقات مبارک همین روانه شدن مرحوم پیر نیا به سمت مسجد جامع فهرج باشد چرا که در همان زمان اهالی محل برای گسترش و توسعه مسجد قصد ویرانی بخشی و یا تمامی بنا را داشته اند که مرحوم پیر نیا با برشمردن اهمیت تاریخی و معماری این بنا باعث جلوگیری از تخریب آن می شود و البته پیش فرض هایی را نیز در خصوص قدمت این بنا ارائه می دهد که بعد ها از سوی اکثر کارشناسان رد می شود . به هر روی متاسفانه تا کنون هیچ گونه فعالیت کاوش و گمانه زنی در این محل برای رد و یا اثبات ادعاهای پیر نیا و دیگران به عمل نیامده و این مسجد و یا مکان عبادی همچنان منتظر کلنگ باستان شناسان است تا رازهای نهانی خود را بروز دهد.
۱۳۶۱ خورشیدی: جعفر مهرکیان(تال بلاغی) محقق و باستان شناسی اداره کل باستان شناسی وقت در سفری به یزد به بررسی های محدود میدانی در مناطق بافق ٬ فهرج و مهریز دست می زند که ماحصل آن خبرنامه ای دست نویس است که در محل مرکز اسناد اداره کل میراث فرهنگی استان یزد نگهداری می شود.از جمله مهمترین محورهای اشاره شده در این بررسی محدود اشاره به اهمیت محوطه غربالبیز مهریز است که او معتقد به پارتی بودن و نیایشگاهی بودن این محوطه است.با توجه به ماموریت محدود نامبرده در یزد ٬ او موفق نمی شود که هیچ گونه فعالیت میدانی را به انجام برساند و در نهایت کل فعالیت او به همین خبرنامه محدود و ناقص ختم می شود.
پایان بخش دوم. ادامه دارد...............

مرحوم محمد کریم پیرنیا

نمایی از مسجد جامع فهرج یزد

استاد جعفر مهرکیان( تال بلاغی)
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی