از اتش سوزي پاساژي در خيابان جمهوري تهران تا تخريب بافت تاريخي اردكان
دي ماه امسال مجموعه اي از حوادث زنجيره اي نه چندان خوشايند در حوزه ميراث فرهنگي استان به وقوع پيوست. حوادثي كه با توجه به رويكرد دولت جديد به حوزه ميراث فرهنگي و انتصاب دكتر نجفي به عنوان رياست اين سازمان اميدوار بوديم كه اتفاق نيفتد يا كمتر بيفتد ولي اين موج عظيم كه تقريبا تمامي استان يزد را در نورديد ، موجي از سرخوردگي و ناراحتي اصحاب فرهنگ را در اين استان بوجود آورد.
در اين پست قصدي به پرداختن به اين موضوع ندارم چرا كه در روزهاي گذشته در صفحات مجازي و مطبوعات و رسانه ها به صورت مفصل بدان پرداخته شده است.
و اما موضوع يادداشت اين پست همانطوري كه از تيتر بر مي آيد ، حاكي از دو رويداد دردناك انساني و فرهنگي است ، دو حادثه اي كه براي چند روز و يا حتي چند ساعت رسانه هاي بي غرض و با غرض خارجي بدان پرداختند. البته موضوع اولي يعني كشته شدن دو زن در حين عمليات امداد و نجات در جريان آتش سوزي از هر نظر مهم تر و دردناك تر بود.
علت اينكه اين دو رويداد را در كنار هم و با واو عطف پيوند دادم نه مقايسه دو رويداد بلكه رفتار و موضع گيري هاي مسئولان امر است كه از قضا در هر دو اتفاق مورد اشاره ، ارگان شهرداري دخيل است ، يكي شهرداري كلان شهري به نام تهران و ديگري شهرداري شهرستان اردكان.
متاسفانه در هر دو واقعه روي داده در اين چند روز گذشته يك وجه اشتراك دردناك و سوال برانگيز به چشم مي خورد و آن اينكه در هيچ يكي خبري از ذره اي نگاه انتقادي و جستجو گر به عملكرد شهرداري و ارگان هاي زير مجموعه آن وجود ندارد.
يكي از شاخصه هاي مديريت در يك نظام اسلامي و بر اساس آموزه هاي الهي پاسخگو بودن مسئول در قبال اتفاقاتي است كه در حوزه زير نظر او به وقوع مي پيوندد.اين موضوع از ايات قران بگير تا كلام معصومين و بزرگان ما ، در همه جا به نحو ملموسي خود را نشان مي دهد. حتي يكي از فراز هاي مهم نهج البلاغه فرمان نامه اي است كه امير المومنين علي عليه السلام خطاب به مالك اشتر تنظيم مي كند و به او شيوه هاي برخورد با مردم و پاسخگو بودن او را گوشزد مي سازد.
متاسفانه با توجه به گذشت چند روز از هر دو واقعه نه تنها هيچ گونه عذر خواهي و قبول كردن تقصير را از سوي اين نهاد هاي حكومتي شاهد نيستيم بلكه حتي در واقعهي آتش سوزي پاساژ خيابان جمهوري تهران ، مسئولان با يك نگاه جبري به اين اتفاقات ، آن را قضا و قدر الهي مي دانند و اين باعث تاسف است كه در هزاره سوم ميلادي هنوز جامعه ما به آن بلوغ و فرهيختگي اي نرسيده كه مسئول يكي از بخش هاي خدمت رسان نه تنها از مردمي كه ولي نعمت او هستند ، عذر خواهي نمي كند بلكه با دستاويز قرار دادن برخي موضوعات ديني اين گونه شعور جامعه را به بازي مي گيرد. قطعا اين مسئول جامعه را مي شناسد كه اينگونه سخن مي گويد و همه را ....فرض مي كند.
متاسفانه شهرداري و شوراي جديد شهر اردكان در همين ماه هاي اول خدمتشان نشان دادند كه اين قبيل موضوعاتي چون تخريب بافت تاريخي آنقدر پيش پا افتاده و حقير هستند كه حتي ارزش يك معذرت خواهي و دلجويي از جامعه فرهنگي شهر را نداشته است. اين اتفاق ناخوشايند از يك سو نشان از ديد ضد ميراثي اين اقايان است و از سوي ديگر آنها به خوبي دريافته اند و روان شناسي مردم نيز دستشان آمده كه متاسفانه ، قاطبه افراد ساكن در جامعه اردكان هيچ گونه اعتراضي به اقدامات آنها نخواهند نمود و در خواب خرگوشي خود فرو رفته اند.و چه زماني بهتر براي اجراي طرح هاي ناشيانهي توسعه اي و تكرار تجربه هاي متعدد بدون اينكه هيچ گونه عبرت و توجهي به روندهاي مشابه گذشته از نيم قرن پيش به اين طرف بشود.
نحوه رفتار با بافت تاريخي در مديريت جديد شهرداري و شوراي شهر را مي توان در يك جمله از ظريفي خلاصه كرد كه اينگونه گفته است:
((همه اتفاقاتي كه براي ما رخ مي دهد يك تجربه است كه بايد ازآن استفاده كنيم ولي واقعا مشكل اينجاست كه اصلا نمي دانيم چه زماني بايد از اين تجربه ها استفاده كنيم.))
به هر روي عدم پاسخگويي شفاف و عذر خواهي رسمي مسئولان شهرداري اردكان نسبت به تخريب هاي انجام شده در بافت تاريخي دو شق دارد:
يكي اينكه اصلا در نگاه كلان آنها به توسعه شهري ميراث هيچ جايگاهي ندارد و اين دوستان در ابتداي راه خود اين موضوع را به عينه نشان داده اند
و دوم اينكه روحيه قبول اشتباه و خطا و شهامت پاسخگويي و عذر خواهي ندارند و فكر مي كنند كه براي يك مقام و مسئول عيب است كه بيايد و صادقانه با مردمي كه او را به عزت و اين جايگاه رساندند بگويد كه يك خبط و اشتباهي روي داده واين خط مشي كلي مجموعه شهرداري و شوراي شهر نيست.
متاسفانه هر دو شق موضوع به ضرر ميراث فرهنگي است و عواقب شومي در بر خواهد داشت.اگر تا ديروز مشكل ميراث فرهنگي مردمي بودند كه خودسرانه دست به تخريب اثار مي زدند حالا يك نهاد رسمي حكومتي هم به اين خيل اضافه خو.اهد شد و مسير را براي پاكسازي كليت بافت هموار خواهند نمود.
به قول معروف هره لق شده است و نمي دانم ميراث فرهنگي مظلوم و بي كس ما دست التجا و دادخواهي به سمت چه كسي دراز خواهد نمود.
نيك مي دانم كه اين چند سطر و انبوهي از نوشته هايي كه دوستان در مظلوميت و بي پناهي ميراث فرهنگي نوشته و مي نويسند به هيچ دردي نمي خورد ولي شايد بزرگترين فايده آن سربلندي امثال ما در پيشگاه تاريخ و نحوه داوري ايندگان خواهد بود ، ايندگاني كه قطعا فرهيخته تر و با دانش تر از ما هستند. ما اين جريده را نوشتيم و به رسالت فرهنگي خود عمل نموديم باشد كه در پيشگاه ايندگان و فرزندان خود شرمنده نباشيم.همچنانكه بانيان تخريب بازار بزرگ اردكان و بسياري ديگر از يادمان هاي اين شهر الان مورد بغض و كينه جامعه هستند ، مطمئن باشيد كه جامعه آينده ما هم بي خيال از اين قضايا عبور نخواهد كرد.
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی