ياداشتي بر مفهوم بافت تاريخي
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر
ديگر تقريبا براي ما عادت شده است كه هر سال و در مقاطعي از سال با برخي خبرها و گزارش هايي در خصوص بافت تاريخي شهرمان مواجه شويم. گزارش هايي كه از سر دلسوزي و ميراث دوستي فعالان اين حوزه منتشر مي شود و در بيشتر موارد هم با جنجال ها و بكش پس كش هايي همراه است كه اكثرا هم بي نتيجه و در نهايت منتهي به چند جوابيه كوتاه و بلند مي شود كه هيچ دردي از كسي در مان نمي كند.ولي ايا به راستي تا كنون هيچ گونه تعريفي مشخص و صحيح از بافت تاريخ ارائه شده است تا بواسطه آن بتوانيم رويكردي مناسب نسبت بدان داشته باشيم.آيا به صرف اينكه يك خانه مخروبه داراي پيشينگي تاريخي است ٬ همين كفايت مي كند تا ما تنها با گفتن اينكه اين يك اثر تاريخي است ٬ قضيه را تمام شده تلقي كنيم و هيچ گونه مسئوليت پذيري در قبال آن نداشته باشيم.در كليه جلسات استعداد يابي كميته هاي شهري در حوزه هاي فرمانداري شهرستان هاي استان يزد ٬ ميراث فرهنگي شده ترمز گيرو متوقف كننده برنامه هاي توسعه شهري بدون اينكه هيچ گونه راه كار مشخص براي مجموعه تحت مديريت خود يعني بافت هاي تاريخي داشته باشد.متاسفانه قوانين حاكم بر حوزه ميراث فرهنگي ٬ قوانيني پويا و به روز نيستند و تاكنون تلاشي هم براي اصلاح اين قوانين صورت نگرفته است.ما از يك طرف انتظار داريم بافت هاي تاريخي ما پويا و زنده باشند و از طرف ديگر هيچ گونه تدابيري براي دسترسي هاي محلي از قبيل آتش نشاني و اورژانس براي آنها ديده نشده است.ما تنها به ايجاد يك پرونده ثبتي راي بافت ها و ابنيه بسنده مي كنيم و در كنار آن اين بافت ها و خانه هاي تاريخي تبديل به مكان هايي براي اشاعه مصرف مواد مخدر و فحشا شده اند.چه عيب دارد كه حريم هاي مورد نظر براي بافت هاي تاريخي مرود تجديد نظر قرار گيرند و اصلاح شوند. مثلا همين حريم كوچه هاي كمتر از ۴ متر كه ميراث با عريض تر شدن آنها مخالف است. دوستان تجربه چند ساله من نشان داده است كه اگر فكري به حال همين حريم هاي مصوب بشود و زمينه اي پيش بيايد كه محدوده بافت تاريخي از نظر ارتباط محيطي به صورت بازتري با مجموعه مدرن شهر ارتباط برقرار كند ٬ خيلي به نفع ميراث است .بارها مشاهده نموده ام كه مالكان خانه هاي تاريخي با تخريب عمدي اصلا كل بناي تاريخي را نابود مي كنند تا ديگر دستاويزي براي ميراث وجود نداشته باشد و ما مي مانيم و بافتي كه روز به روز بواسطه عدم انعطاف پذيري قوانين آن كوچك تر و متروك تر و در نهايت نابود مي شود. مشكل عمده ما در قبال بافت هاي تاريخي اين است كه هيچ گونه برنامه و رويكرد كلان محور درباره آن نداريم و تنها با وضعيت روزمرگي و باري به هر جهت با آنها برخورد مي كنيم . ما همچنان وقت و زمان خود را مي ساييم بدون اينكه هيچ گونه برنامه و هدفي براي چشم اندازهاي توسعه فرهنگي شهر در قبال هجوم صنعتي لجام گسيخته در شهرمان داشته باشيم.
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی