به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

موزه فرهنگ اردكان با هدف معرفي پيشينه فعاليت هاي آموزش و پرورش  و نمايش اسناد تاريخي اردكان از اواسط دهه هشتاد شمسي به همت جمعي از فرهنگيان فرهيخته و بويژه اقاي نادر پيري آغاز به فعاليت نمود.جرقه اوليه اين حركت در مركز تحقيقات فرهنگيان( دبيرستان فارابي سابق ) زده شد.مركزي كه با راه اندازي يك كتابخانه نسبتا پربار و مركز اينترنت آن مامن و ماوا معملماني بود كه سعي داشتند با به روز كردن خود ، رسالت سنگين معلمي را هرچه بهتر و نيكو تر به جاي آورند.با تلاش و پيگيري هاي مجدانه فرهنگيان عزيز و حمايت اداره آموزش و پرورش در نهايت و براي شروع كار يكي از سالن هاي كانون فرهنگي و تربيتي امام خميني اردكان به عنوان نقطه شروع موزه فرهنگ انتخاب شد و دوستان با يك دنيا اميد و ارزو مشغول به تجهيز و نمايش برخي از داده هاي فرهنگي اعم از اشياء منقول و برخي از اسناد متعلق به آموزش و پرورش شدند.بارها شاهد بودم كه بازديد كنندگان از اين موزه هنگام مشاهده اسناد و اطلاعاتي كه در اين مجموعه گرداوري شده بود احساس شگفتي مي كردند و حتي آمادگي خود را براي تقديم برخي از عكس ها و سندهاي مرتبط كه در آرشيو شخصيشان بود اعلام مي داشتند.دفتر يادبود موزه پر بود از تقدير و تشكر بازديد كنندگان از اثار اين موزه . به نظر مي رسيد كه اين موزه با همان بضاعت اندك و مكان فيزيكي محدودي كه در اختيارش گذاشته شده بود توانسته بود خيلي زود جاپاي محكمي را در ميان اهلش باز كند.افرادي مسن و سپيد موي هنگامي كه نامشان را دردفتر كلاس های سال های تحصیلشان مشاهده مي نمودند موجي از فضاي نوستالوژيك وجودشان را در بر مي گرفت و خود را براي لحظه اي هر چند كوتاه در حس و حال آن دوران مي ديدند. اين حركت ميمون و مبارك تا بدان حد موجب تحسين و تقدير بازديد كنندگان قرار گرفته بود كه برخي از مسئولان آموزش و پرورش ساير شهر هاي استان يزد هم خواهان عملياتي شدن اين پروژه در مناطق و شهر هاي خود شدند. استقبال از اين موزه كه به نوعي آيينه تمام نمايي از حوزه آموزش و پرورش از ابتدا تا كنون در اردكان بود حتي مسئولان و بانيان اين موزه را بر آن داشت تا با تحقيق و تفحص در ساير نقاط ايران بتوانند براي طرح هاي توسعه اي آينده اين موزه به ساير نقاط كشور از جمله اصفهان سفر كنند و از حاصل تجربيات موسسان اين موزه براي طرح هاي توسعه اي احتمالي بهره بگيرند. بندگان خدا به هر دري زدند تا روزنه اي براي بهتر كردن وضع موجود فراهم آورند از جلسه هاي متعددي كه با مسئولان ميراث استان يزد گرفته تا تلاش براي ثبت اين موزه در فهرست موزه هاي رسمي كشور همه و همه گوشه اي از اين تلاش هاي خالصانه بود.هيچ كس اين طفل نوپا را آنطور كه بايد و شايد تر و خشك نكرد و راه رفتن نياموخت. به هر دري كه مي زدند صداي موفق و سازگاري شنيده نمي شد. از يك سو مشكلاتي و محدوديت هاي مجموعه آموزش و پرورش اردكان اين اجازه را نمي داد كه آنطور كه بايد و شايد اين مجموعه را حمايت كنند و البته با توجه به ديدكلان نگري كه بانيان اين مجموعه در چشم اندازي بلند مدت طراحي كرده بودند ، اين فضاي فعلي هم جوابگر نبود و نمي شد تا ابد اين همه اسناد و اثار تاريخي در انباري گرد و خاك بخورند و فقط تعداد معدودي از آنها به نمايش درآيند و البته اين بخشي از قضيه بود و در ادامه با توجه به مسائل و حواشي اي كه پيرامون سنگ نگاره هاي مفيدي كه در اين مجموعه به صورت موقتي به نمايش گذاشته شده بود و آن موضوعات تلخ و بي نتيجه در قبال آن منعكس شد ، در حقيقت تير خلاصي بود كه بر ادامه فعاليت موزه فرهنگ در مجموعه كانون فرهنگي و تربيتي امام خميني نشست و از سوي ديگر مجموعه ميراث فرهنگي استان يزد هم آنطور كه بايد و شايد يا بهتر بگوييم اصلا اراده اي براي همكاري با اين موزه نداشت و به نوعي كمك به سر و شكل گرفتن اين موزه را خارج از وظايف تعريف شده خود مي دانست.

به هر روي اين روزها زمزمه هاي بد و نغمه هاي ناسازي در جهت تعطيلي اين موزه غني و پربار به گوش مي رسد كه البته شايد دو طرفه باشد از يك سو مسئولان آموزش و پرورش شهرستان اردكان كه ديگر تمايلي براي همكاري و در اختيار گذاشتن كادر و نيرو براي اين موزه ندارند و از سوي ديگر مسئولان اين موزه و شخص اقاي پيري كه به نوعي ديگر از اين وضع موجود به تنگ آمده اند و مي خواهند عطاي كار را به لقايش ببخشند ولي قبل از هر تصميم عجولانه و خسارت بار ، به عنوان يك شهروند اردكاني لازم مي بينم كه نكاتي را خدمت دوستان عرض كنم شايد مفيد فايده بيفتد و هريك از طرفين به اضافه مسئولان شهرستان و استان كمي واقع بينانه تر و آينده نگر تر از قبل به اين موضوع نگاه كنند.

1: موزه فرهنگ يك ميراث جمعي و متعلق به همه نسل هاي شهروندان اردكاني است.اين مجموعه شايد در قالب آكادميك و موضوعي يك موزه است ولي در حقيقت نمايشگر يك عمر تلاش و مجاهدت انسان هايي است كه بواسطه تلاش مجدانه خود نام هاي بزرگي را بر تارك فرهنگ و انديشه اين سرزمين نشانده اند.نام هايي چون سيد محمد خاتمي رئيس جمهور اسلامي ايران ، دكتر حسين محبوبي اردكاني استاد تمام گروه تاريخ دانشگاه تهران و نويسنده كتاب پرارج تاريخچه موسسات علمي در ايران كه در سال 1368 شمسي كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد ، دكتر رضا داوري اردكاني عضو پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي و معتبر ترين فيلسوف حال حاضر ايران ، مرحوم آشيخ علي بهجتي معلمي اديب و بزرگوار كه هنوز دم مسيحاييش در گوش محصلان و دانش آموختگانش چون نفخ صور آنها را به تكاپو و انگيزش وا مي دارد و خيل ديگري از اساتيد و بزرگ مردان اين ديار .

2: موزه فرهنگ حال چه در قالب يك نهاد تخصصي يعني موزه بدان نگريسته شود خواه به مثابه يك مكان براي نگهداري و حفظ خاطره هاي جمعي باشندگان و ساكنان اردكان ، مجموعه اي است پويا و قابل گسترش و توسعه به طوري كه حتي اسناد آموزش و پرورش يك سال قبل نيز قابليت به نمايش گذاشته شدن در اين مجموعه را دارد و اين خود يعني يك مركز آمار موجود و در دسترس براي نقد و بررسي عملكردهاي گذشته و استفاده از نتايج آن در فعاليت هاي آينده مجموعه آموزش و پرورش. در حقيقت موزه فرهنگ يك بانك اطلاعاتي غني از مجموعه اطلاعات گوناگون از عكس و تصوير گرفته تا نموداري از افت ها و پيشرفت هاي آموزش و پرورش از ابتدا تا كنون.با آناليز و بررسي اين مجموعه عظيم اطلاعات مي توان به چه راهكارهاي مهم و بنيادين در حوزه آموزش و پرورش دست نيافت.

3: ضمن تقدير و تشكر از مجموعه آموزش و پرورش اردكان كه در اين چند ساله انصافا حمايت هاي بي شائبه اي در به بار نشستن اين نهال نوپا يعني موزه فرهنگ اردكان داشته اند ، حال كه اين نهال نوپا ريشه گرفته و ساقه و برگ گسترانيده بقيه سازمان ها و ارگان هاي شهر دست به دست هم بدهند و زميني بارورتر و عرصه اي وسيع تر را براي ريشه يافتن عميق تر اين موزه در دل ها و قلوب همشهريان ايجاد كنند.از آنجا كه موضوع تعليم و تعلم به گفته معمار كبير انقلاب اسلامي عبادت محسوب مي شود و نسل گذشته و حال و آينده ما بواسطه قوي و يا ضعيف بودن روند آموزش و پرورش مي توانند به تعالي يا انحطاط برسند ، ضرورت يك اقدام انقلابي و موثر براي ساماندهي و تجهيز اين موزه از اوجب واجبات است.اين موزه بر خلاف بسياري از موزه هاي ديگر با موضوعات متفاوت نه تنها نشانگر يك تاريخ و تطور است بلكه مانند جرياني سيال پيش رونده و ايده ساز است.

4: هر سال چه بودجه ها و امكاناتي براي بررسي برخي معضلات و واكاوي برخي مسائل اجتماعي هزينه مي شود كه البته اغلب هم به نتايج لازم منتج نمي شود و اين در حالي است كه موزه فرهنگ مي تواند با تجميع و دسته بندي تحولات آموزشي گذشته تا كنون كه بنيان اصلي شكل گيري شخصيت و تفكر انسان ها است ، به بسياري از مشكلات جامعه كمك كند. در حقيقت موزه فرهنگ مانند يك دايره المعارف با مدخل باز است كه هر ساله و بدون محدوديت حجم عظيمي از اطلاعات را در خود جاي دهد.

5: بايد كمك به توسعه و سامان دهي موزه فرهنگ را چيزي در حد احداث مسجد ، حسينيه و تكيه دانست چرا كه اگر اين مكان هاي مقدس مايه تعالي و ترويج معارف دين هستند ، موزه فرهنگ نيز با توجه به اهداف مقدسي كه در آن نهفته است قابليت انسان سازي و تعالي جامعه را دارد. بي ترديد اگر خيرين و انسان هاي نيكوكار با اهداف مقدس اين موزه كه همانند نقشه­ي راه مطمئني مسير درست هدايت فرزندان آنها را ترسيم مي كند ، آشنايي پيدا كنند ، خود به صورت داوطلبانه و البته با هدايت مسئولين امر اين وظيفه مقدس را به جاي خواهند اورد و كمك خواهند نمود تا فضايي در خور اين مجموعه در نظر گرفته شود.

6: و مورد آخر اينكه اردكان شهري فرهنگي است و در تمام ايران اين شهر را به انبوه متفكران و عالمان آن مي شناسند. اين سخن من حتي در كلام مقام معظم رهبري حضرت ايت الله خامنه اي نيز متبلور است كه ايشان اردكان را جايگاهي حتي فراتر از يزد از نظر علم پروري دانسته اند.پس حيف نيست تا يك مجموعه اي ابرومند و در خور شان شهر فرهنگي امان براي به نمايش گذاشتن اين تالار افتخارات در دستور كار مسئولان قرار گيرد.

با تشكر از جناب اقاي نادر پيري و جواد اقاي بهجتي كه برخي از اطلاعات را در اختيار اين حقير قرار دادند.

محسن ميرجاني ارجنان عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان  

دوستان عزیز عاجزانه از شما تقاضا مندیم با گذاشتن کامنت های خود ان شالله یک کمپین حمایت از موزه فرهنگ اردکان شکل بگیرد ٬ پس دریغ نفرمایید.