بررسي هاي باستان شناختي ميبد دريچه اي نو به باستان شناسي استان يزد
به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر
بررسي هاي باستان شناختي ميبد دريچه اي نو به باستان شناسي استان يزد
مقدمه: استان يزد را بايستي يكي از ناشناخته ترين مناطق ايران از منظر باستان شناسي دانست. اين منطقه با توجه به دارا بودن آثار و بقاياي فرهنگي بواسطه عواملي چون دور بودن از حوزه هاي اصلي باستان شناسي ايران و شرايط آب و هوايي سخت و دشوار هيچ گاه مورد اقبال باستان شناسان داخلي و خارجي قرار نگرفته است و هرآنچه كه در خصوص قدمت و پيشينه اين منطقه در ادبيات باستان شناسي ايران تا كنون مطرح گرديده بيشتر بر مبناي كتب و متون تاريخي و البته مقداري هم خيالبافي هاي افسانه گونه بوده است.البته به اين دلايل بايستي تفكر معماري محور حاكم بر مجموعه ميراث يزد و نبود كارشناسان قابل و ورزيده را در گذشته اي نه چندان دور اضافه كرد. يكي از مهمترين دلايل و توجيهات براي وضعيت توصيف شده در بالا فقدان و نبود يك بررسي و شناسايي روشمند و علمي بود كه تا كنون در استان يزد به انجام نرسيده و براي اولين بار در دو حوزه ميبد و ابركوه عملياتي شد.تا پيش از آغاز اين بررسي ها شايد مهمترين اقدامات صورت گرفته در حوزه باستان شناسي استان يزد كاوش هاي خانم ازرميدخت اسفندياري در غربالبيز مهريز و دو فصل كاوش و ساماندهي در محوطه نارين قلعه ميبد توسط خانم شيباني و همكاران ايشان بوده كه اين دو مورد هم در مبحث اطلاع رساني و آگاهي جامعه باستان شناسي از دستاوردهاي اين كاوش ها چندان مورد توجه نبوده اند.به هر روي اولين پروژه بررسي و شناسايي باستان شناسي در استان يزد در سال 1389 در ميبد و ابركوه كليد خورد و نتايج حاصل از آن نشان داد كه استان يزد و بويژه شهرستان ميبد از چه قابليت هاي تاريخي و فرهنگي برخوردار است. تا قبل از اين بررسي و شناسايي به صورت خيلي خوش بينانه مي توانستيم شواهدي هرچند ناقص و مبهم از دوره هاي تاريخي را در بخش هايي از استان يزد نام ببريم كه البته آن هم در حد حدس و گمان بودند و پايه و ريشه علمي چندان محكمي نداشتند. كشف و شناسايي محوطه هاي پيش از تاريخي و دوران عصر سنگ در شهرستان ميبد كه در واقع نتيجه و فرجام بررسي هاي باستان شناختي بود ، نشان داد كه تا چه حد استان يزد و مناطق مختلف آن در گمنامي و عدم شناسايي قرار دارند و اين كشفيات آنچنان تكان دهنده و بنيادي بود كه شايد بتوان بواسطه آنها به بسياري از معضلات باستان شناسي در فلات مركزي ايران پاسخ داد.با حول و قوه الهي دومين فصل از بررسي و شناسايي باستان شناسي نيز در ميبد در سال 1391 به انجام رسيد و در ادامه شواهد فرهنگي فصل اول ، در اين فصل كاري نيز به شواهد جالب توجهي از فرهنگ هاي پيش از تاريخ ميبد دست يافته شد.با توجه به گسترده و تخصصي بودن نتايج اين بررسي ها ، تنقيح و واكاوي نتايج آن را به مجالي ديگر واگذار مي كنم و تنها به اين نكته بسنده مي كنم كه ساير نقاط استان يزد من جمله شهر ستان اردكان نيز داراي قابليت هاي تاريخي و فرهنگي منحصر به فردي هستند كه با انجام بررسي هاي باستان شناختي در اين مناطق نيز چه بسا به نتايج جالب توجه و مهمي در خصوص پيشينه فرهنگي و تاريخي استان بتوان دست يافت.البته اين پروژه هاي بررسي و شناسايي تنها زماني مي تواند به نتايج قابل توجهي دست يابد كه مسئولان استاني و شهرستاني نيز استين همت را بالا زده و با حمايت از اين حركت هاي فرهنگي باعث دلگرمي هيات هاي باستان شناسي شوند و ما دقيقا اين مورد را در خصوص شهرستان ميبد شاهد بوديم و جا دارد در همين مجال اندك از زحمات مجموعه فرمانداري ميبد و فرماندار فهيم و فرهنگدوست آن جناب آقاي رجايي تقدير و تشكر نمايم كه با مساعدت هاي ويژه چون واگذاري وسيله نقليه و حمايت هاي معنوي باعث پشتگرمي ما در طي كردن اين راه دشوار بودند.امروزه روز و با توجه به كشفيات مهمي كه در حوزه ميراث فرهنگي ميبد و استان يزد به دست آمده كم كم مي توان براي يزد نيز جايگاه قابل قبولي در مطالعات باستان شناسي ايران در نظر گرفت. جايگاهي كه به سالها نخوت و ركود در اين حوزه پايان داده و مي رود تا با انتشار گزارش ها و مقالات علمي در اين خصوص به برخي از معضلات و ابهام هاي اساسي در اين حوزه پاسخ گويد.
محسن ميرجاني ارجنان كارشناس ارشد باستان شناسي و عضو انجمن حاميان ميراث كهن اردكان
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی