به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

کسانی که هم سن و سال من هستند زمان جنگ رو خیلی خوب به یاد دارند. دوران سختی که بیشتر پدر و مادر های ما آن را با گوشت و خونشون حس کردند و اجازه ندادند زیاد به ما فشار بیاد.تو اون دوران چند تا شخصیت بودند که مدام تلویزیون اونا رو نشون می داد که خیلی حس بدی نسبت بهشون داشتم . خانم مارگارت تاچر تنها نخست وزیر زن تاریخ بریتانیا یکی از اون ادم بدای دوران کودکی من بود. خیلی ازش بدم می اومد بویژه وقتیکه کنار رونالد ریگان در ژست های تبلیغاتی برای جنگ ایران و عراق نقشه می کشیدند.خوب یادمه برنامه های طنز اون دوران شعر ها و شعارهایی برای این دو شخصیت درست کرده بودند مثل خلیج فارس ایران محل دفن ریگان یا یک فولکولور و شعر طنزی که ترجیع بند او جمله ای بود تحت عنوان (( خانم تاچر مال گورهه)) که داریوش کاردان اون رو اجرا می کرد.

کاریکاتورهای روزنامه های و مجلات اون دوران خانم تاچر را به صورت یک زن خون اشام ترسیم می کردند که از دهانش خون می چکد و این در حالی بود که هر روز در گوشه گوشه مملکت ما پیکر شهیدی بر دستان مردم تشییع می شد و آن حس نفرت را مضاعف می کرد.

صفحه های دارتی که با تصاویر ریگان و صدام و مارگارت تاچر در هنگام مراسم هایی مثل سیزده آبان و ۱۶ آذر و هفته دفاع مقدس از تصاویری است که هیچ گاه از ذهن همدوره ای های من نخواهد رفت و البته باید اضافه کرد به شعارهای پرطنینی که مسئول شعار آن روزهای ما  یعنی سید رضا حسینی نژاد که تازه هنوز اول کارش بود و انصافا هم پرانرژی این وظیفه را به انجام می رسانید.

حالا که از اون دوران فاصله گرفتم می بینم که در وادی سیاست تنها و تنها آنچه اهمیت دارد منافع جمعی و ملی هر ملت است بر این مبنا این خانم تاچر هم درست در همین مسیر گام بر می داشت یعنی همان شعار بریتانیای بزرگ که تفرقه بینداز و حکومت کن وشاید با درک این موضوع دیگه اون نفرت گذشته رو از او نداشته باشم و از مرگش احساس خوشحالی نکنم که پشت سر مرده اظهار شادی کردن و حرف زدن چندان در قاموس جوانمردی نمی گنجد.