اوباما شخصا دستور قتل و سر به نیست کردن مخالفان آمریکا را به هواپیماهای بی سرنشین می دهد.
این تیتر خبری بود که امروز از رسانه های جهان مخابره شد.نمی دانم در خصوص این خبر چه موضعی باید گرفت و چگونه آن را برداشت کرد.یک فردی که رئیس جمهور مهد دمکراسی جهانی است و بدون اینکه دادگاه و هیات حاکمه ای در کار باشد فقط و فقط به ظن اینکه فلان فردی طرفدار القاعده است و یا اینکه با مواضع امپریالیستی امریکا مشکل دارد بایستی از صحنه روزگار محو شود.این اقدام اوباما ادم را یاد ضرب المثل مرگ فقط و فقط مال پسر همسایه یا خود همسایه است می اندازد.واقعا زمانه غریبی است این حقوق بشر و ملزومات و مخلفات آن هم شده چوب دو سر طلا هرجا که بخوان کسی یا کشوری را محکوم کنن می گویند که دارد نقض حقوق بشر در این کشورها اتفاق می افتد و هرجا هم که منافع آنها در میان نباشد حقوق بشر بی حقوق بشر.این تناقض ها و این دوگانگی ها آنچنان نخ نما و روتین شده است که دیگر حتی خود جامعه آمریکایی نیز نسبت به این قضایا بی تفاوت شده اند و شاید یکی از مهمترین علل اوج گیری جنبش ۹۹ درصدی وال استریت همین تفسیرهای منفعت طلبانه از قوانین و نوامیس بشری باشد.در عصر مدرنیته و ماشین و امکانات انسان و جامع انسانی از هر منظری که پیشرفت و تعالی داشته قطعا از منظر مناسبات انسانی و الهی به شدت از ذات و کنه خود فاصله گرفته است. ادمی متحیر می شود که ایا ان ژست های مردم واری و ساده انگارانه این ابرقدرت ها را باور کند و یا این تصمیمات مغرورانه و مزورانه آنها را و این گونه است که چرخه جرم و جنایت تا ابد به حیات خود ادامه خواهد داد چرا که در این دو ضلع قربانی و قصاب همیشه عقده ها و گره های عاطفی از فجایع پیش گفته باز می ماند که خود تبدیل به نقطه شروعی برای خونریزی های بیشتر و مخاصمات احتمالی آینده خواهد شد.و این است تقدیر محتوم جوامع بشری در عصر تکنولوژی و پیشرفت.
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی