به بهانه توهين شاهين نجفي به ساحت مقدس امام علي النقي(هادي)
به نظر مي رسد در وضعيت كنوني جهان هرچيز و هر جرياني در مسير درست خود حركت نمي كند و بسياري از مباني اصولي و بنيادي بسياري از امور به بوته فراموشي سپرده شده و آنچه كه مهم است تنها و تنها مشهور شدن و معروف شدن به هر صورت و هر وجهي.
حكايت شاهين نجفي نيز از اين دست افراد و نحله هاي فكري است . فردي كه در جريان انتخابات ۱۳۸۸ در ايران به يكباره از يك خواننده معمولي زير زميني و پاپ خوان به يك اسطوره و قهرمان تبديل شد و از ايران خارج شد و در المان سكونت گزيد. فكر مي كنم اين يك اصل بديهي براي هنرمندان مهاجر ما باشد كه بايستي در همان وهله اول خوش خدمتي و نوكر مابي خود را به اربابان و كساني كه او را براي مقاصد شيطاني خود پناه داده اند ، نشان دهند. اين بنده خدا هم البته خارج از اين دايره نبود و با برگزاري كنسرت ها و شيوه تاثير برانگيز اجراهاي خود به شكلي وسيع به تبليغ عليه ايران پرداخت. البته تا اينجاي كار مي توان اين روند را يك روند روتين ناميد كه براي همه خوانندگام كم و بيش قابل تعميم است ولي اثر جديد اين فرد بي اخلاق و بي ايمان چيزي فراتر از اين رفتارها بود و او را يك شبه به سلمان رشدي دوم در نزد مردم ايران معروف كرد. بازي با حيثيت و ناموس يك گروه مذهبي در هيچ كجاي دنيا پسنديده و پذيرفته نيست و اين فرد با ارتكاب به اين اقدام نه تنها همه راه هاي بازگشت خود را قطع كرد بلكه از اين روزها تا پايان عمر منحوس خود بايستي از هر سايه و هر فردي ترديد و حذر كند كه مبادا ان فرد اجرا كننده حكمي مقدس و الهي بر عليه او نباشد.شاهين نجفي سرگذشت و حكايت تو حكايت افرادي است كه نه رويي در غربت و نه چشم اميدي در وطن دارند و اينجا است كه كلام سيد الشهدا تبلور مي يابد كه اگر دين ندارين لااقل آزاده باشيد كه البته از اين كلمه ازادي فقط و فقط معناي پوشالي و ظاهري آن باقي مانده است.
علاقه مند به حوزه میراث فرهنگی