نگاهی به آخرین اثر مهدی یزدانی خرم

من منچستر یونایتد را دوست دارم

مهدی یزدانی خرم هم ورودی من در دانشگاه تهران بود و رشته ادبیات فارسی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده بود. از همان ابتدای تحصیل معلوم بود که از خانواده ای متنفذ و ریشه دار است. خوش لباس و همیشه پیپ به دست در فضای دانشکده که توجه هر کسی را به خودش جلب می کرد. آن اوائل مطالب پراکنده ای از او را در روزنامه های اصلاح طلب دیده بودم و بعد از فراغت از تحصیل بود که به یکباره او دست به یک دگرگیسی و نواوری خلاقانه در کارهایش کرد و در بسیاری از نشریه های مهم ادبی . تاریخی و اجتماعی یا به عنوان دبیر و یا به عنوان یکی از پایه های این سرویس ها رخ می نمود.به صورت حرفه ای و جدی کار خود را در ویژنامه همشهری اوائل دهه هشتاد که انصافا هم بسیار پربار بود آغاز کرد و بعد ها به روزنامه شرق پیوست و تا به امروز که شاید نامی بسیار آشنا در عرصه ادبیات و نقد می باشد. جناب یزدانی خرم در جدید ترین رمانش که دومین اثر او نیز به حساب می آید باز هم به دغدغه هایش و یا شاید یک شخصیت تیپیک از یک دانشجوی عصیانگر و روشنفکر بوده است پرداخته و به گمان من که در دانشکده ادبیات همپای او و نسل او قدم زدیم و سیگار کشیدیم و در بوفه دانشکده به بحث های اجتماعی و سیاسی پرداختیم سوژه های دور از انتظار نیست. به نظر من رمان من منچستر یونایتد را دوست دارم یک مانفیست اجتماعی از دوره و زمانه ماست با کد های و ادرس های مشخص و سر راست که در جامعه به صورت فراوان نمونه های متعددی از آنها را سراغ داریم. رمان مذکور بواقع با شکستن حصر زمان و مکان به یکسری واقعیت های محتوم اجتماعی در دوران معاصر ایران می پردازد . نگاهی به تنوع شخصیت ها و ایتم های خلق شده نشانگر این واقعیت می باشند.به هر روی روایت زیبای مهدی یزدانی خرم از دربدری و سرگشتگی دانشجوی تاریخ که نمادی از الگارشی و آشوبی است که در تاریخ به معنا و مفهوم کلی آن است خواندن این رمان فارسی که برخلاف رمان های زرد ایرانی با طعمی گس و بعضا تلخ در کام خوانند می نشیند ُ می تواند حداقل برای تغییر ذائقه ما خوانندگان ایرانی ولو اینکه کام ما را تلخ کند ُ بسیاری سودمند ، باشد.