به نام خداوند بخشاسنده بخشایشگر

در یک تعریف کلی میراث فرهنگی را بایستی کلیه مظاهر مادی و معنوی دانست که حاصل فعالیت و تجربه انسان ها از گذشته تا به امروز هستند.با توجه به این تعریف نسبتا کلی یک قطعه کوچک ابزار سنگی عصر پارینه سنگی تا بزرگترین ابنیه در این فهرست قابل ردیابی و مطالعه هستند.

برخی از میراث های بشری جنبه تخصصی و درون حوزه ای دارند مانند مطالعات و پژوهش در مورد سفال و یا یک معماری منسوخ شده و برخی از مظاهر میراث فرهنگی به شکل سلسله وار و بسیار پیچیده با زندگی دیروز ٬ امروز و فردای بشر مربوط هستند.از جمله این مظاهر میراث فرهنگی قنات ها و کاریزهایی هستند. این میراث کهن که یکی از بزرگترین ابتکارهای بشر برای غلبه بر کم آبی و انتقال آب به مناطق خشک بوده ٬ امروزه بواسطه دخل و تصرف های شدید و گسترده در منابع آب های زیرزمینی در خطر نابودی کامل قرار دارند. بسیاری از قنات ها که تا چند وقت پیش ذارای دبی آب فراوان بوده اند ٬ امروزه یا اکثرا فوت شده اند و یا به صورت قطره چکانی به حیات خود ادامه می دهند. در این پست برآن نیستیم که چرا و به چه عللی این چشمه های حیات قدیمی و دیرین یک به یک در حال خشکی و نابودی هستند بلکه بیشتر هدفمان بر این واقع شده است که به اثرات سویی که این خشکی ها بر بافت های تاریخی و سایر میراث فرهنگی مرتبط با موضوع قنات بپردازیم.

همانطور که همه واقف و آگاه هستیم قنات ها و کاریزها از جمله ساختارهای معماری آسیب پذیر بوده و از گذشته های دور استاد کارانی موسوم به مقنی ها ٬ مسئول رتق و فتق و لایروبی آن بوده اند.هنوز هم در دشت وسیع یزد - اردکان شواهدی از کمه ها و بوکن هایی قابل مشاهده است که در گذشته های نه چندان دور محل بیتوته قنات کارانی است که چند ماهی از سال را در این نقاط زیست می کردند که این موضوع نشان از اهمیت حفظ و حراست از قنات به شمار می رود.با کم شدن میزان دبی اب این قنات ها که بیشتر بواسطه حفر چاه های مجاز و غیر مجاز بودند و هچنین موج رشد صنعتی و مدرنیزاسیون در مناطق وسیعی از ایران بعد از عصر رضاخانی ٬ قنات ها کم کم آن نقش پررنگ گذشته خود را از دست دادند و یکی یکی خشک شدند و از کارایی افتادند و یا بعضا تبدیل به چاه های دفع فاضلاب های شهری شدند.با توجه به سیر حرکت این رشته قنات ها که اکثرا از زیر بافت های تاریخی عبور می کنند و وجود سرداب ها و آب انبارهای خانگی در خانه های تاریخی دلیلی بر این مدعاست ٬ خطر واقعی و جنبه میراثی قضیه از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.بگذارید واضح تر و دقیق تر در مورد این موضوع صحبت بکنیم. هنگامی که قنات ها از حیز اتفاع می افتند و یا اینکه به مجرایی برای انتقال فاضلاب تبدیل می شوند به شدت آسیب پذیر شده و خطر واریزها و فروریختن بدنه و دیواره آن به شدت زیاد می شود چرا که در فقدان گردش منظم اب در داخل این شریان های زیرزمینی بافت رسی و آهگی دیواره قنات شروع به پوسیدگی کرده و کم کم از یکدیگر جدا می شوند و این جدی ترین خطری است که بافت های تاریخی را که بر روی این رشته قنات ها جانمایی و مستقر شده اند را تهدید می کند.من به عینه چندین مورد از این نشست ها و واریزها را در محلاتی چون کوچک میبد دیده ام که به شکلی دلخراش بخش هایی از بافت های تاریخی میبد را بلعیده اند.و از ان بدتر اقدامات نابخردانه مسئولین امر است که با خالی کردن حجم وسعی از شن و ماسه در داخل این حفره ها ٬ تنها به این مُسکن بیهوده بسنده می کنند ٬ شاید برخی ندانند ولی علت قطعی آب قنات قطب اباد اردکان که اخیرا فعالیت آن دچار وقفه شد ٬ همین موضوع بود.این امر یعنی گسترش خطر واریز قنات ها ٬ امری محتوم و غیر قابل برگشت است و اگر فکر عاجلی برای آن نشود قبل از اینکه بافت تاریخی اردکان و میبد بوسیله سودجویان و زمین خواران نابود شود ٬ به این شیوه از بین خواهد رفت و چه بسا ما در اینده با خطرات جانی ناشی از این واریزها که خودمان هم مسببش بودیم روبرو شویم. در حال حاضر محلاتی چون چرخاب اردکان و مهرجرد و کوچک میبد در لبه تیغ این تهدید قراردارند و بیش و کم عوارض این فاجعه بزرگ در این مناطق رخ نموده است.

سخن پایانی:

مسئولین محترم ٬ موضوع قنات ها دیگر موضوع بادگیر و بافت تاریخی نیست که با بی خیالی شماها رو به نابودی هستند و کک کسی هم گزیده نمی شود ٬ بلکه موضوعی است که با سلامت و جان و مال مردم ارتباط نزدیکی دارد ٬ به هیچ روی نمی توانید بیخیال باشید و اگر غفلت کنید باید جوابگوی تلفات مالی و جانی باشید که دامانتان را خواهد گرفت ٬ مسئولان شهرستان های اردکان و میبد بیایید تا دیر نشده یک برنامه نجات بخشی و با نظر کارشناسان حوزه قنات به اجرا در بیاورید و لااقل از انتقال حجم وسیعی از فاضلاب های شهری به داخل این رشته قنات ها جلوگیری کنید که این دیگر موضوعی صرفا میراثی نیست و نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد