به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

واقعه آتش سوزي در كلاس درس يكي از روستاهاي پيرانشهر آنقدر تكان دهنده و فجيع است كه دل هر انسان آزاده اي را به درد مي اورد. امروز كه عكس هاي تشيع جنازه دخترك معصوم پيرانشهري را مي ديدم ناخوداگاه بغضي تلخ راه گلويم را بسته بود. يك لحظه به دانيال پسرم فكر كردم ، و خودم را جاي والدين آن عزيز از دست رفته گذاشتم. حتي خيالش هم برايم غير قابل تحمل بود. با اين بدبختي و مصيبت و با مرارت هاي فراوان بچه ات جگر گوشه ات را بزرگ كني و از آب و گل دربياوري و بعد در جايي كه ديگه خيالت راحت است و فكر مي كني فرزندت در محيط امن آموزش و پرورش دارد كسب علم مي كند ، ناگاه بهت خبر دهند كه نوگلت پرپر شده است.واقعا به قول امير المومنين اگر انسان آزاده اي با شنيدن اين خبر جان از كالبدش خارج شود باز هم كم است.خداوند به بازماندگان اين نوگل هموطن صبر عنايت فرمايد. و اما بعد ما كه مدعي پيروي از مكتب اميرالمومنين هستيم چرا فقط در زبان و حرف ؟ بگذاريد صريح تر سخن بگويم و بنويسم. امير المومنين آن هنگام كه به تعبير او مردمان چون اشتران رميده او را در احاطه خود گرفته بودند تا با آو بيعت كنند و حكومت را از آب بيني بز نيز بي ارزش تر مي دانست ، فقط و فقط به خاطر اينكه عدالت را در جامعه پياده كند حاضر به پذيرش اين مسئوليت خطير شد و حاشا و كلا كه در اين 4 سال و اندي لحظه اي از ارمان و ميثاقش دست نشست. او تاكيد داشت كه اگر بيت المال جامعه مسلمين را مهر و كابين زنانشان كرده باشند ، آنها را به بيت المال مسلمين باز گرداند. اين بزرگترين مجسمه عدالت بشري به تعبير جرج جرداق نويسنده مسيحي و فقيد لبناني اين گونه امر حكومت و زمامداري را تعبير و تفسير مي كرد. حالات و روحيات او را در جريان تعرض بسر بن ارطاط عامل معاويه به شهر انبار و خبر درآوردن خلخال از پاي دخترك مسيحي تحت حمايت حكومت اسلامي در نهج البلاغه بخوانيد و بخوانيم تا ببينيم كه ما در كجاي اين الگو برداري و پيروي از مكتب علوي هستيم.روي سخن من به مسئولان آموزش و پروش مملكت است. اقاي وزير و مسئولان محترم ايا ما فقط بايستي بازخورد عدالت علوي را در عذر خواهي رسمي كلينتون به مردم آمريكا در جريان دروغگويي اش در رابطه با مونيكا لوينسكي ببينيم و يا شايد از استعفاي فريد زكريا روزنامه نگار شهير و هندي تبار شبكه سي ان ان كه به واسطه يك نقل قول خبري بدون ذكر منبع و رفرنس با كمال شجاعت استعفا داد و رفت.اقاي وزير كمترين و كوچكترين اقدام شما در قبال اين واقعه و فاجعه بر مبناي الگو برداري از نظام علوي همانا شجاعت استفا بود و بس.تا كي ما بايد شاهد اينگونه فجايع و رويدادهاي غم انگيز باشيم. مگر نه آن است كه منطقه پيرانشهر و سردشت و ديگر شهر هاي مجاور منطقه در طي هشت سال جنگ بارها متحمل حملات رژيم بعث عراق شده و بارها منطقه اشان با بمب هاي شيميايي مورد هدف قرار گرفت. من كاك لقمان هاي فراواني را از اين منطقه مي شناسم كه بواسطه حملات شيميايي تا آخر عمر حسرت فرو بردن يك دم و نفس بدون زجر بر دلشان مانده است.آيا اين است مزد سالها دربدري و آوارگي و حرمان اين هموطنان عزيز مان. آموزش و پرورش تنها و تنها تهران نيست كه در هنگام ثبت نام اول سال ژست بگيريم كه ما از پرداخت مبالغ اضافي و تخلفات جلوگيري مي كنيم. آموزش پرورش مال همه ايران است مال همه ادمهايي از جنس هموطنان پيرانشهري امان.بيايي م و كمي انساني و اخلاقي و اسلامي با اين مقوله هاي مهم و تاثير گذار اجتماعي برخورد كنيم. هيچ گاه عدالت در شعار تحقق نمي يابد. چرا بايستي الان كه كار از كار گذشته مبالغ هنگفتي هزينه كنيم و مجروحان اين سانحه را براي درمان به خارج يا داخل كشور اعزام كنيم چرا از قبل اقدامات پيشگيرانه مورد توجه قرار نگرفت؟ اينها و صدها علامت سوال در برابر وجدان جمعي جامعه ايراني است . بياييم شعار ايران براي همه ايرانيان و عدالت براي همه را دوباره باز معنا كنيم.بياييم و از پيله حرف و شعار خارج شويم و كمي هم عمل كنيم. به خدا اين سمت ها و عناوين اگر براي توديع حق و حقيقتي نباشد وزر و وبال است و جايي گريبانمان را مي گيرد كه ديگر كاري از دستمان بر نمي ايد. بياييم به انسان به اين اشرف مخلوقاتي كه خداوند تبارك و تعالي از افرينشش به خود باليد و او را خليفه خود در جهان گردانيد ، با كرامت و شفقت بيشتري برخورد كنيم.

 از علي آموز اخلاص عمل

 شير حق را دان منزه از دغل