به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

موقوله آموزش یکی از حساس ترین و در عین حال تخصصی ترین مقولات در سیستم آموزش عالی و نهاد دانشگاهی یک کشوربه حساب می آید.لزوم استفاده از اساتید مجرب و متعهد اولین و مهم ترین پایه و گام در این روند است.

این وظیفه دشوار یعنی پیشبرد روند آموزش و تدریس در درجه اول برعهده اساتید هیات علمی و رسمی است که بر مبنای صلاحیت های علمی و اخلاقی لازم به استخدام دانشگاه ها و موسسات عالی در می آیند و البته تکلیف آنها روشن است.مشخص بودن حقوق و مزایا و ساعات و روزهای که به صورت موظفی بایستی در دانشگاه حضور داشته باشند.

البته به جز این دسته اساتید رسمی و هیات علمی , تعدادی اساتید دیگر نیز تحت عنوان های مختلفی چون استاد مدعو . استاد حق التدریسی و استاد پاره وقت نیز در سیستم آموزش عالی ایران اشتغال به تدریس دارند. البته به کارگیری این اساتید بیشتر بواسطه فقدان مدرک تحصیلی آنها در بین اعضاء هیات علمی موجود در مجموعه دانشگاه و موسسه آموزشی است و از طرف دیگر برخی دروس هستند که یا به صورت معدود ارائه می شوند و یا جنبه اختیاری دارند و بر این مبنا مسئولان دانشگاه و موسسه آموزشی ترجیح می دهند این نیاز خود را با استفاده از اساتید حق التدریسی که مدرک مرتبط با آن سرفصل درسی را دارا می باشندرا به کار گیرند.

تا اینجای کار به نظر می رسد که همه چیز روی ریل است و مشکل خاصی هم وجود ندارد و یا شاید حتی به نظر برسد که این فرصت تدریس موقت یک پیشنهاد و پله ترقی است برای یک استاد پاره وقت که در قالب آن بتواند استعدادها و توانایی های فردی خود را به سیستم ثابت کند.

ولی این تمام ماجرا نیست و می توان نکات و حاشیه های دیگری نیز از آن استخراج کرد.

قبل از ورود به بحث اصلی ابتدا لازم می دانم یک مقدار در خصوص وضعیت اساتید پاره وقت یا مدعو و یا هرچه که خطاب می شوند را عرض کنم و بعد بر مبنای آن به یک سری نتیجه گیری هایی برسم.

اصولا اساتید حق التدریسی معمولا یک شغل ثابتی دارند که البته تمرکز و توجه اصلی بدان شغل بواسطه تامین معاش آنها از بدیهیات است.این افراد یا شاغل در نهادهای دولتی هستند و یا اینکه در شرکت های خصوصی به فعالیت می پردازند.در نتیجه با محول شدن وظیفه تدریس بدین افراد , آنها بایستی ساعات و وقت هایی از حضور در سیستم کاریشان را کم کرده تا هم به آماده سازی و طبقه بندی مطالب بپردازند و هم اینکه در کلاس درس حاضر شده و به ارائه محفوظات و تطلاعات تخصصی در مورد درس مورد نظر بپردازند.و البته در پایان ترم هم ارزیابی های هم سطح سایر اساتید هیات علمی برای آنها به انجام می رسد تا در صورت هرگونه ضعف و قصور در انجام وظایف محول شده , استاد مدعو نامبرده از ادامه فعالیت منع شود و وقت و پول دانشجوی محترم اینگونه به هدر نرود.

تا اینجای کار هم شاید خواننده محترم هیچ گونه عیب و ایراد و مشکلی در روند کار نبیند و همه چیز را طبیعی انگارد ولی یک موضوع در اینجا کل رشته ها و مقدمه های ما را تبدیل به پنبه می کند.و آن موضوع حق التدریس و حق الزحمه اساتید مدعو است.متاسفانه از این نقطه است که یک پارادوکس و تبعیض عجیب غریبی را شاهد هستیم.چرا که اساتید حق التدریسی با همه حساسیت هایی که از منظر تایید صلاحیت علمی و اخلاقی در قبال انها وجود دارد و بایستی همپایه اساتید هیات علمی از نظر علمی و فنی پیش بروند ولی از منظر درامد و حق التدریسی که شامل حال انها می شود متاسفانه در وضعیت خیلی ناهنجار و خارج از شان و شوکت انسانی و اخلاقی با آنها رفتار می شود.البته این رقم های پرداختی که من خجالت می کشم آنها را بیان کنم مصوبه وزارت آموزش عالی بوده و مسئولان دانشگاه کوچکترین دخل و تصرفی در آن نمی توانند بکنند و در اصطلاح فنی یک سری ضرائب است که بر مبنای ان حق و حقوق اساتید مدعو تعیین می شود.

به عنوان فردی که از سال 1387 به عنوان استاد مدعو مشغول به کار هستم به جرات خدمت شما عرض می کنم که در این 5 سال حضور در اپن سیستم هیچ گونه افزایش درامدی در این حوزه به چشم خود ندیده ام. و اصولا مکانیزم های تعیین این مبالغ را نه تنها عادلانه که منطقی هم نمی دانم.در این سیستم آموزشی و در پرداخت حق التدریس ها به هیچ روی ملاک هایی چون رضایت دانشجویان از نحوه تدریس و رادندمان کلاس در نظر گرفته نمی شود و به صرف حضور استاد در کلاس و گذراندن یک ترم مبلغی مشخص و بسیار ناچیز به او تعلق می گیرد.

به راستی این شیوه درستی است.سوال من از مسئولان این است که ایا تنها و تنها نتیجه اینگونه برخورد کردن با قشر زحمت کش و شریف حق التدریسی ها و اساتید مدعو , کم شدن انگیزه و پایین آمدن سطح علمی کلاس نیست. مگر اهداف عالیه مسئولان در نظام آموزش عالی ارتقاء کمی و کیفی مبحث آموزش نیست؟ مگر نه این است که در طول چند ساله گذشته دست روی هرچیز که بگذاری مشاهده می کنی که بر مبنای رشد تورم به میزان قابل توجهی رشد یافته است ولی چرا این موضوع حق التدریس اساتید مدعو نه تنها مورد توجه قرار نمی گیرد بلکه به نوعی مسئولان آموزش عالی را در جایگاهی قرار می دهد که بر این اساتید مظلوم منت بگذارند که مثلا ما این موقعیت را فراهم کرده ایم که شما بیایی و اینجا درس بدهی و رزومه علمی و کاری خود را بالا ببری.

به عنوان کسی که دو سه سال است که دغدغه این موضوع را دارم و از سایر همکاران خود که بنا به عللی تمایل نداشته و ندارند خود را معرفی کنند , به جرات می گویم و می نویسم که مسئولان نظام آموزش عالی کشور و استان و شهرستان تنها دو راهبرد و مکانیزم برای روبرو شدن با این موضوع دارند و آن دو راه هم این است:

1: هرچه زودتر در صدد تقویت کادر هیات علمی خود برایند و بتوانند با استخدام اساتید تمام وقت دیگر نیازمند یک مشت استاد مدعو پرچانه و پرتوقع مانند من نباشند

2: یا اینکه هرچه سریع تر فکری به حال وضعیت پرداخت ها و حق الزحمه اساتید مدعو باشند.

خارج از این دو راه حل به نظر من یک ضرر و حرمان دو سویه هم برای مسئولان دانشگاه ها و موسسات عالی است و هم اینکه اساتید مدعو یا از ادامه همکاری منصرف می شوند و یا اینکه به صرف حضور فیزیکی در کلاس ها بسنده می کنند که البته این اوج فاجعه است و بایستی برای آن تدبیری اندیشید.

و در پایان برای اثبات مدعا و حقانیت بحث و خواسته ام به این آیه شریفه قران کریم متوسل می شوم که می فرماید

((هل جزاء الاحسان الا الاحسان)) ایا جزای نیکی به جز نیکی نیکی است.