به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

چندی پیش نقدگونه ای برای همایش یوز ایرانی که توسط انجمن محترم دوستداران محیط زیست اردکان برگزار شد٬ نوشتم.و در این متن گلایه ای دوستانه داشتم از عدم رعایت برخی اصول واضح و مبرهن. متاسفانه این نقد دلسوزانه در فضای مجازی بدجوری برام گران تمام شد.از اظهار نظرات بعضا توهین آمیز برخی شهروندان نسبت به خودم گرفته تا ناراحتی و رنجش دوستان انجمن محیط زیست اردکان.

برخود فرض دانستم که برای تنویر افکار عمومی به برخی ابهامات این قضیه پاسخ گویم تا لااقل کدورت پیش آمده را رفع کنم. امید که در این راه موفق باشم.

نکته اول: من در این نقد گونه به هیچ روی ادعای مالکیت این نگاره ها را برای انجمن حامیان میراث کهن اردکان نکردم.برخی دوستان در اظهار نظرات خود و برخی پست های وبلاگ های دیگر شهرمان اینطور وانمود کردند که این نگاره ها ٬ قباله اجدادی ماست. بحث من در خصوص رعایت برخی اصول اخلاقی بود. حرف شما درست که شاید چوپانی این اثر را پیدا کرده باشد(( که البته نادرست است و این اثر مشخصا بوسیله جواد حوت برادر اقای جلال احسان زاده(حوت) از اعضاء انجمن حامیان برای اولین بار کشف شد.))آیا مگر غیر از این است که بسیاری از محوطه های باستانی و تاریخی جهان اول بار بوسیله این قبیل افراد کشف شده اند ٬ ولی آیا این محوطه ها در کتب تاریخی به نام آنها ثبت شده است و یا اینکه بعد از این کشف های اتفاقی ٬ فرد یا افرادی که مشخصا در خصوص ثبت و مستند نگاری و شناسایی انها اقدام کرده اند ٬ مرجع و محل مراجعه قرار گرفته اند.

نکته دوم: اینکه گفته شده ٬ بنده احساس نارضایتی کرده ام برای اینکه قطعه ای از این نگاره در موزه مردم شناسی حاج آقا سپهری نگهداری می شود و با تعابیری چون لحاف ملا و سخنان چاله میدانی این توجیه را مطرح کرده اند ٬ اعتراف می کنم که بنده با انتقال این قطعه و یا هر قطعه ای دیگر از این نگاره ها به هر نقطه دیگر خواه موزه حاج آقا سپهری باشد ٬ خواه دفتر اقای تابش مخالف بوده و هستم. و این مخالفت من صرفا بواسطه حقد و حسادت نبوده و نیست.منظور نظر این حقیر از گفتن این بحث جلوگیری از تلاشی و پراکندگی اثار بوده است وگرنه این اقدام چه دخلی برای من داشته است.

نکته سوم: شاید مناقشه بر انگیز ترین بخش مورد ادعای دوستان این مورد باشد. بنده هر پست و مطلبی را که می نویسم چند بار می خوانم و ادیت می کنم و روی واژگان حساسیت ویژه ای دارم . در این متن انتقادی من از واژه ای استفاده کردم که به زعم اقایان توهین تلقی شده است. در این خصوص ذکر چند مورد ضروری است. اول اینکه هر لغت و واژه می تواند معانی متعددی را به ذهن آدمی متبادر کند واصولا یکی از صنایع ادبی که ایهام نام دارد بر مبنای همین تضاد معانی شکل گرفته است. یعنی لغتی که معانی گوناگونی دارد.دوم اینکه یک لغت را نمی توان به صورت مجزا و خارج از محدوده بحث ٬ مورد مداقه و تجزیه و تحلیل قرار داد و بایستی در قالب کلیت بحث مورد توجه قرار گیرد. و نکته سوم اینکه من بعد از استفاده از واژه ((زشت)) با استفاده از ((واو عطف)) کلمه مورد مناقشه را به کار بردم. این یعنی اینکه من از میان معانی متعددی که از این کلمه برداشت می شده ٬ آن معنی را که بیشترین تجانس و نزدیکی با کلمه زشت بوده را به کار برده ام و به هیچ گونه سایر معانی احتمالی مد نظرم نبوده است.پس انصاف بدهید که در این زمینه احساسات و غلیان آنی آن باعث شده که این نکته ظریف از نگاه تیز بین شما مغفول بیفتد.

نکته چهارم: همه حرف و بحث ما در این نکته بود که اولا اصلا چرا از این انجمن حتی یک نظر خواهی کوچکی برای برگزاری این همایش نشد. نه فقط انجمن حامیان بلکه سایر انجمن ها و صاحبان قلم نیز می توانستند به برگزاری هرچه بهتر این همایش کمک کنند چرا که نام اردکان شهر عزیزمان در میان بود و اگر بخواهم تنها به یک مورد از این عدم تمایل به همکاری از سوی برگزارکنندگان همایش اشاره کنم برخی توضیحات ناقصی بود که در خصوص موجودیت نقش یوز در این نگاره ها مطرح شد. تا آنجا که بنده بررسی کرده و چندین بار به محل نگاره ها رفته ام ٬ به صورت واضح و مشخص تنها یک نقش یوز وجود دارد ولا غیر که دوستان به اشتباه آمار دیگری داده بودند که این موضوع را می شد با یک هم اندیشی مختصر رفع کرد. 

نکته پنجم و اخر: در خصوص ابراز نگرانی نگارنده در خصوص لو رفتن مکان احتمالی نگاره ها که ممکن است مورد سوء استفاده مشتی بی فرهنگ و تخریب گر آثار قرار گیرد ٬ دوستان منتقد ٬ شاهدی نه چندان معتبر آورده اند و اینکه نوشته اند ما یعنی انجمن حامیان اول بار به لو دادن این مکان اهتمام ورزیده ایم و برای دلیل خود کلمه شمال اردکان را اورده اند. گستره وسیع شهرستان اردکان که در شمار یکی از بزرگترین شهرستان های ایران است این اجازه را به هر جوینده و یابنده ای نمی دهد که با دانستن کلمه رمزی چون شمال اردکان به این نگاره ها دسترسی پیدا کند و همانطور که دوستان می دانند و قطعا از پرونده ثبتی اثر استخراج کرده اند ٬ این اطلاعات کلی جغرافیایی جزء فرمت یک پرونده ثبتی است که بایستی در کار آورده شود و به هیچ رو نشانی سر راست و مطمئن به حساب نمی آید.

در پایان امیدوارم مطالب مطرح شده در این نوشتار بتواند شک و شبه های موجود را برطرف کند و من به عنوان یک عضو کوچک و حقیر جامعه فرهنگی اردکان نه اجازه دارم و نه شان انسانی ام به من این اجازه را می دهد که نسبت به پیشکسوتان خود و اساتید خود کلمه ای به گزاف که سهل است خدای ناکرده توهینی روا دارم. در این پست مشخصا بایستی از جناب حاج علی اقای سپهری به عنوان یکی از سلسله جنبانان حرکت فرهنگی در شهرمان تقدیر و تشکر کنم و این بی انصافی است که اگر برخی افراد حال یا دانسته و یا ندانسته این بنده را در تقابل با ایشان قرار دهند.هرچه باشد ایشان در دوره ای که اینقدر دغدغه حقفظ میراث در جامعه ما وجود نداشت ٬ پیشگام بوده و احترامش بر همه واجب است. در پایان امیدوارم دلایلم بری نوشتن این نقد قانع کننده باشد و سوء تفاهم های پیش امده مبدل به دوستی ها و ارتباط عمیق در آینده شود. 

با سپاس محسن میرجانی ارجنان. عضو انجمن حامیان میراث کهن اردکان